Discover
Telipinu Cast

18 Episodes
Reverse
میان مانه «او» زن بود و نه «من» مرد.میان ما،فقط گفتوگویی بود ساده،با طعم همدلی،با رنگ انسانیت.جایی که قلبها حرف میزنند،جنسیتها سکوت میکنند.
نه زن، نه مرد.نه نقش، نه کلیشه.فقط من و تو؛در یک گفتوگوی انسانی.
رابطهی انسانی یعنی شنیده شدن، درک شدن، با دل بودن…نه زن بودن، نه مرد بودن.فقط انسان بودن کافیست.
داوید و ادوارد - فصل سوم
دیوید و ادوارد - فصل دوم، قسمت چهارمفلورانس بعد از ازدواج، ارتباط خودش با دوست پسرش رو حفظ کرد
به این فکر کن که یه آدم از دیدگاه سایر آدم ها می تونه چقدر تفاوت داشته باشه! شما رو به شنیدن این قسمت دعوت می کنم. لطفا این پادکست رو به دوستان خودتون توصیه کنید
دیوید و ادوارد، قسمت دومما به همه چی، بر اساس باورها و نگرش خودمون نگاه می کنیم.
مراسم خاکسپاری یه خانم که به تازگی فوت کرده، محل آشنایی داوید و ادوارد می شه! یکی دوست پسر اون خانوم بوده، و دیگری شوهرش .... انگار در مورد ۲ انسان متفاوت حرف می زننشما رو به شنیدن این نمایشنامه دعوت می کنم
هدف اصلی من از انتشار این پادکست، نشر محتوای با کیفیته. اگه از محتوا و فرم ارائه راضی بودین لطفا لینک پادکست رو با دوستانتون به اشتراک بذارین
هدف اصلی من از انتشار این پادکست، نشر محتوای با کیفیته. لطفا برای این کار به من کمک کنید. اگه از محتوای منتشر شده رضایت داشتین، لینک این پادکست رو برای دوستانتون ارسال کنید.
دیدگاه فلسفی عشق
عاشقی بیشتر از اینکه یه کار انسانی ساده باشه، یه کار فلسفی و پیچیده ست
هر داستان عشقی، سرشار از فلسفهست. و سرشار از زندگیشما رو به شنیدن قسمت ششم از این پادکست دعوت می کن
فصل پنجمبه نظر من اون قفس پرنده، نماد عشق و دوست داشتنه. شما رو به شنیدن فصل پنجم دعوت می کنم
رابطه ی عاشقانه از معاشرت عاشقانه سیراب می شه. قسمت چهارم، یعنی شب سوم اینگونه است
یه چالش جدی برای خودتون طرح کنید، سعی کنید بدون استفاده از کلمات حالت های مختلف رو به صورت آوایی اجرا کنید. مثلا خشم، نفرت، خستگی، غم، عشق و خوشحالی و .... این حالات رو فقط با درآوردن یه صدا و آوا چگونه اجرا می کنی؟
قسمتی از پیش گفتار مترجم ( تینوش نظم جو ) اینگونه است: سال دو هزار از كودكى مى شنيديم كه سال سقوط و سال فرار است، براى من سال بازگشت بود. با چمدانی پر از رويا و تخيل و نمايشنامه به تنها جايی بازكَشتم كه تئاتر برايم تمام معنای خود را هنوز نگه داشته بود و هنوز هم نگه داشته است. تئاتر ايران، دور از صحنه های نمایشی قراردادی و منجمد فرانسه، براى من افق تازه هاى را مى گشود. كلام تئاترى، فضاى زنده، رويارويى با تماشاگر تشنه و گرسنه ى آنچه صحنه میتواند برایش به ارمغان بياورد، همه ى اينها معنای راستين خود را در همان اجراها و تمرين هاى اولى كه در تئاترشهر ديدم پيدا مى كرد.شما رو به شنیدن قسمت دوم دعوت می کنم.
داستان خرسهای پاندا به روایت یک ساکسیفونیست که دوست دختری در فرانکفورت دارد.فصل اول در حقیقت شروع ناگهانی داستان است

























لحن نمایشنامه خوانی خاصیه لطفا کارهای دیگه هم بخونید
موزیک و متن شما عالی بود👏🏻
✨👏🏻
👏🏻
موزیک اینترو🤌🏻
👏🌱
👏
👏
🤌🏻perfect
🤌🏻🌱
فوق العاده🤌🏻