Discover
خصوصی - Khosousi

538 Episodes
Reverse
دل عاشقآواز: محمدرضا شجریان نی: محمد موسویاجرای خصوصی در ابوعطا سپاس از جناب یاوری عزیز که نسخهی باکیفیتتر این اجرا را برای ما ارسال کردند.دوش دیدم که ملایک در میخانه زدندگل آدم بسرشتند و به پیمانه زدندساکنان حرم ستر و عفاف ملکوتبا من راه نشین باده مستانه زدندآسمان بار امانت نتوانست کشیدقرعه کار به نام من دیوانه زدنجنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنهچون ندیدند حقیقت ره افسانه زدندشکر ایزد که میان من و او صلح افتادصوفیان رقص کنان ساغر شکرانه زدندآتش آن نیست که از شعله او خندد شمعآتش آن است که در خرمن پروانه زدندکس چو حافظ نگشاد از رخ اندیشه نقابتا سر زلف سخن را به قلم شانه زدند*******دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادندواندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادندبیخود از شعشعه پرتو ذاتم کردندباده از جام تجلی صفاتم دادندچه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبیآن شب قدر که این تازه براتم دادند*******دل عاشق به پیغامی بسازدریاضت کش به بادامی بسازدمرا کیفیت چشم تو کافیستخمار آلوده با جامی بسازد*******نقدها را بود آیا که عیاری گیرندتا همه صومعه داران پی کاری گیرندمصلحت دید من آن است که یاران همه کاربگذارند و خم طره یاری گیرندخوش گرفتند حریفان سر زلف ساقیگر فلکشان بگذارد که قراری گیرندقوت بازوی پرهیز به خوبان مفروشکه در این خیل حصاری به سواری گیرندیا رب این بچهی ترکان چه دلیرند به خونکه به تیر مژه هر لحظه شکاری گیرندحافظ ابنای زمان را غم مسکینان نیستزین میان گر بتوان به که کناری گیرند
منزل جاناناجرای خصوصی در اصفهان و ماهور۱۱ تیر ۱۳۷۱آواز: محمدرضا شجریانتار: داود آزادنی: جمشید عندلیبیصبا ز منزل جانان گذر دریغ مداروز او به عاشقِ بیدل خبر دریغ مداربه شُکرِ آن که شِکُفتی به کامِ بخت ای گلنسیمِ وصل ز مرغِ سحر دریغ مدارحریفِ عشقِ تو بودم چو ماهِ نو بودیکنون که ماهِ تمامی نظر دریغ مدارجهان و هر چه در او هست سهل و مختصر استز اهلِ معرفت این مختصر دریغ مدارکنون که چشمهٔ قند است لعلِ نوشیناتسخن بگوی و ز طوطی، شِکَر دریغ مدارغبارِ غم بِرَوَد، حال خوش شود حافظتو آبِ دیده از این رهگذر دریغ مدارمرغ سحر ناله سر کنداغ مرا تازه تر کنز آه شرر بار این قفس رابر شکن و زیر و زبر کنبلبل پر بسته ز کنج قفس درآنغمه آزادی نوع بشر سراوز نفسی عرصه این خاک توده راپر شرر کنظلم ظالم, جور صیادآشیانم داده بر بادای خدا، ای فلک، ای طبیعتشام تاریک ما را سحر کننو بهار است، گل به بار استابر چشمم ژاله بار استاین قفس، چون دلم، تنگ وتار استشعله فکن، در قفس ای آه آتشیندست طبیعت، گل عمر مرا مچینجانب عاشق نگه ای تازه گل از اینبیشترکن, بیشتر کن, بیشتر کنمرغ بیدل، شرح هجرانمختصر مختصر کنمختصر کن
گلهای تازه ۱۸۷ – دستگاه ماهورگلهای شجریان (۹۴)پیش درآمد و رنگ از درویش خانهنرمندان وزارت فرهنگ و هنر به سرپرستی فرامرز پایورخواننده: محمدرضا شجریان سنتور: فرامرز پایور تار: هوشنگ ظریف کمانچه: رحمت الله بدیعی نی: حسن ناهید قیچک: پروین صالح، پروین شکالور ، حسین فرهادپور عود: حسن منوچهری رباب: محمد دلنوازی تنبک: محمد اسماعیلی گوینده: فخری نیکزاد غزل آواز: حافظ شعر تصنیف: حافظ صبا به تهنیت پیر میفروش آمدکه موسم طرب و عیش و ناز و نوش آمدهوا مسیح نَفَس گشت و باد نافهگشایدرخت سبز شد و مرغ در خروش آمدتنور لاله چنان برفروخت باد بهارکه غنچه غَرقِ عَرق گشت و گل به جوش آمدز مرغِ صبح ندانم که سوسنِ آزادچه گوش کرد که با ده زبان خموش آمدچه جای صحبت نامَحرَم است مجلس اُنسسر پیاله بپوشان که خرقهپوش آمد
قطعه خزانآهنگساز: زنده یاد استاد پرویز #مشکاتیانکمانچه: سپهر اسدیسنتور: سپنتا اسدیتنظیم: مهدی مرتضاییصدابردار: حمید عسکریمیکس: نوید شاه بیگیکارگردان: میلاد روح افزاinstagram.com/hoseinrezaasadi
نوبت عاشقی – محمدرضا شجریان، پرویز مشکاتیان و گروه عارف - اجرای دومبا سپاس فراوان از پوریا پورنیکی برای ارسال این نسخه از کنسرتنسخهای که پیشتر منتشر کرده بودیم کامل نبود و در وسط آواز مجری رادیو به آلمانی صحبت میکردنقاش کاور: مرجان کشانیآمدی وه که چه مشتاق و پریشان بودمتا برفتی ز برم صورت بیجان بودمنه فراموشیم از ذکر تو خاموش نشاندکه در اندیشه اوصاف تو حیران بودمبی تو در دامن گلزار نخفتم یک شبکه نه در بادیه خار مغیلان بودمزنده میکرد مرا دم به دم امید وصالور نه دور از نظرت کشته هجران بودمبه تولای تو در آتش محنت چو خلیلگوییا در چمن لاله و ریحان بودمتا مگر یک نفسم بوی تو آرد دم صبحهمه شب منتظر مرغ سحرخوان بودمسعدی از جور فراقت همه روز این میگفتعهد بشکستی و من بر سر پیمان بودم*********گفتم آهن دلی کنم چندیندهم دل به هیچ دلبندیوان که را دیده در جمال تو رفتهرگزش گوش نشنود پندیخاصه ما را که در ازل بودهستبا تو آمیزشی و پیوندیبه دلت کز دلت به درنکنمسختتر زین مخواه سوگندییک دم آخر حجاب یک سو نهتا برآساید آرزومندیکاشکی خاک بودمی در راهتا مگر سایه بر من افکندیچه کند بندهای که از دل و جاننکند خدمت خداوندیسعدیا دور نیک نامی رفتنوبت عاشقی است یک چندیجان و جهان! دوش کجا بودهای؟نی غلطم، در دل ما بودهایآه که من دوش چه سان بودهام!آه که تو دوش کرا بودهای!رشک برم کاش قبا بودمیچونک در آغوش قبا بودهایزهره ندارم که بگویم ترا« بی من بیچاره چرا بودهای؟! »رنگ رخ خوب تو آخر گواستدر حرم لطف خدا بودهایآینه ای، رنگ تو عکس کسیستتو ز همه رنگ جدا بودهای












