Discoverقصه هام ghesseham انتقال به صفحه جدید در کست باکس
قصه هام ghesseham انتقال به صفحه جدید در کست باکس

قصه هام ghesseham انتقال به صفحه جدید در کست باکس

Author: ghesseham قصه هام

Subscribed: 2,223Played: 67,133
Share

Description

https://castbox.fm/va/3847557
گنجشک دلم
تابستان, ماسه ساحل, جنگل زیتون
طعم شعله و برف, مزه کفر و ایمان
از ناشناخته می ترسم
پناهم بده
از تاریکی می ترسم
پناهم بده
و برایم قصه بگو، برای اندکی فراموشی
اینجا داستان ها و افسانه های قدیمی ایران زمین از جمله داستان هایی از شاهنامه ، افسانه های عامیانه را می خوانم به همان سبک و سیاق ساده ،قدیمی و بدون موسیقی ، چرا که اینگونه قصه خوانی حال و هوای روزگارانی را برایم زنده می کند که آدم ها را کمتر می شناختم و بیشتر دوستشان داشتم .اگر به خواندن داستانهای شاهنامه علاقه مند هستید قصه هام را در اینستاگرام دنبال نمائید.
گروه سنی د ه و بزرگسالان
26 Episodes
Reverse
والا، دور از جون شما ،فقط خدا کنه کل غرغرو نره تو جون شما ...
در این قسمت هفت خان رستم را بشنوید که به طور خلاصه ::خان اول :جنگ رخش با شیر خان دوم : یافتن چشمه آب خان سوم : جنگ رستم با اژدها خان چهارم : کشتن رستم زن جادوگر را خان پنجم : گرفتاری اولاد به دست رستم خان ششم : جنگ رستم با ارژنگ دیو خان هفتم : کشتن دیو سپید اگر به خواندن قصه های شاهنامه علاقه مند هستید به اینستاگرام قصه هام سری بزنید ♦️♦️
در آغازِ پادشاهی کاوس، دیوی با سازوآواز در وصفِ مازندران هوای فتحِ مازندران را در سرِ کاوس می‌اندازد. پندِ اطرافیان و زال سودی ندارد و کاوس به مازندران لشکر می‌کشد و به غارت می‌پردازد. شاهِ مازندران دیوِ سپید را به کمک می‌خواند. او بیشترِ لشکرِ کاوس را می‌کُشد و بقیه و خودِ او را اسیر و کور می‌کند. کاوس پنهانی پیکی سوی زال می‌فرستد و زال هم رستم را به کمک می‌فرستد. اگر به خواندن جزئیات شاهنامه و قصه های ایرانی علاقه دارید به صفحه اینستاگرام ghesseham سر بزنید
‌ بعد از مدتی آثار بار در رودابه نمایان شد و او به‌شدت سنگین و ناراحت و زرد شده بود تا اینکه یک روز از هوش رفت و در کاخ ولوله شد . سیندخت ناراحت بود و زال به بالین رودابه آمد با دلی پر از غم موی می‌کند و ناله می‌کرد که ناگاه به یاد پرسیمرغ افتاد پس مجمری آورد و آتش افروخت و پر سیمرغ را سوزاند . در دم آسمان تیره شد و سیمرغ ظاهر گشت و گفت : چرا نگرانی ؟ رودابه برایت فرزند نامداری می‌آورد . چاره این است که خنجری آبگون بیاوری سپس رودابه را با می مست و بی‌هوش کنی و بعد بچه را از پهلوی او درآوری و مطمئن باش او دردی نخواهد کشید سپس آنجا را که چاک داده‌ای بدوز و گیاهی را که به تو می‌دهم با شیر و مشک بکوب و در سایه خشک‌کن سپس آن را به پهلوی رودابه بمال و ازآن‌پس پر مرا بر آن بمال و خیالت آسوده باشد .زال رفت و کارهایی را که سیمرغ دستور داده بود انجام داد. سیندخت از دیده خون فرومی‌ریخت و می‌گفت : کجا ممکن است از پهلو بچه به دنیا آید ؟ وقتی بچه به دنیا آمد پسری بود مانند پهلوانی بالابلند با موهای سرخ و صورتی گلگون مانند خورشید رخشان و دودستش پرخون بود . از این بچه پیلتن همه متعجب شدند . وقتی رودابه به هوش آمد بچه را نزدش آوردند .در یک‌روزگی چون بچه‌ای یک‌ساله بود و همتایی نداشت . کودک را رستم نام نهادند. رودابه دستور داد عکس رستم را بر حریر دوختند و برای سام فرستادند . ...
قصه ها یادآور دنیای سفید و سیاه کودکی است . در کانال تلگرام علاوه بر داستانهای شاهنامه ، بیش از صد قصه برای رده های سنی مختلف را بشنوید . قصه هام (قصههام)را در اینستاگرام بخوانید ودر کست باکس بشنوید . @ghesseham
زال به همه سوالات موبدان پاسخ گفت و هوش و درایت خود را به اثبات رساند ولی منوچهر باز هم راضی نشد پس مجلس رزم و بزمی ترتیب داد تا جنگاوری زال را هم بیازماید وقتی زال از این آزمایش هم سربلند بیرون آمد منوچهر نامه ای به سام نوشت و رضایت خود را از این ازدواج اعلام نمود سپس زال رهسپار دیار و یار شد.......قصه ها به ترتیب شاهنامه و روان در صفحه اینستاگرام قصه هام ghesseham در دسترس است
سیندخت با درایت سام را برای جلوگیری از حمله به کابل متقاعد کرد از آن طرف زال با هوش و ذکاوت و شجاعتی که داشت توانست به سوال های موبدان جواب دهد و اعتماد منوچهر شاه را جلب کند .... اگر به خواندن قصه ها علاقه مند هستید در اینستاگرام قصه هام را دنبال کنید .
زال که شنید سام به فرمان منوچهر به سوی کابل لشکر کشیده به سوی پدر رفته و به او گفت تو در کوه البرز به من گقتی که هر چه تو خواهی همان کنم .... پس سام نامه ای به منوچهر نوشت و زال را راهی کرد از آن طرف سیندخت با هدایا بسیار به دیدار سام می رود ..... قصه هام را در اینستاگرام به صورت روان و ساده نویسی به ترتیب شاهنامه بخوانید
سیندخت که از عشق زال و رودابه باخبر شد با دلهره آن را با مهراب در میان گذاشت مهراب که ار عواقب و حمله احتمالی منوچهر به کابل می ترسید خشم خود را به رودابه نشان داد از آن طرف منوچهر در پی سام فرستاد و ار او خواست به کابل حمله کند و این مهراب نداده ضحاک مار دوش را ....... قصه های شاهنامه را میتوانید در اینستاگرام قصه هام ghesseham به صورت کامل و با جزئیات بخوانید
زال که سودای عشق دختر مهراب از نوادگان ضحاک از سرش بیرون نمی رفت از موبدان درخواست کمک کرد آنها به او گفتند رضایت سام را اول بگیر .پس زال پیکی به سوی سام روانه داشت و به او یادآوری کرد که تو گفته بودی از این پس هر چه خواهم همان خواهی کرد . سام ستاره شناسان را فراخواند و از آنان عاقبت این وصلت را پرسید ......
رودابه با کمک ندیمه هایش راهی را برای ملاقات با زال فراهم می نماید زال که شباهنگام به کنار دیوار قصر می رسد رودابه گیسوان کمند را برای بالا آمدن زال به پایین می اندازد ولی زال .... اگر به خواندن قصه ها علاقه مند هستید صفحه ghesseham در اینستاگرام را فراموش نکنید. سربلند باشید .
زال همه دانشها و فنون رزمی عالم را فرا می گیرد و سپس در راه سفر به هندوستان در کابل اقامت می کند و ندیده عاشق دختر حاکم کابل مهراب می شود ولی مهراب از نژاد ضحاک است که با وجود منوچهر پادشاه ایران این عشق غیرممکن می نماید همچنین تفاوت دین و عقیده نیز کار را مشکل تر می کند ولی رودابه نیز ندیده این عشق را در دل می پروراند ........ داستان های شاهنامه را به صورت ساده می توانید در اینستاگرام ghesseham بخوانید
همراهان قصه هام می خواستم قبل از اینکه قصه امروز را براتون بخوانم یکسری مطالب را با شما در میان بگذارم در یکسری ار قصه ها یا داستانها کلمات خوشایندی بکار برده نشده کلماتی مانند دده سیاه و وقتی که در تفاوتهای انسانها پررنگ و به صورت عیوب شمرده می شود اگر شما قصه ها از اینستاگرام قصه هام خوانش می کنید بهتر از برای رده سنی که متوجه نیست از کلمات جایگزین استفاده کنید برای گروه سنی که قابل درک است در مورد تغییرات که انسانها در پذیرش انسانها داشتند و قضاوت های نژادی پیشرفتهایی داشتند و در واقع یه دستاورد فرهنگی است و بسیار ارزشمند است که از این مرحله بسیاری از انسانها عبور کرده اند البته ذکر کنم که قصه ها در قصه هام به صورت اصلی و بدون تغییر خوانش می شوند با سپاس از همراهی شما
سام پس از شنیدن پسری با مشخصات پسر از دست داده اش روانه البرز کوه شد تا او را بیاید .......
زاده شدن زال سام هیچ فرزندی نداشت و از این بابت غمگین بود . نگار پریرخی در شبستانش بود که از او باردار شده بود و بالاخره بعد از مدت درازی امید به داشتن فرزندی داشت . پس از گذشت نه ماه پسری به دنیا آمد زیباروی چون خورشید گیتی فروز ولیکن تمام موهایش سپید بود وقتی این پسر به دنیا آمد کسی جرات نکرد به سام خبر زاده شدن چنین فرزندی را بدهد. بالاخره یکی از دایگان که از بقیه شجاع‌تر بود نزد سام رفت و خبر به دنیا آمدن فرزندش را به او داد و گفت : کودکی زیبارو و سیمین‌تن به دنیا آمد و تنها عیبش سپید بودن مویش است پس ناراحت مشو و ناسپاسی مکن. سام رفت و فرزندش را دید. کودکی سپیدموی با چشمان سیاه ..... بشنوید ..
منوچهر به فکر انتقام از سلم و تور راهی میشود
🌀🌀🌀🌀 🌀🌀🌀🌀 داستانهای شاهنامه : #پنجم 💢💢داستان پادشاهی فریدون (۱)💢💢 مناسب گروه سنی (د ه ) و بزرگسالان 💥💥آسمان دلتان پرستاره💥💥 در کانال تلگرام می توانید علاوه بر داستانهای شاهنامه ، بیش از صد قصه برای رده های سنی مختلف را بشنوید . قصه هام (قصههام)را در اینستاگرام می توانید بخوانید و بشنوید . @ghesseham
قصه های هانس کریستین اندرسن خاطره انگیزترین قصه های کودکان دیروز است هنوز هم میتوانند انسانها را اندکی در دریای خیال انگیز خود غرق کنند و برای لحظاتی از خشونت دنیای حقیقی دور کنند قصه ها مدیتیشن فکر و روح انسان ها هستند .قصه های پری های دریایی که در زندگی انسانها زمینی نقش داشتند را در اینستاگرام بخوانید .
قصه ای پر ار خاطره
🌀🌀🌀🌀 🌀🌀🌀🌀 داستانهای شاهنامه : #چهارم 💢💢داستان ضحاک (۳)💢💢 پیدایش جشن مهرگان ، فریدون ضحاک را در غاری در دماوند اسیر می کند .... مناسب گروه سنی (د ه ) و بزرگسالان 💥💥آسمان دلتان پرستاره💥💥 در کانال تلگرام می توانید علاوه بر داستانهای شاهنامه ، بیش از صد قصه برای رده های سنی مختلف را بشنوید . قصه هام (قصههام)را در اینستاگرام می توانید بخوانید و بشنوید . @ghesseham
loading
Comments (81)

Kavosh Rad

دوست عزیز پادکستر صدامو میشنوی یا کلا بیخیال این پادکست شدی؟

Aug 30th
Reply (2)

جویباری سوم شخص.

سلام . خسته نباشی . اول بگم در تلفظ اسم این خانم خدیجه ، در همه گویشها خِجِه هست . با ج مشدد . لطفا بیشتر دقت کنید . به لغت نامه هم مراجعه کنی بد نیست . ضمن این که اسم این قصه در روایتهای دیگه ( خجه چاهی ) هست .

Jul 29th
Reply (1)

Mobina

سلام قصه گویی شما عالی هست

Nov 11th
Reply (1)

ghesseham

https://castbox.fm/va/3847557 سلام همراهان در این صفحه قصه ها بار گذاری میشوند متاسفانه اپلیکیشن ها بعد از مدتی استفاده یا از دسترس ما خارج میشوند یا شامل پرداخت هزینه بنابراین مجبور به اسباب کشی شدم ممنون از همراهی تان

Aug 23rd
Reply

ghesseham

سلام همراهان قصه هام متاسفانه مجبور ره بارگذاری در صفحه جدید قصه هام شدم از همراهی تان سپاس گزارم @ghesseham

Aug 13th
Reply

Maryam

بسیار عالی مثل همیشه، از زحمت‌هایی که میکشید بسیار سپاسگزارم🌹🙏

Feb 6th
Reply (1)

Pouria Bigdeli

واقعا قشنگههههه

Jan 13th
Reply (1)

Pouria Bigdeli

بسیار زیبا و قشنگ

Jan 7th
Reply (1)

رادیو کرمانی

اون سیبی که آدم توی بهشت خورد یادت هست که توی کتاب مقدس اومده؟ میدونی توی اون سیب چی بود؟ منطق بود. منطق و چرندیات عقل. جی دی سلینجر رادیو کرمانی چند روایت از خوردن و سالم موندن

Sep 10th
Reply

barbod yah

عالی بود. ممنون واقعا.

Aug 29th
Reply

barbod yah

خیلی خوب بود. ممنون. بازم از این قصه‌های کهن کار کنین.

Aug 29th
Reply (1)

Faranak Farkhondeh

عالی مث همیشه

May 24th
Reply

Faranak Farkhondeh

خیلی ممنون و عالییی

May 23rd
Reply (1)

Amir Zare

شما کار خیلی مهمی کرده اید.شاید الان دیده نشود ولی شما در تاریخ ایران زمین کار بزرگ وستودنی انجام داده اید وحتما پس از چندین سال و فروکش کردن گرد وغبار سریال های ترکیه ای وتتلیتی ها این صداست که میماند.باشد برای ثبت در تاریخ.سپاسگذارم

May 7th
Reply (3)

shakila_dpr

تشکر😍

Mar 27th
Reply (1)

Maryam Shahmohamadi

خیلی صدای گوینده بیحاله

Mar 19th
Reply (1)

bosna

تتادر

Jan 15th
Reply

Mozhgan

مچکرم بابت زحمت فراوانی که برای پادکست زیبای شاهنامه... واقعا روایتگری عالی دارید.. دارم از اول همروووو گوش میدم

Nov 10th
Reply (1)

Mozhgan

صدا خیلی ولومش کمه خیلی زیادددد

Nov 10th
Reply (1)

victory.jes in@

تنها مشکلش کپی کاری از یه داستان کهن کره ای ه 🙁 وای موش....خود خود داستان کره آیس ، فقط یکم تغییر کرده، تو پادکست saga هست💐

Nov 5th
Reply (3)