DiscoveriGhe3 | آی قصه
iGhe3 | آی قصه

iGhe3 | آی قصه

Author: iGhe3

Subscribed: 34,343Played: 867,892
Share

Description

آی‌قصه؛ جایی برای قصه گفتن و قصه شنفتن!

www.iGhe3.com
75 Episodes
Reverse
قصه‌های سیاره‌گردو درباره‌ی سیاره‌ای است که در منظومه‌ی شمسی متولد می‌شود و کم‌کم مدارش را پیدا می‌کند و فضانوردها کشف‌اش می‌کنند. بقیه‌ی قصه‌های این مجموعه در اپلیکیشن آی‌قصه منتشر شده است. Android | لینک دانلود اپلیکیشن آی‌قصه iOS + PC + Android | وب‌اپلیکیشن آی‌قصه روی ورود لینک‌ها کلیک کنید ✍️ نوشته‌ی فریناز مختاری 🎙 قصه‌گو: الهام پاوه‌نژاد 👩‍🎨 تصویرگر: مریم جاودانی www.iGhe3.com
پادکست رادیو آی‌قصه، این‌بار برای بچه‌ها با قصه‌گویی بچه‌هایی که برای آی‌قصه، قصه گفته‌اند و همراه با تبریک اهالی شهر آی‌قصه یک پادکست پر از موسیقی در شب یلدای ۹۹   🎉 برای شنیدن قصه‌ها این‌جا کلیک کنید: app.iGhe3.com 📱 دانلود اپلیکیشن اندروید آی‌قصه
تولد زرافه

تولد زرافه

2020-07-3135:42318

✍️ نوشته‌ی مرجان صادقی 🎙 قصه‌گو: یاشار ابراهیمی 👩‍🎨 تصویرگر: نیلوفر برومند بخشی از داستان: «روز تولد زرافه، کی شال‌گردن می‌بافه؟» گنجشکه از همه پرسید. ازین شاخه به اون شاخه پرید. کرگدن گفت:«برای گردن دراز زرافه، کسی هست شال‌گردن ببافه؟» بعد شاخشو مالید به شاخه، گفت که حالشو نداره. گنجشکه داد زد: -زرافه که تندتند زکامه، کی براش شال‌گردن می‌بافه؟ خرسه گفت: «من یه وجب می‌بافم». کاموا رو از نوک گنجشکه گرفت و سر انداخت. یه انگشت و دو انگشت. قرمز و زرد و دونه درشت. خمیازه کشید و پشتشو مالید به درخت پشت. متن کامل قصه را این‌جا بخوانید 💈 وبسایت آی‌قصه: iGhe3.com 💈 اینستاگرام آی‌قصه: Instagram.com/iGhe3 💈 تلگرام آی‌قصه: t.me/iGhe3 💈 ایمیل آی‌قصه: iGhe3.box@gmail.com
گل تابستانی

گل تابستانی

2020-07-2805:42167

✍️ نوشته‌ی نفیسه نصیران 🎙 قصه‌گو: یاشار ابراهیمی 👩‍🎨 تصویرگر: مهدیه قاسمی خلاصه داستان: توی یک دشت بزرگ و پرگل و سرسبز یک جوانه کوچولو زندگی می‌کرد. جوانه کوچولو، برگ‌های صورتی قشنگی داشت اما همیشه از این‌که کوچولو بود و کسی بهش توجه نمی‌کرد ناراحت بود. تا این‌که یک روز از خواب بیدار شد و درد عجیبی توی ساقه‌ش حس کرد. چشم‌هاش را باز کرد و احساس کرد دارد از جای بلندی می‌افتد. او در تابستان قد کشیده بود!  متن کامل قصه 💈 اینستاگرام آی‌قصه: Instagram.com/iGhe3 💈 تلگرام آی‌قصه: t.me/iGhe3 💈 ایمیل آی‌قصه: iGhe3.box@gmail.com 💈 وبسایت آی‌قصه: iGhe3.com
مرغ سرباز

مرغ سرباز

2020-07-2418:06210

 ✍️  نوشته‌ی رودابه کمالی 🎙 قصه‌گو: مریم هاشمی 👩‍🎨 تصویرگر: مریم جاودانی خلاصه داستان: باران به خانه که رسید با خوشحالی کوله پشتی‌‌اش را پرت کرد توی اتاقش و با عجله رفت زیر تخت تا حصیر کوچکی را که مخصوص اردو و پیک نیک بود، پیدا کند. بعد بلند شد و به اتاقش رفت و با چند کاغذ بزرگ، وسایل کاردستی و مداد رنگی‌هایش برگشت. روی کاغذ بزرگ نوشت: «به سرزمین تابستانی خوش آمدید» و دور سرزمین تابستانی، بستنی، دوچرخه، اسکیت، استخر، تفنگ آبپاش و.... نقاشی کرد و کاغذش را پر از نقاشی و رنگ کرد! متن کامل قصه 💈 اینستاگرام آی‌قصه: Instagram.com/iGhe3 💈 تلگرام آی‌قصه: t.me/iGhe3 💈 ایمیل آی‌قصه: iGhe3.box@gmail.com 💈 وبسایت آی‌قصه: iGhe3.com
✍️ نویسنده: راضیه درزی 🎙 قصه‌گو: فاطمه حجت 📝 خلاصه قصه: درسا یک ابر کوچک داشت که با یک طناب آن را بالای سر خودش جابه‌جا می‌کرد. مثل یک بادبادک. یک روز که درسا به یک شهر شلوغ پر از ماشین رفته بود، طناب ابر درسا پاره شد و ابر درسا در انبوه دود ماشین‌ها گم شد! درسا برای پیدا کردن ابرش با مادربزرگ رفت بالای بلندترین برج شهر و ابرش را صدا زد... ☑️ این قصه توسط مخاطبان آی‌قصه نوشته و ضبط شده است. ☑️ این قصه را در دیگر پادگیرها هم می‌توانید بشنوید. ☑️ این قصه در کارگاه نویسندگی و قصه‌گویی آی‌قصه بازنویسی شده است. ـــــــــــــــ 💈 وبسایت آی‌قصه 💈 ـــــــــــــــ 💈 اینستاگرام آی‌قصه: Instagram.com/iGhe3 💈 تلگرام آی‌قصه: t.me/iGhe3 💈 ایمیل آی‌قصه: iGhe3.box@gmail.com
✍️ نوشته‌ی معصومه پیریایی 🎙 قصه‌گو: یاشار ابراهیمی 👩‍🎨 تصویرگر: نسیم بهاری خلاصه داستان: گنجشک‌ها در باغ با گیلاس‌ها باز می‌کردند تا این‌که آن‌ها متوجه شدند همه‌ی گیلاس‌های درخت را چیده‌اند. جیک‌جیکو که حسابی غمگین بود فکری به سرش رسید. او به بچه‌ها گفت که همه‌ی گیلاس‌ها را از روی زمین جمع کنند و بریزند روی سبد چوبی گوشه‌ی باغ عمو رحمان. متن کامل قصه 💈 اینستاگرام آی‌قصه: Instagram.com/iGhe3 💈 تلگرام آی‌قصه: t.me/iGhe3 💈 ایمیل آی‌قصه: iGhe3.box@gmail.com 💈 وبسایت آی‌قصه: http://iGhe3.com
✍️ نویسنده: عرفانه جوادپور 🎙 قصه‌گو: ریحانه وحیدیان 📝 خلاصه قصه: پیشوک چند سالی است که در خانه‌ی عمه‌خانم زندگی می‌کند و همه دوستش دارند. اما یک روز مهمانی از راه می‌رسد که از گربه‌ها می‌ترسد! ☑️ این قصه توسط مخاطبان آی‌قصه نوشته و ضبط شده است. ☑️ این قصه را در دیگر پادگیرها هم می‌توانید بشنوید. ـــــــــــــــ - دانلود اپلیکیشن قصه‌گوی آی‌قصه - ـــــــــــــــ 💈 این قصه را در سایت آی‌قصه ببینید ـــــــــــــــ 💈 اینستاگرام آی‌قصه: Instagram.com/iGhe3 💈 تلگرام آی‌قصه: t.me/iGhe3 💈 ایمیل آی‌قصه: iGhe3.box@gmail.com
معرفی گربه‌ی شماره‌ی ۶ در شهر آی‌قصه هر گربه‌ای یک شماره دارد و این شهر خیلی خیلی گربه‌ی دوست‌داشتنی دارد. گربه‌هایی مثل گربه‌ی شماره‌ ۶. درباره‌ی این قصه در آی‌قصه بخوانید 💈 اینستاگرام آی‌قصه: Instagram.com/iGhe3 💈 تلگرام آی‌قصه: t.me/iGhe3 💈 ایمیل آی‌قصه: iGhe3.box@gmail.com 💈 وبسایت آی‌قصه: iGhe3.com
پادکست لالایی و قصه‌ی کودکان قسمت چهارم | موضوع: دریا نوشته‌ی پوریا عالمی با اجرای الکا هدایت _____ قصه‌های آی‌قصه را در سایت آی‌قصه بشنوید 💈 iGhe3.com _____  💈 لینک پادکست در وبسایت آی‌قصه: http://bit.ly/3aFHjvg  💈 اینستاگرام آی‌قصه: Instagram.com/iGhe3 💈 تلگرام آی‌قصه: t.me/iGhe3 💈 ایمیل آی‌قصه: iGhe3.box@gmail.com _____ تمامی حقوق مادی و معنوی این پادکست برای شرکت «دنیای کودکان آی‌قصه» محفوظ است
معرفی دایناسوری به نام دایناماینا دایناماینا یک دایناسور پیر با گردن خیلی خیلی خیلی دراز است که پشت کوه‌ها زندگی می‌کند اما سرش را از بالای کوه تا این‌ور کوه می‌آورد و با بچه‌ها بازی می‌کند. درباره‌ی این قصه در آی‌قصه بخوانید 💈 اینستاگرام آی‌قصه: Instagram.com/iGhe3 💈 تلگرام آی‌قصه: t.me/iGhe3 💈 ایمیل آی‌قصه: iGhe3.box@gmail.com 💈 وبسایت آی‌قصه: iGhe3.com
✍️ نوشته‌ی فریناز مختاری 🎙 قصه‌گو: مرضیه پورمرشد 👩‍🎨 تصویرگر: مجتبی حیدرپناه خلاصه داستان: مونا در راه مدرسه با گودالی مواجه می‌شه که از درونش صداهای عجیب شنیده می‌شه. اون فکر می‌کنه حتما این گودال، یک آتش‌فشان کوچولوئه که هنوز بزرگ نشده و ممکنه فوران کنه. مونا این قضیه رو اول با دوستش سوفیا در میون می‌ذاره و اون‌ها با هم می‌رن سراغ آتش‌نشان! متن کامل قصه  💈 اینستاگرام آی‌قصه: Instagram.com/iGhe3  💈 تلگرام آی‌قصه: t.me/iGhe3  💈 ایمیل آی‌قصه: iGhe3.box@gmail.com  💈 وبسایت آی‌قصه: http://iGhe3.com
✍️🎙 نویسنده و قصه‌گو: شهرزاد رنجبر 📝 خلاصه قصه: آنیتا دختر گیسوکمند قصه‌ است که دلش برای باباش خیلی تنگ شده. چون باباش روی دریاها و توی کشتی کار می‌کنه... تا این‌که بابای آنیتا برای این‌که دخترش دلتنگ نباشه برای اون یه ستاره دریایی فرستاد... ☑️ این قصه توسط مخاطبان آی‌قصه نوشته و ضبط شده است.  ☑️ این قصه را در دیگر پادگیرها هم می‌توانید بشنوید. ـــــــــــــــ - دانلود اپلیکیشن قصه‌گوی آی‌قصه - ـــــــــــــــ  💈 این قصه را در سایت آی‌قصه ببینید ـــــــــــــــ  💈 اینستاگرام آی‌قصه: Instagram.com/iGhe3 💈 تلگرام آی‌قصه: t.me/iGhe3 💈 ایمیل آی‌قصه: iGhe3.box@gmail.com
✍️ نوشته‌ی معصومه پیریایی 🎙 قصه‌گو: نرگس آهازان 👩‍🎨 تصویرگر: نیلوفر برومند خلاصه قصه: یکی بود یکی نبود، فیل کوچولو با مامان و باباش، توی یه جنگل سرسبز و قشنگ، همراه با فیل‌های دیگه به خوبی و خوشی زندگی می‌کردند. گله‌ی فیل‌ها، نزدیک محل زندگی‌شون برکه‌ی آبی داشتند که توی فصل بهار و پاییز که بارون زیاد می‌بارید، پر از آب می‌شد و فیل‌ها در روزهای گرم تابستون توی برکه آب‌تنی می‌کردند... ـــــــــــــــ - دانلود اپلیکیشن قصه‌گوی آی‌قصه - ـــــــــــــــ این قصه را در سایت آی‌قصه ببینید ـــــــــــــــ  💈 اینستاگرام آی‌قصه: Instagram.com/iGhe3 💈 تلگرام آی‌قصه: t.me/iGhe3 💈 ایمیل آی‌قصه: iGhe3.box@gmail.com
شهر آی‌قصه | قسمت سیزدهم این قسمت از شهر آی‌قصه درباره‌ی روزیه که همین‌جوری یهو حوصله‌ی همه‌ی اهالی شهر سر رفته بود و نمی‌دونستن باید چیکار کنن؟ برای همین شروع کردن به آه کشیدن! اما آه کشیدن که حوصله‌ی آدم رو نمیاره سر جاش. واقعا چی حوصله‌ی آدم رو میاره سر جاش؟ 💈 برای شنیدن دیگر قصه‌ها، اپلیکیشن آی‌قصه را دانلود کنید 💠 نویسنده و کارگردان: پوریا عالمی 🎙 راوی: لیلی رشیدی 🔸 سرپرست گویندگان: الکا هدایت 🎙 صداپیشگان: الکا هدایت، آزاده مویدی‌فرد، بهادر مالکی، پیمان فاطمی، یاشار ابراهیمی 👨‍🎨 طراحی شخصیت: سلمان طاهری 🎨 تصویرساز: مجتبی حیدرپناه 🎼 آهنگساز: نیوشا و نیلوفر قربانی 🎧 تنظیم: بامداد افشار 🎼 ترانه: پوریا عالمی این قسمت از شهر آی‌قصه را در اپلیکیشن آی‌قصه هم می‌توانید بشنوید 💈 وبسایت آی‌قصه 💈 اینستاگرام آی‌قصه 💈 تلگرام آی‌قصه 📧 ایمیل آی‌قصه: iGhe3.box@gmail.com
پادکست لالایی و قصه‌ی کودکان نوشته‌ی پوریا عالمی با اجرای الکا هدایت قصه‌های آی‌قصه را در آی‌قصه بشنوید 💈 وبسایت آی‌قصه: http://iGhe3.com/ 💈 اینستاگرام آی‌قصه: Instagram.com/iGhe3 💈 تلگرام آی‌قصه: t.me/iGhe3 💈 ایمیل آی‌قصه: iGhe3.box@gmail.com تمامی حقوق مادی و معنوی این پادکست برای شرکت «دنیای کودکان آی‌قصه» محفوظ است.
✍️ نویسنده: طاها رییسیان‌نژاد 🎙 قصه‌گو: سعیده جواهری 📝 خلاصه قصه: در  دل یک جنگل بزرگ، زرافه‌ی کوچکی زندگی می‌کرد که از گردنش خوش‌اش  نمی‌آمد. چرا؟ چون دوستانش او را به خاطر گردن درازش مسخره می‌کردند. اما  یک روز یک سنجاب در دریاچه در حال غرق‌شدن بود و تنها کسی که می‌توانست به  او کمک کند، زرافه‌کوچولو بود. چون تنها کسی بود که در آن اطراف گردن درازی  داشت! ☑️ این قصه توسط مخاطبان آی‌قصه نوشته و ضبط شده است. ☑️ این قصه را در دیگر پادگیرها هم می‌توانید بشنوید. ـــــــــــــــ - دانلود اپلیکیشن قصه‌گوی آی‌قصه - ـــــــــــــــ 💈 این قصه را در سایت آی‌قصه ببینید ـــــــــــــــ 💈 اینستاگرام آی‌قصه: Instagram.com/iGhe3 💈 تلگرام آی‌قصه: t.me/iGhe3 💈 ایمیل آی‌قصه: iGhe3.box@gmail.com
✍️ نوشته‌ی نفیسه نصیران 🎙 قصه‌گو: آزادی مویدی‌فرد 👩‍🎨 تصویرگر: سوسن آذری خلاصه داستان: ماهی‌ریزه در تنگ شیشه‌اش دلش هوس یک دوست کرده بود. آقای سبیلو که از اتاق رفت بیرون، یکهو یک مارمولک افتاد توی تنگ . مارمولک اما شنا بلد نبود و هی دست و پا می‌زد! * این داستان در مجموعه کتاب «قصه‌های حیوانکی» - جلد ۴ منتشر شده است. 💈 اینستاگرام آی‌قصه: Instagram.com/iGhe3 💈 تلگرام آی‌قصه: t.me/iGhe3 💈 ایمیل آی‌قصه: iGhe3.box@gmail.com 💈 وبسایت آی‌قصه: www.iGhe3.com
💈 «گیلدا و پاموج» | آی‌قصه‌ی شما ✍️ نویسنده و قصه‌گو: حدیث فیضی 📝  خلاصه قصه: گیلدا یک مرغ پاکوتاه داشت به اسم «پاموج». پاموج در زبان گیلکی یعنی کسی که خیلی هم‌راه و هم‌قدم باشه. گیلدا اسم مرغش رو گذاشته بود پاموج چون همیشه همراه هم بودن و با هم همه‌جا می‌رفتن. یه روز که گیلدا و پاموج با هم قدم می‌زدن، پاموج دل‌درد گرفت. گیلدا اول فکر کرد چون پاموج زیاد غذا خورده دل‌درد گرفته اما دام‌پزشک گفت تقصیر مهموناست! به نظرتون دل‌درد پاموج چه ربطی به مهمون‌ها داشت؟ ☑️  این قصه توسط مخاطبان آی‌قصه نوشته و ضبط شده است. ـــــــــــــــ 💈 وبسایت آی‌قصه: http://iGhe3.com 💈 اینستاگرام آی‌قصه: Instagram.com/iGhe3 💈 تلگرام آی‌قصه: t.me/iGhe3 💈 ایمیل آی‌قصه: iGhe3.box@gmail.com
✍️ نوشته‌ی معصومه پیریایی 🎙 قصه‌گو: یاشار ابراهیمی 👩‍🎨 تصویرگر: نیلوفر برومند خلاصه داستان: در این قصه از هزارقصه، قورباغه‌های ساکن یک برکه‌ی پرآب مشغول زندگی و شادی و بازی هستند که ناگهان یک قورباغه‌ی زورگو وارد برکه می‌شود و نمی‌گذارد آن‌ها مثل همیشه زندگی کنند. این قورباغه بلد است دستور بدهد و برای همین قورباغه‌ها می‌روند سراغ باباقورباغه که یک قورباغه‌ی پرتجربه است تا از او مشورت بگیرند. 💈 اینستاگرام آی‌قصه: Instagram.com/iGhe3 💈 تلگرام آی‌قصه: t.me/iGhe3 💈 ایمیل آی‌قصه: iGhe3.box@gmail.com 💈 وبسایت آی‌قصه: www.iGhe3.com
loading
Comments (487)

lena

آه اولش مسخرس

Feb 23rd
Reply

Hanieh Asadbeygi

بسیار خوب. لطفا قصه های مربوط به سن نوجوان رو هم بیشتر بذارید.

Feb 23rd
Reply

aida tabrizi

چه خوب بود با دخترم گوش دادیم. مخصوصا که راجع به سیاره ها و کهکشان بود

Feb 22nd
Reply

Ati VR

خوب بود💙

Feb 22nd
Reply

Ardeshir Sanaee

لیلی رشیدی صدای قشنگی دارد😍😍😍😍 برای همین داستان ها قشنگ میشن

Feb 20th
Reply

Ardeshir Sanaee

سلام من عاشق این داستان هستم

Feb 20th
Reply

Ardeshir Sanaee

عااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااالی

Feb 20th
Reply

Ardeshir Sanaee

سلام عاااااااااالی است

Feb 20th
Reply

Ardeshir Sanaee

عاااااااالیه من آنوشا هستم و دختر داییم آنیتا هست اینو من خیلی دوست دارم

Feb 19th
Reply

Ardeshir Sanaee

سلام این داستان با صدای خاله لیلی عالی هست😘😘 عاااااااااااااااااااااااااااااااااالی هست من خیلی دوست دارمش

Feb 19th
Reply

Ardeshir Sanaee

نمیدونم متوسط بود من هم آنوشا هستم و دختر داییم آنیتا

Feb 18th
Reply

سميرا شاه باباي

چرا قصه جدید نمیزارین 😔😔

Feb 14th
Reply

Nayereh Moosavi

خیلی قشنگ بود😃😀🥰😍😘

Feb 13th
Reply

Nayereh Moosavi

من نترسیدم و تا آخر دیدم و خیلی با مزه بود😃😀

Feb 13th
Reply

Nayereh Moosavi

واقعا چه عالی بود🥰😍😘

Feb 13th
Reply

Nayereh Moosavi

دایناماینا خیلی گوگولینا🥰😍🤩😘

Feb 13th
Reply (3)

My castbox

خیلی قشنگ بود . من هر چند وقت گوشش میدم 😍

Feb 12th
Reply

masoud bivareh

خیلی عالی بود ممنون

Feb 11th
Reply

Nayereh Moosavi

چشم من بستست

Feb 11th
Reply

Nayereh Moosavi

منم شنا بلدم

Feb 11th
Reply
Download from Google Play
Download from App Store