Discoverشاهنامه شنیدنی .Whispers of the Shahnameh
شاهنامه شنیدنی .Whispers of the Shahnameh

شاهنامه شنیدنی .Whispers of the Shahnameh

Author: parsiadab شاهنامه خوانی

Subscribed: 158Played: 6,740
Share

Description

با خواندن و گزارش از سیروس ملکی
With reading and narration by Sirus Maleki
99 Episodes
Reverse
نشست ۴۲ انجمن ایرانشهر- رزم رستم و پولادوند
نشست۴۱_رستم و دژ مردمخواران
انجمن شاهنامه خوانی ایرانشهر-داستان کاموس کشانی . پادشاهی کیخسرو_
نشست ۳۷ انجمن شاهنامه خوانی ایرانشهر- نبرد رستم و اشکبوس
نشست ۳۶ انجمن شاهنامه خوانی ایرانشهر-داستان کاموس کشانی . پادشاهی کیخسرو_ ادامه
نشست ۳۵_کوه هماون
نشست - ۳۴ شاهنامه انجمن ایرانشهر
نشست۳۳شاهنامه.جنگ هماون
نشست ۳۲ شاهنامه.رزم کاموس کشانی
نشست_۳۱_شاهنامه_دماوند_تازیانه_ی_بهرام
نشست - ۳۰ انجمن شاهنامه خوانی ایرانشهر
انجمن شاهنامه خوانی ایرانشهر . سیروس ملکی
شاهنامه در انجمن ایرانشهر دماوند -سیروس ملکی
انجمن شاهنامه خوانی ایرانشهر . سیروس ملکی
نشست ۲۶ انجمن شاهنامه خوانی ایرانشهر . سیروس ملکی
نقش ابلیس (پیکرگردانی) هدف و نتیجه پنهانیفریب‌دهنده پدرکش وسوسه ضحاک برای کشتن پدرش «مرداس»؛ شکستن نخستین مرز اخلاقی برای رسیدن به تخت قدرت.آشپز (خوالیگر) ماهر بیدار کردن خوی درندگی با پختن غذاهایی از «خون» و «گوشت»؛ ابتدا زرده تخم‌مرغ، سپس پرندگان و در نهایت «پشت گاو جوان» (فیله گوساله).پزشک چاره‌گر پس از رویش مارها بر شانه‌ها، ابلیس در نقش پزشک ظاهر شد تا با تجویز «مغز جوانان»، بساط نابودی نسل بشر را فراهم کند.تحلیل دشنام فردوسی: حکیم توس که همواره زبانی عفیف دارد، تندترین دشنام خود را نثار ضحاک (بابت پدرکشی) می‌کند. او با بیت «پژوهنده راز با مادر است»، به شکلی محترمانه اما گزنده، اصالت و نژاد ضحاک را زیر سوال می‌برد و او را فرومایه‌تر از درندگان (شیر و ببر) می‌خواند.۳. رمزگشایی از نمادهای ترسناک: مارها، مغزها و وحشت سیستماتیکمارهای روی دوش ضحاک، فراتر از یک موجود فیزیکی، تمثیلی از ساختار استبداد هستند. وقتی به این بخش می‌رسیم، باید بدانیم که استبداد به جامعه‌ای نیاز دارد که به «خرافه، دروغ و ظواهر» عادت کرده باشد.* ۱. نماد نیروهای سرکوب: مارها تمثیلی از «نیروهای امنیتی و اطلاعاتی» هستند که بر شانه قدرت تکیه دارند و برای بقای خود همواره به تغذیه از مردم نیاز دارند.* ۲. تهی کردن از اندیشه: چرا خوراک مارها «مغز جوانان» است؟ چون استبداد برای ماندگاری، به تهی کردن جامعه از «آگاهی، علم و دانش» نیاز دارد. مارهای ضحاک اندیشه را می‌بلعند تا اعتراضی نباشد.* ۳. بی‌اثر بودن حذف فیزیکی: ضحاک بارها مارها را برید، اما آن‌ها دوباره روییدند. این درس بزرگی است؛ استبداد با حذف فیزیکی نمادها از بین نمی‌رود، بلکه ریشه آن را باید در «اندیشه» و «خوی اهریمنی» جستجو کرد.۴. چهره‌های مقاومت: مصلحان، مادران و آهنگراندر دوران سیاه هزارساله ضحاک، خرد ایرانی در چهره‌های مختلفی متجلی شد:فرانک (نماد مادر خردمند و صبور)فرانک نماد «رازداری» و «صبر استراتژیک» است. او پس از کشته شدن همسرش (آبتین)، با آینده‌نگری، فریدون را ابتدا به یک «گاودار» و سپس به «مردی دینی در کوه البرز» سپرد. او می‌دانست برای پیروزی نهایی نباید شتاب کرد، بلکه باید منتظر بلوغ خرد ماند.کاوه آهنگر (صدای توده مردم و چالش با تزویر)کاوه نقطه انفجار خشم ملت علیه تزویر سیستماتیک است. ضحاک برای قانونی جلوه دادن ظلم خود، «محضری» (استشهادنامه‌ای دروغین) تهیه کرده بود تا نخبگان گواهی دهند او عادل است. کاوه با دریدن این کاغذ دولتی، مشروعیت کاذب ضحاک را در هم شکست و ثابت کرد که عدالت با امضاهای اجباری ساخته نمی‌شود.ویژگی مشترک مصلحان:1. استفاده از «خرد کاربردی» برای حفظ نسل بشر.2. نپذیرفتن روایت‌های دروغین قدرت (مانند محضر ضحاک).3. فداکاری برای آرمان‌های جمعی در سیاه‌ترین دوران‌ها.۵. فریدون و گرز گاوسر: نبرد نهایی و بازگشت بارانفریدون وارث حقیقی فرّ ایزدی است که با نمادهای طبیعت (شیر گاو برمایه و گرز گاوسر) پیوند خورده است. ضحاک از ۴۰ سال پیش از سقوط، خواب فریدون را دیده بود و «موبد زیرک» تعبیر کرده بود که مرگ او به دست جوانی از نژاد کیان است.ضحاک (بیداد، جادو و تزویر) فریدون (خرد و فر ایزدی)نماد خشکسالی و سترونی زمین نماد باران و بخشش همگانیحکومت بر پایه وحشت و مغزخواری حکومت بر پایه دادگری و آرامشمتکی بر جادو و تزویر سیستماتیک متکی بر حمایت مردم و تایید ایزدیچرا ضحاک کشته نشد؟ فریدون ضحاک را در غار دماوند به بند کشید. این یک درس بزرگ اساطیری است: استبداد هرگز به طور کامل نمی‌میرد، بلکه همیشه در بندِ خرد است. استبداد همیشه در کمین هوشیاری ماست و اگر روزی خرد و آگاهی ما ضعیف شود، ضحاک از بند دماوند رها خواهد شد.فردوسی بزرگ دنیا را به سرای سپنج (مهمان‌خانه ناپایدار) تشبیه می‌کند. دنیا مانند بیجاده (کهربا) است که کاه را می‌رباید؛ فریبنده و گذراست. آنچه در این مهمان‌خانه اصالت دارد، انتخاب میان بیداد و خرد است.* [ ] تشخیص تزویر: یاد بگیرید ابلیس ممکن است در لباس یک آشپز حرفه‌ای یا پزشک خیرخواه ظاهر شود؛ معیار، خروجیِ عمل (کشتار یا
سیر تکامل تمدن بشری در آینه اساطیر شاهنامهسنتز و بینش: فردوسی با هوشمندی، اساطیر را به شکل انسان درآورده است تا «تاریخ شفاهی» ریشه‌های ما را حفظ کند. این انسانی‌سازی، مفاهیم انتزاعی آغاز حیات را به تجربه‌ای ملموس بدل می‌کند تا یادگیری ریشه‌ها برای نسل‌های بعدی ممکن شود.جمله انتقالی: اما این زندگی بدوی با کین‌خواهی خونِ سیامک (پسر کیومرث) به پایان رسید و راه برای ظهور پوه او، هوشنگ، هموار گشت تا بشر از عصر غارنشینی به سوی انقلاب ابزارسازی حرکت کند.۲. عصر آتش و آهن: انقلاب ابزارسازی (دوران هوشنگ)دوران هوشنگ، نقطه عطفِ خروج بشر از انفعال در برابر طبیعت است. او در اساطیر به نام پرزات (بنیان‌گذار آیین شاهی) شناخته می‌شود. هوشنگ نخستین کسی بود که قلمرو خود را به «هفت اقلیم» (هفت کشور) گسترش داد؛ نظامی جغرافیایی که ایرانشهر را در مرکز جهان و سایر تمدن‌ها (روم، چین، هند و...) را در اطراف آن می‌دید.سنتز و بینش: یکی از بحث‌های مهم تخصصی، روایت کشف آتش (برخورد سنگ و جرقه) است. اگرچه این داستان در بسیاری از نسخه‌ها آمده، اما اساتیدی چون دکتر کزازی بر این باورند که این بخش ممکن است الحاقی باشد. با این حال، دستاوردهای هوشنگ در شاهنامه به عنوان زیربنای تمدن شناخته می‌شود:دستاورد هوشنگ تأثیر بر زندگی بشرجدا کردن آهن از سنگ پایان عصر سنگ و آغاز دوران تولید ابزار فلزی ماندگارساخت گراز (بیل) و تیشه تحول از «گردآورنده خوراک» به «تولیدکننده» (کشاورزی)مهار آب و آبیاری گسترش کشت‌وزر و اسکان دائم در کنار زمین‌های کشاورزیجمله انتقالی: با تثبیت ابزارهای فلزی و فراهم شدن زیرساخت‌های بقا، نوبت به یادگیری مهارت‌های ظریف‌تر و ابداعِ نظامِ ارتباطی در دوران تهمورث رسید.۳. عصر صنعت و جادوی خط (دوران تهمورث دیوبند)تهمورث، ملقب به زیناوند (مسلح و با سازوبرگ) و دیوبند، دورانِ اهلی کردنِ نیروهای سرکش است. واژه تهمورث از ریشه‌های «تخم» و «اروپه» (نژاد روباه وحشی) برآمده است. او نه تنها ریسندگی و بافتن فرش را به مردم آموخت، بلکه بر دیوان چیره شد و از قدرت آن‌ها برای پیشرفت تمدن بهره جست.سنتز و بینش: تضاد نمادین بین «دیو» و «دانش» در این عصر بسیار کلیدی است. طبق روایت، دیوان در ازای آزادی خود، هنر نوشتن را به شاه آموختند. تحلیل عمیق‌تر نشان می‌دهد که دیوان احتمالاً نمادی از اقوام بومی و پیشینی بوده‌اند که پیش از آریایی‌ها دانشِ خط را در اختیار داشتند. تهمورث نزدیک به ۳۰ نوع خط را فراگرفت که از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به خطوط رومی، تازی، پهلوی، سغدی، چینی اشاره کرد.جمله انتقالی: با اختراع خط و تأمین پوشاک و امنیت نظامی، صحنه برای ظهور کامل‌ترین پادشاه اساطیری، جمشید، فراهم شد تا بزرگ‌ترین ساختار اجتماعی تاریخ کهن را بنا نهد.۴. اوج تمدن: عصر طلایی و ساختار اجتماعی (دوران جمشید)دوران ۷۰۰ ساله جمشید، قله تمدن مادی است. در این عصر، بشر به فناوری‌های پیشرفته‌ای چون ساخت زره و خفتان، استخراج عطرها (مشک، عنبر، بان، کافور)، پزشکی و دارو‌سازی، و معماری مهندسی‌شده (خشت‌زنی و ساخت گرمابه‌ها و کاخ‌های بلند) دست یافت. جمشید برای مدیریت این تمدن عظیم، «تقسیم کار اجتماعی» را در قالب چهار طبقه بنیان گذاشت:1. آتورنیان (موبدان): پرستندگان که جایگاهشان در کوه‌ها بود تا در خلوت و نزدیکی به آسمان، نگهبان دانش معنوی باشند.2. نیساریان/تشتاریان (جنگاوران): شیرمردانی که وظیفه پاسداری از مرزها و شکوه لشکر را بر عهده داشتند.3. پسویی (کشاورزان): کسانی که به تعبیر شاهنامه «پساوند» (بیل‌زن) بودند؛ آزادمردانی که بدون منت، روزی جهان را تأمین می‌کردند.4. اهتوخوشی (صنعتگران): دست‌ورزانی که با اندیشه و هنر، ابزارهای مورد نیاز تمدن را از خیال به واقعیت می‌آوردند.جمله انتقالی: اما این درخششِ بی‌رقیب، با آفتی جان‌سوز به نام «غرور» و «منی کردن» روبرو شد که پایان‌بخشِ این عصر طلایی بود.۵. میراث نوروز و هشدار تاریخ (پایان درخشش)شکوه تمدن جمشیدی در ابداعِ «نوروز» تجلی یافت. جمشید تختی ساخت که دیوان آن را به دوش می‌کشیدند و بر فراز آسمان می‌بردند. هنگامی که او در نخستین روز فروردین (روز هرمز) بر تخت نشست، جهان خیره به درخشش او گشت و آن روز را نوروز نامیدند.سنتز و بینش (برگشت کار): در جهان‌بینی حکیم توس، هیچ تمدنی بدون زیربنای اخلاقی پایدار نیست. جمشید در اوج قدرت، ادعای خدایی کرد و خود را آفریننده جهان خواند. به محض آنکه قدرتِ مطلق با کفر و غرور آمیخته شد، «فره ایزدی» از او دور گشت. این لحظه سقوط را فردوسی «برگشت کار» می‌نامد؛ قانونی تاریخی که نشان می‌دهد تمدنِ مادی بدونِ بندگی و خرد، راه را برای استبداد هزارساله (ضحاک) هموار می‌کند.
آیا می‌دانستید شاهنامه فردوسی پیش از آنکه داستان جنگ‌ها و پادشاهان باشد، یک کتاب فلسفی عمیق است؟ 🤔 حکیم توس پیش از ورود به دنیای اسطوره‌ها، در دیباچه شاهنامه سنگ‌بنای فکری خود را می‌چیند. او به جای آغاز با داستان کیومرث، با طرح ایده‌هایی شگفت‌انگیز درباره آفرینش و خرد، کلید درک کل کتاب را به ما می‌دهد.در این ویدیو، به بررسی ۳ ایده بزرگ و بنیادین در آغاز شاهنامه می‌پردازیم که نگاه شما را به این اثر جاویدان تغییر می‌دهد.✨ آنچه در این ویدیو خواهید دید:✅ ۱. ستون‌های اصلی شاهنامه: جان و خرد چرا فردوسی خداوند را با صفت «خداوند جان و خرد» می‌خواند؟ بررسی جایگاه خرد به عنوان «چشمِ جان» و راهنمای انسان در دو جهان.✅ ۲. نظریه تکاملی آفرینش در برابر روایت‌های سنتی روایت فردوسی از خلقت جهان چه تفاوتی با ادیان ابراهیمی دارد؟ تحلیل نگاه علمی و مرحله‌به‌مرحله فردوسی: از پیدایش عناصر چهارگانه تا ظهور انسان به عنوان اوج تکامل.✅ ۳. خورشید و ماه در نگاه حماسی توصیفات شگفت‌انگیز فردوسی از آسمان: خورشید به عنوان «سپر زرین» و معنای متفاوت واژه «خاور» در شاهنامه که کلید درک جغرافیای حماسی است.⏳ زمان‌بندی ویدیو (Chapters): 00:00 - مقدمه: شاهنامه، فراتر از افسانه 01:30 - ایده اول: ستایش جان و خرد؛ ارزشمندترین نعمت‌ها 04:45 - ایده دوم: داستان آفرینش؛ روایتی تکاملی و پویا 08:20 - تفاوت آفرینش در شاهنامه با ادیان ابراهیمی 10:50 - ایده سوم: توصیف حماسی خورشید و ماه 13:10 - جمع‌بندی: چرا فردوسی یک فیلسوف است؟❓ پرسش شما: به نظر شما نگاه تکاملی فردوسی به آفرینش (از عناصر به گیاه، جانور و سپس انسان) چقدر با علم امروز سازگار است؟ نظرات خود را در کامنت‌ها بنویسید. 👇🔔 اگر به ادبیات فارسی و تحلیل‌های عمیق شاهنامه علاقه‌مند هستید، حتماً کانال را سابسکرایب کنید و زنگوله را بزنید!#شاهنامه #فردوسی #ادبیات_فارسی #آفرینش #فلسفه #خرد #تاریخ_ایران #شعر_فارسی #شاهنامه_خوانی #جهان_بینی_فردوسی #تکاملThe Supremacy of Wisdom and Life: Why Ferdowsi begins by praising the "Lord of Life and Wisdom" (Jan and Kherad) and considers wisdom the human's most vital guide.An Evolutionary Creation Story: A look at Ferdowsi's unique narrative of creation—from the four elements to plants, animals, and finally humans—and how it differs from traditional religious creation myths.Epic Cosmic Imagery: How Ferdowsi describes the Sun as a "golden shield" and the Moon with distinct epic language, including the specific historical geographical meanings of terms like "Khavar" (West).Discover why Ferdowsi was not just a storyteller, but a sage and a philosopher.
آیا تصور می‌کنید شاهنامه فقط داستان جنگ‌ها، پهلوانان و تراژدی رستم و سهراب است؟ 🤔 اگر پاسخ شما مثبت است، این ویدیو نگاه شما را برای همیشه به شاهکار فردوسی دگرگون خواهد کرد. شاهنامه تنها یک کتاب حماسی نیست؛ بلکه گنجینه‌ای از حکمت، روانشناسی عمیق و ستون فقرات هویت ایرانی است.در این ویدیو، با بهره‌گیری از دیدگاه‌های ژرف و تحلیلی دکتر میرجلال‌الدین کزازی در کتاب ارجمند «نامه باستان»، به ۴ نکته شگفت‌انگیز می‌پردازیم که لایه‌های پنهان شاهنامه را آشکار می‌کنند. از تفاوت بنیادین قهرمانان ایرانی با قهرمانان ایلیاد و ادیسه گرفته تا روانشناسی گام‌به‌گام نفوذ شیطان در داستان ضحاک.✨ آنچه در این ویدیو خواهید دید:✅ ۱. نبرد برای «نام» یا «نان»؟ چرا پهلوانان شاهنامه با آشیل و هکتور در حماسه‌های یونانی متفاوت‌اند؟ بررسی برتری اخلاقی قهرمانانی که برای غارت نمی‌جنگند، بلکه برای شرافت و میهن شمشیر می‌زنند.✅ ۲. روانشناسی شر در داستان ضحاک آیا ضحاک یک‌شبه شیطان‌صفت شد؟ تحلیلی دقیق از ۴ مرحله‌ نفوذ اهریمن در روح انسان؛ از وسوسه قدرت تا نابودی نسل بشر.✅ ۳. آیا شاهنامه «شعر» است یا فقط «نظم»؟ پاسخ به منتقدانی که سادگی زبان فردوسی را ضعف می‌دانند. کشف راز «شعر ناب» و اینکه چرا سادگی فردوسی، اوج هنر است.✅ ۴. کتابی که ایران را نجات داد اگر شاهنامه نبود، چه بر سر ما می‌آمد؟ نقش حیاتی این کتاب در حفظ ناخودآگاهی تباری و هویت ملی ایرانیان.⏳ زمان‌بندی ویدیو (Chapters): 00:00 - مقدمه: شاهنامه، اقیانوسی ناشناخته 01:15 - نکته اول: تفاوت اخلاقی پهلوانان ایرانی و غربی (ایلیاد و ادیسه) 04:30 - نکته دوم: تحلیل روانشناختی داستان ضحاک و نفوذ اهریمن 08:45 - نکته سوم: راز سادگی زبان فردوسی؛ شعر ناب یا نظم؟ 12:20 - نکته چهارم: شاهنامه، شناسنامه و هویت ایرانی 15:00 - جمع‌بندی و نتیجه‌گیری#شاهنامه #فردوسی #ادبیات_فارسی #دکتر_کزازی #رستم_و_سهراب #تاریخ_ایران #شعر_فارسی #حماسه #هویت_ایرانی #نقد_ادبی #ضحاک #شاهنامه_خوانی
در این ویدیو به تحلیل و تفسیر یکی از شاهکارهای ادبیات پارسی، یعنی دیباچه شاهنامه فردوسی می‌پردازیم. ابیات آغازین شاهنامه، «به نام خداوند جان و خرد»، تنها یک مقدمه نیستند؛ بلکه بیانیه‌ای فلسفی و سنگ‌بنای جهان‌بینی فردوسی درباره آفرینش، محدودیت‌های شناخت بشری و جایگاه خرد هستند.همچنین در بخش دوم ویدیو، به این پرسش مهم پاسخ می‌دهیم: آیا اطلاق نام «حماسه» (Epic) به شاهنامه درست است؟ با بررسی ساختار سه‌گانه شاهنامه (اسطوره‌ای، پهلوانی، تاریخی) و مقایسه آن با آثار غربی مثل ایلیاد و ادیسه، اثبات می‌کنیم که شاهنامه یک دانشنامه فرهنگی و هنری است که در آن حکمت، عرفان، تغزل و حتی طنز در هم تنیده شده‌اند.📌 آنچه در این ویدیو خواهید دید: 00:00 مقدمه و اهمیت دیباچه 01:15 قرائت و بررسی ۱۵ بیت نخست (ستایش خداوند) 03:30 معنی واژگان کلیدی (جان، خرد، نام، جای) 05:45 تحلیل فلسفی: ناتوانی خرد در شناخت ذات خدا 08:20 چرا شاهنامه فقط یک حماسه نیست؟ (تفاوت با ایلیاد) 10:10 ژانرهای ادبی در شاهنامه (حکمت، عرفان، تغزل) 12:30 نقش شاهنامه در حفظ هویت و زبان پارسی📜 متن ابیات تحلیل شده در این ویدیو:به نام خداوند جان و خِرَد / کَزین برتر اندیشه بَرنَگذَرَد خداوند نام و خداوند جای / خداوند روزی ده رهنمای خداوند کیوان و گردان سپهر / فروزنده ماه و ناهید و مهر ز نام و نشان و گمان برتر است / نگارندهٔ بر شده گوهر است به بینندگان، آفریننده را / نیابی؛ مرنجان دو بیننده را نه اندیشه یابد بدو نیز راه / که او برتر از نام و از جایگاه سخن هر چه زین گوهران بگذرد / نیابد بدو راه، جان و خِرَد خِرَد گر سخن برگزیند همی / همان را گزیند که بیند همی ستودن نداند کس او را چو هست / میان بندگی را ببایدت بست خِرَد را و جان را همی سنجد اوی / در اندیشهٔ سَخته کی گنجد اوی بدین آلت رای و جان و زبان / ستود آفریننده را کی توان؟ به هستی‌اش باید که خَستو شوی / ز گفتار بیکار یکسو شوی پرستنده باشی و جوینده راه / به ژرفی به فرمانش کردن نگاه توانا بود هر که دانا بود / ز دانش دل پیر برنا بود ز هستی مر اندیشه را راه نیست / از این پرده برتر، سخن گاه نیست🔍 واژه‌نامه و مفاهیم کلیدی:خرد: قوه تمیز و تشخیص خوب از بد؛ والاترین گوهر انسانی در نگاه فردوسی.جان: نیروی حیات و زنده بودن.جای و نام: "جای" اشاره به جهان مادی و فیزیکی و "نام" اشاره به مفاهیم متافیزیکی و معنوی است.خستو شدن: به معنای معترف شدن و اقرار قلبی به وجود خداوند (بدون تلاش بیهوده برای شناخت ذات او).میان بستن: کنایه از آماده شدن و تصمیم قاطع گرفتن برای بندگی.💡 نکات برجسته تحلیل:۱. خداشناسی خردگرایانه فردوسی: فردوسی در این دیباچه مرز میان ایمان و استدلال را مشخص می‌کند. او معتقد است ابزارهای بشری (حواس و اندیشه) که خود مخلوق هستند، نمی‌توانند بر خالق احاطه پیدا کنند. راه رسیدن به خدا در اندیشه فردوسی، "خستو شدن" یا پذیرش قلبی است، نه بحث‌های کلامی بی‌پایان.۲. شاهنامه: فراتر از ژانر حماسه بسیاری شاهنامه را صرفاً یک اثر حماسی می‌دانند، اما این نگاه تقلیل‌گرایانه است.تفاوت قهرمانان: پهلوانان شاهنامه برای "نام" و "داد" می‌جنگند (مثل رستم)، در حالی که قهرمانان حماسه‌های یونانی (مثل آشیل) اغلب به دنبال غنیمت و منافع شخصی هستند.تنوع ژانر: شاهنامه مجموعه‌ای از ژانرهای ادبی است. از داستان‌های عاشقانه (زال و رودابه) و مباحث عرفانی (ناپدید شدن کیخسرو) گرفته تا اندرزهای حکمی (انوشیروان) و حتی طنز موقعیت (بهرام گور).۳. ساختار سه‌گانه: شاهنامه تاریخ روایی یک ملت است که در سه بخش سامان یافته:اسطوره‌ای: (کیومرث تا فریدون) شکل‌گیری تمدن و حکمت.پهلوان: (منوچهر تا پایان کیانیان) اوج درام، تغزل و حماسه.تاریخی: (ساسانیان) وقایع‌نگاری مستند.🌹 درباره کانال ادب پارسی ۳۶۵ (Adab Parsi 365): در این کانال ما به بازخوانی، تحلیل و تفسیر متون کلاسیک ادبیات فارسی می‌پردازیم تا پلی باشیم میان حکمت گذشتگان و زندگی امروز. اگر به شاهنامه، مثنوی معنوی، گلستان و دیوان حافظ علاقه‌مند هستید، با ما همراه باشید.✅ لطفاً برای حمایت از ما: 👍 ویدیو را لایک کنید. 🔔 کانال را سابسکرایب کنید و زنگوله را بزنید. 💬 نظرات و
loading
Comments (17)

Meysam Abasi

درود جناب ملکی دست خوش نفس تون گرم

Dec 5th
Reply (1)

Mojtaba 2020

جناب ملکی عالی بود. 👍👍👍

Sep 24th
Reply (1)

Mojtaba 2020

این صدای هوش مصنوعی بود؟! چون مشخص بود با خیلی از کلمات فارسی و متن شاهنامه آشنا نبودند، تلفظ چندین واژه اشتباه بود.

Sep 3rd
Reply (1)

Meysam Abasi

درود جناب سیروس خان ملکی ، دست خوش ، صفا کردیم استاد گرامی نفست گرم دستمریزاد

Aug 16th
Reply (1)

Meysam Abasi

درود جناب ملکی ، نفست گرم شیر مرد دماوند 🧿چشم بد دور باد ، 🫀منی

Apr 14th
Reply (1)

Meysam Abasi

درود جناب ملکی، نفست گرم استاد گران سنگ ، دستمریزاد

Apr 14th
Reply (1)

Meysam Abasi

دستمریزاد جناب سیروس خان ملکی

Mar 25th
Reply (1)

Meysam Abasi

درود جناب ملکی دستمریزاد نوم خدا به این خوانش و گزارش

Mar 25th
Reply

Ahmad Haghi

درباره موضوع آب زَرَه، شاید این اطلاعات بکار آید؛ «گود زَرَه یا هامون ِگود زَرَه شوره زاری در ولایت نیمروز افغانستان است که سرریز هامون هیرمند در زمان پرآبی از طریق رود شیله بدان وارد می‌شود.»

Dec 24th
Reply (1)