Discover
Darkast | دارکست

23 Episodes
Reverse
در این قسمت به جشنهای سال نوی بابلی میپردازیم و منظومه ی انوماالیش و از جنگ تیامت و مردوک میگیم. منابع :اساطیر آشور و بابل (ف. ژیران - ل.دلاپورت و گ. لاکوئه)ترجمه ی دکتر ابوالقاسم اسماعیلپوراساطیر آفرینش بابل - شروین وکیلی. لینک ما در حامی باشتلگرام
در این اپیزود با آشوریان و بابلیان و کلدانیان و یهودیان آشنا میشیم.. منابع:دیباچهای بر جهان باستان. نوشته ی لوکاس دوبلیوس و روبارتوس وان دراسپک ترجمه مرتضی ثاقب فرتاریخ تنمدنهای مشرق زمین نوشتهی دکتر باقرعلی عادلفر و صالح امین پوردائره المعارف اساطیر و آیینهای باستانی جهان نوشته ی غلامرضا معصومی. متن این اپیزود:اگر از اپیزود یکم فصل گذشته اسم ایبی سین به یادتون مونده باشه جای بسی شادمانیه. ایبی سین آخرین پادشاه دوران نوسومری بود. در زمانه ی ایشون اقوام همسایه شروع به سرکشی کردن و و حمله کردن به شهرهای مختلف میانرودان. یکی از این اقوام و قبایل عاموریها بودن که نژاد سامی داشتن . اجداد عاموریان نزدیک به دو هزار و پونصد سال پیش از میلاد به دو دسته تقسیم میشن. یه عده میرن سمت سوریهی کنونی که بعدها تبدیل به آرامیها میشن و یه عده به نیمهی جنوبی میانرودان کوچ میکنن . هر از گاهی هم حمله میکردن به شهرهای پر رونق و غارتشون میکردن. یه عده از جنگاورانشون هم برای دولتهای سومری نقش سرباز مزدور رو داشتن. اینجوری هم نبوده که خودشون به خودشون بگن عاموری. آشوریها بهشون میگفتن آمورو، یعنی غربیها. حالا اینکه آشوریها کین رو در ادامه میگم. فعلا بریم سروقت بابل . در سال 1894 پیش از میلاد یکی از بزرگان عاموری به نام سومو آبوم شهری در غرب کیش و ساحل سمت چپ فرات که سوموریها بهش کادین گیررا میگفتن رو به عنوان پایتخت خودش اعلام میکنه و به اون بخش از میانرودان مسلط میشه. این شهر کوچیک و کم اهمیت گه حالا تبدیل به یه دولتشهر شده بود پوست اندازی میکنه و نام دیگهای به خودش میگیره. باب ایل. به معنای درگاه ایل. یا دروازهی خدا. ایل یا ال یکی از خدایان قابل توجه میانرودانه که قبلا هم مختصری ازش صحبت کرده بودیم. پس اولین فرمانروای سلسلهی بابلی شد سومو آبوم. بعد از ایشون سومو ایلوم به قدرت میرسه که بابل قدیم تمام شکوه و عظمتش رو مدیون اونه. سابیوم و اپیل سین هم اومدن و رفتن تا قدرت به سین موبالیت رسید که میشه پدر حمورابی که مهمترین و مشهورترین شاه بابله. البته بابل قدیمحمورابی یکی از کساییه که اسمش با تاریخ گره خورده. دلیلش هم شاید بیشتر بخاطر کتیبهی معروفش باشه که در اون قوانینی رو برای اداره ی شهر تدوین و مکتوب کرده. خیلی هم قوانین سختگیرانهای هستن البته و مجازات خیلی از بیقانونیها مرگه. با خوندن این لوح متوجه میشیم که جامعه به سه بخش تقسیم شده. طبقهی آویلو یا اشراف. طبقه ی موشکنو یا مردم عادی آزاد. طبقه ی واردو یا بردگان و اسیران جنگی. حکومت کردن و مدیریت امور مذهبی بر عهدهی آویلو بود. کشاورزی و صنعت و تجارت در اختیار موشکنو و هرآنچه کار یدی بود و هرچی کارگری و بدبختی و ستمکشی باقی میموند به عهدهی واردو.در لوح قوانین حمورابی به حقوق هر انسانی بر اساس طبقهای که داشته رسیدگی میشده. واردوها هم حق و حقوقی داشتن البته اما نه به اون صورت که در جهت رفاهشون باشه.بسیار آدم مقتدر و هوشمندی بوده جناب حمورابی. همهی دولتشهرهای اطراف خودش رو تصرف میکنه و شاهانشون رو از سلطنت خلع میکنه و تا جایی پیش میره که با آشور هم مرز میشه. حتی چند سالی هم آشور خراجگزار بابل میشه. بعد از حمورابی پسرش به قدرت میرسه به نام سامسوایلونا که اونم خیلی در جهت ترقی بابل تلاش میکنه و کلی آبراهه و کانال میسازه. اما سال نهم سلطنتش با حملهی اقوام کاسی در شرق قلمروی خودش روبرو میشه. بیست سال پایانی حکومتش درگیر جنگ با کاسیها و هیتیها میشه. بعد از سامسوایلونا ، پسرش ابی اشوه به حکومت میرسه که با کاسیها به یه توافقی میرسه. میگه بیاین بجای اینکه شهرهای ما رو شخم بزنین، زمینهای کشاورزی ما رو شخم بزنین. ما هم احتیاجاتتون رو برآورده میکنیم. ایشون هم مثل پدرش کاراهای عمرانی زیادی انجام میده و خیلی هم دوست داشته در زمرهی خدایان به حسابش بیارن.بعد از ابی اشوه ، امی دیتنه به قدرت میرسه و بعد از ایشون امی سدوقه که یکی از مهمترین شاهان بابلیه. ایشون اصلاحاتی در زمینهی قانون شکل میده از جمله تعلیق چند ساله ی برخی مالیاتها و لغو مجازات زندان به خاطر بدهی. بعد از ایشون هم سمسو دیتنه به سلطنت میرسه که از دوران سلطنتش اطلاعات زیادی در دسترس نیست. فقط میدونیم این زمان مورسیلی یکم شاه هیتیها به بابل حمله میکنه و مجسمهی طلایی مردوک رو از شهر خارج میکنه و بعد از این اقدام شهر به خاک سیاه میشینه و اینجوری میشه که دورهی اول بابل بعد از سیصد سال به پایان میرسه. بعد از سقوط بابل کاسیها که از مردمان زاگرس نشین بودن به رهبری شخصی به نام گانداش به بابل حمله و اونجا رو تصرف میکنن و کنگر بابل رو میخورن و ششصد سال در این شهر لنگر میندازن. یکی از مهمترین چیزهایی که کاسیها با خودشون برای بابلیها به ارمغان میارن اسبه. اسب اهمیت زیادی در شکلگیری تاریخ داره. هم سرعتش بالاتر از حیوونایی مثل گاو یا الاغه و هم اینکه بر خلاف گاو و الاغ در جنگها میشه ازش استفاده کرد. بابلیها قبلا دیده بودن که کاسیهایی که روی زمینهای کشاورزیشون کار میکنن از یه حیوونی استفاده میکنن که انگار خیلی کارآمدتر از الاغ معمولیه. و چون کاسیها مردم کوهستان نشین بودن پس بابلیها به اسب میگفتن الاغ کوهستان. و بعدتر کاسیهایی رو استخدام میکنن برای پرورش اسب. یه دستاورد دیگه ی کاسیها برای بابلیها اصلاح محاسبه ی تقویم بابلی بود که خیلی پیچیده بوده. کاسیها میان میگن آقا سختش چرا میکنی سرآغاز هر تاریخی سلطنت شاه اون دوره باشه. خلاص.طی این ششصد سالی که کاسیها در بابل استقرار داشتن به هیچ وجه با مردم بومی سومری تداخل نژادی پیدا نمیکنن. البته به هیچ وجه رو من نمیگم. تو کتاب اینطور نوشته. ممکنه یه زیرآبیهایی هم این وسطا رفته باشن. .این از بابل قدیم. قبل از اینکه بریم سراغ بابل نوین یه سری به آشور بزنیم . آشور بر خلاف بابل و اور در شمال میانرودان قرار داشت که آب و هوای بهتری هم داشت. از این جهت به آشوری مشهورن که آشور خدای بزرگشون بود و شهری هم که درش زندگی میکردن اسمش آشور بود. خودشون به خودشون میگفتن ایشاکوم. یعنی پرستندهی خدای آشور. قدیمیترین شاهی که تونستم برای آشوریها پیدا کنم شالیم آهوم بود. بعد از اون ایلو شوما که به خاطر درگیریهاش با سومو آبوم مشهوره. بعد پسرش اریشوم یکم 1906 تاجگذاری میکنه بعد شخصی به نام ایکونوم و بعد سارگون آشوری یکم تا به شمشی ادد میرسیمقبل از دوران سلطنت ایشون آشور خراجگزار بابلیها یا عیلامیها بود. اما در سال 1781 پیش از میلاد که شمشی ادد به قدرت میرسه آشور هم یه دولتشهر مستقل میشه و شروع میکنه به غارت همسایههای خودش به جز بابل. با بابلیها به یه تفاهمی میرسه مبنی بر اینکه به حاکمیت هم احترام بذاریم . ایشون اولین کسی بوده که از لقب شدوم یا شروم به معنای شاه استفاده میکنه. اما بعد از مرگش حمورابی به شهر ماری که قبلا توسط شمشی ادد تصرف شده بود لشکر کشید و اونجا رو از چنگ آشوریها درآورد . بعد هم حمله کرد و کل آشور رو خراجگزار بابل کرد و آخرین جانشین شمشی ادد رو هم از سلطنت خلع کرد.بعد از این واقعه سه قرن اثری از حاکمان آشوری نیست. تا اینجای کار یعنی از شالوم آهوم تا شمشی ادد رو بهش میگیم دورهی آغازین آشورحدود سال 1360 پیش از میلاد مردم هوریانی که تحت لوای حکومت میتانی بر شمال میانرودان تسلط داشتن کم کم ضعیف شدن و آشوریها هم تونستن استقلال خودشون رو دوباره بدست بیارن. از این نقطه به بعد دوران سه گانهی آشور آغاز میشه. آشور کهن، میانی و نوین. دوره آشوری کهن با سلطنت آشوراوبالیت اول از سال 1365 تا 1330 پیش از میلاد آغاز میشه. ایشون نه تنها برای استقلال آشور با دولت میتانی میجنگیده، بلکه بعد از استقلال حمله میکنه به سرزمینهایی که هوریانیها در اختیار داشتن و اونجا رو ضمیمهی قلمروی آشور میکنه. بعد ادد نیراری اول به قدرت میرسه که قلمروی آشور رو تا دریای مدیترانه گسترش میده. جانشنین ادد نیراری شلمنسر یکمه که هیتیها رو تار و مار میکنه. اما اوج قدرت آشور کهن در زمان حکمرانی شخصی بوده به نام آشور توکولتی نینورتای اول که به بابل حمله میکنه وکاشتیلیاش بابلی رو اسیر و مجسمهی مردوک رو به نشان پایان کار بابل از شهر خارج میکنه. شهری که خدا نداشت دیگه جای زندگی هم نبود.بعد میاد یه شهر جدید در بابل تاسیس میکنه به نام کار-توکولتی-نینورتا . چند سال بعد از این وقایع در سال 1207 پیش از میلاد توکولتی درگیر شوروشی میشه که در راس شورشیان دو تا پسرش قرار داشتن. دست آخر هم تو همون شهری که خودش به نام خودش ساخته بود محاصره و کشته شد.بعد از توکولتی پسرش آشور ندین آپلی به قدرت میرسه بعد آشور نینراری سوم که یا پسر ندی آپلی بوده یا برادرزاده ش. بعد آشور رش ایشی یکم به قدرت میرسه تا 1115 پیش از میلاد که پسرش تیگلات پیلسر یکم به تخت شاهی تکیه میزنه که از شاهان مشهور آشوریه.ایشون سرزمینهای زیادی رو تصرف میکنه و بیرحمانه با مردم ساکن اون منطقه رفتار میکنه. تو کتیبههایی هم که ازش مونده گفته چهل و دو ملت رو مغلوب و سرزمینهاشون رو از ارمنستان تا دریای مدیترانه تصرف کرده و همهی اینها رو فقط به خواست آشور انجام داده. یعنی مدیونین اگه فک کنین آدم جنگجو و کشورگشایی بوده. روایته که صد و بیست شیر رو پیاده شکار کرده و هشتصد شیر رو سوار بر ارابه. حالا بماند که آیا میانرودان اینهمه شیر داشته که فقط نهصد و بیست تاش رو تیگلات خان شکار کنه؟ اینجا لازمه یه نکته رو در پرانتز عرض کنم و اون اینکه تیگلات پیلسر یکم اگرچه خدای آشور رو به عنوان خدای اصلی پرستش میکرده، اما معبدی میسازه در نینوا برای انلیل. امیدوارم متوجه پیچیدگی ماجرا بشین. شهری وجود داره به نام آشور که نامش رو از خدای آشور گرفته. یکی میاد شاه آشور میشه اما از جمله معابدی که میسازه یکی برای انلیله. این نشون میده که آنو و انلیل و انکی و نینهورساگ و سین و اوتو و ایشتار همچنان به قدرتشون باقین.. اما آنچنان مورد پرستش قرار نمیگیرن. و اینم جالبه بدونین که ما در میانرودان چیزی نزدیک به شش هزار خدا داریم. یعنی اگه فروشگاه رفاه برین شاید به زور شیش هزار محصول داشته باشه. اما در میانرودان شیش هزار خدا وجود داشته. در شهر بابل که نزدیک به صدهزار نفر جمعیت داشته، فقط 1179 تا معبد در اندازههای مختلف وجود داشته. تیگلات پیلسر احتمالا کشته شده و یا حتی جایی خوندم از غصه دق کرده و مرده. اما نگفته بود از غصه ی چی. به هر حال بعد از مرگش ذره ذره فتوحات آشور از دست میره و قلمروی آشوریان محدود میشه به آشور و نینوا. تا دویست سال هیچ خبری نیست و دوران آشفتگی در میانرودانه. میرسیم به سال 932 پیش از میلاد و پادشاهی اشوردان دوم و شروع دوران آشور میانی که تا سال 745 پیش از میلاد ادامه پیدا کرد. بعد از آشوردان دوم ، ادد نیراری دوم شاه شد و بعد از اون توکولتی نینورتای دوم و بعد از اون آشورنصیر پال دوم در 883 پیش از میلاد به قدرت رسیدن. بسیار آدم سفاکی بوده این آدم و خیلی هم با افتخار از قساوت هاش حرف میزده. بعد از اون شلمنسر سوم به قدرت میرسه که از شاهان شناخته شده ی آشوریه. ملکه سمیرامیس مشهور ظاهرن در دوران شلمنسر سوم پا به عرصه ی حکومتداری میذاره و وقتی شلمنسر پیر میشه و پسرش شمشی ادد پنجم اونو از سلطنت خلع میکنه به مدت سه سال ملکه سمیرامیس میشه نایب السلطنه و در راس همهی قوا به آشور و آشوریان فرمانروایی میکنه. این نکتهی بسیار مهم و باارزشیه در دوران باستان که برای مدت سه سال یک زن در راس قدرتمندترین دولتشهر منطقهست. بعد از مرگ شلمنسر سوم پسرش شمشی ادد پنجم به قدرت میرسه که کل حکومتش داشت با خراجگزارانی که نمیخواستن دیگه خراجی بدن ، میجنگید. اینم از دوران آشور میانه. اما مهمترین دورهی آشور همانا آشور نوینه که از سال 745 پیش از میلاد شروع میشه و تا 612 پیش از میلاد ادامه پیدا میکنه. وقتی تیگلات پیلسر سوم در سال 745 پیش از میلاد به قدرت میرسه یه سری اصلاحات در سیستم اداری کشور انجام میده و یه دولت قوی و منسجم درست میکن
در این قسمت با ذکر یه خاطره به موضوع اساطیر بابل و آشور وارد میشیم..لینک حامی باش
در این اپیزود که آخرین اپیزود از فصل دوم دارکسته، با آداپا آشنا میشیم و همراه با یه خاطره از من ، نگاهی میندازیم به موضوع امر مقدس و در آخر هم ترک زنهار رو با هم میشنویم.. منابع:سومریان (خزعل ماجدی). لینک کانال یوتیوبکانال تلگرام دارکستحامی باش
در این قسمت به ماجرای قهر خدایان و نازل کردن بلا بر سر انسانها میپردازیم و از چگونگی نجات بشر توسط فرزانه مردی بنام اوتنپیشتیم یا اوتنپیشتی حرف میزنیم و کهن الگوی توفان بزرگ رو در اقوام مختلف مورد تحقیق قرار میدیم. .در آخر هم ترک طاعون رو با هم میشنویم از آلبوم طاعون.منابع ما در این قسمت : سومریان (خزعل ماجدی)گیلگمش (احمد شاملو)اساطیر موازی - ج.ف. بیرلین (ترجمه ی عباس مخبر).لینک حامی باش:https://hamibash.com/Darkastلینک کانال تلگرام دارکست:t.me/daarkast











