Discoverروشنگری دینی در غرب و جهان اسلام با بیان آیت الله محقق داماد
روشنگری دینی در غرب و جهان اسلام با بیان آیت الله محقق داماد
Claim Ownership

روشنگری دینی در غرب و جهان اسلام با بیان آیت الله محقق داماد

Author: آیت الله محقق داماد | موسسه روشنگری دینی

Subscribed: 107Played: 1,324
Share

Description

موسسه روشنگری دینی ارائه می کند :

پادکست‌ “روشنگری دینی در غرب و جهان اسلام”

با تدریس :
حضرت آیت الله دکتر سید مصطفی محقق داماد

دسترسی به متن و صوت دوره :

https://RoshangariDini.org

https://instagram.com/RoshangariDini

https://t.me/RoshangariDini

https://twitter.com/RoshangariD
54 Episodes
Reverse
درمقام نتیجه گیری از مباحث ارائه شده درگفته های اخیر چنین می توان گفت: رد حکم و نقض حکم و نقد حکم سه مفهوم جداگانه است و نباید با یکدیگر خلط  و اشتباه شود. اطاعت از حکم حاکم، منافات با حق نقد و نقض آن ندارد. حکومت در حقوق عمومی اسلامی باز گشت آن به قضاوت است. عدم اطاعت از حکم حاکم ، "رد" است و ردّ غیر از "نقد" و "نقض" است. ردّ، یعنی عدم اطاعت و به عبارت دیگر سرپیچی از اجرای امر آمر قانونی ومشروع، بی تردید منجر به هرج ومرج و فوضی می گردد. رد حکم امری نامشروع و جرم محسوب است و بر اساس صور و اشکال مختلفی که دارد در حقوق اسلامی عناوین خاص خود را خواهد یافت : خروج ،بغی وفتنه هر کدام احکام و آثار خاص خود را داراست که توسط فقیهان مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است ولی اجرا کنندگان حکم، حق دارند همراه اطاعت آنرا نقد کنند. متن کامل : https://RoshangariDini.org/?p=1937
نکته لازم به ذکر اینکه محور اختلاف شیعه و سنی را نباید بر دنیوی و قدسی بودن قدرت تفسیر کرد. چرا که اختلاف مزبور این نیست که یک طایفه می گوید اداره جامعه یک امر مقدس است  و شخصی که می خواهد پس از پیامبر(ص) این امر را به عهده گیرد یک قدرت الهی مجسم در روی زمین است و حضرت علی(ع) مصداق آن است و طایفه دیگر منکر آن شوند. خیر، هردو گروه رئیس قدرت جدید را خلیفه رسول الله(ص) می دانستد نه خلیفه خدا در روی زمین. ادعای تشیع امر دیگری است که هر چند این مقام جای پرداختن به آن نیست ولی به نحو اختصار لازم می بینم اشاره کنم.      در اینکه مدعای شیعه چیست در میان متکلمین شیعه تفسیرها و نظریه های مختلفی وجود دارد. یکی که از همه مشهورتر است  این که پیامبر (ص) به امر الهی برای حفظ مصالح مسلمین، علی(ع) را منصوب کرده ولی برای همین امر یعنی تصدی قدرت زمینی و اداره امور مردم براساس شورا. البته نظریه وجوب نصب امام بر خداوند در اواسط قرن دوم هجری توسط برخی متکلمان شیعی مورد تحلیل عقلی قرار گرفته است. متن کامل : https://RoshangariDini.org/?p=1935
یکی دیگر از نهادهای سیاسی در رهبری اسلامی  امر به معروف و نهی از منکراست این اصل که یکی از تعالیم مهم اسلامی است، تنها مربوط به روابط ساده فیمابین عامه مردم در زندگی اجتماعی نیست، بلکه درراس آن نظارت عمومی مردم و نقادی آنان نسبت به قدرت را تعلیم می دهد.    مردم مسلمان با استناد به  این دو فریضه الهی در روزهای نخستین برای نقد قدرت از هیچ چیز هراسی نداشتند و چه بسا به طور صریح رأس قدرت را نشانه می رفتند و اعتراض خود را به عنوان وظیفه شرعی مطرح می کردند. برای نمونه به سند زیر توجه کنید:    مورخین نوشته اند روزی عمر خلیفه دوم در خطابه عمومی خود گفت اگر من از مسیر حق منحرف شوم شما چه خواهید کرد؟ مردی از میان جمعیت فریاد زد که تو را با همین شمشیر کج راستت می­کنیم. عمر نه تنها ناراحت نشد بلکه گفت خدا را شکر که مردم مسلمان این اندازه مواظب من هستند.[1] روزی دیگر در حضور تنی چند از مسلمانان عمر سئوالی بسیار مبهم مطرح كرد. آن سئوال چنین بود : "آیا من پادشاهم یا خلیفه رسول الله (ص)؟" به نظر من عمر هدفی جز شنیدن نوعی تایید و كلمات جانبدارانه از سوی حاضران نداشته است. او انتظار داشت جملاتی شعارگونه از سوی حاضرین نظیرآنكه: الحق تو خلیفه شایسته رسول اللهی!! تو نمونه ومثَل مجسم او هستی!! و امثال این گونه مطالب بشنود ولی برخلاف انتظار وی هیچ كس پاسخی نداد!! تنها سلمان ایرانی جمله ای در پاسخ گفت كه بسیار سیاستمدارانه و در عین حال منتقدانه بود. او گفت: "اگر در اموال و املاك مردم مسلمان ذره ای فراتر از آنچه كه خداوند اجازه داده است، تصرف نكنی و به عنوان امینی وفادار نگهبان باشی خلیفه ای وگرنه پادشاهی!![2]" [1] .شهیدی،سید جعفر، مجله فروغ علم، شماره  3 .   [2] .تاریخ طبری،ج3،ص279  
گفتیم یکی از نهادهای سیاسی در رهبری اسلامی بیعت است. آیات قرآن در مورد بیعت برخی مربوط است به بیعت در ایمان و ورود به دین اسلام و بعضی مربوط است به امور سیاسی. از جمله آیات مربوط به بیعت سیاسی آیه زیر است : " لَقَدْ رَضِی اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ إِذْ یبَایعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِی قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّكِینَةَ عَلَیهِمْ. (فتح/18)"      خداوند از مومنان، هنگامی که با تو در زیر درخت بیعت کردند خشنود شد و دانست آنچه در دل آنهاست، پس آرامش را بر آنان فرستاد.    آیه فوق درسال ششم هجری در پی بیعت جمعی از صحابه با پیامبر(ص) نازل شده به مناسبت آن که در زیر درخت انجام گرفته است، این واقعه را در تاریخ اسلام بیعت رضوان نیز می گویند. موضوع بیعت حفظ جان رسول الله (ص)بود[1] [1]-  بیعت رضوان، عنوان بیعت جمعی از صحابه با پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم ، که به بیعت تحت الشجره نیز معروف است. این واقعه در قرآن، در آیة 18 از سورة فتح، ذکر شده، که نام بیعت رضوان و بیعت شجره نیز از همین آیه گرفته شده است: بعدها بیعت کنندگان به اصحاب شجره شهرت یافتند. مسجدی نیز در محل بسته شدن این بیعت وجود داشته است. در تاریخ اسلام بیعت های دیگری نیز اتفاق افتاد که ا زاهمیت زیاد برخوردار است. از آن جمله بیعتهای زیر است: بیعت عقبه (یا بیعه العقبه)، بیعه النساء،بیعه الحرب (این بیعت، مقدمه هجرت حضرت محمد به یثرب شد.)رك:دانشنامه جهان اسلام مدخل بیعت.   https://RoshangariDini.org/?p=1931
مبحث دوم-اصول ونهادهای بنیادین در رهبری سیاسی اسلامی مردمی بودن پیامبر اسلام موجب آن شد که قدرت دنیوی در اسلام مردمی شود و به هیچ وجه قدرت آسمانی و الاهی شکل نگیرد. تشکل رهبری اجتماعی و سیاسی پیامبر به موجب آنچه در منابع اسلامی آمده کاملاً مردمی و بشری است و بر پایه نهادها و اصول بسیار مهمی استوار شده که در درون تعلیمات اسلامی وجود دارد. تعلیمات اسلامی از هیچ راز و رمزی برخوردار نیست. پیامبر از همان روزهای نخستین بعثت آموزه های خود را طی اصول و موازینی صریح بیان کرد، اصولی که زندگی مادی و معنوی مردم را شامل می­شد و به گونه­ای بود که انسانها اگر آن اصول را مرعی می داشتند به مدیرتی دنیوی همراه با عدالت و معنویت و تقوی دست می­یافتند. اینک به برخی از آن اصول درمباحث زیر اشاره می کنیم:   الف- اصل آزادی و منع سیطره- به موجب آیات عدیده ای از قرآن مجید همان گونه که پذیرفتن توحید، حق انسان­هاست، آزادی انسان در پذیرفتن یا نپذیرفتن توحید نیز حق انسان ها می باشد و اسلام هرگز آزادی در نپذیرفتن دین را از انسان سلب نکرده است. لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ (بقره/256) این یک جمله خبری است که معنای انشایی دارد. یعنی این که می­گوید "هیچ اجبار و اکراهی در کار نیست" به معنای آن است که نباید هیچ اجبار وتحمیلی برای پذیرفتن دین به کار رود زیرا حق و باطل به حکم وجدان و فطرت انسان مشخص شده است. دین یک امر قلبی است و مادام که آدمی وجداناً و قلباً آن را نپذیرد با اجبار و قهر نمی­توان بر او تحمیل کرد.       إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا (الانسان/3)       الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ شَاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْيَكْفُرْ (الكهف/29) متن کامل : https://RoshangariDini.org/?p=1928
loading
Comments