Claim Ownership

Author:

Subscribed: 0Played: 0
Share

Description

 Episodes
Reverse
چنانکه در جرعه سی و یکم شنیدید، شوپنهاور از «انواع لذت» سخن به میان آورده اما توضیحی در خصوص اینکه منظورش از «انواع» چیست و نوع‌های مختلف لذت چه نسبت و مراتبی دارند طرح نشده. در جرعه سی و دوم حاصل بررسی‌ام در پاسخ به این سوال را تقدیم کرده‌ام و اما استثنائا با توضیحی که ارائه شده، اشاره‌ای داشته‌ام به اشارات بوعلی سینا - در باب حکمت زندگی صفحه 31 - اشارات بوعلی سینا – جلد دوم – نمط هشتم ● تقدیم از: حسام ایپکچی ● خُم اول: حکمت زندگی – آرتور شوپنهاور
جرعه سی و یکم: در اهمیت شادی مواد لازم برای تهیه شادی چیست؟ ما چه چیزهایی نیاز داریم که بتوانیم از زندگی لذت ببریم؟ این سوال بهانه‌ای است برای آغاز پیاله سوم از هم‌سفرگی و هم‌سفری در خوانش کتاب در باب حکمت زندگی آرتور شوپنهاور. با این جرعه فصل دوم کتاب را شروع می‌کنیم و اولین جرعه به مسئله شادی خواهیم پرداخت منبع: - در باب حکمت زندگی صفحه 31 تا 33 تقدیم از: حسام ایپکچی خُم اول: حکمت زندگی – آرتور شوپنهاور
ثروت داشتن چه نسبتی با حکیمانه زیستن دارد؟ آیا ثروت مترادف پول است یا می‌توانیم انواعی از ثروت را با مراتب مختلفی از اهمیت دسته‌بندی کنیم؟ اگر امکان دسته‌بندی ثروت وجود دارد، معیار ما برای طبقه‌بندی چیست؟ در این جرعه سعی کرده‌ام پاسخ این سوالات را از نگاه شوپنهاور بیابم و ارائه کنم – در باب حکمت زندگی صفحه 26 - 29 ● تقدیم از: حسام ایپکچی ● خُم اول: حکمت زندگی – آرتور شوپنهاور
جرعه بیست و نهم: ما گاهی وقت‌ها بجای اینکه روی «آنچه هست» آدمها حساب کنیم، روی آنچه «می‌خواهیم باشند» حساب می‌کنیم! شوپنهاور نظر قطع و شاید تلخی نسبت به این نگرش داره اما جملات او بهانه‌ای شد برای اندیشیدن در مفهوم دشوار و عمیق «زمان». در این جرعه زمان رو شوپنهاوری تماشا کردیم، با شنیدن این چند دقیقه متوجه خواهید شد که منظور از «شوپنهاوری دیدن» چیست منابع استفاده شده: - در باب حکمت زندگی صفحه 25 و 26 ● تقدیم از: حسام ایپکچی ● خُم اول: حکمت زندگی - آرتور شوپنهاور
جرعه بیست و هشتم: در ادبیات عامیانه از عبارت «باشخصیت» و «بی شخصیت» زیاد استفاده می کنیم، اما کلمه «شخصیت» به چه معناست؟ ما با چه شاخصی به شخصیت خواهیم رسید؟ شوپنهاور چه تعریفی از شخصیت دارد؟ اینها سوالاتی است که سعی در پاسخ به آنها داشته ام. البته در میانه صحبت از «مدرسه نفاق» و «خانه تزویر» هم حرفهایی طرح شده که شاید سرآغاز گفتگوهای بلندتری باشد منابع استفاده شده: - در باب حکمت زندگی صفحه 25 - جهان همچون اراده و تصور صفحه 28 و 143 ● تقدیم از: حسام ایپکچی ● خُم اول: حکمت زندگی - آرتور شوپنهاور
جرعه بیست و هفتم: میم ِمینیمالیسم در جرعه سابق نگاه شوپنهاور به جناب سقراط را عرض کردم. آنچه در جرعه بیست و هفتم پادکست می موضوع صحبت ماست، متکی به نقل قول جمله‌ای است از سقراط و به همین بهانه نگاهی انتقادی به داوری شوپنهاور نسبت به سقراط هم عرض کردم. جرعه بیست و هفتم را می‌توان پیش‌درآمدی بر بحث مینیمالیسم دانست و در چند دقیقه ضرورت و مبانی آن به اختصار اشاره شده است. https://mey.ir/episode-27/ منابع استفاده شده: ◦ در باب حکمت زندگی صفحه 25 ● تقدیم از: حسام ایپکچی ◦ خُم اول: حکمت زندگی - آرتور شوپنهاور
جرعه بیست و ششم: همنشین درونی در روزهایی که گذشت به شکل اتفاقی به نوشته‌ای از شوپنهاور رسیدم که به بحث عقل و سرشت زنانه مربوط بود. ابتدای جرعه بیست و ششم با طرح این موضوع آغاز می‌شود و بعد هم می‌رسیم به بحث هم‌نشین بیرونی و درونی همچنان برای طرح نظرات و ملاحظات، می‌توانید به صفحه اختصاصی این جرعه در سایت می مراجعه کنید: https://mey.ir/episode-26 منابع استفاده شده: ◦ در باب حکمت زندگی صفحه 25 ◦ متعلقات و ملحقات صفحه 527 و 16 ● تقدیم از: حسام ایپکچی ◦ خُم اول: حکمت زندگی - آرتور شوپنهاور
شوپنهاور در کتاب جهان همچون اراده و تصور می‌گوید « عقل سرشت زنانه دارد ». آیا شما با این جمله موافق هستید؟ موافقت یا مخالفت با این گزاره نیازمند طرح دلیل است. نیمه دوم جرعه بیست و پنجم به این بحث پرداخته‌ام و در نیمه نخست اصطلاح «سوال‌باختگی» را طرح کرده‌ام. همچنان برای طرح نظرات و ملاحظات، می‌توانید به صفحه اختصاصی این جرعه در سایت می مراجعه کنید: https://mey.ir/episode-25
جرعه بیست و چهارم: پوستین نامرئی من به این پرسش فکر کرده‌اید که «وسعت من» چقدر است؟ پهناوری انسان تا کجاست؟ آیا همه انسان‌ها به یک میزان گستردگی و پهناوری دارند؟ آیا این گستردگی قابل توسعه است؟ یعنی می‌شود در سرزمین وجود، کشورگشایی کرد؟ پاسخ این سوالات از نگاه شوپنهاور بررسی شده و در نهایت جرعه با یک نقد به دیدگاه شوپنهاور به پایان رسیده. برای درک بهتر این جرعه بهتر است که کتاب را پیش رو داشته باشید منابع استفاده شده: در باب حکمت زندگی صفحه 22 و 23 ● تقدیم از: حسام ایپکچی ◦ خُم اول: حکمت زندگی - آرتور شوپنهاور
جرعه بیست و سوم: یقین چیست؟ آیا جهان مساوی محیط است یا با آن تفاوت دارد؟ ما چه تجربه‌ای از یقین داریم؟ وقتی از یقین صحبت می‌کنیم دقیقا از چه چیزی صحبت می‌کنیم و سرآغاز اندیشیدن از کدام گزاره باید باشد؟ در چند دقیقه به این سوالات پرداخته‌ام. جرعه بیست‌وسوم در گستره اپیستمولوژی است اما فارغ از اصطلاحات پیچیده، تأملی داریم در مسئله شناخت‌شناسی و تجربه‌مان از یقین منابع استفاده‌شده: پدیدارشناسی روح - هگل - صفحه 150 در باب حکمت زندگی صفحه 21 لینک در وب‌سایت مِی: ● تقدیم از: حسام ایپکچی ◦ خُم اول: حکمت زندگی - آرتور شوپنهاور
جرعه بیست و دوم: مزیت‌های اصیل فردی شوپنهاور از اصطلاحی استفاده کرده است که مترجم انگلیسی آن را genuine personal advantages ترجمه کرده و در این ترجمه تاملاتی قابل عرض بود که تقدیم شد. مهمتر اینکه در دسته بندی نخست شوپنهاور (از دسته بندی‌های سه‌گانه مطرح شده در جرعه قبل) نیز تقسیم جدیدی قابل طرح است. به عبارت دیگر، همان عنوان نخست به دو بخش تقسیم می‌شود که در جرعه بیست و دوم به آن پرداخته‌ام منابع استفاده شده: در باب حکمت زندگی صفحه 20 لینک در وب سایت مِی: https://mey.ir/episode-22 ● تقدیم از: حسام ایپکچی ◦ خُم اول: حکمت زندگی - آرتور شوپنهاور • تاریخ انتشار: 20 شهریور ۱۴۰۰
جرعه بیستم و یکم: من به تماشای من در این جرعه تقسیم سه‌گانه شوپنهاور در آنچه که بر سرنوشت «من» موثر است را بحث کردیم و به جهت دقت در واژه ناگزیر از رجوع توامان به متن فارسی، انگلیسی و آلمانی هستیم. متن غیرفارسی در کانال تلگرام می قابل ملاحظه است: T.me/mey_podcast منابع استفاده شده: متن انگلیسی و آلمانی جستار در باب حکمت زندگی و متن فارسی کتاب - صفحه 19 لینک در وب سایت مِی: https://mey.ir/episode-21 ● تقدیم از: حسام ایپکچی ◦ خُم اول: حکمت زندگی - آرتور شوپنهاور • تاریخ انتشار: ۶ شهریور ۱۴۰۰
جرعه بیستم: سطحی نگری از جرعه بیستم وارد در فصل اول کتاب در باب حکمت زندگی به قلم آرتور شوپنهاور شده ایم. این جرعه شامل است بر توضیحی کوتاه از جایگاه ارسطو در نگاه شوپنهاور و تاملی در معنای سطحی نگری با توجه به مزایا و معایب آن. بله، حتی مزایا! منابع استفاده شده: متعلقات و ملحقات صفحه 22 در باب حکمت زندگی صفحه 19 لینک در وب سایت مِی: https://mey.ir/episode-20 ● تقدیم از: حسام ایپکچی ◦ خُم اول: حکمت زندگی - آرتور شوپنهاور • تاریخ انتشار: 29 مردادماه ۱۴۰۰
جرعه نوزدهم: پایان پیش‌گفتار چرا به پادکست می گوش می‌دهید؟ چه نیازی ما را به پی‌جویی آرا و اندیشه‌های افرادی چون شوپنهاور مشتاق و محتاج می‌کند؟ با ارجاع به متن کتاب متعلقات و ملحقات این سوال را پاسخ داده‌ام و بعد به پاراگراف پایانی پیش‌گفتار رسیده‌ایم و سرانجام این جرعه با یک سوال مهم به پایان رسیده است. منابع استفاده‌شده: متعلقات و ملحقات صفحه 124 جهان همچون اراده و تصور صفحه 321 در باب حکمت زندگی صفحه 17 و 18 لینک در وب سایت مِی: https://mey.ir/episode-19 ● تقدیم از: حسام ایپکچی ◦ خُم اول: حکمت زندگی - آرتور شوپنهاور • تاریخ انتشار: 26 تیرماه ۱۴۰۰
جرعه هجدهم: مرگ از سوی دیگر عادت داریم که مرگ را نقطه‌ای در پایان بردار زندگی تصور کنیم. تفاوت نمی‌کند که این نقطه، بن بست زندگی باشد یا بنابر ایمان ِخداباورانه، گذرگاهی که ما را به زندگی دیگری منتقل کند. به هرحال مرگ آنچیزی است که با آن روبرو خواهیم شد. اما من در این جرعه با اتکا به آراء شوپنهاور، مرگ را از سوی دیگری دیده‌ام منابع استفاده شده: - جهان همچون اراده و تصور صفحه 310 و 316 - در باب حکمت زندگی – پیش گفتار - هستی و زمان (مارتین هایدگر به ترجمه سیاوش جمادی) صفحه 563 لینک در وب سایت مِی: https://mey.ir/episode-18 ● تقدیم از: حسام ایپکچی ◦ خُم اول: حکمت زندگی - آرتور شوپنهاور • تاریخ انتشار: 17 تیرماه ۱۴۰۰
جرعه هفدهم: و اما... مرگ شوپنهاور با چه تجربه‌ای از زیستن، به این نظام فلسفی رسیده است؟ اینجاست که به نظر می‌رسد اطلاعی گذرا از زندگی شوپنهاور می‌تواند گفته‌های او را برای ما باورپذیرتر کند. به همین علت چند دقیقه‌ای از داستان او گفتم و سپس رسیدیم به بحث شریف ِمرگ منابع استفاده شده: - جهان همچون اراده و تصور صفحه 1067 ● تقدیم از: حسام ایپکچی ◦ خُم اول: حکمت زندگی - آرتور شوپنهاور • تاریخ انتشار: 12 تیرماه ۱۴۰۰
جرعه شانزدهم: ثمرات رنج در سطرهای نخستین پیش‌گفتار، سعادت آن چیزی تعریف شد که تا حد ممکن «لذت» و «موفقیت» برای ما پدید آورد. اما همان‌طور که در جرعه قبل هم صحبت کردیم، شوپنهاور می‌گوید این معنا از سعادت با نظام فلسفی من سازگار نیست. در این جرعه سعی شده، مسئله سعادت از نگاه شوپنهاور مرور شود. منابع استفاده‌شده: - جهان همچون اراده و تصور صفحه 1065 - کتاب در باب حکمت زندگی – صفحه 17 ● تقدیم از: حسام ایپکچی ◦ خُم اول: حکمت زندگی - آرتور شوپنهاور • تاریخ انتشار: 6 تیرماه ۱۴۰۰
جرعه پانزدهم: آداب ِفلسفه‌خوانی نزدیک به سه ماه از آغاز خوانش ِکتاب در باب حکمت زندگی گذشته و ما هنوز در چند سطر آغازین پیش‌گفتار هستیم! آیا این شیوه خوانش صحیح است؟ اصلاً متن فلسفی را باید چگونه خواند؟ از خوانش ِفلسفه چه انتظاری باید داشته باشیم؟ کارکرد پیش‌گفتار چیست و اما مهم‌تر از همه، اصل حرف ِشوپنهاور در پیش‌گفتار کتاب درباب حکمت زندگی چیست؟ این سوالاتی است که در جرعه پانزدهم به آن پرداختم منابع استفاده‌شده: - متعقات و ملحقات صفحه 180 و 181 - پدیدارشناسی روح هگل – صفحه 38 - کتاب در باب حکمت زندگی – صفحه 17 ● تقدیم از: حسام ایپکچی ◦ خُم اول: حکمت زندگی - آرتور شوپنهاور • تاریخ انتشار: ۲7 خرداد ۱۴۰۰
جرعه چهاردهم: رندانگی واژه «رند» در اشعار حافظ را شنیده‌اید؟ من در این جرعه، رندانگی را از حافظ قرض گرفتم و معنایی متناسب با مسیر تفکر خودمان در برابرش نوشتم تا نه فقط یک استعاره ادبی بلکه یک نحوه از بودن را با آن وصف کنم. جرعه چهاردهم توضیح مفصلی است بر اینکه «عام» و «خاص» صفت آدمیان نیست بلکه وصف ِساحت ِزندگی است ● تقدیم از: حسام ایپکچی ◦ خُم اول: حکمت زندگی - آرتور شوپنهاور • تاریخ انتشار: 20 خرداد ۱۴۰۰
جرعه سیزدهم: مرثیه برای – ما – عوام تقسیم مردمان به عوام و خواص تقسیم متداولی است. تفکرات مختلف با انواعی از شاخص‌ها به تقسیم و تفکیک مردم از یکدیگر پرداختند. آیا شوپنهاور «حکمت زندگی» را برای نوابع ارائه کرده؟ اگر حکمت زندگی یک «هنر» است و هنر قلمرو نوابغ، ما مردم عامی چه نسبتی با آن داریم؟ بحث با این پرسش آغاز شده و چهار نقد به تفکیک مردمان به عام و خاص ارائه کرده‌ام. ● تقدیم از: حسام ایپکچی ◦ خُم اول: حکمت زندگی - آرتور شوپنهاور • تاریخ انتشار: 10 خرداد ۱۴۰۰ جرعه سیزدهم: مرثیه برای – ما – عوام تقسیم مردمان به عوام و خواص تقسیم متداولی است. تفکرات مختلف با انواعی از شاخص‌ها به تقسیم و تفکیک مردم از یکدیگر پرداختند. آیا شوپنهاور «حکمت زندگی» را برای نوابع ارائه کرده؟ اگر حکمت زندگی یک «هنر» است و هنر قلمرو نوابغ، ما مردم عامی چه نسبتی با آن داریم؟ بحث با این پرسش آغاز شده و چهار نقد به تفکیک مردمان به عام و خاص ارائه کرده‌ام. ● تقدیم از: حسام ایپکچی ◦ خُم اول: حکمت زندگی - آرتور شوپنهاور • تاریخ انتشار: 10 خرداد ۱۴۰۰
Comments (17)

Ali yadollahi shahrah

دم شما گرم زندگی من به دو قسمت تقسیم میشه قبل انسانک و می و بعد از این دو تمام سلولهای بدنم قرق لذت هستند هنگام شنیدن شما ساقیا از دور بعدی پیک لیوانی بریز

Jun 16th
Reply

Arthur

از مراتب لذت ترکیب صدای شما و صدای اب موقع ظرف شستنه و تفکری عمیق..😊

May 28th
Reply

Minoo Balaghi

ممنون حسام عزیز ! خیلی چسبید ! پایدار باشی ! ❤️👍

May 23rd
Reply

misagh ahmadi

اتفاقا سوغات اینها استعمار بوده و اتفاقا ورک شاپ باز کردند ، طریقت تمامش دکان بازار است به شما میگن برای پیمودن طریقت نیاز به همراه و استاد و همان مراد دارید و مرید پروری کرده اند پس آن ها که نام بردید ملکه کوچک اند

May 5th
Reply

Amin Mosleh

به به

May 1st
Reply

atefe zakeri

ممنون از شما چون با کلام و بیان شیرین شما من کتابی به این دشواری و معنایی به این عمیقی رو به خوبی درک میکنم و واقعا ممنونم از تکنولوژی که با وجود اینکه بعضی چیزهارو از ما گرفته همچین قابلیتی رو در اختیار ما قرار داده خوشحالم و پیگیر شما و بازهم ممنون از زحماتتون🙏🏽🙏🏽🙏🏽

Apr 27th
Reply

atefe zakeri

به نظر من رنج و لذت به یک اندازس و انسان به اندازه عمیق بودن رنج؟، عمقی از لذت رو تجربه میکنه و بالعکس

Apr 27th
Reply

atefe zakeri

ممنون عالی بود

Apr 25th
Reply

rasool navidi

یقین؟شما میفرمایید من هستم.اگر شما نباشید چی؟اگر شما اواتاری بیشتر نباشید چی؟منظور از من ؛چیست؟

Apr 17th
Reply

Simin Khajehzadeh

سلام نوتیف رو دیدم تعجب کردم که به این زودی جرعه ۳۱ امد

Apr 10th
Reply

Simin Khajehzadeh

عالییی بود

Apr 6th
Reply

Eliii Paiezi

اول سپاسگزارم بابت پادکست فوق العاده ای که زحمتش رو میکشین. مطالبی که در میان این ۲۳ جرعه زحمتش رو کشیدین اندازه این جرعه ذهنم رو درگیر نکرد. این جرعه من رو یاد فیلم "شاتر آیلند" انداخت. درست انتهای فیلم جایی که قهرمان فیلم در تلاش به اثبات یقین "من هستم" در مقابل جهان روبرو از آدمهایی که در زندان هستن... اجازه بدین به یقین شما خدشه ای وارد کنم درست اونجایی که جهان در مقابل شماست و میگه تو نیستی! چطور میشه این یقین رو به اونها هم منتقل کرد که "من هستم؟!

Jan 14th
Reply

atefe zakeri

این رواداری دقیقا با این مثالی که زدید همیشه چالش من بوده و هست هنوزم نمیدونم چه بهتره

Jan 6th
Reply

atefe zakeri

مثل کلمه های انتزاعی میمونه مثلا دیو که ما ندیدیم اما میگیم موجودیه که شاخ داره دم داره چون شاخ و دم رو در حیوانات دیگه دیدیم و تجربش کردیم ی موجود با شاخ و دم میاد تو ذهنمون خیلی ممنون از شما من که واقعا با هر کدام ازین جرعه ها به فکر فرو میرم

Jan 6th
Reply

MiM.Ghaf

. اصالت زندگی باید در رنج باشه. و لقد خلقنا الاسان فی کبد... و رنج هست که ختم به پختگی میشه. .

Oct 2nd
Reply

MiM.Ghaf

. آدم بودن است و انسان شدن... . منسوب به دکتر شریعتی .

Sep 29th
Reply

MiM.Ghaf

. درود . با کسب اجازه از محضر آقای ایپکچی. . ۱. مطالعه کتاب #شوپنهاور نوشته «دیدیه رمون» با ترجمه «بیتا شمیسنی» از نشر ققنوس رو برای مطالعه پیشنهاد میکنم. مروری هست بر تاریخچه زندگی #آرتور_شوپنهاور و بررسی عقاید و نقطه نظرات ایشان که اگر با کمی دقت مطالعه کنیم، شاید حتا بشه تا حدودی به دلایل نوع تفکر ایشان هم پی ببریم. ۲. کتاب #درمان_شوپنهاور نوشته #اروین_د_یالوم با ترجمه «دکتر سپیده حبیب» از نشر «قطره» رو هم پیشنهاد میدم. . من اینها رو بعد از مطالعه سایر جستارها و ملحقات و متعلقات این فیلسوف مطالعه کردم. به این امید که برای مطالعه «جهان به مثابه اراده و تصور» که اثر اصلی ایشان هست،‌ از نظر ذهنی آماده بشم. . ممنون میشم نظرتون رو بفرمائید. من هم کاملا بصورت آفرود در این مسیر قدم گذاشتم. تحصیلاتم و شغلم، کاملا دور هست از فلسفه و صرفا با مطالعه کتاب #تسلی_بخشی_های_فلسفه اثر #آلن_دو_باتن با این فیلسوف آشنا شدم. ممنونم که چراغ راه هستید... .

Sep 29th
Reply
Download from Google Play
Download from App Store