Discoverدایره داستان
دایره داستان

دایره داستان

Author: Ehsan Tarighat

Subscribed: 7,290Played: 214,278
Share

Description

داستان‌ها مثل نقطه‌هایی می‌مونن که آدمها در مسیر زندگی با اونها روبرو میشن، ازشون تاثیر می‌گیرن و با اونها تاثیرگذار می‌شن. دایره داستان نگاهی به این داستان‌هاست.✅ حمایت مالی از پادکست دایره داستان ✅ برای حمایت مالی اگر داخل ایران هستید روی همین لینک کلیک کنیدو اگر خارج از ایران هستید روی این لینک بزنید
64 Episodes
Reverse
همه‌ی ما در زندگی، جایی داشته‌ایم که اسمش خانه بوده؛نه فقط چهار دیوار و سقف،بلکه پناهی برای روزهای شکست،برای عصرهای دل‌گرفتگی،برای وقت‌هایی که دنیا بیرون، زیادی بلند حرف می‌زد و ما فقط سکوت می‌خواستیم.خانه جایی بود که آدم بعد از زمین خوردن، برمی‌گشت.بعد از دعوا، بعد از اخراج شدن، بعد از عشق‌های ناتمام، بعد از خبرهای بد، بعد از خستگیِ بی‌دلیل.خانه، آخرین سنگر آدم بود.اما جنگ، فقط شهرها را خراب نمی‌کند.جنگ، تعریف کلمات را هم ویران می‌کند.یک روز می‌رسد که «خانه» دیگر خانه نیست،پنجره‌ها دیگر نور نمی‌آورند،دیوارها آرامش نمی‌دهند،و تختی که همیشه جای خواب بود،ناگهان تبدیل می‌شود به نقطه‌ای برای حساب کردن فاصله تا ترس.این اپیزود درباره همین فروپاشی‌ست؛درباره روزی که امن‌ترین جای جهان، ناامن شد.درباره آدم‌هایی که زیر سقف خانه‌شان، آوار اضطراب را نفس کشیدند.و درباره حقیقتی تلخ:این‌که جنگ، وقتی شروع می‌شود،اول از همه خانه را از انسان می‌گیرد.این روایت، علیه جنگ است.به نام همه‌ی خانه‌هایی که هنوز ایستاده‌اند،اما دیگر امن نیستند.اگر همراه و همداستان مایید، ما را در معرفی به مخاطبان در این پلتفرم و پلتفرم های داخلی یاری کنید.برای حمایت مالی از فعالیت‌های پانوراما به عنوان یک رسانه مستقل، در ایران می‌توانید از لینک پایین استفاده کنید:https://donito.me/ehsantarighatهمچنین از نشانی زیر می‌تونید برای پرداخت ارزی استفاده کنید:https://ko-fi.com/ehsantarighat
این روزها تن ایران خسته و زخمی و دردمنده. از دی تا الان روزهای سختی گذشته. روزهایی که هیچ وقت یادمون نمیره و هیچ‌وقت اثرش از روحمون پاک نمیشه. صداها و گریه‌ها، حرف‌ها و درد‌ها، خاطرات و واقعیت‌های تلخی که باهاشون روبرو شدیم. اما من – شاید خیلی از ما مرهمی به جز کلمه‌ها نداشته باشیم. پس شاید بهتر باشه به خونه امن‌مون پناه ببریم. خونه‌ای از کلمه‌ها و ترکیب‌ها. و مثل همیشه میگم پناه بر قصه‌ها و کلمه‌ها که ما رو نجات می‌دن. ما رو بهم وصل می‌کنن و زنده نگه می‌دارن.دایره داستان حالا جاییه که با کلمه‌های شما، با روایت‌های شما و با متن و صدای شما ساخته میشه. تجربه‌ها و روایت‌هاتون رو می‌خونیم یا با صدای خودتون می‌شنویم. موسیقی هم لابه‌لای متنها هست که کمی – فقط کمی سختی این روزها رو کم کنه. پس بعد از مدتها، ادامه سری اینجا خانه است رو می‌شنوید با عنوان پناه بر کلمات.اگر همراه و همداستان مایید، ما را در معرفی به مخاطبان در این پلتفرم و پلتفرم های داخلی یاری کنید.برای حمایت مالی از فعالیت‌های پانوراما به عنوان یک رسانه مستقل، در ایران می‌توانید از لینک پایین استفاده کنید:https://donito.me/ehsantarighatهمچنین از نشانی زیر می‌تونید برای پرداخت ارزی استفاده کنید:https://ko-fi.com/ehsantarighat
روزهای سخت همیشه می‌آیندرودها به دشتهای لخت می رسند، آسمان خالی می‌ماند،و نفس آدم میگیرد از سنگینی دنیااما داستان‌ها ...داستان ها پناهگاه ‌اند در میان زشتی و نکبت و خشکسالیدر داستان‌ها، می‌توانی دوباره نفس بکشیمی‌توانی مرداب را ترک کنی جاری شوی تا به دریامی‌توانی گل سرخ ببینی، موسیقی بشنوی، دوباره امید را لمس کنیداستان‌ها به ما یاد می‌دهند که حتی در تاریک‌ترین شب‌هاصدای دیگری هست که درد ما را می‌فهمدصدایی که ما را زنده نگه می‌دارد،حتی وقتی زمین سخت است و جهان خاموشو شاید برای همین است که آدمیزاد فقط به نان زنده نمیماند؛ داستان میخواهد و امیدداستان‌ها به ما اجازه می‌دهند آزاد باشیم، ، دوست بداریم و زیبایی را ببینیم،حتی وقتی که دنیا می‌خواهد ما را فراموش کندقطعه مرداب - گوگوشسمفونی خرمشهر - مجید انتظامیبخشی از کتاب زمانه پروانه‌هاقطعه نان و گل سرخ - جولی کالینزدکلمه‌ای از فریدون مشیریشعری از حافظ با خوانش احسان طریقت روی قطعه‌ ای شرقی غمگین - فریدون فرخ‌زادبخشی از کتاب آب، بابا، اربابقطعه مرداب - حسن شماعی‌زادهانتخاب محتوا و متنمژگان سلمان‌زادهاحسان طریقتاگر همراه و همداستان مایید، ما را در معرفی به مخاطبان در این پلتفرم و پلتفرم های داخلی یاری کنید.برای حمایت مالی از پادکست می‌توانید از لینک پایین استفاده کنید:https://donito.me/ehsantarighatهمچنین از نشانی زیر می‌تونید برای پرداخت ارزی استفاده کنید:https://ko-fi.com/ehsantarighat
شاید گاهی از برگشتن و بازگشتن ما رو رهایی نیست.بیاید چند دقیقه خودمون رو بسپریم به خاطره‌ها به موسیقی‌ها، به دنیای کلمه‌ها و روایت‌ها. انتخاب جستار: مهراوه فردوسی (از نوشته‌های دوره‌ جستارنویسی شخصی موسسه ته‌رنگ با تدریس خانم فردوسی)جستار اول: هزار قصه ناتمام - نوشته و صدای مژگان سلمان‌زادهمتن دوم: چقدر طول می‌کشد تا یک نفر بمیرد؟ - نوشته اریش ماریا رمارکتدوین: الیاس گرجیمتن‌ها و خوانش متن دوم: احسان طریقت
خونه، همیشه یک آدرس نیست. خونه یک صداست. یک نفس گرم که از درز پنجره‌ی زمستانی می‌گذرد. یا نسیمی خنک که از لای پرده‌های خونه میاد داخل و خنکت می‌کنه. خونه ممکن است آنجایی باشد که چایی‌ات سرد می‌شود اما خیالت نه. آن کوچه‌ای که حتی بعد از سال‌ها، وقتی از کنارش رد می‌شوی، دلت را آرام می‌کند. حتی بی‌دلیل.ما همه، در دل‌مان یک خانه داریم. خانه‌ای که ممکن است دیگر وجود نداشته باشد، خانه‌ای که ممکن است آدم‌هایش رفته باشند، اما ما هنوز به آن فکر می‌کنیم. هنوز باهاش زندگی می‌کنیم.خانه، جایی‌ست که در آن، لحظات عادی، تبدیل به خاطره می‌شوند. و خاطره، دیوارهایی می‌سازد که هیچ بمبی، هیچ هجرتی، نمی‌تواند خرابشان کند. خانه آخرین سنگر است آخرین گونی شنی که داریم، آخرین چیزی که میشود پشتش پناه گرفت.متن‌ها و خوانش: احسان طریقتتدوین: الیاس گرجیقسمت اول از مجموعه اینجا خانه است به اسم خونه تقدیم شما
loading
Comments