Discover
رادیو جامعه (پادکست اجتماعی)
205 Episodes
Reverse
کشوری که امروز به نام «پاکستان» میشناسیم و به گواهی اسناد تاریخی، زمانی بخشی از تمدن بزرگ ایران بود، قرابت فرهنگی بسیاری با ایران دارد و متاثر از قلمرو زبان فارسی است. این قرابت آنقدر سترگ و عمیق است که شاید برای خیلی از ما جالب باشد بدانیم، سرود ملی این کشور که «قومی ترانه» نام دارد، هم به زبان فارسی و سرشار از واژگان و عبارات فارسی مانند «پاک سرزمین» و «شاد باد» است. برای آگاهی از چگونگی شکلگیری سرود ملی پاکستان، باید به دههها پیش از استقلال این کشور بازگردیم. یعنی دورانی که هنوز کشوری به نام پاکستان وجود نداشت. در آن دوران، بخشهای وسیعی از هند و پاکستان امروزی تحت نفوذ امپراتوری گورکانی یا مغولان هند قرار داشت. این امپراتوری از قرن شانزدهم تا اوایل قرن نوزدهم، یکی از مهمترین قدرتهای منطقه محسوب میشد. زبان فارسی در دیوان و ساختار حکومتی گورکانیان، هم زبان رسمی بود و هم شاعران و نویسندگان به این زبان، آثار ادبی خلق میکردند. در همین دوره بود که سبک هندی در شعر فارسی که در تحولات ادبی ایران ریشه داشت، با مهاجرت برخی شعرای ایرانی به هند، در بستر فرهنگی دربار گورکانیان، به اوج شکوفایی رسید. سرآمد این شاعران که پرچمدار سبک هندی در تاریخ ادبیات ایران شد، صائب تبریزی بود. گورکانیان به زبان و شعر فارسی بسیار علاقهمند بودند و در گسترش زبان فارسی هم بهعنوان زبان تخیل و شعر و هم بهعنوان زبان رسمی، نقش داشتند، اما آنها نیز عاقبت مانند هر سلسله و حکومت دیگر در تاریخ، افول کردند.
فلات ایران، جغرافیایی پهناور و باشکوه با هزاران داستان نوشته و نانوشته است؛ سرزمینی که از دوران پارینهسنگی تا ظهور نخستین تمدنهای بشری، همواره صحنه تبلور هوش سرشار و نبوغ ساکنانش بوده است. درک این عظمت، تنها به مدد سفر به اعماق زمان و آگاهی از ریشههای کهن این مرز و بوم میسر است. پیشینه حضور انسان در این جغرافیا به اعصار پیش از تاریخ بازمیگردد؛ زمانی که هنوز خبری از خط و نوشتار نبود، اما سکوت آن دوران هرگز به معنای تهی بودن از معنا نیست. کاوشهای باستانشناختی در غارها و دشتهای ایران بهوضوح نشان میدهد که این سرزمین، حتی در دوران ما قبل تاریخ نیز کانون نوآوری بوده است.ثبت جهانی غارهای پارینهسنگی لرستان، که پیشینه آنها به حدود ۸۰ هزار سال پیش میرسد، در فهرست آثار جهانی یونسکو در تابستان ۱۴۰۴ گواهی است بر اینکه جهان به پیشینه غنی این سرزمین اذعان میکند. دوران پارینهسنگی یا همان عصر حجر در ایران، هرچند با تراشیدن سنگها آغاز شد، اما در واقع سنگبنای مسیری بود که تداوم آن به دوران برنز و آهن رسید که در تمدنهایی مانند جیرفت و شهر سوخته ظهور کرد و میراث بزرگ دیگر آن نیز نخستین منشور حقوق بشر جهان و دهها آثار بیهمتای تاریخی است. از این منظر، میتوان بدون لکنت گفت که ایران یکی از پایههای اصلی تاریخ و تمدن جهان است؛ سرزمینی که یافتههای باستانشناسی اثبات میکنند ساکنانش هزاران سال پیش، علاوه بر پیشگامی در شهرسازی و معماری، به دستاوردهای علمی حیرتانگیزی نیز دست یافته بودند.
در قلب فلات ایران، جایی که کویر و کوهستان سینه به سینه یکدیگر میشوند، شهری گسترده است که در بلندای تاریخ از پیشدادیان تا صفویان به معجزه هنر، معماری و ایستادگی شناخته میشود. شهری شبیه به یک ترجیعبند از ادبیات کهن ایران که «نصفجهان» نام گرفته است. شهری که هر گوشهاش هوش از سر میرباید؛ از کاشیکاریهای شگفتانگیز مسجد امام تا مهندسی عالیقاپو و چهلستون، تا ضرب دلانگیز قلمزنان در کوچههای پشتی میدان نقش جهان.
در کرانههای جنوبی ایران، آنجا که خلیج همیشگی فارس به سوی آبهای آزاد جهان آغوش میگشاید، تنگهای قرار دارد که از قرنها پیش تاکنون، قلب تپنده دریانوردی، تجارت و سیاست بوده و نبض اقتصاد جهان را در پهنای نیلگون خود به شماره انداخته است. باریکه آبی هرمز؛ جایی که نقشه جهان شکوه یک «هشت فارسی» را به نمایش میگذارد. در شمال آن، فلات ایران و استان هرمزگان با قامتی استوار ایستادهاند. این آبراه هلالیشکل در باریکترین نقطهاش تنها حدود ۳۳ کیلومتر پهنا دارد. با این حال، وسعت اهمیت راهبردیاش آنقدر زیاد است که گویی تمامی جغرافیای زمین را دربر میگیرد. در توضیح اهمیت راهبردیاش همین بس که حدود ۲۰ درصد نفت جهان از آن عبور میکند. باریکه هرمز به ماه شبافروزی میماند که چندین ستاره درخشان آن را احاطه کردهاند، ستارههایی که در قاموس جغرافیایی جزیره نامیده میشوند، و هر یک بهتنهایی نیز اهمیت تاریخی، جغرافیایی و راهبردی دارند. مانند جزیره قشم که همچون سپری در ورودی تنگه قد علم کرده است، هرمز که خاک سرخ و رنگینش هوش از سر میرباید، لارَک که در بخش شرقی باریکه دیدهبان عمیقترین آبهای تنگه است، و هنگام که در کنار دیگر جزایر، مانند دژی استوار عمل میکند. این دژ استوار را جزایر سهگانه ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک، مستحکمتر نیز کردهاند.
دومین پسر علی خامنهای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، در سالهای اخیر به یکی از چهرههای مهم در معادلات قدرت در جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده است. هرچند مجتبی خامنهای دههها بیشتر در پشت صحنه فعالیت میکرد و حضور علنی محدودی داشت، تحولات سیاسی داخلی و منطقهای، بهویژه مسئله جانشینی رهبری، موجب شد که نام او بیش از گذشته در تحلیلها و گزارشها مطرح شود.
اگر بخواهیم در ساحت بیکران اندیشه و ادب فارسی، از حماسه گرفته تا فلسفه و عرفان، عنصر مشترکی بیابیم که همزمان خرد، مهر و جاودانگی را نمایندگی کند، بیگمان به سیمرغ خواهیم رسید؛ موجودی اساطیری که در شاهنامه فردوسی، پهلوانپرور، شفابخش و همهچیزدان است. در حکمت ابنسینا، طی طریق میکند، در اشراق سهروردی، بال میگشاید و در منطقالطیر عطار نیشابوری، به سرمنزل مقصود میرسد. هرچند در قلمرو اندیشه و ادب فارسی، مرغان افسانهای کم نیستند و از هدهد و هما گرفته تا مرغ آمین و ققنوس، هر یک رمزوراز خود را دارند، بیشک دلانگیزترین آنها سیمرغ است؛ همان که در عرفان اسلامی او را «عنقا» نیز نامیدهاند.
از هنگام خروج شاه از ایران، یعنی ۲۶ دیماه تا اعلام بیطرفی ارتش در روز ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، یعنی کمتر از یک ماه، به طور حیرتانگیزی شرایط لازم برای جابهجایی قدرت و استقرار نظام خمینی فراهم شد.شرایطی که بدون تردید، آخرین نخستوزیر شاه، یعنی دکتر شاپور بختیار، نقش مهمی در عملیاتی شدن آن داشت.مردی که طبق اظهارات سپهبد هوشنگ حاتم، جانشین دفتر ویژه اطلاعات، در ۲۱ بهمن اعلام کرد به دنبال جمهوری است و بنابراین، ارتش شاهنشاهی دیگر تعهدی به او ندارد. در پی این گفته نخستوزیر وقت، روز ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، جلسهای به درخواست شورای فرماندهان ارتش تشکیل شد، بیانیه بیطرفی ارتش از رادیو خوانده و به پادگانها و یگانهای نظامی ابلاغ شد؛ و در عمل، در کودتایی خاموش علیه شاه، ملت و کشور، ارتش از اعتبار ساقط شد تا نظام خمینی تشکیل شود.این پادکست براساس سرمقاله کاملیا انتخابیفرد، سردبیر ایندیپندنت فارسی در تاریخ ۲۲ بهمن تنظیم شده است.
هنگامی که شعلههای آتش سوزان ققنوس را فرامیگیرد، صدایش خاموش میشود و در سوختنی فرساینده، آنچه از او باقی میماند، تودهای خاکستر است.تنها کسانی که اساطیر را باور دارند، میدانند که این پایان کار نیست. ققنوس نماد برخاستن، شکفتن و نوزایی از دل ناباوری است؛ پرندهای نامیرا که از سوخته خود، پلی به سوی امید و زندگی میسازد.از همین رو است که خودشکوفایی هر انسانی را پس از دورهای از سوختن و سختی، به ققنوس تشبیه میکنند و جامعهای را که ستم، استبداد و ویرانی تحمیلی را شکست میدهد و به نوسازی همت میگمارد، ققنوسوار میدانند.
نماد شیر و خورشید با فرهنگ و تمدن باستانی ایران پیوند عمیق دارد و بر خلاف ایدئولوژیهای فراملی که مرزهای جغرافیایی و منافع ملی را فدای آرمانهای مذهبی میکنند، بر مفاهیمی چون میهن، ملت و تاریخ و تمدن متمرکز است. به همین دلیل میتوان آن را مهمترین سلاح در برابر حکومتی دانست که نزدیک به پنج دهه سعی کرد هویت ملی را به حاشیه براند و به جای آن امتسازی کند. در واقع پرچم شیر و خورشید، نمادی که در آن خورشید مظهر روشنایی و آگاهی و شیر مظهر پاسداری از این سرزمین است، یادآور میشود که ایران اولویت دارد.برای اینستاگرامآیتالله خمینی در همان روزهای نخست استقرار جمهوری اسلامی در ایران، بهصراحت به ملیگرایی تاخت و آن را «اساس بدبختی مسلمانان» خواند. علی خامنهای نیز طی سالهای حکمرانیاش همواره بر گسترش امت اسلام متمرکز بود و دستگاه تبلیغاتیاش را به شکلی هدفمند علیه ملیگرایی بسیج کرد، زیرا اسلام سیاسی در ماهیت با فرهنگ و تمدن ملی مشکل دارد. همانطور که فاتحان قادسیه به دنبال محو هویت ساسانی در خلافت اسلامی بودند، در ۵۰ سال اخیر نیز تلاش شد تا هویت ایرانی یا حذف یا با هویت دینی ترکیب شود
حدود یک سال از واقعه به توپ بستن مجلس به دستور محمدعلیشاه قاجار میگذشت. پس از یک دوره خفقان در سراسر ایران، قشون مشروطهخواهان موفق به فتح تهران شده بودند و دوران استبداد صغیر عملا به پایان رسیده بود. با آغاز به کار دومین مجلس شورای ملی فضای کشور آمیزهای از شور پیروزی و سوگ برای کسانی بود که در راه آزادی جان باخته بودند.در چنین شرایطی عارف قزوینی، شاعری که به سرودن اشعار میهنپرستانه شهره است، تصنیف «از خون جوانان وطن لاله دمیده» را سرود؛ اثری که تا به امروز ماندگارترین یادبود برای آزادیخواهانی است که در راه آرمانهای ملی کشته شدهاند. در شعر و ادبیات ایران، لاله نماد «شهادت» است و خاستگاه آن نیز به روایتهای باستانی و سوگ سیاوش بازمیگردد.پس از آنکه خون سیاوش به ناحق بر زمین ریخت، گل لالهای که شاهد ماجرا بود سر به زیر انداخت تا بگرید و دیگر هرگز قد راست نکرد. از همین روست که آن را «لاله واژگون» مینامند و فردوسی نیز در شاهنامه این داستان را تایید کرده است. اگرچه لاله به عنوان نماد جوانانی که به ناحق در مبارزه با ظلم کشته شدهاند، در آثار شاعران دیگر نیز بازتاب یافته است، اما بیراه نیست اگر بگوییم معروفترین نمود آن همین تصنیف عارف قزوینی است. این اثر با نامهای «راز دل» و «هنگام می» نیز شناخته میشود.
Translatorبا علنیتر شدن بحران مشروعیت جمهوری اسلامی جلوی چشم مردم جهان، یکبار دیگر مسئله جانشینی احتمالی علی خامنهای، در صورت بقای عمر حکومت، مورد توجه قرار گرفته است. جمهوری اسلامی که با چالشهای جهانی و چالش داخلی دستوپنجه نرم میکند، آیا برنامهای برای رویارویی احتمالی با مرگ دومین رهبر خود دارد؟
ایرج خواجهامیری، استاد آواز ایران و ملقب به «پهلوان آواز» ۹۳ ساله شد؛ کسی که گلپا او را «گردنکلفت آواز ایران» نامید و شجریان او را «متر و معیار آوازخوانی» میدانست.ایرج، چه بهعنوان استادی که در گلهای رنگارنگ هنرنمایی کرد و چه بهعنوان صدای گرمی که با چهره کاریزماتیک فردین به پرده سینما رفت، نامی ماندگار در حافظه جمعی ایرانیان است
Translatorکانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان درست ۶۰ سال پیش، در دیماه ۱۳۴۴ با هدفی بزرگ متولد شد: ایجاد عدالت فرهنگی از طریق دایر کردن کتابخانهها در سراسر ایران، بهویژه در مناطق محروم. این نهاد فرهنگیـهنری به ریاست شهبانو فرح پهلوی و مدیریت لیلی امیرارجمند آغاز به کار کرد. نقطه آغاز بخش انتشارات کانون، ترجمه و تصویرگری داستان «دخترک دریا» اثر هانس کریستین آندرسن به قلم شهبانو بود که عواید آن، سرمایه اولیه این مسیر درخشان را تامین کرد. کانون بهسرعت فراتر از کتابخانه رفت و با ایجاد صدها سالن نمایش و کارگاههای تخصصی، به قطب سینما، تئاتر، نقاشی و موسیقی تبدیل شد.در مدتی کوتاه، کانون با برگزاری اردوها و مسابقات هنری، استعدادهای بیشماری را از روستاها گرفته تا شهرهای بزرگ شکوفا کرد.کانون که امروز پس از چهار دهه مداخلات جمهوری اسلامی و تزریق عقاید، در دوران افول بهسر میبرد، میراثدار خاطرات جمعی نسلهایی است که در راهروهای کتابخانههایش، دنیای هنر و اندیشه را کشف کردند.
Translator«یلدا» به معنای تولد یا روشنایی رویدادی است که میلیونها نفر از ایران و افغانستان گرفته تا جمهوری آذربایجان و ساکنان قفقاز در شب ۳۰ آذر، که در تقویم شمسی که مصادف با انقلاب زمستانی کره زمین است، آن را جشن میگیرند. گرامیداشت زایش ایزد ایرانی مهر یا میترا که بسیاری از پژوهشگران معتقدند الهامبخش آیینهایی بوده است که تنها چند روز پس از آن با عنوان میلاد مسیح جشن گرفته میشوند.یلدا که از آن با نام شب چله نیز یاد میشود، در سنت ماقبل زرتشتی پرستش میترا، خدای خورشید، ریشه دارد اما در دوران زرتشتیان بود که محبوبیت و رواج یافت و طلوع خورشید پس از طولانیترین شب سال جشن گرفته شد.
گاه تقویم، داستانهای قدیمیتری را برای ما روایت میکند. از پیوندهایی که در نگاه اول شاید بعید به نظر برسند. مانند جشن باستانی یلدا در ایران زمین و کریسمس در میان مسیحیان. آیا ممکن است این دو آیین، با همه تفاوتهای فرهنگی و تاریخی، ریشههایی مشترک داشته باشند؟یلدا، این شب باشکوه که مردمان پهنه وسیعی از آسیای میانه گرفته تا خاورمیانه این طولانیترین شب سال را جشن میگیرند، یکی از قدیمیترین جشن های باستانی ایران زمین میباشد. در ایران باستان، مردم باور داشتند که با پایان این شب تاریک، خورشید بار دیگر به قدرت خود بازمیگردد و روزها بلندتر میشوند. یلدا در زبان سریانی به معنای «زایش» است؛ زایش خورشید، تولد روشنایی و آغاز نویدبخش روزهای بهتر.
ایران، امپراتوری هخامنشی و کورش کبیر، نقش پررنگی در کتاب مقدس یهودیان که به عنوان «عهد عتیق» بخشی از کتاب مقدس مسیحیان نیز شد، داشتند. در روایات مسیحیان نیز از همان آغاز نقش ایرانیان به چشم میخورد. از جمله تزئینات کریسمسی که همهجا میبینیم شمایل «سه مرد شرقی» است که پس از تولد عیسی به دیدنش میآیند و برایش طلا و صمغ کندر و مُر مَکی میآورند. «شرقِ» مورد نظر آن سالها به احتمال بسیار ایران بوده است.در سده اول مسیحیت روایاتی درباره سفر حواریون عیسی به ایران وجود دارد. مثلا توما، که پس از سفرهای شرقی خود در جنوب هندوستان درگذشت، تقریبا به طور قطع از ایران گذشته است. مسیحیان ایران در داستانهای خود از سخنرانی او برای پیروانش در ساحل دریاچه ارومیه میگویند. روستای آشوری مار نوخا در آن نزدیکی، امروز کلیسایی دارد که پیشینه خود را به توما میرساند.
در سالهای پایانی دهه ۱۳۴۰، به لطف تحصیل و رفتوآمد اهالی فرهنگ و هنر به اروپا، زمینه شکلگیری هنرهای نمایشی مدرن در ایران فراهم شد. در این دوران، بیشتر برنامههای نمایشی تهران در کافه شهرداری معروف به «مهمانخانه بلدیه» روی صحنه میرفت، اما با ظهور نسل برجستهای از هنرمندان تئاتر در ایران و افزایش نمایشهای در حال اجرا، کمبود فضاهای نمایشی در ایران محسوس شد.در پی این احساس نیاز بود که شهبانو فرح پهلوی که به ساخت مراکز فرهنگی هنری در ایران اهتمامی ویژه داشت، دستور ساخت تئاتر شهر را با معماری منحصربهفرد صادر کرد.به این ترتیب، کار ساخت مجموعه تئاتر شهر تهران با طراحی بیژن انصاری و نظارت مهندسی علی سردارافخمی در سال ۱۳۴۶ و در پاسخ به نیازهای جامعه هنری روبهپیشرفت ایران آغاز شد و با گذشت حدود پنج سال، در هفتم بهمن ۱۳۵۱ به بهرهبرداری رسید. علی سردارافخمی، از شاگردان هوشنگ سیحون، معمار برجسته ایرانی بود.
روحالله خالقی، آهنگساز و موسیقیدان برجسته که با ساخت موسیقی «مرز پرگهر» به نامی فراموشنشدنی در تاریخ ایران تبدیل شد، شصت سال قبل در ۲۱ آبان در اتریش چشم از جهان فرو بست و در ۲۹ آبان در ایران به خاک سپرده شد اما جاودانگیاش در این خاک با آثارش ادامه یافت.خالقی در سال ۱۳۲۳، در زمانی که ایران در اشغال نیروهای متفقین بود و احساس کشست و بیپناهی در میان مردم موج میزد، آهنگ «ای ایران» یا «مرز پرگهر» را بر شعری از حسین گلگلاب ساخت و برای اجرای غلامحسین بنان و گروه کُر تنظیم کرد. اثری که هنوز هم ایرانیان، هرگاه بخواهند همبستگی خود را به نمایش بگذارند، آن را همخوانی میکنند.خالقی آثار برجسته بسیاری از جمله «بهار دلنشین»، «چنگ رودکی» و «سرود نفت» نیز دارد و یاد او برای همیشه با این «مرز پرگهر» گره خورده است
نیروی منظم «گارد جاویدان» نخستینبار در دوران داریوش بزرگ شکل گرفت و در همان زمان نیز مهمترین بخش ارتش شاهنشاهی ایران شناخته شد، چراکه سربازانآن نخبهترین افسران ارتش بودند.در میان گارد جاویدان، واحدی ویژه مامور پاسداری از پرچم شاهنشاهی بود که بعدها به «درفش کاویان» شهرت یافت. این پرچم، نشان وحدت و پایداری امپراتوری ایران بود و حفاظت از آن افتخاری بزرگ برای سرباز گارد جاویدان به شمار میآمد.جستوجو در منابع تاریخی نشان میدهد که بعد از ساسانیان نیز در مواردی معدود دستکم نام گارد جاویدان زنده شد، ازجمله نقل شده است که بابک خرمدین نیز همین نام را برای سپاهش برگزید.
Translatorپیشنهادی که از سوی نمایندگان موافق انقراض سلسله قاجار در مجلس ارائه شد، بر نارضایتی عمومی و خطراتی تأکید داشت که به سبب ناتوانی و بیکفایتی شاهان قاجار، کشور را تهدید میکرد. آنان یادآور شدند که «حفظ مصالح عالیهی مملکت مهمترین منظور و نخستین وظیفه مجلس شورای ملی است و باید هرچه زودتر به بحران موجود پایان داده شود».در متن رسمی پیشنهادی که به مجلس تقدیم شد، آمده بود: «پیشنهاد میکنیم مجلس شورای ملی انقراض سلطنت قاجاریه را اعلام نموده و حکومت موقتی را در حدود قانون اساسی و قوانین موضوعهی مملکتی به شخص آقا رضاخان پهلوی واگذار نماید.»بر پایه این طرح، تعیین تکلیف نهایی حکومت به نظر مجلس موسسان واگذار شد تا در آن، تغییرات لازم در قانون اساسی مورد بررسی قرار گیرد.آنچه در تاریخ ایران ماندگار شد این بود که پس از سخنرانی موافقان و مخالفان، تنها چهار نفر از نمایندگان با این طرح مخالفت کردند و اکثریت مجلس؛ یعنی 80 نماینده به انقراض سلسله قاجار و سپردن زمام امور به رضاخان رای مثبت دادند.
























از دست های پنهان که در اطراف محمدرضا شاه پهلوی بود تاریخ داره نشون میده. از زحمات شما متشکرم 🙏🏻
دقیقا همینطور هست که شما گفتید 💯👏🏻👏🏻👏🏻
سپاس از زحمات شما 🙏🏻🍀🌱
جالب بود
مگه میشه ایرانی بشی این اهنگ یه بار نشنیده باشی روحشان شاد روح الله خالقی و بنان عزیز من خیلی این هنگ دوست دارم
😱 👌👌👌
بنی آدم اعضای یکدیگر نیستند. بلکه "بنی آدم اعضای یک پیکرند."
great
آموختم
درود فراوان، خیلی عالی بود این اپیزود 🟩
قهرمانان حقیقی بشریت کسانی نیستند که بر گورستان های بیشمار و زندگی های بربادرفتهٔ مردمان ، سلطنت گذرای خود را برپا می دارند؛ بلکه همانا آنانند که با دستِ تُهی و بی هیچ نیرویی در مبارزه با قهر کور از پا درافتاده اند ... #استفان_تسوایگ وجدان بیدار
مسخره کردید؟
👌🙏
عالی بود. مرسی
سخنرانی رئیس جمهور در مقر سازمان ملل شهریور ۱۴۰۱ اشاره کوتاه به ماجرای مهسا امینی https://castbox.fm/va/4612412
عالی 👌
سپاس بیپایان بابت اشتراکگذاری این پادکست قشنگ و مفید
🌹🌹🌹🌹🌹سپاس بیپایان 👍
🥺🥺🥺🥺🥺🥺😭😡🤬👎
اصلا نه پلی میشه نه دانلود میشه چی کار باید کرد؟