Discover
هنر و زندگی شهرزاد
هنر و زندگی شهرزاد
Author: هنر و زندگی شهرزاد
Subscribed: 380Played: 23,211Subscribe
Share
© هنر و زندگی شهرزاد
Description
در کُنجی از جهان افسانهی خویش میبافم. با شکوهِ تصویرهایی که خلق میکنم و صدا و کلامی با پژواکِ دور و دیر، با وجودی که چون نان در رود میافکنم بیامید بازپسگرفتنی با عشق نگاه کن که با عشق بافتهام!
ببینوبشنووبخوانهای #شهرزادفتوحی
@ShahrzadFotouhi
@ShahrzadArtandLife
ببینوبشنووبخوانهای #شهرزادفتوحی
@ShahrzadFotouhi
@ShahrzadArtandLife
996 Episodes
Reverse
همراه شوبنیوشبنوشبنوشانشب هفتصد و شصت و پنجم ۷۶۵ حکایت محمدبن مبارک حکایت سیفالملوک و بدیعالجمالشخصی را یافتند که رویی دراز و رؤیتی عجیب داشت. که ناگاه برجست و بر دوش او بنشست، یک پای خویشتن به گردن او فروپیچید و پای دیگر فروآویخت و گفت برو که تو را از من خلاصی محال است. دوالپا موجودی افسانهای است که بر دوش فرد میجهد و او را اسیر و برده خود میکند تا زمانی که از خستگی بمیرد. بر دوش خود بنگر ای بسا که موجود افسانهای نباشد تصویر را تصور کن!بینخطهای هر خبر و هر داستان را ببین و تصور کن و بشنو! به روالهای ناروایی که هنوز از پسِ قرنها برقرار مانده بیندیش!هزار و یک شبترجمهی عبداللطیف تسوجی تبریزیقصّهگو #شهرزادفتوحی تنظیم #مجتبی_میرسمیعی باشد که قصّه، چترِ باران غصّهها شودباشد که قصّه، صدفِ آرامشی باشد در دریاهای توفانی این جهانهنر و زندگی شهرزاد بشنوید https://www.youtube.com/playlist?list=PLPpgSsdZeHm0DKO5jWxbXXmC-FelHleB0#هزارویکشب #هزار_و_یک_شبShahrzad Art&Life @ShahrzadArtandLife مشتاق پیشنهاد و نقد و نظر شما هستم:@ShahrzadFotouhi🌀
همراه شوبنیوشبنوشبنوشانشب هفتصد و شصت و چهارم ۷۶۴ حکایت محمدبن مبارک حکایت سیفالملوک و بدیعالجمالمدت چهار ماه بادهای موافق بر ایشان میوزید و ایشان همیرفتند که روزی از روزها بادی سخت بر ایشان بوزید و از هر سوی کوهکوه موج برخاست و بارش باریدن گرفت و دریا از بسیاری بادها دگرگون گشته، کشتیها به یکدیگر برآمدند و همگی بشکستند و زورقهای خرد نیز در هم شکسته ساکنان کشتیها همگی غرق شدند. تصویر را تصور کن!بینخطهای هر خبر و هر داستان را ببین و تصور کن و بشنو! به روالهای ناروایی که هنوز از پسِ قرنها برقرار مانده بیندیش!هزار و یک شبترجمهی عبداللطیف تسوجی تبریزیقصّهگو #شهرزادفتوحی تنظیم #مجتبی_میرسمیعی باشد که قصّه، چترِ باران غصّهها شودباشد که قصّه، صدفِ آرامشی باشد در دریاهای توفانی این جهانهنر و زندگی شهرزاد بشنوید https://www.youtube.com/playlist?list=PLPpgSsdZeHm0DKO5jWxbXXmC-FelHleB0#هزارویکشب #هزار_و_یک_شبShahrzad Art&Life @ShahrzadArtandLife مشتاق پیشنهاد و نقد و نظر شما هستم:@ShahrzadFotouhi🌀
همراه شوبنیوشبنوشبنوشانشب هفتصد و شصت و سوّم ۷۶۳ حکایت محمدبن مبارک حکایت سیفالملوک و بدیعالجمالایشان معالجت بدین قرار دادند که: سه ماه در مکان خود نشسته به بادهگساری مشغول شود. او عاشق است و کسی را دوست میدارد که به وصل او راه ندارد. به دختری از ملوک جنیان عاشق گشته و صورت او را در قبایی دیده است. تصویر را تصور کن!بینخطهای هر خبر و هر داستان را ببین و تصور کن و بشنو! به روالهای ناروایی که هنوز از پسِ قرنها برقرار مانده بیندیش!هزار و یک شبترجمهی عبداللطیف تسوجی تبریزیقصّهگو #شهرزادفتوحی تنظیم #مجتبی_میرسمیعی باشد که قصّه، چترِ باران غصّهها شودباشد که قصّه، صدفِ آرامشی باشد در دریاهای توفانی این جهانهنر و زندگی شهرزاد بشنوید https://www.youtube.com/playlist?list=PLPpgSsdZeHm0DKO5jWxbXXmC-FelHleB0#هزارویکشب #هزار_و_یک_شبShahrzad Art&Life @ShahrzadArtandLife مشتاق پیشنهاد و نقد و نظر شما هستم:@ShahrzadFotouhi🌀
همراه شوبنیوشبنوشبنوشانشب هفتصد و شصت و دوم ۷۶۲ حکایت محمدبن مبارک حکایت سیفالملوک و بدیعالجمالدر حال بقچه را با شمعی روشن برداشته از تخت به زیر آمد. بقچه را گشوده در او قبایی از صنعت جنیان یافت و قبا گشوده، در آستر قبا صورت دختری را نقش گشته دید. از دیدن آن صورت عقلش بپرید و بیخود بر زمین افتاد. چون به خود آمد بگریست و بنالید و تپانچه بر سر و سینهی خود زد و آن صورت را بوسید. تصویر را تصور کن!بینخطهای هر خبر و هر داستان را ببین و تصور کن و بشنو! به روالهای ناروایی که هنوز از پسِ قرنها برقرار مانده بیندیش!هزار و یک شبترجمهی عبداللطیف تسوجی تبریزیقصّهگو #شهرزادفتوحی تنظیم #مجتبی_میرسمیعی باشد که قصّه، چترِ باران غصّهها شودباشد که قصّه، صدفِ آرامشی باشد در دریاهای توفانی این جهانهنر و زندگی شهرزاد بشنوید https://www.youtube.com/playlist?list=PLPpgSsdZeHm0DKO5jWxbXXmC-FelHleB0#هزارویکشب #هزار_و_یک_شبShahrzad Art&Life @ShahrzadArtandLife مشتاق پیشنهاد و نقد و نظر شما هستم:@ShahrzadFotouhi🌀
همراه شوبنیوشبنوشبنوشانشب هفتصد و شصت و یکم ۷۶۱ حکایت محمدبن مبارک حکایت سیفالملوک و بدیعالجمال... بند از زندانیان بدار و وام خداوندان و امرا ادا کن و سه سال خراج از رعیت بردار و در خارج شهر مطبخی بنا کن و طباخان را بفرما که شب و روز همهگونه طعام طبخ کنند و هرکه در این شهر باشد و یا از شهرهای دور آید از آن طعام بخورند و به منزلهای خویشتن ببرند و شهر را تا هفت روز بیارایند. تصویر را تصور کن!بینخطهای هر خبر و هر داستان را ببین و تصور کن و بشنو! به روالهای ناروایی که هنوز از پسِ قرنها برقرار مانده بیندیش!هزار و یک شبترجمهی عبداللطیف تسوجی تبریزیقصّهگو #شهرزادفتوحی تنظیم #مجتبی_میرسمیعی باشد که قصّه، چترِ باران غصّهها شودباشد که قصّه، صدفِ آرامشی باشد در دریاهای توفانی این جهانهنر و زندگی شهرزاد بشنوید https://www.youtube.com/playlist?list=PLPpgSsdZeHm0DKO5jWxbXXmC-FelHleB0#هزارویکشب #هزار_و_یک_شبShahrzad Art&Life @ShahrzadArtandLife مشتاق پیشنهاد و نقد و نظر شما هستم:@ShahrzadFotouhi🌀
همراه شوبنیوشبنوشبنوشانشب هفتصد و شصتم ۷۶۰ حکایت محمدبن مبارک حکایت سیفالملوک و بدیعالجمالچون گرمی هوا کمتر شود از فراز درخت به زیر آیید و در آن مکان نظر کنید. در آنجا دو اژدها خواهید یافت که یکی را سر چون بوزینه و دیگری را سر چون عفریتان است. ...دو اژدها در پای درخت بدیدند که طوقهای زرین در گردن داشتند...تصویر را تصور کن!بینخطهای هر خبر و هر داستان را ببین و تصور کن و بشنو! به روالهای ناروایی که هنوز از پسِ قرنها برقرار مانده بیندیش!هزار و یک شبترجمهی عبداللطیف تسوجی تبریزیقصّهگو #شهرزادفتوحی تنظیم #مجتبی_میرسمیعی باشد که قصّه، چترِ باران غصّهها شودباشد که قصّه، صدفِ آرامشی باشد در دریاهای توفانی این جهانهنر و زندگی شهرزاد بشنوید https://www.youtube.com/playlist?list=PLPpgSsdZeHm0DKO5jWxbXXmC-FelHleB0#هزارویکشب #هزار_و_یک_شبShahrzad Art&Life @ShahrzadArtandLife مشتاق پیشنهاد و نقد و نظر شما هستم:@ShahrzadFotouhi🌀
همراه شوبنیوشبنوشبنوشانشب هفتصد و پنجاه و نهم ۷۵۹ حکایت محمدبن مبارک حکایت سیفالملوک و بدیعالجماللشکر خود را از جنیان و انسیان و پرندگان فرمود که در راه ایشان صف ببندند. ایشان دو صف بایستادند و پرندگان با پرها سایه بر ایشان افکندند. مردمان مصر از دیدن آن شکوه به هراس اندر شدند و پایشان از رفتار بماند. بیم مدارید که ایشان سپاه سلیماناند و از ایشان به شما آسیبی نخواهد رسید. تصویر را تصور کن!بینخطهای هر خبر و هر داستان را ببین و تصور کن و بشنو! به روالهای ناروایی که هنوز از پسِ قرنها برقرار مانده بیندیش!هزار و یک شبترجمهی عبداللطیف تسوجی تبریزیقصّهگو #شهرزادفتوحی تنظیم #مجتبی_میرسمیعی باشد که قصّه، چترِ باران غصّهها شودباشد که قصّه، صدفِ آرامشی باشد در دریاهای توفانی این جهانهنر و زندگی شهرزاد بشنوید https://www.youtube.com/playlist?list=PLPpgSsdZeHm0DKO5jWxbXXmC-FelHleB0#هزارویکشب #هزار_و_یک_شبShahrzad Art&Life @ShahrzadArtandLife مشتاق پیشنهاد و نقد و نظر شما هستم:@ShahrzadFotouhi🌀
همراه شوبنیوشبنوشبنوشانشب هفتصد و پنجاه و هشتم ۷۵۸ حکایت محمدبن مبارک حکایت سیفالملوک و بدیعالجمالفرمود که این قصه را به آبِ زر بنویسند و در خزانه نگاه دارند و هر وقت که ملک دلتنگ میشد، او قصه بر وی فرومیخواند... سببِ حزن به من بازگوی شاید که سبب گشایشِ کارِ تو من باشم. تصویر را تصور کن!بینخطهای هر خبر و هر داستان را ببین و تصور کن و بشنو! به روالهای ناروایی که هنوز از پسِ قرنها برقرار مانده بیندیش!هزار و یک شبترجمهی عبداللطیف تسوجی تبریزیقصّهگو #شهرزادفتوحی تنظیم #مجتبی_میرسمیعی باشد که قصّه، چترِ باران غصّهها شودباشد که قصّه، صدفِ آرامشی باشد در دریاهای توفانی این جهانهنر و زندگی شهرزاد بشنوید https://www.youtube.com/playlist?list=PLPpgSsdZeHm0DKO5jWxbXXmC-FelHleB0#هزارویکشب #هزار_و_یک_شبShahrzad Art&Life @ShahrzadArtandLife مشتاق پیشنهاد و نقد و نظر شما هستم:@ShahrzadFotouhi🌀
همراه شوبنیوشبنوشبنوشانشب هفتصد و پنجاه و هفتم ۷۵۷ حکایت محمدبن مبارک این قصهای نیست که کسی او را در سرِ راهها حدیث کند و این قصه را نشاید به هرکس داد. شرط این است که این قصه در سر راهها نگویی و در نزد زنان و کنیزکان و غلامان و ناخردمندان و کودکان حدیث نکنی. این حکایت را در نزد ملوک و امرا و وزرا و خداوندان معرفت بازگو...تصویر را تصور کن!بینخطهای هر خبر و هر داستان را ببین و تصور کن و بشنو! به روالهای ناروایی که هنوز از پسِ قرنها برقرار مانده بیندیش!هزار و یک شبترجمهی عبداللطیف تسوجی تبریزیقصّهگو #شهرزادفتوحی تنظیم #مجتبی_میرسمیعی باشد که قصّه، چترِ باران غصّهها شودباشد که قصّه، صدفِ آرامشی باشد در دریاهای توفانی این جهانهنر و زندگی شهرزاد بشنوید https://www.youtube.com/playlist?list=PLPpgSsdZeHm0DKO5jWxbXXmC-FelHleB0#هزارویکشب #هزار_و_یک_شبShahrzad Art&Life @ShahrzadArtandLife مشتاق پیشنهاد و نقد و نظر شما هستم:@ShahrzadFotouhi🌀
همراه شوبنیوشبنوشبنوشانشب هفتصد و پنجاه و ششم ۷۵۶حکایت بدر باسم و جوهرهآغاز حکایت محمدبن مبارک ـــــ من از تو میخواهم که حکایتی عجیب و حدیثی غریب با من بگویی که من هرگز او را نشنیده باشم. ـــــ سالی مهلت همیخواهم تا تو را حدیثی گویم که در تمامت عمر بهتر از آن حدیث نشنیده باشی. تصویر را تصور کن!بینخطهای هر خبر و هر داستان را ببین و تصور کن و بشنو! به روالهای ناروایی که هنوز از پسِ قرنها برقرار مانده بیندیش!هزار و یک شبترجمهی عبداللطیف تسوجی تبریزیقصّهگو #شهرزادفتوحی تنظیم #مجتبی_میرسمیعی باشد که قصّه، چترِ باران غصّهها شودباشد که قصّه، صدفِ آرامشی باشد در دریاهای توفانی این جهانهنر و زندگی شهرزاد بشنوید https://www.youtube.com/playlist?list=PLPpgSsdZeHm0DKO5jWxbXXmC-FelHleB0#هزارویکشب #هزار_و_یک_شبShahrzad Art&Life @ShahrzadArtandLife مشتاق پیشنهاد و نقد و نظر شما هستم:@ShahrzadFotouhi🌀
همراه شوبنیوشبنوشبنوشانشب هفتصد و پنجاه و پنجم ۷۵۵حکایت بدر باسم و جوهرهبه تو بگوید از این سویق (آرد سفید و نرم گندم یا جو) بخور. تو چنان بنمای که از او میخوری ولکن مخور و زینهار که از سویق او بخوری که اگر از او مقدار ذرهای بخوری سحر او بر تو کارگر شود و از این صورت به صورتی که او خواهد درآیی. تصویر را تصور کن!بینخطهای هر خبر و هر داستان را ببین و تصور کن و بشنو! به روالهای ناروایی که هنوز از پسِ قرنها برقرار مانده بیندیش!هزار و یک شبترجمهی عبداللطیف تسوجی تبریزیقصّهگو #شهرزادفتوحی تنظیم #مجتبی_میرسمیعی باشد که قصّه، چترِ باران غصّهها شودباشد که قصّه، صدفِ آرامشی باشد در دریاهای توفانی این جهانهنر و زندگی شهرزاد بشنوید https://www.youtube.com/playlist?list=PLPpgSsdZeHm0DKO5jWxbXXmC-FelHleB0#هزارویکشب #هزار_و_یک_شبShahrzad Art&Life @ShahrzadArtandLife مشتاق پیشنهاد و نقد و نظر شما هستم:@ShahrzadFotouhi🌀
همراه شوبنیوشبنوشبنوشانشب هفتصد و پنجاه و چهارم ۷۵۴حکایت بدر باسم و جوهرهنهری دید روان که مرغکی سفید در کنار نهر نشسته و در آنجا درختی است بزرگ و در فراز درخت پرندگان گوناگون هستند. به تفرج پرندگان بنشست. پرندهای سیاه دید که بر آن مرغک سفید فرود آمد و سه کرّت با او در آمیخت. پس از ساعتی آن مرغک سفید به صورت بشریت بازگشت. تصویر را تصور کن!بینخطهای هر خبر و هر داستان را ببین و تصور کن و بشنو! به روالهای ناروایی که هنوز از پسِ قرنها برقرار مانده بیندیش!هزار و یک شبترجمهی عبداللطیف تسوجی تبریزیقصّهگو #شهرزادفتوحی تنظیم #مجتبی_میرسمیعی باشد که قصّه، چترِ باران غصّهها شودباشد که قصّه، صدفِ آرامشی باشد در دریاهای توفانی این جهانهنر و زندگی شهرزاد بشنوید https://www.youtube.com/playlist?list=PLPpgSsdZeHm0DKO5jWxbXXmC-FelHleB0#هزارویکشب #هزار_و_یک_شبShahrzad Art&Life @ShahrzadArtandLife مشتاق پیشنهاد و نقد و نظر شما هستم:@ShahrzadFotouhi
همراه شوبنیوشبنوشبنوشانشب هفتصد و پنجاه و سوم ۷۵۳حکایت بدر باسم و جوهرهبه قصر نظر کرده دید که او را از خشتهای زرین بنا کردهاند و در میان قصر باغی و در باغ برکهای است. ...باده همی گساردند تا اینکه سرمست شدند. با لحنهای خوش تغنی کردند...گمان کرد که قصر از نشاط به رقص درآمد و خود نیز به نشاط اندر شد و دلش بگشود و غربت فراموش کرد...قندیلها و شمعها بیفروختند و عنبر به مجمر انداختند.تصویر را تصور کن!بینخطهای هر خبر و هر داستان را ببین و تصور کن و بشنو! به روالهای ناروایی که هنوز از پسِ قرنها برقرار مانده بیندیش!هزار و یک شبترجمهی عبداللطیف تسوجی تبریزیقصّهگو #شهرزادفتوحی تنظیم #مجتبی_میرسمیعی باشد که قصّه، چترِ باران غصّهها شودباشد که قصّه، صدفِ آرامشی باشد در دریاهای توفانی این جهانهنر و زندگی شهرزاد بشنوید https://www.youtube.com/playlist?list=PLPpgSsdZeHm0DKO5jWxbXXmC-FelHleB0#هزارویکشب #هزار_و_یک_شبShahrzad Art&Life @ShahrzadArtandLife مشتاق پیشنهاد و نقد و نظر شما هستم:@ShahrzadFotouhi🌀
همراه شوبنیوشبنوشبنوشانشب هفتصد و پنجاه و دوم ۷۵۲حکایت بدر باسم و جوهرهناگاه هزار تن خادمان با شمشیرهای کشیده که جامههای فاخر در بر و مِنطقه مرصع به درّ و گوهر در کمر داشتند، سواره برسیدند و بگذشتند. پس از ایشان هزار کنیزک ماهروی که جامههای دیبای مرصع به گونهگونه گوهرها در بر داشتند و همگی را نیزه اندرکف بود، سواره برسیدند و در میان ایشان دخترکی بود که به زین مرصع برنشسته و او را جبین به زهره و مشتری همیمانست. تصویر را تصور کن!بینخطهای هر خبر و هر داستان را ببین و تصور کن و بشنو! به روالهای ناروایی که هنوز از پسِ قرنها برقرار مانده بیندیش!هزار و یک شبترجمهی عبداللطیف تسوجی تبریزیقصّهگو #شهرزادفتوحی تنظیم #مجتبی_میرسمیعی باشد که قصّه، چترِ باران غصّهها شودباشد که قصّه، صدفِ آرامشی باشد در دریاهای توفانی این جهانهنر و زندگی شهرزاد بشنوید https://www.youtube.com/playlist?list=PLPpgSsdZeHm0DKO5jWxbXXmC-FelHleB0#هزارویکشب #هزار_و_یک_شبShahrzad Art&Life @ShahrzadArtandLife مشتاق پیشنهاد و نقد و نظر شما هستم:@ShahrzadFotouhi
همراه شوبنیوشبنوشبنوشانشب هفتصد و پنجاه و یکم ۷۵۱حکایت بدر باسم و جوهرهکشتی به کوهی برآمده بشکست و هر که در کشتی بود غرق شد مگر بدرباسم که به تختهای از تختههای کشتی بنشست و آن تخته را باد همیبرد تا اینکه پس از نه روز آن تخته به کنار دریا برسید. در آنجا شهری دید از عاج سپیدتر و آن شهری بود بلندبنیان که آب دریا به دیوار آن شهر همیخورد. تصویر را تصور کن!بینخطهای هر خبر و هر داستان را ببین و تصور کن و بشنو! به روالهای ناروایی که هنوز از پسِ قرنها برقرار مانده بیندیش!هزار و یک شبترجمهی عبداللطیف تسوجی تبریزیقصّهگو #شهرزادفتوحی تنظیم #مجتبی_میرسمیعی باشد که قصّه، چترِ باران غصّهها شودباشد که قصّه، صدفِ آرامشی باشد در دریاهای توفانی این جهانهنر و زندگی شهرزاد بشنوید https://www.youtube.com/playlist?list=PLPpgSsdZeHm0DKO5jWxbXXmC-FelHleB0#هزارویکشب #هزار_و_یک_شبShahrzad Art&Life @ShahrzadArtandLife مشتاق پیشنهاد و نقد و نظر شما هستم:@ShahrzadFotouhi🌀
همراه شوبنیوشبنوشبنوشانشب هفتصد و پنجاهم ۷۵۰ حکایت بدر باسم و جوهرهیکی از اهالی شهر صیاد را پیش آمد و از قیمت پرنده بپرسید. صیاد گفت: اگر او را شرا کنی چه کار خواهی کرد؟ آن مرد گفت: او را بکشم و بخورم. صیاد گفت:چگونه رواست که کسی چنین پرنده را بکشد و بخورد. من تمامت عمر صیاد بودهام و در برّ و بحر مانند این پرنده ندیدهام. تصویر را تصور کن!بینخطهای هر خبر و هر داستان را ببین و تصور کن و بشنو! به روالهای ناروایی که هنوز از پسِ قرنها برقرار مانده بیندیش!هزار و یک شبترجمهی عبداللطیف تسوجی تبریزیقصّهگو #شهرزادفتوحی تنظیم #مجتبی_میرسمیعی باشد که قصّه، چترِ باران غصّهها شودباشد که قصّه، صدفِ آرامشی باشد در دریاهای توفانی این جهانهنر و زندگی شهرزاد بشنوید https://www.youtube.com/playlist?list=PLPpgSsdZeHm0DKO5jWxbXXmC-FelHleB0#هزارویکشب #هزار_و_یک_شبShahrzad Art&Life @ShahrzadArtandLife مشتاق پیشنهاد و نقد و نظر شما هستم:@ShahrzadFotouhi🌀
همراه شوبنیوشبنوشبنوشانشب هفتصد و چهل و نهم ۷۴۹ حکایت بدر باسم و جوهرهاگر تو در دوستی یک وجب به من نزدیک آیی من یک ذراع پیش خواهم آمد و من اکنون از گرفتاران دام عشق توام و محبتی که تو را در دل است صد چندان در دل من است. پس نزدیک رفته او را در آغوش گرفت و لبان او را بوسه داد. پس از آن او را به سینه خود چسبانیده سخنانی گفت که او نمیدانست آنگاه گفت: از این صورت به در شو و به صورت پرندهای از بهترین پرندگان که پرهای او سپید و منقار و پاهای او سرخ باشد درآی. تصویر را تصور کن!بینخطهای هر خبر و هر داستان را ببین و تصور کن و بشنو! به روالهای ناروایی که هنوز از پسِ قرنها برقرار مانده بیندیش!هزار و یک شبترجمهی عبداللطیف تسوجی تبریزیقصّهگو #شهرزادفتوحی تنظیم #مجتبی_میرسمیعی باشد که قصّه، چترِ باران غصّهها شودباشد که قصّه، صدفِ آرامشی باشد در دریاهای توفانی این جهانهنر و زندگی شهرزاد بشنوید https://www.youtube.com/playlist?list=PLPpgSsdZeHm0DKO5jWxbXXmC-FelHleB0#هزارویکشب #هزار_و_یک_شبShahrzad Art&Life @ShahrzadArtandLife مشتاق پیشنهاد و نقد و نظر شما هستم:@ShahrzadFotouhi🌀
همراه شوبنیوشبنوشبنوشانشب هفتصد و چهل و هشتم ۷۴۸حکایت بدر باسم و جوهرهنمیدانست که به کدام سوی رود. تقدیر ازلی او را بر آن جزیره که جوهره در آنجا بود رهنمون گشت. در پای همان درخت مانند مردگان بیفتاد و همیخواست که راحت بماند. به سوی درخت نظاره کرده جوهره را در فراز درخت دید که او به بدر تابان همیماند. ➰تصویر را تصور کن!بینخطهای هر خبر و هر داستان را ببین و تصور کن و بشنو! به روالهای ناروایی که هنوز از پسِ قرنها برقرار مانده بیندیش!هزار و یک شبترجمهی عبداللطیف تسوجی تبریزیقصّهگو #شهرزادفتوحی تنظیم #مجتبی_میرسمیعی باشد که قصّه، چترِ باران غصّهها شودباشد که قصّه، صدفِ آرامشی باشد در دریاهای توفانی این جهانهنر و زندگی شهرزاد بشنوید🌀 https://www.youtube.com/playlist?list=PLPpgSsdZeHm0DKO5jWxbXXmC-FelHleB0#هزارویکشب #هزار_و_یک_شبShahrzad Art&Life @ShahrzadArtandLife مشتاق پیشنهاد و نقد و نظر شما هستم:@ShahrzadFotouhi🌀🌀🌀
همراه شوبنیوشبنوشبنوشانشب هفتصد و چهل و هفتم ۷۴۷حکایت بدر باسم و جوهرهاگر دعوی کنی که تو را دختر نکورو است ملک بدرباسم از او نکورویتر و در حسب و نسب از او بهتر است. اگر تو دعوت ما را اجابت کنی کاری بجا کردهای و اگر از ما اعراض کنی از انصاف و از راه راست دور خواهی افتاد. تو میدانی که ملکه جوهره از شوهری ناگزیر است از آنکه حکیمان گفتهاند که زنان را شوی باید یا گور.چون ملک سخن او بشنید سخت خشمگین شد. ➰تصویر را تصور کن!بینخطهای هر خبر و هر داستان را ببین و تصور کن و بشنو! به روالهای ناروایی که هنوز از پسِ قرنها برقرار مانده بیندیش!هزار و یک شبترجمهی عبداللطیف تسوجی تبریزیقصّهگو #شهرزادفتوحی تنظیم #مجتبی_میرسمیعی باشد که قصّه، چترِ باران غصّهها شودباشد که قصّه، صدفِ آرامشی باشد در دریاهای توفانی این جهانهنر و زندگی شهرزاد بشنوید🌀 https://www.youtube.com/playlist?list=PLPpgSsdZeHm0DKO5jWxbXXmC-FelHleB0#هزارویکشب #هزار_و_یک_شبShahrzad Art&Life @ShahrzadArtandLife مشتاق پیشنهاد و نقد و نظر شما هستم:@ShahrzadFotouhi🌀🌀🌀
همراه شوبنیوشبنوشبنوشانشب هفتصد و چهل و ششم ۷۴۶حکایت بدر باسم و جوهرهآنچه قصد کردهای بکن و زینهار که در سخنگفتن با او درشتی کنی. ➰آنگاه برخاسته دو انبان از گوهرها و یاقوتها و شاخهای زمرد و مرجان پر کرده به دوش ملازمان خود داده با ملک بدرباسم به سوی ملک سمندل روان شدند. تصویر را تصور کن!بینخطهای هر خبر و هر داستان را ببین و تصور کن و بشنو! به روالهای ناروایی که هنوز از پسِ قرنها برقرار مانده بیندیش!هزار و یک شبترجمهی عبداللطیف تسوجی تبریزیقصّهگو #شهرزادفتوحی تنظیم #مجتبی_میرسمیعی باشد که قصّه، چترِ باران غصّهها شودباشد که قصّه، صدفِ آرامشی باشد در دریاهای توفانی این جهانهنر و زندگی شهرزاد بشنوید🌀 https://www.youtube.com/playlist?list=PLPpgSsdZeHm0DKO5jWxbXXmC-FelHleB0#هزارویکشب #هزار_و_یک_شبShahrzad Art&Life @ShahrzadArtandLife مشتاق پیشنهاد و نقد و نظر شما هستم:@ShahrzadFotouhi🌀🌀🌀



























سلام وقتتون بخیر باشه🫶✨️ ممکنه راهنمایی کنید که چجوری میتونم پادکست های مرتب رو پیدا کنم 🤝🙏🏻
ممنون
ممنون از زحمات همه دست اندر کاران خوش ذوق این مجموعه. بسیار عالی است،
پادکستر عزیز، پادکست شما در گروه " دنیای داستان " معرفی شد. https://t.me/+bzSZA8A7R8owY2Q8 پادکست استور حامی پادکست هاست. در صورت اشتباه در ارائه اطلاعات مانند لینک پادکست یا نام پادکستر ما را از طریق پشتیبانی پادکست استور در تلگرام مطلع کنید. در ضمن شما دعوت هستید به دو گروه پادکسترها https://t.me/ziiPcreationguide و شنوندگان https://t.me/ziicastboxLguide #پادکست #پادکستاستور
درحال گوش سپردن
درود، حدود دو دقیقه در ابتدای هر اپیزود موسیقی نیازی نیست ،حوصله را سر میبرد
متأسفانه شماره ی اپیزودها فاقد نظم و ترتیب است
سلام خدمت خانم فتوحی عزیز، خوانش داستان خیلی کند است
درود، لطفن اپیزود ها مرتب کنید ، هیچ نظمی برای قسمت های داستان هزار و یک شب وجود ندارد
حیف از این اثری که میتوانست از مفاخر تاریخ ادبیات ایران باشد که توسط افراد نادان به این درجه از ابتذال و افتضاح سقوط کرده
اجرای عالی، سپاسگزارم💐💐💐💐🙏🙏🙏