Discover
Hafez Artistry - هنر حافظ
Hafez Artistry - هنر حافظ
Author: Hossein Sadeghifard - حسین صادقی فرد
Subscribed: 15,524Played: 341,916Subscribe
Share
© 2020 Hafez
Description
52 Episodes
Reverse
نماز شام غریبان چو گریه آغازم
به مویههای غریبانه قصه پردازم
به یاد یار و دیار آنچنان بگریم زار
که از جهان ره و رسم سفر براندازم
من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب
مهیمنا به رفیقان خود رسان بازم
خدای را مددی ای رفیق ره تا من
به کوی میکده دیگر علم برافرازم
خرد ز پیری من کی حساب برگیرد؟
که باز با صنمی طفل عشق میبازم
بجز صبا و شمالم نمیشناسد کس
عزیز من! که بجز باد نیست همرازم
هوای منزل یار آب زندگانی ماست
صبا بیار نسیمی ز خاک شیرازم
سرشکم آمد و عیبم بگفت روی به روی
شکایت از که کنم؟ خانگیست غمّازم
ز چنگ زهره شنیدم که صبحدم میگفت
غلام حافظ خوشلهجهٔ خوشآوازم
موسیقی این برنامه: ساز تار جلیل شهناز در مایۀ دشتی، نی محمد موسوی، سنتور سیروس ساغری و ویولن جهانبخش پازوکی و آواز محمدرضا شجریان
حمایت مالی با حامی باش
یا از طریق شماره کارت:
5859831122801094
حمایت برای ساکنان خارج از ایران
اینستاگرام هنر حافظ
یاری اندر کس نمیبینیم، یاران را چه شد؟
دوستی کی آخر آمد؟ دوستداران را چه شد؟
کس نمیگوید که یاری داشت حقّ دوستی
حقشناسان را چه حال افتاد؟ یاران را چه شد؟
آب حیوان تیرهگون شد، خضر فرخپی کجاست؟
گل بگشت از رنگ خود، باد بهاران را چه شد؟
شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار
مهربانی کی سر آمد؟ شهریاران را چه شد؟
لعلی از کان مروّت برنیامد سالهاست
تابش خورشید و سعی باد و باران را چه شد؟
گوی توفیق و کرامت در میان افکندهاند
کس به میدان درنمیآید، سواران را چه شد؟
صدهزاران گل شکفت و بانگ مرغی برنخاست
عندلیبان را چه پیش آمد؟ هزاران را چه شد؟
زهره سازی خوش نمیسازد، مگر عودش بسوخت
کس ندارد ذوق مستی، میگساران را چه شد؟
حافظ، اسرار الهی کس نمیداند؛ خموش
از که میپرسی که دور روزگاران را چه شد؟
موسیقی این قسمت برگرفته از آلبوم بیداد به آهنگسازی پرویز مشکاتیان و خوانندگی محمدرضا شجریان
حمایت مالی با حامی باش
یا از طریق شماره کارت:
5859831122801094
حمایت برای ساکنان خارج از ایران
اینستاگرام هنر حافظ
رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
چنان نماند، چنین نیز هم نخواهد ماند
من ارچه در نظر یار خاکسار شدم
رقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند
چو پردهدار به شمشیر میزند همه را
کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند
چه جای شکر و شکایت ز نقش نیک و بد است؟
که بر صحیفۀ هستی رقم نخواهد ماند
سرود مجلس جمشید گفتهاند این بود
که جام باده بیاور که جم نخواهد ماند
توانگرا! دل درویش خود به دست آور
که مخزن زر و گنج درم نخواهد ماند
غنیمتی شمر ای شمع، وصل پروانه
که این معامله تا صبحدم نخواهد ماند
بدین رواق زبرجد نوشتهاند به زر
که «جز نکویی اهل کرم نخواهد ماند»
ز مهربانی جانان طمع مبُر، حافظ!
که نقش جور و نشان ستم نخواهد ماند
حمایت مالی از هنر حافظ
یا از طریق شماره کارت:
5859831122801094
حمایت برای ساکنان خارج از ایران
اینستاگرام هنر حافظ
حال خونیندلان که گوید باز؟
وز فلک خون خم که جوید باز؟
جز فلاطون خمنشین شراب
سرّ حکمت به ما که گوید باز؟
شرمش از چشم میپرستان باد
نرگس مست اگر بروید باز
هرکه چون لاله کاسهگردان بود
زین جفا رخ به خون بشوید باز
نگشاید دلم چو غنچه اگر
ساغری لالهگون نبوید باز
بس که در پرده چنگ گفت سخن
ببرش موی تا نموید باز
گرد بیت الحرام خُم حافظ
گر نمیرد به سر بپوید باز
حمایت مالی از هنر حافظ
یا از طریق شماره کارت:
5859831122801094
حمایت برای ساکنان خارج از ایران
اینستاگرام هنر حافظ
دوش در حلقۀ ما قصۀ گیسوی تو بود
تا دل شب سخن از سلسلۀ موی تو بود
دل که از ناوک مژگان تو در خون میگشت
باز مشتاق کمانخانۀ ابروی تو بود
هم عفاالله صبا کز تو پیامی میداد
ور نه در کس نرسیدیم که از کوی تو بود
عالم از شور و شر عشق خبر هیچ نداشت
فتنهانگیز جهان غمزۀ جادوی تو بود
من سرگشته هم از اهل سلامت بودم
دام راهم شکن طرۀ هندوی تو بود
بگشا بند قبا تا بگشاید دل من
که گشادی که مرا بود ز پهلوی تو بود
به وفای تو که بر تربت حافظ بگذر
کز جهان میشد و در آرزوی روی تو بود
حمایت مالی از هنر حافظ
حمایت برای ساکنان خارج از ایران
توییتر هنر حافظ
اینستاگرام هنر حافظ










