Discoverسولانین، نوشته لیلا صادقی
سولانین، نوشته لیلا صادقی

سولانین، نوشته لیلا صادقی

Author: لیلا صادقی

Subscribed: 80Played: 1,244
Share

Description

کتاب سولانین در دو بخش داستان و شعر به روایتی می پردازد از آدم هایی که در شانزده فصل داستانی موقعیتی را می سازند که همان سولانین است.

من، نویسنده کتاب، لیلا صادقی، تصمیم گرفته ام که با خوانندگان خود به صورت مستقیم و بدون سانسور متن از سوی هر نهادی در ارتباط باشم، چراکه جهان معاصر، جهانی است که هر فرد می تواند خود یک نهاد باشد
11 Episodes
Reverse
چشم‌هایش را که باز کرد، هیچکس هیچ کجای اتاق نبود. اتاق منتظرش چمباتمه زده بود در خلوت خودش با دو صندلی آهنی یکی سمت شاید شمال اتاق و دیگری هم سمت غرب که البته زیاد مطمئن نبود. روی امن‌ترین جزیره‌ای که نه کنار آن یکی صندلی بود و نه سه کنج دیوار نشست. سایه‌ای روی دیوار افتاد که صدایش از پشت سرش می‌آمد.
6کاش لیلا این یکی را برنداشته بود! سر خیابان که می‌رسد، نفس عمیقی می‌کشد و تصمیم می‌گیرد که برود مداد را به دخترک پس بدهد. شالش را پشت و رو می‌کند که رنگش روشن‌تر به نظر بیاید و بعد از پشت گردن گره می‌زند دور سرش و می‌آورد روی شانه‌اش پیچ می‌دهد. 
هرطور شده باید برش گردانم .... هیچ وقت نشده بود که از بابت چیزی که دیگر مال خودم شده، آنقدر شرمنده باشم که دستی دستی بروم پسش بدهم. وقتی که خیال می کنی چیزی مال توست و به زور از دستت قاپیده اند، آن لحظه ی فشار، آن لحظه ی زور، آن لحظه ای که نشد چیزی بگویی... آمده بود آن شب مهمان ما، صورتش مهتابی بود، انگار که از ماه آمده باشد و 
قسمت چهارمهر وقت توی هر خیابانی راه می‌روم که موش‌ها توی جوب‌هایش لول می‌زنند، یاد همان مشت آهنی می‌افتم و صدایی که می‌گفت اگه یکبار دیگه پنیر رو روی زمین لیس بزنی، به یکی از همین موش‌های چرک و کثیف توی جوب تبدیل می‌شی یا همین گربه های بی‍چشم و روی توی خرابه ها.
قسمت سومهر کدام از قلم‍هایی که توی موزه‍ی شخصی‍ام نگه می‍دارم، با وجود قصه‍های پر آب و تابی که دارند، هیچ جای پشیمانی برایم نگذاشته‍اند، به غیر از این مداد که بی‍خاصیت‍ترین آن‍هاست و نگاه دختری که از ذهنم پاک نمی‍شود. 
loading
Comments