اگر انسان باور کند که سعادت هر کس در گرو خوشبختی و سعادت دیگران است ،آنگاه می توان جهانی را تصور کرد که در آن آرامش و آسودگی به معنی واقعی وجود دارد.
چقدر کتاب زیبایی بود .
ممنون که این کتاب را برای ما خواندید .
امیدوارم دیگران هم آنرا با گوش جانشان بشنوند .
حق یارتان باشد
Feb 12th
Reply
marjan farahnak
این فصل بسیار زیبا بود مخصوصا آخرهای بحث که درباره کیفیت زندگی در کهن سالی و دغدغه های اون بود
من خیلی باراسل موافقم با دیدت زندگی آدمهای مسنی که اطرافم بودند ،در طول سالهای گذشته متوجه شدم که آن دسته از افرادی که فارغ از سطح مالی یا تحصیلات دغدغه های امور اجتماعی و توجه به دیگران رو دارن و از خودشون و تمرکز بر جسم و مراحل پیری ،فاصله میگیرند بدون شک احساس خوشبختی بیشتری دارند و واقعا تا لحظه آخر زندگی میکنند .آنها سبک دهنده بودن و بخشندگی که لزوما مالی نبود را درپیش گرفتند و تا لحظه آخر شاد بودند و راضی.
و نقطه مخالف آن کسانی که خیلی نگران روزها و سالهای بعد بودند و خیلی روی سلامتی و حفظ اموالشان تمرکز می کردند همان دوران سلامت را هم زندگی نکردند و با اضطراب و ترس از ناتوان شدن عملا قبل از مرگ ،مرده بودند.
م.فرهناک
Feb 11th
Reply
marjan farahnak
هیچ چیز درخور یقین نیست و انسان همیشه باید در افکار خود گوشه ای هم برای شک داشته باشند. اما علیرغم شک ،باید با صلابت و اقتدار عمل کرد. فرماندهان لایق این طور عمل می کنند.
فلسفه باعث می شود انسان متواضع تر باشد.
ممنون که این کتاب را به زیبایی میخوانید .
فکر می کنم باید چند بار شنید.
این کامله؟
اگر انسان باور کند که سعادت هر کس در گرو خوشبختی و سعادت دیگران است ،آنگاه می توان جهانی را تصور کرد که در آن آرامش و آسودگی به معنی واقعی وجود دارد. چقدر کتاب زیبایی بود . ممنون که این کتاب را برای ما خواندید . امیدوارم دیگران هم آنرا با گوش جانشان بشنوند . حق یارتان باشد
این فصل بسیار زیبا بود مخصوصا آخرهای بحث که درباره کیفیت زندگی در کهن سالی و دغدغه های اون بود من خیلی باراسل موافقم با دیدت زندگی آدمهای مسنی که اطرافم بودند ،در طول سالهای گذشته متوجه شدم که آن دسته از افرادی که فارغ از سطح مالی یا تحصیلات دغدغه های امور اجتماعی و توجه به دیگران رو دارن و از خودشون و تمرکز بر جسم و مراحل پیری ،فاصله میگیرند بدون شک احساس خوشبختی بیشتری دارند و واقعا تا لحظه آخر زندگی میکنند .آنها سبک دهنده بودن و بخشندگی که لزوما مالی نبود را درپیش گرفتند و تا لحظه آخر شاد بودند و راضی. و نقطه مخالف آن کسانی که خیلی نگران روزها و سالهای بعد بودند و خیلی روی سلامتی و حفظ اموالشان تمرکز می کردند همان دوران سلامت را هم زندگی نکردند و با اضطراب و ترس از ناتوان شدن عملا قبل از مرگ ،مرده بودند. م.فرهناک
هیچ چیز درخور یقین نیست و انسان همیشه باید در افکار خود گوشه ای هم برای شک داشته باشند. اما علیرغم شک ،باید با صلابت و اقتدار عمل کرد. فرماندهان لایق این طور عمل می کنند. فلسفه باعث می شود انسان متواضع تر باشد. ممنون که این کتاب را به زیبایی میخوانید . فکر می کنم باید چند بار شنید.