Discoverپادكست طبقه اول (هنر، معماری و شهر)
پادكست طبقه اول (هنر، معماری و شهر)

پادكست طبقه اول (هنر، معماری و شهر)

Author: گروه تحریریه پادکست طبقه اول

Subscribed: 5,417Played: 76,306
Share

Description

معماري و فضاهاي شهري يك زيست بوم نيستند بلكه يك «روان‌بوم»‌ بزرگ هستند ...

(روانشناسی محیط و پدیدار شناسی در معماری و شهرسازی)

40 Episodes
Reverse
از همان نقطه‌ای که ونچوری «اردک‌های یادمانی» را از معماریِ مدرن بیرون کشید، سرمایه‌داریِ متأخر، فاصله‌ی دیوارهای بتنی را با قابِ دوربین پر کرد؛ این‌جا دیگر بنا فقط کالبدی برای زیستن نیست، بلکه صحنه‌ای برای تکثیرِ تصاویرِ بی‌ریشه است.در قسمت دوم این گفتار، علی فرهمند (کارگردان، منتقد و داور رسمی گلدن گلوب) نشان می‌دهد چگونه معماریِ پست‌مدرن و سینمای پس از آن، هر دو در یک مسیر حرکت می‌کنند: از کفش‌های خاک‌گرفته‌ی ون‌گوگ که روایت‌گرِ یک پس‌زمینه‌ی تاریخی بودند، تا کفش‌های بی‌عمقِ وارهول در قابِ اندی وارهول؛ از رقصِ پاستیش‌وارِ تارانتینو که دیگر رقصِ گدار نیست، تا معماری‌ای که امضای معمارانِ بزرگ را گم کرده و به یکسان‌سازیِ خاموش دامن زده است. آنتونیونی و کوبریک در سینما، همان‌گونه که ونچوری و جنکس در معماری، پیش از هر کسی زنگِ خطری را به صدا درآوردند که اینهمانیِ تصاویر و بناها، آرام‌آرام جایِ انسانِ سوژه‌دار را می‌گیرد.با ما همراه شوید تا از دلِ این دو هنر، معماریِ شهر و سینمایِ معاصر را در آیینه‌ی پست‌مدرن، دوباره بازخوانی کنیم...
گاهی دیوارهای بتنی و فضاهای بی‌روحِ شهری، پیش از آنکه پناهگاه باشند، به قفسی سرد برای بلعیدن روانِ انسان تبدیل می‌شوند. در قسمت نخست از این موضوع، زایش پست‌مدرنیسم را نه از متون تئوریک، بلکه از دل همین اضطراب فضایی و نامکان‌های شهری بیرون می‌کشیم.این اپیزود به روایت علی فرهمند (کارگردان، منتقد و داور رسمی گلدن گلوب)، پیوند شگفت‌انگیز معماری، روان‌شناسی محیط و سینما را به تصویر می‌کشد. از قاب‌های منزوی‌کننده‌ی آنتونیونی تا راهروهای تسخیرشده‌ی «شاینینگ»؛با ما همراه شوید تا بشنوید چگونه کالبدِ ساختمان به جای قهرمان داستان، راوی تنهاییِ انسانِ معاصر می‌شود...
معماری جنگ است و جنگ هم معماری ست...
ایدئولوژی ها در معماری و شهرسازی میتوانند نقش طرح یا ضدطرح را داشته باشند.بازسازی برلین بعد از جنگ جهانی دوم نمونه بسیار خوبی از این تاثیرپذیری است. به وضوح میتوان دید که بازسازی به ساخت دوباره‌ی دیوارها و خیابان‌ها خلاصه نمی‌شود؛ بلکه بازتابی از ایدئولوژی ها، ارزش‌ها و نگاه‌هایی‌ست که در نهایت، هویت تازه‌ی این شهر را شکل می‌دهد.
بعد از جنگ التیام و بازسازی اجتناب ناپذیر است اما شروع و پذیرفتن همه خرابی ها کاری دشوار است. قوای جمعی یکی از ستون‌های اصلی بازسازی و التیام است. در این برهه، ما نه تنها به بازسازی آوار شهرها، بلکه به ترمیم روح و روان جامعه نیاز داریم. پذیرش زخم‌ها، اشتراک‌گذاری دردها، و یافتن همدلی جمعی، گام‌های نخست برای برخاستن از خاکستر است.  
loading
Comments 
loading