Discoverپرسه
پرسه
Claim Ownership

پرسه

Author: Persian Media Production | رسانه پارسی

Subscribed: 116Played: 1,142
Share

Description

پرسه‌ای در حوالی شعر و شاعری سرزمین کهنسال‌مان ایران؛ باشد که از رهگذر مرور بر احوال شاعران و ترنم شاعرانه‌های‌شان لحظات‌تان لبریز خیال‌انگیزترین و لطیف‌ترین کلمات موزون باشد.
8 Episodes
Reverse
سید کریم امیری فیروزکوهی شاعر و ادیب، به سال ۱۲۸۸ شمسی در فیروزکوه زاده شد. در هفت سالگی با پدرش به تهران رفت و هم‌زمان با تحصیل در مدرسه به فراگرفتن ادب، منطق و فلسفه، کلام، فقه و اصول پرداخت. مدتی کارمند اداره ثبت اسناد و املاک کشور و زمانی متصدی دفتر اسناد رسمی شد.امیری از همان آغاز نوجوانی به موسیقی و شعر و ادب علاقه داشت. وی، بعدها تخلص امیر را اختیار کرد. بیشتر اشعار او بعد از پنجاه سالگی سروده شده است. امیری در انجمن‌های ادبی مثل انجمن حکیم نظامی و انجمن ادبی فرهنگستان ایران عضو بود. او با رهی معیری و صادق هدایت دوست و مصاحب بود.امیری فیروزکوهی از معتقدان و دوستداران شعر صائب تبریزی بود. به همین دلیل در اشعار وی تامل بسیار کرد و بر دیوان وی که خودش به چاپ رسانید مقدمۀ مفصلی نوشت. سبک صائب را سبک اصفهانی می‌نامید و از به کار بردن صفت هندی که دیگران برای این سبک به کار می بردند، اجتناب می‌ورزید. خود او هم بر شیوه صائب شعر می‌گفت و همان نازک‌خیالی‌ها و مضمون‌آفرینی‌های عصر صائب را به کار می‌گرفت. امیری فیروزکوهی در قالب‌های دیگر غیر از غزل هم استاد بود. قصیده و ترکیب‌بند نیکو می‌سرود. در قصیده بیشتر شیوۀ خراسانی داشت و از خاقانی و ناصرخسرو و مسعود سعد و انوری تاثیر می‌گرفت. در شعر او شکوه از زندگی و گلایه از روزگار بسیار است و از ناپایداری زمانه، از ناکامی های فردی و رنج و دردهای شاعرانه برای خواننده می‌گوید. زاری او بر سرگذشت آدم خاکی‌ و گذرا بودن جهان است و معتقد است که دنیا سزاوار دلبستگی و درنگ نیست.نه مشوّشم ز پیری و نه خوشدل از جوانیکه نبود هر دو الّا که فریب زندگانیبه رضا نبود اگر لب ز شکایت از تو بستمکه ز لب برون نیاید سخنم ز ناتوانیچو میسر است صحبت، مکن از حضور غفلتتو که ناگهان نمانی،چه روی به ناگهانی![…]بنگر به برگریزان که زبان هر ورق رابه فغان گشوده بینی، ز تطاول خزانیوی به سال ۱۳۶۳ در تهران درگذشت.
۷. مهدی سهیلی

۷. مهدی سهیلی

2020-07-1415:006

مهدی سهیلی از طنزآوران و شاعران دهه‌های بیست تا پنجاه شمسی در سال ۱۳۰۳ در تهران به دنیا آمد.در کودکی به مکتب رفت و پس از پایان تحصیلات ابتدایی به فراگرفتن علوم قدیمه، صرف و نحو عربی، منطق و معانی پرداخت و دوره متوسطه را در تهران به پایان برد. به مدت دو سال به عنوان حسابدار در حجره یکی از تجار بازار حسابداری کرد. از حدود سال‌ ۱۳۲۳ به بعد، در نشریه توفیق و دیگر نشریات کشور اشعار طنز و فکاهی را با اسامی مستعار بسیاری از جمله «بذله‌گو»، «متلک‌گو»، «نمکدون»، «هاردی» و «لوطی‌پسر» منتشر کرد. در دوره نخست‌وزیری مصدق، صاحب‌امتیاز روزنامه «نوشخند» بود و آنجا در ستونی به‌نام «دشمن‌تراشی» مطالب انتقادی می‌نوشت. به زندان افتاد و پس از آزادی، روزنامه «حکیم‌باشی» را که امتیازش را بعد از لغو «نوشخند» گرفته بود، به سرعت منتشر کرد . مهدی سهیلی اشعار جدی و رمانتیک بسیاری هم سروده است. از جمله کتاب‌های او اشک مهتاب و بیا با هم بگرییم و گنج غزل است.دیرینه سال‌هاست كه در دیدگاه من -شب‌های ماهتاب چو دریاست آسمانوین تك‌ستاره‌های درخشان بیشمار -سیمین حباب‌هاست كه بر سطح آب‌هاست***در دیدگاه من -این ماه پرفروغ كه بی‌تاب می‌رودسیمینه زورقی‌ست كه بر آب می‌رودرخشان شهاب‌ها كه پراكنده می‌خزند -هستند ماهیان سبك‌خیز گرمپوی -كاندر پی شكار، شتابنده می‌خزند ...***مادر! مرا ببخش.فرزند خشمگین و خطاكار خویش رامادر! حلال كن كه سراپا ندامت استبا چشم اشكبار، ز پیشم چو می‌رویسر تا به پای منغرق ملامت است.***هر لحظه در برابر من اشك ریختیاز چشم پر ملال تو خواندم شكایتیبیچاره من، كه با همه اشك‌های توهرگز نداشت راه گناهم نهایتی***تو گوهری كه در كف طفلی فتاده‌ایمن، ساده‌لوح كودكِ گوهر ندیده‌امگاهی به سنگ جهل، گهر را شكسته‌امگاهی به دست خشم به خاكش كشیده‌امپیش از انقلاب ۵۷ به مدت سی‌سال در رادیو ایران، تهیه‌کننده و مجری برنامه‌های ادبی،‌ شعرخوانی و مشاعره بود. او برای رادیو نمایشنامه‌ هم می‌نوشت. همچنین یکی از نویسندگان و مجریان برنامه‌های فکاهی و انتقادی نظیر «صبح جمعه با شما» برای رادیو بود. مهدی سهیلی در سال ۱۳۶۶ در تهران بدرود حیات گفت.
۶. شهریار

۶. شهریار

2020-07-0715:292

محمد حسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار در سال ۱۲۸۵ شمسی در تبریز به دنیا آمد. ابتدا به مکتب رفت و سپس تحصیل خود را در مدرسه‌های تبریز ادامه داد. بعد به تهران رفت و در سال ۱۳۰۳ از دارالفنون دیپلم گرفت. به توصیه پدر وارد دانشکده پزشکی شد اما پس از پنج سال تحصیل پزشکی را کنار گذاشت. مدتی کارمند اداره ثبت اسناد و املاک بود و سپس به بانک کشاورزی منتقل شد. در تهران با ابوالحسن صبا موسیقیدان و امیری فیروزکوهی شاعر و خوانندگان به‌نام آن دوره مثل پروانه و قمرالملوک وزیری آشنا شد.شهرت شهریار بیشتر به غزل‌های اوست. شعر او را می‌توان به سه دسته مذهبی، مدیحه و عاشقانه تقسیم کرد.امشب ای ماه به درد دل من تسکینیآخر ای ماه تو همدرد من مسکینیکاهش جان تو من دانم و من می‌دانمکه تو از دوری خورشید چه‌ها می‌بینیحساسیت شعری او به‌علاوه آشنایی‌اش با موسیقی ایرانی در به‌کارگیری قافیه درونی و واج‌آرایی ماهرانه او منعکس است و در نهایت باعث شد آهنگسازان و خوانندگان بزرگ زمان او از غزل‌های شهریار (مثل غزل «حالا چرا؟») برای ساخت موسیقی و آهنگ بهره ببرند.آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرابی وفا حالا که من افتاده‌ام از پا چرانوش‌دارویی و بعد از مرگ سهراب آمدیسنگ‌دل این زودتر می‌خواستی حالا چراعمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیستمن که یک امروز مهمان توام فردا چرانازنینا ما به ناز تو جوانی داده‌ایمدیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چراوه که با این عمرهای کوته بی‌اعتباراین همه غافل شدن از چون منی شیدا چراشهریاربیان لطیف، ساده، روان و جذابیت کلام ویژگی‌های شعر شهریار است. البته گاه در کنار بیان لطیف و ادیبانه، دیده می‌شود شاعر پروایی از کاربرد اصطلاحات عامیانه ندارد و تصاویر زیبای کلامی را با جملات محاوره‌ای در می‌آمیزد. این تلفیق شاعرانه از ویژگی‌های شعر شهریار است. شهریار معتقد به تحول و تجدید حیات در شعر ادبی بود و آثار این نوگرایی در بیشتر اشعارش دیده می‌شود. او از کاربرد مضامین نو پروایی نداشت و در این زمینه نوآوری‌های فراوانی دارد.منظومه حیدربابایه سلام (حیدربابا سلام) که خطاب به کوه حیدربابا در نزدیکی تبریز به زبان مادری شهریار و در قالب محاوره‌ای ترکی آذری سروده شده بازتابی از ایام کودکی او در نزدیکی آنجا است. این منظومه خیلی زود نه تنها در آذربایجان بلکه در کل دنیای ترک‌زبان مشهور شد. منظومه حیدربابا پر است از متل‌ها، ترانه‌ها، ضرب‌المثل‌ها، کلمات قصار، ارجاع به شادی و عزا، باورهای تاریخی و مذهبی و غذا و پوشاک آذری به علاوه توصیف طبیعت منطقه.شهریار در سال ۱۳۶۷ در تبریز درگذشت.
هنر اخوان در آمیزش شعر کهن و سبک نیمایی و سوگ او بر گذشته، مجموعه‌ای خاص به وجود آورد که هنوز الهام بخش شاعران زیادی و عامل ماندگاری بسیاری از اشعارش همچون «زمستان» تا به امروز است.
ابوالقاسم حالت با نام اصلی ابوالقاسم عبدالله‌فرد شاعر، ترانه‌سرا، مترجم، و پژوهشگر معاصر متولد ۱۲۹۸ شمسی در تهران است. تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در تهران به پایان برد و لیسانس ادبیات فارسی خود را از دانشگاه تهران گرفت. سرودن شعر را از ۱۳۱۴ آغاز کرد و وارد انجمن ادبی ایران شد. کار مطبوعاتی خود را با هفته‌نامه توفیق در سال ۱۳۱۷ شمسی شروع کرد و تا اوایل دهه شصت که این نشریه توقیف شد از نویسندگان اصلی آن بود. او سپس کار طنز را در نشریات دیگر ادامه داد.برخی ابوالقاسم حالت را بزرگترین شاعر طنزپرداز فارسی معاصر می‌دانند. موفقیت و استادی او در نگارش نثر و شعر طنز باعث شد در دوره‌ای به او لقب‌های ملک‌الشعراء، سیدالشعراء و امیرالشعراء بدهند.حالت استاد سبک بحر طویل بود که پس از کارهای او جایگاه ویژه‌ای در ادبیات طنز فارسی پیدا کرد. او بحر طویل‌های خود را با امضای هدهد میرزا و اشعار طنز را با اسم‌های مستعار خروس لاری، ابوالعینک، شوخ و فاضل‌مآب اغلب در نشریه‌ توفیق منتشر می‌کرد. اشعار جدی هم داشت و از سال ۱۳۲۳ هر هفته چند رباعی که ترجمه‌ای از کلمات قصار علی بن ابی‌طالب بود در مجله آیین اسلام چاپ می‌کرد.ابوالقاسم حالت ترانه‌های فکاهی با مضامین اجتماعی-سیاسی هم می‌سرود که خیلی زود محبوب می‌شد.در ۱۳۴۱ نخستین مجموعه آثار طنز خود را به نام فکاهیات حالت در دو مجلد به چاپ رساند. مدتی در هند به کار دوبله فیلم پرداخت و در بازگشت به استخدام واحد انتشارات شرکت نفت ایران و انگلیس در آبادان درآمد و به دو نشریه فارسی شرکت، اخبارهفته و اخبار روز پیوست. در ۱۳۳۸ به تهران رفت و مدیر مجله صنعت نفت شد و بعدها مدیر اداره روابط عمومی شرکت نفت شد. همزمان با رادیو ایران همکاری می‌کرد و فعالیت‌‌های ادبی را ادامه می‌داد. او اولین سرود ملی را بعد از انقلاب ۵۷ سرود.حالت با زبان‌های انگلیسی و فرانسه و عربی آشنایی داشت و کتاب هایی از هر سه زبان به فارسی ترجمه کرده است که مهمترین آنها ترجمه قسمتی از تاریخ ابن اثیر از عربی به فارسی است. وی پس از انقلاب نیز علی‌رغم کهولت سن مدتی طولانی با مجله گل‌آقا همکاری کرد.فکاهیات ابوالقاسم حالت بازتاب جامعه‌ و تاریخ معاصر ایران و طرز فکر ایرانیان است. برخی از اشعار او به خاطر ارجاع تمثیلی مستقیم و غیرمستقیم آنها به واقعیت‌های اجتماعی قابل‌توجه هستند. سبک انتقادی او روان و ساده بود.قربان جهانی كه در آن جنگ نباشدمشت و لگد و سيلی و اُردنگ نباشداز وحشت بمب اتم و توپ و مسلسلپيوسته به پا خار و به سر سنگ نباشدباهم نستيزند سپيدان و سياهاندعوا سر نام و نسب و رنگ نباشددر باغ وفا مرغ بدآواز نيابيمدر بزم صفا ساز بدآهنگ نباشدافسار به دست دو سه گمراه نیفتدايام به كام دو سه الدنگ نباشدمادون ز ستمكاری مافوق ننالداز دست دلی سنگ، دلی تنگ نباشدهر مملكتی تا طلبد حق خودش رامحتاج به صد لشكر و صد هنگ نباشدبعضی از آثار ابوالقاسم حالت:مجموعه اشعارفکاهیات حالتدیوان ابوالعینکدیوان شوخدیوان خروس لاریکلمات قصارعلی بن ابی طالبترجمه‌هافرعون (الویز جارویس مک گرو)مینوتوس مشاور نرون (میکا والتاری)زندگی من (مارک تواین)زندگی بر روی می‌سی سی پی (مارک تواین)جادوگر شهر زمرد (فرانک باوم)بازگشت به شهر زمرد (فرانک باوم)‌تاریخ بزرگ اسلام و ایران ابن اثیرابوالقاسم حالت در سال ۱۳۷۱ در تهران درگذشت.
loading
Comments