Discover
Radio Tragedy رادیو تراژدی

Radio Tragedy رادیو تراژدی
Author: Radio Tragedy Team
Subscribed: 146,225Played: 4,973,529Subscribe
Share
© Radio Tragedy 2020-2023
Description
در راديو تراژدي برايتان هر ماه يك زندگي و داستان تراژيك نقل خواهيم كرد. راديو تراژدي داستانهایی با پایه واقعیت و برآمده از کار روزنامهنگاران تحقیقی را منتشر میسازد.
https://radiotragedy.com وبسایت
آدرس تلگرام https://t.me/radiotragedy
Listen to the stories of amazing people who led tragic lives, every month here on Radio Tragedy.
https://radiotragedy.com وبسایت
آدرس تلگرام https://t.me/radiotragedy
Listen to the stories of amazing people who led tragic lives, every month here on Radio Tragedy.
73 Episodes
Reverse
فصل پنجم قسمت آخرمرد پاییزی؛ عبدالحسین سپنتاعبدالحسین سپنتا فقط یکی از نامهای مهم سینمای ایران نیست؛ او شاعر، روزنامهنگار، مترجم و پژوهشگری بود که سرانجام پای صدا را به سینمای ایران باز کرد. از سالهای زندگیاش در هند و همکاری با اردشیر ایرانی تا ساخت «دختر لر» و فیلمهایی که بعد از آن ساخت، زندگی سپنتا پر از جاهطلبی، شکست و بنبست بود؛ کسی که عاقبت کارش به یک شرکت پشمفروشی رسید.در این شمارهی رادیو تراژدی سراغ مردی رفتهایم که یکی از نخستین صداهای سینمای ایران را ساخت، اما خودش سالها بعد تقریباً از همان سینما کنار گذاشته شد و بیصدا شد.اپیزود عبدالحسین سپنتا؛ «مرد پاییزی» را بشنوید.شنیدن اپیزودها و خرید کتابهاRadiotragedy.com
شمارهی چهارم از فصل پنجم رادیو تراژدیچریک رمانتیکقصهی زندگی مصطفی شعاعیانشمارهی تازهی ما دربارهی کسی است که از نوجوانی در گورستان مسگر آباد میچرخید؛ انگار میدانست سرنوشتش با بیخانمانی و دربهدری همراه است. چپ بود اما منتقد چپها هم بود، یک دست اسلحه داشت دست دیگرش قلم بود و زیر زبانش سیانور. مصطفی شعاعیان راه طولانی را از طرفداری مصدق و دشمنی با انگلیسها پیمود و در نهایت چریک شد اما نه چریک معمول؛ کسی که به آرمان انقلابی میاندیشید و هم جان خودش هم دیگران را قربانی آن کرد.شنیدن اپیزودها و خرید کتابهاRadiotragedy.com
معینالتجار بوشهری: مرد دریابعد از چند شماره دربارهی جنگ وقتش است برگردیم به کار اصلیمان؛ مرور زندگی اشخاصی که کمتر میشناسیم. محمد دهدشتی مشهور به معینالتجار بوشهری مردی است از اهالی بوشهر که در فقر بزرگ شد اما توانست در دورهی قاجار به ثروت برسد. او کسی بود که انحصار فروش خاک سرخ هرمز را به دست آورد، امتیاز کشتیرانی در رود کارون را کسب کرد و اولین کتاب را دربارهی خلیج فارس نوشت و تاریخچهی آن را توضیح داد. گاه در جنگ مداوم با انگلیسیها سر تصاحب امتیازات بود گاه در دوستی با آنها همراه. او نمایندهی مجلس شورای ملی شد و در تأسیس بانک ملی نقش داشت. پسران و فرزندانش هم همگی چهرههای جنجالی و مشهوری شدند. این شمارهی «رادیوتراژدی» به او و کارهایش اختصاص دارد.گوش دادن به اپیزودها و خرید کتابهای درRadiotragedy.com
شمارهی سوم ویژهی جنگامدادگران داوطلب هلال احمر پدیدههایی استثناییاند. کسانی که مشاغل مختلف دارند اما در روزگار سختی، کار و زندگیشان را رها میکنند تا کنار مردم باشند. شاید این شماره تبلیغاتی به نظر برسد. چه باک! تبلیغ آدم حسابیها همیشه مفید است. این شمارهی «رادیو تراژدی» اختصاص دارد به گفتوگو با امدادگران هلال احمر و زندگیشان؛ همه جوان همه با انگیزه. هر کدام روایتی داشت از جنگ که دردناک بود و در عین حال، حالِ خود امدادگران قابل تحسین. روایت آنها از جنگ متفاوت است با روایتهایی که تا کنون شنیدهاید، همانطور که زندگیشان هم نامتعارف است. این گفتوگو درست یک شب قبل از آتشبس در چادر هلال احمر برگزار شد و تصویری دقیقتر از تهرانی ارائه داد که ۳۷ روز زیر بمب و موشک دوام آورده بود؛ شاید یک دلیلش همین جوانها بودند که در کمترین زمانِ ممکن خودشان را به محل حادثه میرساندند.طبعاً شنیدنش را به همه توصیه نمیکنیم. اما تاریخِ این روزها هم نباید فراموش شود؛ تلخهایش، دلخوشی آدمها و امید به اینکه همیشه کسی هست به دادمان برسد.این شماره با کمک دکتر خالدی، سخنگوی هلال احمر، و دکتر امیر صدری ممکن شد. از هر دوشان سپاسگزاریم.خرید کتابهای تراژدیradiotragedy.com
رادیو تراژدی: شمارهی دوم ویژهی جنگچه روزهایی را گذراندیمسالها پیش اندیشمندی در تعریف کلمهی «ایران» گفته بود: «ایران یعنی مایی که خویشاوند همیم.» حالا در روزهای نه جنگ نه صلح، که هنوز تکلیف نبرد روشن نیست، ما در «رادیو تراژدی» سراغ اغلب شهرهای ایران رفتهایم، سراغ خویشاوندان و فکوفامیلمان که بعضیهاشان را ندیدهایم و شاید هرگز نبینیم. آنها بودند که «روایت» کردند. نویسندگان، مردم عادی، شعرا، نمایشنامهنویسها و خبرنگارها از مشاهداتشان گفتهاند؛ از آنچه دیدهاند و تجربه کردهاند. ما روزها و شبهایی را گذراندیم که هم جنگ بود هم زندگی در کنارهاش جاری بود؛ کموزیاد، گاهی با مشکل، گاهی سخت. این شماره دربارهی «ایران» است؛ ایرانی که وطن ماست. در این شماره چهرههایی صمیمانه کمکمان کردهاند: مصطفی مستور، شمس لنگرودی، محمد رضاییراد، راد قنبری، مهدی ربی، الهام فلاح، منصور ضابطیان و البته تعداد زیادی روزنامهنگار که اسم تکتکشان را در پادکست بردهایم: زهره ترابی، مونا تاروردی، قاسم فتحی، فرزانه قبادی و... . همینطور مردم عادی که بیمنت و با روی گشاده، قصهی زندگی و تجربههاشان را برای ما تعریف کردهاند؛ از یاسین در بوشهر تا حسین در اهواز، از عقیل در خارک تا مهنا احمدوند در کرمانشاه. از تکتک کسانی که به ما کمک کردنند سپاسگزاریم؛ حسام اسلامی، محمد شکیبانیا، روژین حسینی، مجتبی خالدی، تهمورث بشیریه، احسان مفیدکیا، دانش اقباشاوی و... هر کسی را که راهی باز کرد تا این شمارهی پادکست جان بگیرد. موسیقیهای بیکلامِ این شماره همگی انتخاب آثاری از ساختههای آرمان موسیپور بودهاند. ترانههای «گل میناب» با صدای رضا صادقی، «لاک سفید» با صدای امیر عظیمی، «لال» از یاس، «عصر حجر» از محسن نامجو و «حسبیالله» از محسن چاووشی هم مکمل این پادکست سهساعت و نیمه هستند. این واضح است که ما در روزهای جنگ، راوی زندگی آدمهای عادی هستیم. راستش قرار نیست چیزی را فراموش کنیم.کریم نیکونظر









