DiscoverHafez Artistry - هنر حافظ
Hafez Artistry - هنر حافظ

Hafez Artistry - هنر حافظ

Author: Hossein Sadeghifard - حسین صادقی فرد

Subscribed: 15,158Played: 324,093
Share

Description

حافظ بخونیم و از خوندنش لذت ببریم :)



لطفاً پیشنهادات و انتقادات و نکته‌های خودتون رو توی توییتر و ایستاگرام بهمون بگین.



@hafezartistry



اگه دوس داشتین توی سایت «حامی باش» ازمون حمایت کنین.

51 Episodes
Reverse
یاری اندر کس نمی‌بینیم، یاران را چه شد؟ دوستی کی آخر آمد؟ دوست‌دار‌ان را چه شد؟ کس نمی‌گوید که یاری داشت حقّ دوستی حق‌شناسان را چه حال افتاد؟ یاران را چه شد؟ آب حیوان تیره‌گون شد، خضر فرخ‌پی کجاست؟ گل بگشت از رنگ خود، باد بهاران را چه شد؟ شهر یاران بود و خاک مهر‌بانان این دیار مهربانی کی سر آمد؟ شهریار‌ان را چه شد؟ لعلی از کان مروّت برنیامد سال‌هاست تابش خورشید و سعی باد و باران را چه شد؟ گوی توفیق و کرامت در میان افکنده‌اند کس به میدان درنمی‌آید، سوار‌ان را چه شد؟ صدهزاران گل شکفت و بانگ مرغی برنخاست عندلیبان را چه پیش آمد؟ هزاران را چه شد؟ زهره سازی خوش نمی‌سازد، مگر عود‌ش بسوخت کس ندارد ذوق مستی، می‌گسار‌ان را چه شد؟ حافظ، اسرار الهی کس نمی‌داند؛ خموش از که می‌پرسی که دور روزگار‌ان را چه شد؟   موسیقی این قسمت برگرفته از آلبوم بیداد به آهنگسازی پرویز مشکاتیان و خوانندگی محمدرضا شجریان   حمایت مالی از هنر حافظ حمایت برای ساکنان خارج از ایران توییتر هنر حافظ اینستاگرام هنر حافظ
رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند چنان نماند، چنین نیز هم نخواهد ماند من ارچه در نظر یار خاکسار شدم رقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند چو پرده‌دار به شمشیر می‌زند همه را کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند چه جای شکر و شکایت ز نقش نیک و بد است؟ که بر صحیفۀ هستی رقم نخواهد ماند سرود مجلس جمشید گفته‌اند این بود که جام باده بیاور که جم نخواهد ماند توانگرا! دل درویش خود به دست آور که مخزن زر و گنج درم نخواهد ماند غنیمتی شمر ای شمع، وصل پروانه که این معامله تا صبحدم نخواهد ماند بدین رواق زبرجد نوشته‌اند به زر که «جز نکویی اهل کرم نخواهد ماند» ز مهربانی جانان طمع مبُر، حافظ! که نقش جور و نشان ستم نخواهد ماند     حمایت مالی از هنر حافظ حمایت برای ساکنان خارج از ایران توییتر هنر حافظ اینستاگرام هنر حافظ
حال خونین‌دلان که گوید باز؟ وز فلک خون خم که جوید باز؟ جز فلاطون خم‌نشین شراب سرّ حکمت به ما که گوید باز؟ شرمش از چشم می‌پرستان باد نرگس مست اگر بروید باز هرکه چون لاله کاسه‌گردان بود زین جفا رخ به خون بشوید باز نگشاید دلم چو غنچه اگر ساغری لاله‌گون نبوید باز بس که در پرده چنگ گفت سخن ببرش موی تا نموید باز گرد بیت الحرام خُم حافظ گر نمیرد به سر بپوید باز   حمایت مالی از هنر حافظ حمایت برای ساکنان خارج از ایران توییتر هنر حافظ اینستاگرام هنر حافظ
دوش در حلقۀ ما قصۀ گیسوی تو بود تا دل شب سخن از سلسلۀ موی تو بود دل که از ناوک مژگان تو در خون می‌گشت باز مشتاق کمان‌خانۀ ابروی تو بود هم عفاالله صبا کز تو پیامی می‌داد ور نه در کس نرسیدیم که از کوی تو بود عالم از شور و شر عشق خبر هیچ نداشت فتنه‌انگیز جهان غمزۀ جادوی تو بود من سرگشته هم از اهل سلامت بودم دام راهم شکن طرۀ هندوی تو بود بگشا بند قبا تا بگشاید دل من که گشادی که مرا بود ز پهلوی تو بود به وفای تو که بر تربت حافظ بگذر کز جهان می‌شد و در آرزوی روی تو بود     حمایت مالی از هنر حافظ حمایت برای ساکنان خارج از ایران توییتر هنر حافظ اینستاگرام هنر حافظ
صبحدم مرغِ چمن با گلِ نوخاسته گفت ناز کم کن که در این باغ، بسی چون تو شکفت گل بخندید که از راست نرنجیم، ولی هیچ عاشق سخنِ سخت به معشوق نگفت گر طمع داری از آن جامِ مُرَصَّع می لعل درّ و یاقوت به نوکِ مژه‌ات باید سُفت تا ابد بوی محبت به مشامش نرسد هرکه خاکِ درِ میخانه به رخساره نَرُفت در گلستانِ ارم دوش چو از لطف هوا زلفِ سنبل به نسیمِ سحری می‌آشفت گفتم ای مَسنَدِ جم، جامِ جهان بینت کو گفت افسوس که آن دولتِ بیدار بِخُفت سخنِ عشق نه آن است که آید به زبان ساقیا می ده و کوتاه کن این گفت و شِنُفت اشکِ حافظ خرد و صبر به دریا انداخت چه کند؟ سوزِ غمِ عشق نیارست نهفت آواز ابتدایی: حسین سعادتمند قمی در مایۀ اصفهان سه تار حسین علیزاده و تنبک محمد اسماعیلی در بیات اصفهان آواز ایرج خواجه امیری و ویولن پرویز یاحقی در دستگاه ماهور همنوازی تار حسین علیزاده و ارشد تهماسبی و تنبک مجید خلج در دستگاه ماهور حمایت مالی از هنر حافظ حمایت برای ساکنان خارج از ایران توییتر هنر حافظ اینستاگرام هنر حافظ
خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است؟ چون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت است؟ جانا به حاجتی که تو را هست با خدای کآخر دمی بپرس که ما را چه حاجت است ای پادشاه حسن، خدا را، بسوختیم آخر سؤال کن که گدا را چه حاجت است ارباب حاجتیم و زبان سؤال نیست در حضرت کریم، تمنا چه حاجت است محتاج قصه نیست گرت قصد خون ماست چون رخت از آن توست، به یغما چه حاجت است جام جهان‌نماست ضمیر منیر دوست اظهار احتیاج، خود آنجا چه حاجت است آن شد که بار منت ملّاح بردمی گوهر چو دست داد به دریا چه حاجت است ای عاشق گدا، چو لب روح‌بخش یار می‌داندت وظیفه، تقاضا چه حاجت است ای مدعی برو که مرا با تو کار نیست احباب حاضرند، به اعدا چه حاجت است حافظ! تو ختم کن که هنر خود عیان شود با مدعی نزاع و محاکا چه حاجت است   موسیقی: صدای محمدرضا شجریان و سنتور فرامرز پایور در دستگاه شور از آلبوم «خلوت گزیده» آواز ایرج خواجه امیری و تار فرهنگ شریف در دستگاه سه‌گاه از برگ سبز شمارۀ 183 تار فرهنگ شریف در سه‌گاه حمایت مالی از هنر حافظ حمایت برای ساکنان خارج از ایران توییتر هنر حافظ اینستاگرام هنر حافظ
منم که شهرۀ شهرم به عشق ورزیدن منم که دیده نیالوده‌ام به بد دیدن به می‌پرستی از آن نقشِ خود زدم بر آب که تا خراب کنم نقشِ خود پرستیدن وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم که در طریقتِ ما کافریست رنجیدن به پیرِ میکده گفتم که چیست راه نجات؟ بخواست جامِ می و گفت راز پوشیدن ز خطّ یار بیاموز مِهر با رخِ خوب که گرد عارضِ خوبان خوش است گردیدن مرادِ دل ز تماشای باغِ عالم چیست؟ به دستِ مردمِ چشم از رخِ تو گل چیدن عنان به میکده خواهیم تافت زین مجلس که وعظ بی‌عملان واجب است نشنیدن به رحمتِ سرِ زلفِ تو واثقم ورنه کشش چو نبود از آن سو چه سود کوشیدن؟ مبوس جز لبِ معشوق و جامِ می حافظ که دستِ زهدفروشان خطاست بوسیدن موسیقی این قسمت: سه تار احمد عبادی آواز حسین قوامی و تار جلیل شهناز در سه گاه آواز ایرج خواجه امیری در شور، همراه با ویولن احتمالاً ابوالحسن خان صبا ویولن فریبا توکلی در شور تار محمدرضا لطفی در شور حمایت مالی از هنر حافظ حمایت برای ساکنان خارج از ایران توییتر هنر حافظ اینستاگرام هنر حافظ
چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست سخن شناس نه‌ای دلبرا، خطا اینجاست سرم به دنیی و عقبی فرو نمی‌آید تبارک الله از این فتنه‌ها که در سر ماست در اندرون من خسته‌دل ندانم کیست که من خموشم و او در فغان و در غوغاست دلم ز پرده برون شد کجایی ای مطرب بنال، هان که از این پرده کار ما به نواست مرا به کار جهان هرگز التفات نبود رخ تو در نظر من چنین خوشش آراست نخفته‌ام ز خیالی که می‌پزم شب‌هاست خمار صدشبه دارم شراب‌خانه کجاست چنین که صومعه آلوده شد ز خون دلم گرم به باده بشویید حق به دست شماست از آن به دیرِ مغانم عزیز می‌دارند که آتشی که نمیرد، همیشه در دل ماست چه ساز بود که بنواخت دوش آن مطرب  که رفت عمر و دماغم هنوز پُر ز هواست ندای عشق تو دوشم در اندرون دادند فضای سینۀ حافظ هنوز پر ز صداست حمایت مالی از هنر حافظ حمایت برای ساکنان خارج از ایران توییتر هنر حافظ اینستاگرام هنر حافظ
حجاب چهرهٔ جان می‌شود غبارِ تنم خوشا دمی که از آن چهره پرده برفکنم چنین قفس نه سزای چو من خوش الحانیست روم به گلشنِ رضوان، که مرغ آن چمنم عیان نشد که چرا آمدم، کجا رفتم دریغ و درد که غافل ز کارِ خویشتنم چگونه طوف کنم در فضایِ عالم قدس؟ که در سراچهٔ ترکیب، تخته‌بند تنم اگر ز خون دلم بوی شوق می‌آید عجب مدار که هم‌درد نافهٔ ختنم طرازِ پیرهن زرکشم مبین چون شمع که سوزهاست نهانی درون پیرهنم بیا و هستی حافظ ز پیش او بردار که با وجودِ تو کَس نشنود ز من که منم حمایت مالی از هنر حافظ حمایت برای ساکنان خارج از ایران توییتر هنر حافظ اینستاگرام هنر حافظ
دانی که چنگ و عود چه تَقریر می‌کنند؟ پنهان خورید باده که تکفیر می‌کنند ناموسِ عشق و رونقِ عُشّاق می‌بَرند منع جوان و سرزنش پیر می‌کنند جز قلبِ تیره هیچ نشد حاصل و هنوز باطل در این خیال که اِکسیر می‌کنند گویند رمزِ عشق مگویید و مشنوید مشکل حکایتیست که تَقریر می‌کنند ما از برونِ در شده مغرورِ صد فریب تا خود درونِ پرده چه تدبیر می‌کنند تشویشِ وقتِ پیرِ مُغان می‌دهند باز این سالِکان نِگَر که چه با پیر می‌کنند صد مُلکِ دل به نیم نظر می‌توان خرید خوبان در این معامله تَقصیر می‌کنند قومی به جِدّ و جهد نهادند وصلِ دوست قومی دگر حواله به تقدیر می‌کنند فِی الجُمله اعتماد مَکُن بر ثباتِ دَهر کاین کارخانه‌ایست که تغییر می‌کنند مِی خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب چون نیک بنگری همه تزویر می‌کنند آواز: سیدرضا طباطبایی محمدرضا لطفی حمایت مالی از هنر حافظ حمایت برای ساکنان خارج از ایران توییتر هنر حافظ اینستاگرام هنر حافظ
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند بیخود از شعشعهٔ پرتوِ ذاتم کردند باده از جام تجلی صفاتم دادند چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی آن شب قدر که این تازه براتم دادند بعد از این رویِ من و آینهٔ وصف جمال که در آن جا خبر از جلوهٔ ذاتم دادند من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب؟ مستحق بودم و این‌ها به زکاتم دادند هاتف آن روز به من مژدهٔ این دولت داد که بِدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند این‌همه شهد و شکر کز سخنم می‌ریزد اجرِ صبریست کز آن شاخِ نباتم دادند همّت حافظ و انفاس سحرخیزان بود که ز بند غم ایّام نجاتم دادند آواز: محمد اصفهانی دکلمۀ ابتدایی: هوشنگ ابتهاج تار شور و ابوعطا زمینۀ این قسمت: محمدرضا لطفی، امیر احدی حمایت مالی از هنر حافظ لینک حمایت برای خارج از ایران توییتر هنر حافظ اینستاگرام هنر حافظ
حاشا که من به موسم گل ترک می کنم من لاف عقل می‌زنم این کار کی کنم مطرب کجاست تا همه محصول زهد و علم در کار چنگ و بربط و آواز نی کنم از قیل و قال مدرسه حالی دلم گرفت یک چند نیز خدمت معشوق و می کنم کو پیک صبح تا گله‌های شب فراق با آن خجسته‌طلعت فرخنده پی کنم کی بود در زمانه وفا جام می بیار تا من حکایت جم و کاووس و کی کنم از نامۀ سیاه نترسم که روز حشر با فیض لطف او صد از این نامه طی کنم این جان عاریت که به حافظ سپرد دوست روزی رخش ببینم و تسلیم وی کنم آواز استاد نادر گلچین، نوازندگان: منصور صارمی، حبیب‌الله بدیعی تار سه‌گاه زمینۀ این قسمت: استاد محمدرضا لطفی حمایت مالی از هنر حافظ لینک حمایت برای خارج از ایران توییتر هنر حافظ اینستاگرام هنر حافظ
رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید وظیفه گر برسد مصرفش گل است و نبید صفیر مرغ برآمد بط شراب کجاست؟ فغان فتاد به بلبل نقاب گل که کشید؟ ز روی ساقی مهوش گلی بچین امروز که گرد عارض بستان خط بنفشه دمید چنان کرشمه ساقی دلم ز دست ببرد که با کسی دگرم نیست برگ گفت و شنید من این مرقع رنگین چو گل، بخواهم سوخت که پیر باده فروشش به جرعه‌ای نخرید عجایب ره عشق ای رفیق، بسیار است ز پیش آهوی این دشت، شیر نر بدوید به کوی عشق منه بی دلیل راه قدم که گم شد آن که در این ره به رهبری نرسید مکن ز غصه شکایت که در طریق طلب به راحتی نرسید آن که زحمتی نکشید ز میوه‌های بهشتی چه ذوق دریابد هرآنکه سیب زنخدان شاهدی نگزید خدای را مددی ای دلیل راه حرم که نیست بادیۀ عشق را کرانه پدید گلی نچید ز بستان آرزو حافظ مگر نسیم مروت در این هوا نوزید؟ سنتورنوازی از استاد رضا ورزنده، آواز استاد محمودی خوانساری حمایت مالی از هنر حافظ لینک حمایت برای خارج از ایران توییتر هنر حافظ اینستاگرام هنر حافظ
یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد  به وداعی دل غم‌دیدۀ ما شاد نکرد آن جوان‌بخت که می‌زد رقم خیر و قبول بندۀ پیر ندانم ز چه آزاد نکرد کاغذین جامه به خوناب بشویم که فلک رهنمونیم به پای علم داد نکرد دل به امید صدایی که مگر در تو رسد ناله‌ها کرد در این کوه که فرهاد نکرد سایه تا بازگرفتی ز چمن، مرغ سحر آشیان در شکن طرۀ شمشاد نکرد شاید ار پیک صبا از تو بیاموزد کار زان که چالاک‌تر از این حرکت باد نکرد کلک مشاطۀ صنعش نکشد نقش مراد هرکه اقرار بدین حسن خداداد نکرد مطربا پرده بگردان و بزن راه عراق که بدین راه بشد یار و ز ما یاد نکرد غزلیات عراقیست سرود حافظ که شنید این ره دلسوز که فریاد نکرد؟ حمایت مالی از هنر حافظ لینک حمایت برای خارج از ایران توییتر هنر حافظ اینستاگرام هنر حافظ
یا رب این شمع دل‌افروز ز کاشانۀ کیست جان ما سوخت بپرسید که جانانۀ کیست حالیا خانه‌برانداز دل و دین من است تا هم‌آغوش که می‌باشد و همخانۀ کیست بادۀ لعل لبش — کز لب من دور مباد — راح روح که و پیمان ده پیمانۀ کیست دولت صحبت آن شمع سعادت‌پرتو بازپرسید خدا را که به پروانۀ کیست می‌دمد هرکسش افسونی و معلوم نشد که دل نازک او مایل افسانۀ کیست یا رب آن شاه‌وش ماه‌رخ زهره‌جبین درّ یکتای که و گوهر یکدانۀ کیست گفتم آه از دل دیوانۀ حافظ بی‌تو زیرلب خنده‌زنان گفت که دیوانۀ کیست؟ موسیقی این قسمت برگرفته از برگ سبز شماره 302 با صدای گلپا و آلبوم «چنگ اورنگ» با تار فرهنگ شریف حمایت مالی از هنر حافظ لینک حمایت برای خارج از ایران توییتر هنر حافظ اینستاگرام هنر حافظ
طالع اگر مدد دهد دامنش آورم به کف گر بکشم زهی طرب ور بکشد زهی شرف طرف کرم ز کس نبست این دل پر امید من گرچه سخن همی‌ برد قصۀ من به هر طرف از خم ابروی توام هیچ گشایشی نشد وه که در این خیال کج عمر عزیز شد تلف ابروی دوست کی شود دستکش خیال من کس نزده‌ست از این کمان تیر مراد بر هدف چند به ناز پرورم مهر بتان سنگدل یاد پدر نمی‌کنند این پسران ناخلف من به خیال زاهدی گوشه‌نشین و طرفه آنک مغبچه‌ای ز هر طرف می‌زندم به چنگ و دف بی خبرند زاهدان نقش بخوان ولا تقل مست ریاست محتسب باده بده ولا تخف صوفی شهر بین که چون لقمۀ شبهه می‌خورد پاردمش دراز باد آن حیوان خوش علف حافظ اگر قدم زنی در ره خاندان به صدق بدرقه رهت شود همت شحنۀ نجف موسیقی این قسمت برگرفته آلبوم «مژدۀ بهار» با صدای ایرج بسطامی و به آهنگسازی پرویز مشکاتیان حمایت مالی از هنر حافظ لینک حمایت برای خارج از ایران توییتر هنر حافظ اینستاگرام هنر حافظ
زان یار دلنوازم شکری‌ست با شکایت گر نکته‌دان عشقی خوش بشنو این حکایت بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم یا رب مباد کس را مخدوم بی‌عنایت رندان تشنه لب را جامی نمی‌دهد کس گویی ولی‌شناسان رفتند از این ولایت در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کآنجا سرها بریده بینی بی‌جرم و بی‌جنایت چشمت به غمزه ما را خون خورد و می‌پسندی جانا روا نباشد خون‌ریز را حمایت در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود از گوشه‌ای برون آی ای کوکب هدایت از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود زنهار از این بیابان وین راه بی‌نهایت ای آفتاب خوبان می‌جوشد اندرونم یک ساعتم بگنجان در سایۀ عنایت این راه را نهایت صورت کجا توان بست؟ کش صدهزار منزل بیش است در بدایت هرچند بردی آبم روی از درت نتابم جور از حبیب خوش‌تر کز مدعی رعایت عشقت رسد به فریاد ار خود به‌سان حافظ قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت   موسیقی این قسمت برگرفته از تصنیف «یار دلنواز» با صدای محمدرضا و همایون شجریان از آلبوم «فریاد» و آواز «کمند زلف» از آلبوم «قیژک کولی» با صدای همایون شجریان و موسیقی زمینه با سه‌تار حسین علیزاده از آلبوم «کنسرت همایون» در همین دستگاه حمایت مالی از هنر حافظ لینک حمایت برای خارج از ایران توییتر هنر حافظ اینستاگرام هنر حافظ
ای پیک راستان خبر سرو ما بگو احوال گل به بلبل دستان سرا بگو بر این فقیر قصۀ آن محتشم بخوان با این گدا حکایت آن پادشا بگو ما محرمان خلوت انسیم غم مخور با یار آشنا سخن آشنا بگو بر هم چو می‌زد آن سر زلفین مشکبار با ما سر چه داشت؟ ز بهر خدا بگو هرکس که گفت خاک ره او نه توتیاست گو این سخن معاینه در چشم ما بگو هان بر در است قصۀ ارباب معرفت رمزی برو بپرس حدیثی بیا بگو مرغ چمن به مویۀ من دوش می‌گریست آخر نه واقفی که چه رفت؟ ای صبا، بگو گر دیگرت بر آن در دولت گذر بود بعد از ادای خدمت و عرض دعا بگو: در راه عشق فرق غنی و فقیر نیست ای پادشاه حسن، سخن با گدا بگو آن کس که منع ما ز خرابات می‌کند گو در حضور پیر من این ماجرا بگو آن می که در سبو دل صوفی به عشوه برد کی در قدح کرشمه کند؟ ساقیا، بگو حافظ گرت به مجلس او راه می‌دهند می نوش و ترک زرق ز بهر خدا بگو موسیقی این قسمت برگرفته ازآواز محمدرضا موسوی و سه تار محسن کیمیایی و موسیقی زمینه با ساز محمدرضا لطفی و احمد عبادی در دشتی حمایت مالی از هنر حافظ لینک حمایت برای خارج از ایران توییتر هنر حافظ اینستاگرام هنر حافظ
حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت آری به اتفاق جهان می‌توان گرفت افشای راز خلوتیان خواست کرد شمع شکر خدا که سر دلش در زبان گرفت زین آتش نهفته که در سینه من است خورشید شعله‌ایست که در آسمان گرفت می‌خواست گل که دم زند از رنگ و بوی دوست از غیرت صبا نفسش در دهان گرفت آسوده بر کنار چو پرگار می‌شدم دوران چو نقطه عاقبتم در میان گرفت آن روز شوق ساغر می خرمنم بسوخت کاتش ز عکس عارض ساقی در آن گرفت خواهم شدن به کوی مغان آستین فشان زین فتنه‌ها که دامن آخرزمان گرفت می خور که هر که آخر کار جهان بدید از غم سبک برآمد و رطل گران گرفت بر برگ گل به خون شقایق نوشته‌اند کان کس که پخته شد می چون ارغوان گرفت حافظ چو آب لطف ز نظم تو می‌چکد حاسد چگونه نکته تواند بر آن گرفت موسیقی این قسمت برگرفته از آلبوم «چهره‌به‌چهره» با صدای محمدرضا شجریان و تار محمدرضا لطفی و آلبوم «قافله‌سالار» با سه‌تار محمدرضا لطفی حمایت مالی از هنر حافظ لینک حمایت برای خارج از ایران توییتر هنر حافظ اینستاگرام هنر حافظ
ساقی بیار باده که ماه صیام رفت درده قدح که موسم ناموس و نام رفت وقت عزیز رفت بیا تا قضا کنیم عمری که بی حضور صراحی و جام رفت مستم کن آن‌چنان که ندانم ز بی‌خودی در عرصۀ خیال که آمد کدام رفت بر بوی آن که جرعۀ جامت به ما رسد در مصطبه دعای تو هر صبح و شام رفت دل را که مرده بود حیاتی به جان رسید تا بویی از نسیم می‌اش در مشام رفت زاهد غرور داشت سلامت نبرد راه رند از ره نیاز به دارالسلام رفت نقد دلی که بود مرا صرف باده شد قلب سیاه بود از آن در حرام رفت در تاب توبه چند توان سوخت همچو عود می ده که عمر در سر سودای خام رفت دیگر مکن نصیحت حافظ که ره نیافت گمگشته‌ای که بادۀ نابش به کام رفت موسیقی این قسمت برگرفته از آواز ایرج در بزم شاعران به مناسبت عید فطر و تکنوازی تار فرهنگ شریف حمایت مالی از هنر حافظ لینک حمایت برای خارج از ایران توییتر هنر حافظ اینستاگرام هنر حافظ
loading
Comments (1943)

بیشه‌ی‌نور

خسته‌نباشید❤🫂

Feb 20th
Reply (1)

Mohammad bakhshandeh

ممنونم دکتر صادقی فر به امید روزهای روشن 🖤🌻🌾

Feb 5th
Reply (1)

Sonia

چقدر متناسب با حال و هوای این روزای ما بود😢😢مرسی ازتون

Feb 3rd
Reply (1)

Negin Hajivandi

💔😭🕊

Feb 1st
Reply

Schahrouz Kabiri

دستتون درد نکنه🌿🤍 این اپیزود مرحمی شد بر دل‌ها. اگرچه این زخم مرحم‌پذیر نیست.

Feb 1st
Reply (1)

ابراهیم

اقا باوجود اینکه حضرت حافظ لسان الغیب خیلی بزرگتر از اونه که مثل منی بهش ایراد بگیره ولی این مغبچه خیلی فساد بزرگیه اگه واقعا نظر به بچه ها ونوجوان ها داشته درکل مثل همون کرم در وسط سیب میمونه که همه ی شیرینی رو تلخ میکنه به کام ادم نمیدونم چجوری با این مسئله کنار بیام؟

Feb 1st
Reply (1)

Masoud Shahrouzi

ممنون از شما

Feb 1st
Reply

ابراهیم

اقا من انگار با اشنایی با این پادکست یه گنج پیدا کردم خیلی حس خوبی داره خیلی زیباست واقعا احسنت برشما تشکر میکنم از شما

Jan 31st
Reply (1)

Hossein Avazzadeh

درود بر شما استاد عزیز احساس میکنم حافظ زنده هست و همین حالا این اشعار رو گفته🙏

Jan 30th
Reply (1)

ابراهیم

شرمش از چشم می پرستان باد نرگس مست اگر بروید باز

Jan 30th
Reply

ابراهیم

زنده باشین اقا خیلی کارت خوبه این غم بزرگ وشایسته ی این روزگاره

Jan 30th
Reply (2)

Mahdia

سلام و درود استاد خیلی ممنون بابت اپیزود جدید،خسته نباشید :)

Jan 27th
Reply (1)

naz

غمگینم. خشمگینم.مستاصلم.ترسیدمم.بهت زده ام.نفسم بالا نمیاد.عصبانیم.پر از بغضم.بی قرارم .پر از ابهامم.شوک شدم.ناتوانم.و....این همه احساس یک جا هم زمان🖤🥀

Jan 26th
Reply (2)

حمید حسین‌نژاد

زنده باشید

Jan 25th
Reply (1)

Hellera

🖤✨️

Jan 25th
Reply

گاو‌به‌دوش

ممنونم آقای صادقی🖤🥀

Jan 25th
Reply (1)

Hossein Abzzz

هیچ وقت ،هیچ قسمتی ازش تکراری نمیشه .... ولی امیدوارم قسمت های جدیدی بیاد ازش♥️

Dec 31st
Reply (1)

Saideh Ezatabadi

خیلی ممنونم استاد عزیز،عالی بوووود🌸🙏🏻

Dec 30th
Reply (1)

Saideh Ezatabadi

ممنونم ازتون خیلی عالی بود♥️🌸

Dec 24th
Reply

good morning

🙏🙏

Dec 20th
Reply
loading