Discoverکتابخانه گلها
کتابخانه گلها

کتابخانه گلها

Author: حسین

Subscribed: 373Played: 21,571
Share

Description

تنها هدف این کانال دسترسی راحت و بدون محدودیت همه علاقه مندان به بایگانی ارزشمند رادیو گلها است
تلگرام و اینستاگرام @GolhaLib
120 Episodes
Reverse
ماه مراد

ماه مراد

2022-11-1124:166

#گلهای_تازهبرنامه شماره 55#ایرج#حافظ#فرهنگ_شریف#امیرناصر_افتتاح#آذر_پژوهشهمای اوج سعادت به دام ما افتداگر تو را گذری بر مقام ما افتدحباب وار براندازم از نشاط کلاهاگر ز روی تو عکسی به جام ما افتدشبی که ماه مراد از افق شود طالعبود که پرتو نوری به بام ما افتدبه بارگاه تو چون باد را نباشد بارکی اتفاق مجال سلام ما افتدچو جان فدای لبش شد خیال می بستمکه قطره ای ز زلالش به کام ما افتدخیال زلف تو گفتا که جان وسیله مسازکز این شکار فراوان به دام ما افتدبه ناامیدی از این در مرو بزن فالیبود که قرعه دولت به نام ما افتدز خاک کوی تو هر گه که دم زند حافظنسیم گلشن جان در مشام ما افتد
ناز لیلی

ناز لیلی

2022-08-2627:447

#گلهای_رنگارنگبرنامه شماره 539#گلپایگانی#الهه#طبیب_اصفهانی#ایرج_دهقان#عبید_زاکانی#همای_شیرازی#حسین_منزوی#مجید_نجاحی#امیرناصر_افتتاح#امیری_فیروزکوهی#همایون_خرم#آذر_پژوهشجفا مکن که جفا رسم دلربایی نیستجدا مشو که مرا طاقت جدایی نیستوفا نمودن و برگشتن و جفا کردنطریق یاری و آیین دلربایی نیستدلم ز دوری هر بی وفا چرا سوزدچرا شرار محبت همی مرا سوزدچه آتشی است جدایی که پاره های دلمز هر شراره گرمش جدا جدا سوزدبرای خلق خدا هرچه سوختیم چون شمعنیافتیم کسی را که بهر ما سوزدبی دل و خسته در این شهرم و دلداری نیستغم دل با که توان گفت که دلداری نیستشب به بالین من خسته به غیر از غم دوستز آشنایان کهن یار و پرستاری نیستشکست عهد من و گفت هرچه بود گذشتبه گریه گفتمش آری ولی چه زود گذشتبهار بود و تو بودی و عشق بود و امیدبهار رفت و تو رفتی و هرچه بود گذشتغمت در نهانخانه دل نشیندبه نازی که لیلی به محمل نشیندبه دنبال محمل چنان زار گریمکه از گریه ام ناقه در گل نشیندپی ناقه اش افتم آهسته ترسمغباری به دامان محمل نشیندمرنجان دلم را که این مرغ وحشیز بامی که برخاست مشکل نشیندای غنچه دمیده من یک دهن بخندخورشید من ستاره من باغ من بخندافسرده خنده بر لب گل پیش روی توای خرمن شکوفه و گل ای چمن بخندای پوی گرم تر از رقص گل برقصای خوب روی خوب تر از نسترن بخندتا خون نور در رگ شبهای من دودیک لحظه ای سپیده سیمین بدن بخند
دولت نوروز

دولت نوروز

2022-07-0828:324

#گلهای_رنگارنگبرنامه شماره 370#حافظ#رهی_معیری#سعدی#شیدا#نورالدین_ثابت_ایمانی#علینقی_وزیری#عبدالوهاب_شهیدی#پوران#روح_الله_خالقی#جواد_معروفیعلم دولت نوروز به صحرا برخاسترحمت لشکر سرما ز سر ما برخاستموسم نغمه چنگ است که در بزم سبوبلبلان را ز چمن ناله و غوغا برخاستمن ندانستم از اول که تو بی مهر و وفاییعهد نابستن از آن به که ببندی و نپاییمردمان منع کنندم که چرا دل به تو دادمباید اول به تو گفتن که چنین خوب چراییحلقه بر در نتوانم زدن از بیم رقیباناین توانم که بیایم به محلت به گداییگفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویمچه بگویم که غم از دل برود چون تو بیاییای که گفتی مرو اندر پی خوبان زمانهما کجاییم در این بحر تفکر تو کجاییمطرب مجلس بساز زمزمه عودخادم ایوان بساز مجمره عودروز گلستان و نوبهار چه خسبیخیز مگر پر کنی دامن مقصودبه دور لاله قدح گیر و بی ریا می باشبه بوی گل نفسی همدم صبا می باشچو غنچه گرچه فروبستگی ست کار جهانتو هم چو باد بهاری گره گشا مباشمرید طاعت بیگانگان مشو حافظولی معاشر رندان پارسا می باشروان پرور بود خرم بهاریکه گیری پای سروی دست یاریاگر یاری نداری لاله رخساربود یکسان به چشمت لاله و خارچمن بی همنشین زندان جان استصفای بوستان از دوستان استغمی بر سایه جانان نداریاگر جانان نداری جان نداریبهار عاشقان رخسار یار استکه هرجا نوگلی باشد بهار استگل آمد و صفای بهار آوردساقی بیا که مستی به کار آوردخوشتر ز می که در روزگار آوردمستی را ببین جوان جهان رادل برده ام ز دست دلارامیدیوانه دل ندید از جهان کامیساقی بیا که با آتشین جامیروشن کنی دل عاشقان را
خلوت گزیده

خلوت گزیده

2022-06-1726:482

#برگ_سبزبرنامه شماره 183#ایرج#حافظ#عراقی#فرصت_شیرازی#علی_تجویدی#امیرناصر_افتتاح#فرهنگ_شریف#روشنکچشم بگشا که جلوه دلداربه تجلی ست از در و دیواراین تماشا چو بنگری گوییلیس فی الدار غیره دیاربا آنکه کس ز آتش عشقت چو ما نسوختبر ما دلت نسوخت ندانم چرا نسوختجز آهنین دل تو که دارد توان و تابدیگر دلی نماند که بر حال ما نسوختبس عاشقان که خویش چو پروانه سوختندکس غیر ما و شمع ز سر تا به پا نسوختاین آتشی که در دل من از هوای توستکی برگرفت شعله که مرغ هوا نسوختدر نی نوای عشق چو مطرب نمود سازاز حیرتم که نی ز چه از این نوا نسوختفرصت ز لعل نوش تو آب بقا نیافتتا در محبت تو به نار بلا نسوختکنون که بار خزان فرش لعل فام کشیدخوش آنکه در صف مستان نشست و جام کشیددلم که جام نگون داشت سالها چو حبابدیدی که موج شراب از چه سان به دام کشیدخزان در آمدن آن سوار حاضر بودکه در رهش ورق زر به احترام کشیدفلک بداد مرادم چنان که دل میخواستبه هر سر مویم صد انتقام کشیدهزار جرعه سیر است در پیاله عشقخوش آن حریف که این باده را تمام کشیدخلوت گزیده را به تماشا چه حاجت استچون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت استجانا به حاجتی که تو را هست با خدایآخر دمی بپرس که ما را چه حاجت استای مدعی برو که مرا با تو کار نیستاحباب حاضرند به اعدا چه حاجت استمحتاج جنگ نیست گرت قصد خون ماستچون رخت از آن توست به یغما چه حاجت استهزار جرعه سیر است در پیاله عشقخوش آن حریف که این باده را تمام کشیدزیبد که ز درگاهت نومید نگردد بازآن کس که به امیدی در خاک درت افتداین هم برگ سبزی بود تحفه درویشعلی نگهدار شما
دوران عشق

دوران عشق

2022-04-2229:143

#گلهای_رنگارنگبرنامه شماره 152#مرضیه#حافظ#سعدی#عراقی#فروغی_بسطامی#معینی_کرمانشاهی#علی_تجویدی#روشنکمن مست می عشقم هوشیار نخواهم شدوز خواب خوش مستی بیدار نخواهم شدچون ساخته دردم در حلقه نیاراممچون سوخته عشقم در نار نخواهم شدبه دست غم گرفتارم بیا ای یار دستم گیربه رنج دل سزاوارم مرا مگذار دستم گیرهمیشه گرد کوی تو همی گردم به بوی توندیدم رنگ روی تو از آنم زار دستم گیرچو کردی حلقه در گوشم مکن آزار و نفروشممکن جانا فراموشم ز من یاد آر و دستم گیرنیابم در جهان یاری نبینم غیر غمخواریندارم هیچ دلداری تویی دلدار دستم گیرشنیدی آه و فریادم ندادی از کرم دادمکنون کز پا درافتادم مرا بردار و دستم گیرخوشتر از دوران عشق ایام نیستبامداد عاشقان را شام نیستتا نسوزد برنیاید بوی عودپخته داند کین سخن با خام نیستمستی از من پرس و شور عاشقیاو کجا داند که درد آشام نیستنبودم اگر من كجا بود این بخت سیاهم              نبودی اگر تو هدر می شد این اشک و آهمغمم را تو دانی تو هستی پناهمچو هجرانت دیدم ز هر كس پرسیدم     نشانت چو گم كرده راهیبه اشکت پروردم به بارت آوردم       كه جز من یاری را نبینی نخواهینتابد در بزمم نه مهری نه ماهی                                                   ندانم چه دارم گناهینگاهی بر من كن                      فدای چشمانت شود این دو چشمم الهیدارم به تو پندی یاراارزان مفروشی ما راكه در روزگاری عزیز آید خواری                              چو افتاده یوسف به چاهیگر همه خلق جهان مستی ما دانستندگو بدانند که مستیم خدا می داند⏬ بایگانی فایل ها (https://mega.nz/#F!NKxEWQ7T!Fw2WaxiXp3OFSdqwAXtteQ)📢 کانال تلگرام📸 (https://t.me/GolhaLib) اینستاگرام🎧 (https://www.instagram.com/golhalib) پادکست (https://castbox.fm/channel/id2005639?country=us)💳 حمایت (http://hamibash.com/golhalib)@GolhaLib
loading
Comments