Discoverامیرعلی ق
امیرعلی ق

امیرعلی ق

Author: امیرعلی ق

Subscribed: 14,129Played: 160,377
Share

Description

خوانش نوشته های کوتاه من
8 Episodes
Reverse
نامه ی صدم

نامه ی صدم

2023-08-0105:06818

من به همه میگم این نوشته ها مخاطب ندارن اما تو تنها کسی هستی که داستانمونو میدونی. داستان فروغ و پرویز رو شنیدی؟ من همه ترسم اینه که تو مثل فروغ باشی. رها و سرکش. من همون پرویز نگرانتم، تو اما فروغ نباش... آیدا باش مثل آیدای احمد، مثل سیمین باش، برا جلال. یعنی مثل اونها میخونن نامه هامون رو بعدها؟ خواب دیدم، خواب دیدم صدمین نامه ازدواج کردیم.امیرعلی ق
قمار

قمار

2023-06-2003:46411

اومدم برات بنویسم که داری ترسناک میشی دختر. داری مرز رها شدنی بودنت رو رد می‌کنی. یعنی دیگه نمیتونم ولت کنم... بخوامم نمیتونم. میدونم از این حرفا خوشت نمیاد‌ ولی اولش طوری حس می کردم بهم نمیخوریم که انگار من راهبم و تو یه بالرین، نشسته بودم چشم‌هایش بزرگ علوی رو می خوندم بفهمم چرا عاشق تو شدم. زهره گفت بخون. بعد از اونجا که تو ترافیک ولیعصر، نور چراغ ترمزِ ماشین جلویی صورتت رو قرمز کرده بود، اونجا که با چشم های پر نگام کردی، دیدم من، من... هیچوقت دوست ندارم ناراحتت کنم. امیرعلی ق
آخرین صورت

آخرین صورت

2023-05-2703:12363

بهم بگو اگه تو رنگو بوی اولین اتاق قلب من، اگر تو رنگو بوی اولین عشق رو میدی، اگر تو دیر کردی اما انقدر عجیب و به موقعی، نکنه اون صورت آخر، نکنه اون چشمهای معصوم مال توئه؟ 
زخم کهنه

زخم کهنه

2023-05-1602:24326

یه طوری از تو دورم که برای یاداوری صدای خنده هات، برای اینکه یادم بیاد چطور حرف می‌زدی باهام باید کلی فکر کنم اما خاطراتم باهات رو خوب یادمه. خوب یادم میارن. از کنار اون کتابخونه که رد میشم یادم میاد سال کنکورت از خونه غذا کش می‌رفتم برات که بیارم پشت در سالن مطالعه، از رستوران های یوسف آباد که رد میشم یادم میاد غذای مورد علاقه ات رو. هربار که از همت برمی‌گردم خونه به سردر دانشگات طور دیگه ای خیره ام. یادم میاد چقدر دوست داشتی باهات بیام سر کلاسای دانشگاهت. رد نمیشم از سمت پارکینگ دریاچه چیتگر، اونجا که قبول کردی دوباره منو دوست داشته باشی، یاداوریش اذیتم می‌کنه.نه فکر کنی دیگه منتظرت باشم برگردی. تو برای اشتباهات کوچیک من رفتی که اشتباهات بزرگتری رو با آدمهای دیگه تجربه کنی. نه فکر کنی دیگه دلم برات تنگ میشه یا چک می‌کنم صفحتو هنوز که کجایی چیکار می‌کنی. حتی دیگه کنجکاو هم نیستم بفهمم به چه کسی تبدیل شدی. فقط نمی‌دونم چرا هربار میام بنویسم، هربار که می‌خوام بشم همون آدم خوشحال و پرکار گذشته، باز باید از تو شروع کنم. انگار برای نوشتن فقط به غم هام تکیه کردم همیشه و تو همچنان، بزرگترین غم حل نشده ی زندگی منی.کاش هیچوقت پیدات نشه زخم قدیمی و کهنه. آدما وقتی هستن شادی و خوشحالی موندگارشون می‌کنه و وقتی میرن فقط با غم موندگار میشن. تو عجب موندگاری ای داشتی، زخم کهنه. عجب غمی شدی که بعدت هرکی اومد و رفت، نفهمیدم کی اومده و رفته. من هنوز وقت نوشتن، از تو شروع می‌کنم پس، به موندگاریت ادامه بده، که من هنوز وقت نوشتن، از تو شروع می‌کنم. از تو شروع می‌کنم که هیچوقت تموم نشی، تموم‌ نمیشی، زخم کهنه.#امیرعلی_ق
هفته ی پیش قرار شد تو گلفروشی به سلیقه ی خودت بهت یک گلدون گل هدیه کنم اما اصرار داشتم گیاهی رو انتخاب کنی که گل داشته باشه. دلیل داشتم. گلدون ها رو وقتی میبری خونه شبیه روز اول که خریدی نمی مونن. گاهی دیگه گل نمیدن. گاهی خشک میشن. بعد از یک مدت میفهمی هر گل شرایط خودشو داره. نمیشه به سلیقه و برنامه ی خودت بهش رسیدگی کنی. هرکدوم یک جور نور میخوان، هرکدوم یک جور آب میخورن. درست مثل آدما که هرکدوم یک طورن. یا انتخاب میکنی حفظشون کنی، یا انتخاب میکنی خشک بشن.اگر انتخابت حفظ کردن یک گل یا آدم بود، بهش همونطور که میخواد عشق بده. اگر انتخابت، شرایط خودت بود بدون تا آخر عمر باید گلدون عوض کنی. اگر هم عشق دادی و باز خشک شد و گل نداد، بدون تو باغبون بدی نبودی... بعضی گل ها فصلی ان. درست مثل بعضی از آدم ها، و دوستی هاشون. امیرعلی ق
loading
Comments