DiscoveriGhe3 | آی قصه
iGhe3 | آی قصه

iGhe3 | آی قصه

Author: iGhe3

Subscribed: 3,156Played: 43,871
Share

Description

آی‌قصه؛ جایی برای قصه گفتن و قصه شنفتن!
53 Episodes
Reverse
پادکست لالایی و قصه‌ی کودکان قسمت پنجم | موضوع: سفر به صحرا نوشته‌ی پوریا عالمی با اجرای الکا هدایت _____ قصه‌های آی‌قصه را در سایت آی‌قصه بشنوید 💈 iGhe3.com _____ 💈 لینک پادکست در وبسایت آی‌قصه: http://bit.ly/32cKJSe 💈 اینستاگرام آی‌قصه: Instagram.com/iGhe3 💈 تلگرام آی‌قصه: t.me/iGhe3 💈 ایمیل آی‌قصه: iGhe3.box@gmail.com _____ تمامی حقوق مادی و معنوی این پادکست برای شرکت «دنیای کودکان آی‌قصه» محفوظ است
✍️ نوشته‌ی نسیم مرعشی 🎙 قصه‌گو: آزاده مویدی‌فرد 👩‍🎨 تصویرگر: مهدیه قاسمی خلاصه‌ی داستان:  این قصه از هزارقصه ماجرای دوستیِ دختری به نام سونیا با یک سوسمار است. سونیا و سوسمار در راه مدرسه با هم آشنا می‌شوند. آن‌ها هر روز با هم بازی می‌کنند و صحبت می‌کنند و لذت می‌برند. اما وقتی سونیا، سوسمار را به بقیه‌ی دوستان هم‌مدرسه‌ای‌اش معرفی می‌کند، آن‌ها می‌ترسند و فرار می‌کنند و سوسمار از این ماجرا ناراحت می‌شود. متن کامل قصه 💈 وبسایت آی‌قصه: http://iGhe3.com/ 💈 اینستاگرام آی‌قصه: Instagram.com/iGhe3 💈 تلگرام آی‌قصه: t.me/iGhe3 💈 ایمیل آی‌قصه: iGhe3.box@gmail.com
پادکست لالایی و قصه‌ی کودکان قسمت پنجم | موضوع: مزرعه نوشته‌ی پوریا عالمی با اجرای الکا هدایت _____ قصه‌های آی‌قصه را در سایت آی‌قصه بشنوید 💈 iGhe3.com _____ 💈 لینک پادکست در وبسایت آی‌قصه: http://bit.ly/2tE4QvR 💈 اینستاگرام آی‌قصه: Instagram.com/iGhe3 💈 تلگرام آی‌قصه: t.me/iGhe3 💈 ایمیل آی‌قصه: iGhe3.box@gmail.com _____ تمامی حقوق مادی و معنوی این پادکست برای شرکت «دنیای کودکان آی‌قصه» محفوظ است
✍️ نوشته‌ی الهه ایزدی‌خواه 🎙 قصه‌گو: یاشار ابراهیمی 👩‍🎨 تصویرگر: مریم جاودانی خلاصه‌ی داستان: این قصه درباره‌ی پسری به نام آرین است که دارد با تبلتش بازی می‌کند.  در این بازی یک پسر جنگجو وجود دارد که با راهنمایی آرین باید وارد میدان  مبارزه شود. یک روز پسر جنگجو، آرین را صدا زد و گفت ایده‌ای دارد که جور  دیگری بازی کنند. آرین وقتی فهمید از توی تبلتش پسر جنگجو با او حرف  می‌زند، خیلی تعجب کرد و بعد به پیشنهاد او گوش داد. متن کامل قصه 💈 وبسایت آی‌قصه: http://iGhe3.com/ 💈 اینستاگرام آی‌قصه: Instagram.com/iGhe3 💈 تلگرام آی‌قصه: t.me/iGhe3 💈 ایمیل آی‌قصه: iGhe3.box@gmail.com
شهر آی‌قصه | قسمت نهم این قسمت در ادامه‌ی قصه‌ی قبلی است که در آن سینا از روی پله پایش سر خورد و شکست. دکتر پای سینا را گچ گرفت و گفت باید استراحت کامل کند تا پایش خوب شود. یک روز، که سینا روی تختش نشسته بود و حوصله‌اش هم سر رفته بود. صدای زنگ در آمد. سینا هرچی پرسید: کیه؟ کسی جواب نداد. سینا کمی ترسید. یعنی کی پشت در بود؟ 💠 نویسنده و کارگردان: پوریا عالمی 🎙 راوی: لیلی رشیدی 🔸 سرپرست گویندگان: الکا هدایت 🎙 صداپیشگان: الکا هدایت، آزاده مویدی‌فرد، بهادر مالکی، پیمان فاطمی، یاشار ابراهیمی 👨‍🎨 طراحی شخصیت: سلمان طاهری  🎨 تصویرساز: مجتبی حیدرپناه 🎼 آهنگساز: نیوشا و نیلوفر قربانی  🎧 تنظیم: بامداد افشار  🎼 ترانه: پوریا عالمی این قسمت از شهر آی‌قصه را در سایت به صورت ویدیویی هم می‌توانید ببینید و یا این‌که فایل آن را دانلود کنید. 💈 وبسایت آی‌قصه 💈 اینستاگرام آی‌قصه 💈 تلگرام آی‌قصه 📧 ایمیل آی‌قصه: iGhe3.box@gmail.com
پادکست لالایی و قصه‌ی کودکان قسمت چهارم | موضوع: دریا نوشته‌ی پوریا عالمی با اجرای الکا هدایت _____ قصه‌های آی‌قصه را در سایت آی‌قصه بشنوید 💈 iGhe3.com _____  💈 لینک پادکست در وبسایت آی‌قصه: http://bit.ly/3aFHjvg  💈 اینستاگرام آی‌قصه: Instagram.com/iGhe3 💈 تلگرام آی‌قصه: t.me/iGhe3 💈 ایمیل آی‌قصه: iGhe3.box@gmail.com _____ تمامی حقوق مادی و معنوی این پادکست برای شرکت «دنیای کودکان آی‌قصه» محفوظ است
✍️ نوشته‌ی فریناز مختاری 🎙 قصه‌گو: یاشار ابراهیمی 👩‍🎨 تصویرگر: مهدیه قاسمی بخشی از داستان: سیاوش پسر هنرمندی است که دوست دارد وقتی بزرگ شد یک نوازنده‌ی معروف شود. اون تنهاست و هیچ خواهر و برادری ندارد. البته تنهای تنها هم که نه. اون یک دوست کوچولو دارد: یک موش کوچولو. موش به سیاوش قول داده که وسایل سیاوش رو نجود و خراب نکند و حمام کند و تمیز باشد و به سیاوش کمک کند تا به آرزوهایش برسد، عوضش سیاوش هم یک جای خواب گرم و نرم توی اتاقش برای موش کوچولو درست کند و بهش غذا بدهد. - متن کامل قصه - 💈 وبسایت آی‌قصه 💈 اینستاگرام آی‌قصه: Instagram.com/iGhe3 💈 تلگرام آی‌قصه: t.me/iGhe3 💈 ایمیل آی‌قصه: iGhe3.box@gmail.com
شهر آی‌قصه | قسمت هشتم در هشتمین قسمت از قصه‌های شهر آی‌قصه، سینا یک لحظه پایش روی پله سُر می‌خورد و تلق می‌شکند. بعد پای سینا آن‌قدر ورم می‌کند که اندازه‌ی یک بالش می‌شود. سینا داد می‌زند آآآآخ و کرگدن که در همان نزدیکی مشغول کتاب خواندن بود، مثل یک آمبولانس می‌آید کمک سینا و او را می‌رساند به بیمارستان. 💠 نویسنده و کارگردان: پوریا عالمی 🎙 راوی: لیلی رشیدی 🔸 سرپرست گویندگان: الکا هدایت 🎙 صداپیشگان: الکا هدایت، آزاده مویدی‌فرد، بهادر مالکی، پیمان فاطمی، یاشار ابراهیمی 👨‍🎨 طراحی شخصیت: سلمان طاهری 🎨 تصویرساز: مجتبی حیدرپناه 🎼 آهنگساز: نیوشا و نیلوفر قربانی 🎧 تنظیم: بامداد افشار 🎼 ترانه: پوریا عالمی این قسمت از شهر آی‌قصه را در سایت به صورت ویدیویی هم می‌توانید ببینید و یا این‌که فایل آن را دانلود کنید. 💈 وبسایت آی‌قصه 💈 اینستاگرام آی‌قصه 💈 تلگرام آی‌قصه 📧 ایمیل آی‌قصه: iGhe3.box@gmail.com
پادکست لالایی و قصه‌ی کودکان قسمت سوم | موضوع: جنگل نوشته‌ی پوریا عالمی با اجرای الکا هدایت _____ قصه‌های آی‌قصه را در سایت آی‌قصه بشنوید 💈 iGhe3.com _____ 💈 لینک پادکست در وبسایت آی‌قصه: http://bit.ly/3aFHjvg 💈 اینستاگرام آی‌قصه: Instagram.com/iGhe3 💈 تلگرام آی‌قصه: t.me/iGhe3 💈 ایمیل آی‌قصه: iGhe3.box@gmail.com _____ تمامی حقوق مادی و معنوی این پادکست برای شرکت «دنیای کودکان آی‌قصه» محفوظ است
✍️ نویسنده: راضیه درزی 🎙 قصه‌گو: فاطمه حجت 📝 خلاصه قصه: درسا یک ابر کوچک داشت که با یک طناب آن را بالای سر خودش جابه‌جا می‌کرد. مثل یک بادبادک. یک روز که درسا به یک شهر شلوغ پر از ماشین رفته بود، طناب ابر درسا پاره شد و ابر درسا در انبوه دود ماشین‌ها گم شد! درسا برای پیدا کردن ابرش با مادربزرگ رفت بالای بلندترین برج شهر و ابرش را صدا زد... ☑️ این قصه توسط مخاطبان آی‌قصه نوشته و ضبط شده است. ☑️ این قصه را در دیگر پادگیرها هم می‌توانید بشنوید. ☑️ این قصه در کارگاه نویسندگی و قصه‌گویی آی‌قصه بازنویسی شده است. ـــــــــــــــ 💈 وبسایت آی‌قصه 💈 ـــــــــــــــ 💈 اینستاگرام آی‌قصه: Instagram.com/iGhe3 💈 تلگرام آی‌قصه: t.me/iGhe3 💈 ایمیل آی‌قصه: iGhe3.box@gmail.com
پادکست لالایی و قصه‌ی کودکان نوشته‌ی پوریا عالمی با اجرای الکا هدایت قصه‌های آی‌قصه را در آی‌قصه بشنوید 💈 وبسایت آی‌قصه: http://iGhe3.com/ 💈 اینستاگرام آی‌قصه: Instagram.com/iGhe3 💈 تلگرام آی‌قصه: t.me/iGhe3 💈 ایمیل آی‌قصه: iGhe3.box@gmail.com تمامی حقوق مادی و معنوی این پادکست برای شرکت «دنیای کودکان آی‌قصه» محفوظ است.
✍️ نوشته‌ی نفیسه نصیران 🎙 قصه‌گو: سمانه گلک 👩‍🎨 تصویرگر: محمدحسین توکلی بخشی از داستان: هنوز شب نشده بود اما هوا ابری بود و اتاق تاریک به نظر می‌­رسید. آخر هفته بود و ارسلان و مادرش لباس پوشیده بودند و آماده بودند تا وقتی پدر از سر کار برگشت؛ همه با هم به خانه‌­ی مادربزرگ بروند. ارسلان حوصله‌اش سر رفته بود. اول خواست تلویزیون نگاه کند اما بعد پشیمان شد. فکر خوبی به سرش زد. رفت سراغ جعبه‌ی ابزار بابا و چراغ قوه را از داخل آن برداشت. داد زد: «سایه بازی، بهترین بازی دنیا است.» - متن کامل قصه - 💈 وبسایت آی‌قصه: http://iGhe3.com/ 💈 اینستاگرام آی‌قصه: Instagram.com/iGhe3 💈 تلگرام آی‌قصه: t.me/iGhe3 💈 ایمیل آی‌قصه: iGhe3.box@gmail.com
پادکست لالایی و قصه‌ی کودکان نوشته‌ی پوریا عالمی با اجرای الکا هدایت قصه‌های آی‌قصه را در آی‌قصه بشنوید 💈 وبسایت آی‌قصه: http://iGhe3.com/ 💈 اینستاگرام آی‌قصه: Instagram.com/iGhe3 💈 تلگرام آی‌قصه: t.me/iGhe3 💈 ایمیل آی‌قصه: iGhe3.box@gmail.com تمامی حقوق مادی و معنوی این پادکست برای شرکت «دنیای کودکان آی‌قصه» محفوظ است.
✍️ نوشته‌ی الهه ایزدی‌خواه 🎙 قصه‌گو: غزل نهانی 👩‍🎨 تصویرگر: مهدیه قاسمی خلاصه داستان: «ننه سرما بقچه‌ی برفش رو که آماده کرد، کمی خوابید تا بعدش بیدار شه و بره روی جنگل‌ها برف بباره. اما وقتی بیدار شد دید بقچه‌ش نیست. اون گلوله‌های برف روی زمین رو دنبال کرد و رسید به جغد و پاندا و خرگوش‌های چشم‌قرمزی که بقچه رو برداشته بودن. ننه سرما پرسید: شما چرا بقچه رو برداشتین؟...» متن کامل قصه را این‌جا بخوانید ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ 💈 وبسایت آی‌قصه 💈 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ 💈 اینستاگرام آی‌قصه: Instagram.com/iGhe3 💈 تلگرام آی‌قصه: t.me/iGhe3 💈 ایمیل آی‌قصه: iGhe3.box@gmail.com
✍️ نویسنده: نگار نصر 🎙 قصه‌گو: سعیده جواهری 📝 خلاصه قصه: میترا دوست داشت خورشید مال خودش باشد. اما خورشید خیلی دور بود. برای همین با بابا و مامانش رفت بالای کوه و خورشید را برداشت. گذاشت توی جیبش و یکهو شب شد! میترا نمی‌دانست خورشید، صبح‌ها را به وجود می‌آورد و تازه وقتی بچه‌ها شروع کردند به شعر خواندن، فهمید چه اتفاقی افتاده است! ☑️ این قصه توسط مخاطبان آی‌قصه نوشته و ضبط شده است. ☑️ این قصه را در دیگر پادگیرها هم می‌توانید بشنوید. ☑️ این قصه در کارگاه نویسندگی و قصه‌گویی آی‌قصه بازنویسی شده است. ـــــــــــــــ 💈 وبسایت آی‌قصه 💈  ـــــــــــــــ 💈 اینستاگرام آی‌قصه: Instagram.com/iGhe3 💈 تلگرام آی‌قصه: t.me/iGhe3 💈 ایمیل آی‌قصه: iGhe3.box@gmail.com
✍️ نوشته‌ی مرجان صادقی 🎙 قصه‌گو: یاشار ابراهیمی 👩‍🎨 تصویرگر: نیلوفر برومند بخشی از داستان: «روز تولد زرافه، کی شال‌گردن می‌بافه؟» گنجشکه از همه پرسید. ازین شاخه به اون شاخه پرید. کرگدن گفت:«برای گردن دراز زرافه، کسی هست شال‌گردن ببافه؟» بعد شاخشو مالید به شاخه، گفت که حالشو نداره. گنجشکه داد زد: -زرافه که تندتند زکامه، کی براش شال‌گردن می‌بافه؟ خرسه گفت: «من یه وجب می‌بافم». کاموا رو از نوک گنجشکه گرفت و سر انداخت. یه انگشت و دو انگشت. قرمز و زرد و دونه درشت. خمیازه کشید و پشتشو مالید به درخت پشت. متن کامل قصه را این‌جا بخوانید 💈 وبسایت آی‌قصه: iGhe3.com 💈 اینستاگرام آی‌قصه: Instagram.com/iGhe3 💈 تلگرام آی‌قصه: t.me/iGhe3 💈 ایمیل آی‌قصه: iGhe3.box@gmail.com
✍️ نویسنده: محمدسجاد عالی 🎙 قصه‌گو: بهار حسن‌پور 📝 خلاصه قصه: ننه  سرما دو تا بچه داشت. یکی چله بزرگه و یکی چله کوچیکه. یه روزی هر دو رفتن  که سرما ببرن به شهرها. اما چله بزرگه دلش به حال مردم سوخت و برگشت. اما  چله کوچیکه خودش توی سرمای خودش گیر افتاد! ☑️ این قصه توسط مخاطبان آی‌قصه نوشته و ضبط شده است. ☑️ این قصه را در دیگر پادگیرها هم می‌توانید بشنوید. ☑️ قصه‌ی ننه سرما براساس یک داستان کهن ایرانی نوشته شده است. ـــــــــــــــ آی‌قصه را این‌جا بشنوید: @iGhe3 ـــــــــــــــ 💈 وبسایت آی‌قصه 💈 اینستاگرام آی‌قصه: Instagram.com/iGhe3 💈 تلگرام آی‌قصه: t.me/iGhe3 💈 ایمیل آی‌قصه: iGhe3.box@gmail.com
✍️ نوشته‌ی فریناز مختاری 🎙 قصه‌گو: سینوره کفاش‌طلب 👩‍🎨 تصویرگر: نیلوفر برومند بخشی از داستان: لی‌لی،  ابر مهربان و آرامی بود. درست برعکس سپید، دوستش که توی شهر ابرها، به  بازیگوشی و شیطنت معروف بود. یکی از روزهای زمستان که هوا سرد بود و برف،  شهر را سفیدِ سفید کرده بود، لی‌لی خیلی آرام نشسته بود گوشه‌ی آسمان و  داشت بچه‌ها را تماشا می‌کرد که مشغول برف بازی بودند. سپید اما مشغول  شیطنت بود. او سوار دوستش، باد شده بود و با صدای بلند فریاد می‌زد:  «بروووو.... تندترررر.... آفریییییییییین.... تند‌تر حرکت کن». متن کامل قصه را این‌جا بخوانید 💈 وبسایت آی‌قصه: iGhe3.com 💈 اینستاگرام آی‌قصه: Instagram.com/iGhe3 💈 تلگرام آی‌قصه: t.me/iGhe3 💈 ایمیل آی‌قصه: iGhe3.box@gmail.com
✍️🎙 نویسنده و قصه‌گو: حدیث فیضی 📝 خلاصه قصه: موری  یک مورچه است که می‌خواهد بیسکوییت بزرگی را جابه‌جا کند اما زورش  نمی‌رسد. موران به پیشنهاد می‌کند که با هم این کار را بکنند. اما موری  می‌گوید مگر نشنیده‌ای که یک مورچه چند برابر وزن خودش را می‌تواند جابه‌جا  کند؟ ☑️ این قصه توسط مخاطبان آی‌قصه نوشته و ضبط شده است. ☑️ این قصه را در دیگر پادگیرها هم می‌توانید بشنوید. ☑️ اگر در شنیدن قصه‌ها روی پادگیرها مثل کست‌باکس و اپل‌پادکست و… دچار مشکل شدید، حتما از فیلترشکن استفاده کنید. چون ممکن است سرورهای آی‌قصه دچار مشکل شده باشند. ـــــــــــــــ 💈 وبسایت آی‌قصه 💈 اینستاگرام آی‌قصه: Instagram.com/iGhe3 💈 تلگرام آی‌قصه: t.me/iGhe3 💈 ایمیل آی‌قصه: iGhe3.box@gmail.com
✍️ نوشته‌ی مکرمه شوشتری 🎙 قصه‌گو: یاشار ابراهیمی 👩‍🎨 تصویرگر: نسیم بهاری خلاصه داستان: در  این قصه‌ی آی قصه، یک مادربزرگ مهربان وجود دارد که چون خودش سردش می‌شود،  قصد می‌کند برای خودش کلاه ببافد، اما دلش نمی‌آید و آن را به دیگران هدیه  می‌دهد. او برای همه و همه کلاه بافته و کل شهر را بافتنی‌هایش قشنگ کرده  است. متن کامل قصه را این‌جا بخوانید 💈 وبسایت آی‌قصه 💈 اینستاگرام آی‌قصه: Instagram.com/iGhe3 💈 تلگرام آی‌قصه: t.me/iGhe3 💈 ایمیل آی‌قصه: iGhe3.box@gmail.com
loading
Comments (44)

m.reza arabi

سلام و خدا قوت خیلی ممنون بابت این همه قصه قشنگ دختر و پسر من شبها موقع خواب به قصه های قشنگ شما گوش میدن

Feb 20th
Reply

m.reza arabi

عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما بسیار ممنون بابت این پادکست و قصه ها و شعرهای قشنگ بچه های من هرشب عادت کردند به شنیدن داستان ها و قصه های صوتی شما خدا قوت بده بهتون و امیدوارم این راه خوب و زیبا رو ادامه بدید.🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻💐💐💐💐❤❤❤❤❤❤😍😍😍😍❤

Feb 14th
Reply

Anahita Ghazizadeh

سلام ما پادکست شما رو تمام کردیم یعنی پسر شش ساله‌ام دیگه تمام فایلها رو گوش داده و بهانه‌ی قصه جدید میگیره ممنون بابت وقت و انرژی که میگذارید

Feb 8th
Reply

saba Mg

با این صدای دلنشین پرت شدم به دوران بچگیمو عشق دوران بچگیم زیزیگولو ❤❤

Feb 4th
Reply

maryam shirazi

ممنون و سپاسگزارم از تک تک اعضای تیمتون 🙏🏼 پرتوان باشین 🌷🤞🏻 نمیدونم انتخاب قصه با راوی هست یا خیر,ولی قصه هایی که خانم رشیدی تعریف میکنند مضمون بهتری دارن نسبت به باقی قصه ها🙂 شب به خیر الکا ها هم بی نظیر و شیرنن 🥰❣ پایدار باشین برای بچه هامون 💌

Feb 4th
Reply

Mehrnaz Vahedi

داستان با صدای خانم رشیدی شنیدنی از شده😍😍

Feb 3rd
Reply

sima moghim

خسته نباشید🙏🙏ولی به نظر و سلیقه من دو قسمت دیگه شبربخیر دوستم قشنگتر بود، البته که این سلیقه شخصیه منه و قدردان زحمتهای شما تیم آی قصه هستم

Feb 1st
Reply (1)

Sepehr S

کاش در توضیحات هر اپیزود رده بندی سنی قصه رو هم می نوشتید

Jan 29th
Reply (1)

Mehrnaz Vahedi

خیلی داستان خوب و قشنگیه،من به عنوان یه مادر چندین بار همراه پسرم گوش دادم

Jan 29th
Reply

Laya kh

چه قصه‌ی خوبی بود

Jan 28th
Reply

Vahideh Davandeh

مرسی واقعا بابت این قصه ها ... پسر من عاشق آی‌قصه است بسیار حرفه ای و باکیفیت است 🍭 فقط این قسمت خیلی رو دور تند بود 😀 انگار راوی خیلی عجله داشت 😊

Jan 27th
Reply (1)

Mohammad Toutounchi

قصه‌هاتون خیلی قشنگه. ممنون

Jan 25th
Reply

Khorshid pooramini

چه‌قدر قشنگه. ^_^

Jan 24th
Reply

azade derakhshan

سلام و سپاس از کار و تیم حرفه ای تون، دختر دو ساله من مشتری پر و پا قرص کارهاتون شده، فقط ای کاش حتما انتهای کار با یک موسیقی ملایم بسته بشه. باز هم سپاس بیکران.

Jan 23rd
Reply (1)

Javid Sohrabimanesh

سلام خیلی عالی💐ممنون از این همه زحمت و عشق شما

Jan 23rd
Reply

Mahshid Tashakori

خیلی خوب و حرفه‌ایه به خصوص قسمتهای جدیدتر. مرسی ⁦♥️⁩

Jan 18th
Reply

forugh kanouni

خیلی عالی بود منم لذت بردم اما کاش از قصه های قدیمی استفاده نمیکردین چون تا به قصه میرسه میگه ااا اینو که شنیدم یه قصه دیگه خودم میخوام انتخاب کنم ،بازم ممنونم بابت این همه زحمت این همه عشق

Jan 17th
Reply (1)

sima moghim

خیلی عالی. فقط ای کاش اینجا هم تو توضیحات پادکست همونطور که توی صفحه خانوم هدایت و آقای عالمی معرفی کردید که ترانه ها برای چه گروه و کسانی هست منبعش رو ذکر کنید . 🙏🙏🙏🙏

Jan 17th
Reply (1)

Golnar Farivar

خیلی عالی دستتون درد نکنه که قسمت دوم این پادکست زیبا رو درست کردین پسرم هر شب با قسمت اول خوابش میبرد خدا قوت پایدار باشین و سلامت 🙏🌻❤

Jan 16th
Reply

Hamed Dada

خسته نباشین

Jan 16th
Reply
loading
Download from Google Play
Download from App Store