Discover
پادکست بداهه

پادکست بداهه
Author: امیر مهرانی - مهتا قرباننیا
Subscribed: 718Played: 20,436Subscribe
Share
© thecoach.ir
Description
.به پادکست بداهه خوش اومدید
گفتگوهای ما (مهتا قرباننیا و امیر مهرانی) از پیش طراحی شده نیستن، ما فکر میکنیم خیلی چیزا وقتی گفته میشن که از قبل براشون برنامه ریزی نکردیم.
گفتگو در هر اپیزود جریان خودش رو خودش پیدا میکنه و میره به جایی که باید.
----
در این کانال تا پیش از این پادکست مربی منتشر میشد.
گفتگوهای ما (مهتا قرباننیا و امیر مهرانی) از پیش طراحی شده نیستن، ما فکر میکنیم خیلی چیزا وقتی گفته میشن که از قبل براشون برنامه ریزی نکردیم.
گفتگو در هر اپیزود جریان خودش رو خودش پیدا میکنه و میره به جایی که باید.
----
در این کانال تا پیش از این پادکست مربی منتشر میشد.
37 Episodes
Reverse
بعضی آدما یه موضوعی رو دقیق دنبال میکنن و توی همون حیطه متخصص میشن، فعالیت میکنن، دوست پیدا میکنن و هر بُعدی از زندگیشون مرتبط با همون زمینه ستاما بعضیها نه، کوله شون رو برمیدارن و به هر حیطه ای سر میزنن و تجربه میکنن ، مشاهده میکنن و یه تیکه ای از هر تجربه رو توی کولهشون میندازن و به مسیرشون با یه منش کشف کننده ادامه میدن.شما جزء کدوم گروهید؟ تاحالا بهش فکر کردید؟ ما توی این اپیزود درمورد این صحبت کردیم که چقدر قصه و روایت از تجربیاتمون داریم که برای ادمای دیگه تعریف کنیم؟ چقدر برای خودمون علاقمندی و سلیقه داریم که بتونیم توی گفتگوهامون خودمون رو بیان کنیم؟ چی میشه که آدم بیمزهای میشیم؟ در ادامه درمورد این صحبت کردیم که وقتی ما هویتی رو برای خودمون تعریف میکنیم و اونو با خودمون توی روابطمون میبریم، میتونیم ویژگیها و تجربیات مختلف رو مشاهده کنیم و اونهایی که باهامون هماهنگه رو برداریم اما وقتی هویت ما هربار در ارتباطمون متناسب با طرف مقابل تعریف میشه ما هربار تغییر رنگ میدیم و نمیدونیم واقعا کی هستیم! بین گفتگوی ما در این اپیزود تکههایی از مصاحبه عباس کیارستمی رو میشنویم و در آخر باهم آهنگ موج دریازده رو میشنویم با صدای اسحاق انور.---------------------------------برای حمایت از این پادکست میتونید دونیت کنید. +++ پیوستن به کانال تلگرام +++
این اپیزود با یه سوال شروع شد؛ چرا باهم حرف میزنیم؟ ما اغلب به “نگفتن” تشویق میشیم تا “گفتن”. شاید از ترس اینکه شرم رو تجربه کنیم، نمیگیم.ما در “فضای سوم” جنبه ای از خودمون رو تجربه میکنیم که در فضای اول و دوم یعنی محل زندگی و محل کار شاید فرصت دیدنش رو نداشته باشیمفضای سوم جاییه که با نقش شغلی، خانوادگی یا القاب و سمتها دیده نمیشیم بلکه این شانس رو داریم که خودمون رو بروز بدیم و ببینیم فارغ از هر مسئولیت و نقش اجتماعی حال خودمون چطوره؟در ادامه درمورد بودنِ امن و گفتگویانه برای دیگران صحبت کردیم ما گاهی نیاز داریم در یک جمعی احساسات درونیمون رو وسط بذاریم نه لزوماً برای اینکه جوابی بگیریم برای اینکه شنیده و درک بشیم و بتونیم خودمون رو در آینه ی دیگران ببینیم.در آخر امیدواریم به بهونه ی شنیدن این پادکست به “فضای سوم” تو زندگیتون بیشتر دقت کنید و اگر ندارید حتماً برای خودتون ایجادش کنید
این اپیزود با خاطره خریدن اولین ضبط صوت شروع شد و در ادامه رفتیم سراغ این دغدغه که چرا بعضی آدمای بزرگ و تاثیرگذار اونطور که باید شناخته شده نیستن و وقتی از بین ما میرن تازه افراد حضورشون رو حس میکنن؟باهم آهنگ سپیدهدم از آلبوم سایههای خورشید احمد پژمان رو گوش دادیم و ذهنمون رو بردیم به جایی که دور از محدوده منطق، خیال کنه و بره به جایی که آهنگ اونو هدایت میکنه.از حس و حالی که موقع گوش دادن به موسیقی پیدا میکنیم، گفتیم و درمورد این صحبت کردیم که هر اثری که خلق میشه حرفیه که خالق اثر سعی داره به شیوهای اونو بیان کنه و فضاهای خالی، مجالی برای تخیل و برداشت آزاد مخاطبه؛ اثری که به شکلی مشارکتی بین خالق اثر و مخاطب تجربهای متفاوت به وجود میاره.تقلا برای پر کردن جاهای خالی و سکوتها تمرکز رو از روی چیزی که میخوایم گفته و شنیده بشه برمیداره.فاصله بین متنها و سکوت بین صداهاست که باعث بروز اتفاق میشه.علاوه بر اینا گفتیم که شیوه بیان احساسات و هیجانات میتونه کلامی نباشه و آمیختگی اون با هنر شاید حق مطلب رو در بروز اون احساسات عمیق بیشتر ادا کنه.در نهایت به سکوتها و جاهای خالی اهمیت بیشتری بدیم چون جاهای خالی توی زندگی به اندازه جاهای پر مهم و اثرگذارن.-----وبسایت +++کانال تلگرام +++
در این اپیزود با مرور بازخوردهای مخاطبین شروع کردیم و از آنجا رسیدیم به فضای ادب و احترام افراطی بعضی افراد، که حتی اگر مشکلی باهاشون داشته باشیم ممکنه رودربایستیها اجازه ی شفافیت بهمون نده و صمیمیت رو باهاشون ممکنه تجربه نکنیم.بعد رسیدیم به موضوع نقد و نقدپذیری و زخم زدن با نقد. حتی اعتراف کردیم که از نقد ناراحت میشیم و در بارهاش مفصل گپ زدیم. شاید اینجا مهمترین نکتهمون این بود که زبان نقد دعوتگرانه نیست. به تغییر دعوت نمیکنه بلکه باعث پوشیدن زرههای دفاعی میشه.از تمایزخواهیها و تمایل به متفاوت بودنمون گفتیم: امیر از خاطرات مهدکودکاش گفت. (واقعا مهد کودک رفته) و یک جمله نغز با شیر و شعر. (ببینید میتونید پیداش کنید؟)مهتا از علاقه به موتورسواری گفت. (سوال: مهتا موتور چه رنگی میخواد؟)و درباره ریسکهایی که متفاوت بودن و خارج از عرف رفتن میتونه داشته باشه صحبت کردیم.از ژاک لاکان و ژیل دولوز و نسیم نیکلاس طالب یاد کردیم و در نهایت درباره مسیرهای تعریف شده و تجربهگرایی در زندگی حرف زدیم.خلاصه اگر اهل زدن به جادهخاکی هستید یا هیچوقت به جاده خاکی نزدید این اپیزود برای شماست.امیدواریم از این اپیزود خوشتون بیاد و لطفا با دوستانتون به اشتراک بگذارید.-----------------------------------وبسایت +++کانال تلگرام +++
مهتا از یک صحنهی خیلی ساده شروع کرد؛ لحظهای که منتظر کسی بود و چشمش به آدمهایی افتاد که از کنارش میگذشتند. نه فقط آدمها، که حالوهوای فضا را دید؛ صدای قدمها، نور، سکوت، و آن حسِ رهاشدگی که گاهی در میان روزمرگی پیدا میشود.از این روایت کوچک، گفتوگو شکل گرفت. رفتیم سراغ جبر و اختیار؛ اینکه چرا بعضی موقعیتها را وقتی انتخاب میکنیم شیرینترند و وقتی مجبوریم، حتی بهترینشان تلخ میشود. حرف زدیم از اینکه شاید بیشتر مردم صبح که از خواب بیدار میشوند قصد خراب کردن زندگی کسی را ندارند، و چطور پیشفرض نیکخواهانه میتواند راهی برای ساختن اتمسفر اعتماد باشد. تمرینی خیالی کردیم: خانهای را وسط جنگل تصور کن… و ببین اگر آنجا تنها زندگی کنی، چه چیزهایی روزهای تو را تعریف میکند؟ اینجا به «اتمسفر» رابطه رسیده بودیم؛ اینکه انگار هر آدمی، اطرافش اتمسفری دارد. برای بعضیها آلوده است و برای بعضیها شفاف و پر اکسیژن. اینکه ما در ساخت چه اتمسفری مشارکت میکنیم؟اگر دوست داری با ما از یک لحظهی ساده به دنیای پرکشف رابطهها، انتخابها و فضاها سفر کنی، این اپیزود را بشنو.آهنگها:موسیقی ابتدایی: ترانه شاعر - گلسا و محمد موسویموسیقی پایانی: بعضی وقتها - کیوسکدریافت دوره ویدئویی مسترکلاس گفتوگو++++++++++++++++++++++++++دریافت کتابچه عبور از رنجهای بیننسلی








