Discover
رادیو داستان | Radio Daastaan

89 Episodes
Reverse
شماره نود رادیو داستان، پیشکش به شما عزیزان. روزگارتون روشن و شاد و آزاد. پاینده ایران و ایرانی.
با درود به شما عزیزان. شماره تازه رادیو داستان در آذر 1404 با داستانی از احمد افقهی و ترانه ای از زنده یاد محمد حیدری و اردلان سرفراز عزیز و صدای شادروان هایده پیشکش به پیشگاه بلند شما عزیزان. پاینده باشید و پاینده ایران
در نیمههای آبان یکهزار و چهارصد و چهار خورشیدی، اندوهناک از سوگ برادر، شماره هشتاد و هفتم رادیو داستان را به پیشگاه بلند شما سروران گرامی پیشکش میکنم.
به روال این چندگاه و با پیگیری برخی همراهان ارجمند، روایتی دیگر از کتاب هتل مسکو را پیشکش به پیشگاه شما عزیزان میکنم. سپاسگزارم که میشنوید.
یکی داستان است پر آب چشم...
همراهان گرامی رادیو داستان سلام. با تمام قلبم آرزو دارم که سلامتی و شادی نصیب همه روزها و شبهای شما و عزیزانتون باشه. در این شماره داستانی از صادق هدایت عزیز رو تقدیم پیشگاه شما عزیزان میکنم. و کتاب هتل مسکو هم به مرور تقدیم شما خواهد شد. با امید آزادی و آبادی برای ایران عزیز و شادی و آرامش برای شما. در این شماره از موزیکهای ساخته مرتضا خان حنانه استفاده شده. ممنونم که میشنوید.
سلام به پیشگاه بلند شما عزیزان.
درود دوستان ارجمندم. از جکایت نیچه قیطریه بشنوید و مرحمتا از نیچهها و فلاسفهای که در نزدیک خود دیدهاید بنویسید.ممنونم که میشنوید.
در مهرماه 1404 چهارمین داستان از مجموعه هتل مسکو رو تقدیم حضورتون می کنم. خواهشمندم داستان رو با دقت گوش کنید و به لایه های پنهان ذهن نویسنده سفری کنید.
با ادای احترام به همه کسانی که در حرمت بی دلیل و دردناک موسیقی، سوختند.از نوازندههای کافهها و کابارهها که بیکار شدند تا علیزاده که تار قلندر او را درفرودگاه شکستند تا شجریان و گلپا و گوگوش.تمام کسانی که نوارشان را کمیته گرفت و شکست.تمام نوارها و سازها و قلبهای شکسته در این سالهای سیاهو با احترام به خانم دلکش و آقای داوود مقامی که نامشان در این اپیزود برده شد.ارادتمند، بهنام درخشانشهریور 1404سالگرد مهسا
سلام بر دوستان و همراهان ارجمند من در رادیو داستان.با داستانهای کوتاه مجموعه هتل مسکو نوشته آقای احمد افقهی در خدمت شما هستم. هر هفته یک داستان. سپاسگزارم که می شنوید.
پس از مدت ها با کتاب هتل مسکو در خدمت شما خواهم بود. ممنونم که می شنوید.
با درود و ادب به پیشگاه شما سروران ارجمنداپیزود هفتاد و هفتم راتقدیم حضور شما عزیزان می کنم.حامی مالی این شماره: شرکت تجارت تهویه ماندگار تولیدکننده و واردکننده تجهیزات و دستگاه های تهویه مطبوع مانند چیلر، فن کویل، هواساز، ایرواشر، روفتاپ پکیج، بویلرهای چگالشی.www.tt-mandegar.com
در اسفند ماه 1403 وقتی بوی عید هنوز در خیابان و چشمهای مردمان ندویده و نمی دانم خواهد دوید یا نه، اپیزود هفتاد و ششم را با داستانی از جناب آقای علی خدایی تقدیم حضور شما عزیزان می نمایم. سپاسگزارم که می شنوید.حامی مالی این شماره: ویپاد شعبه دیجیتال بانک پاسارگادhttps://wepod.ir پیج اینستاگرام: Wepod_ir
هفتاد و پنجمین قسمت رادیو داستان، قصه های ماورا، نوشته احمد افقهی تقدیم شما عزیزان باد.
راوی مرگ او کیست؟ آیا به نظاره نشسته؟اپیزود هفتاد و چهارم رادیو داستان، راوی، نوشته جناب آقای احمد افقهی، پیشکش حضورتان می گردد. یلدایتان مبارک. شب چله تان شاد.
این داستان، پیشتر در کانال تلگرام رادیو داستان منتشر شده بود. دوباره خواندم و تقدیم حضور پر از مهرتان می کنم. آذرماه شما، شاد.
سلام و درود و ادب به پیشگاه بلند شما همراهان ارجمند رادیو داستان. فضاسازی بی نظیر زنده یاد محمد محمدعلی را بشنوید لطفا. مرا از خواندن دیدگاه مبارک خود محروم نفرمایید.
سلام دوستان و همراهان ارجمندم. در شماره هفتاد و یکم، داستان متوفای نوشته شده توسط آقای احمد افقهی را بشنوید و دیدگاه مبارک خود را به من بفرمایید. سپاسگزارم که می شنوید.
مسعود فرزاد و صادق هدایت، یک مجموعه داستان طنز دارند به نام وغ وغ ساهاب. هیچ چیز به هیچ چیز نمی آید و پر است از غلط املایی و اشعار بی وزن. اما در نهایت شما انسجامی انتقادی را حس خواهید کرد و لذت می برید. ممنونم که می شنوید و حمایت می فرمایید.


























من اون دده سیاه مهرانگیز مفلوک رابه اون زنکه شارلاتان ترجیح میدهم
سلام جناب درخشان عزیز خوشحالم صدای شما رو سلامت میشنوم بعد از مدتها با بی حوصلگی و دل تنگ بهCastbox نگاه کردم و زدم روی اون شاید ..... دردها و مصیبتها در کرمانشاه داشتیم به امید پایمال نشدن خون عزیزانمان وایرانی آزاد
ممنون چقدردوست دارم باصداشماشازده احتجاب گوش کنم...
چقدر افکت های میان داستان، آزار دهنده هستند ☹️
تشکرازروایتگرجناب درخشان
عالیه. چسبید حسابی. گر چه دلم گرفت. فرهنگ شیراز هم موج میزد
خیلی سخته ....باچکش آدم کشتن ..
عبدل بادستان کوره بسته..کوره kevere در زبان جنوبی یعنی دستهای پینه بسته خراش دارسفت وحشت kevere خودم بچه خوزستان هستم
صداتون بی نظیره
چقدر شبیه ح.پرهام...هست این صداوتحلیل...
عالی ....بیچاره مادربااون پول و۷فرزند گدایی میکرد
صدای درخشانی دارید
عجب صدایی...🫵🌷
شنیدنتون باعث دلگرمی و دلخوشیه..سپاس از زحماتتون
او زیر آوار آگاهیِ بیپناه خود زندهبهگور میشود جایی که فهمیدن، دردناکتر از ندانستن است. آنقدر از جهان رانده شده که حتی مرگ هم پناهش نمیدهد، هستی او را محکوم کرده به "ماندن" و نه "زیستن" پیوست؛ ممنون از اجرای خوبتون 🌹🤍
عالی بود متشکرم😍😍😍😍😍
۲۷دیماه۱۴۰۴ معادل ۱۷ژانویه۲۰۲۶ این اپیزوتو گوش میدم تا ساعتی از غم و درد مردمم وکشورم فارغ بشم وتجدید قوایی برای ادامه راه و بله آقای بهنام عزیز ما در اوج درد این روزها همچنان منتظریم که اون روز خوب بیاد
ممنون آقای درخشان، زیبایی این داستان با صدا و خوانش شما چندبرابر شده و برای نیم ساعت منو برد به ایران و دنیای شیرین بچگیام
دیشب که علامت اپیزود جدید شما رو دیدم واقعا خوشحال شدم . چه قدر خوبه حضور کسی این چنین تاثیرگذار باشه .🌹
ممنون از شما جناب درخشان و جناب افقهی که هر دو ما را برای ساعتی دلخوش میکنید