Discoverمادر پسری به نام جانیار
مادر پسری به نام جانیار

مادر پسری به نام جانیار

Author: Marzieh alimohamadi

Subscribed: 4,168Played: 62,524
Share

Description


این داستان منه، داستان مادری که برای کودکی و آینده ی پسرش کلی برنامه داشت ولی تقدیر برنامه های دیگری رو سر راهش قرار داد.

این داستان مادرهاب کودکانی ه که با سرطان جگرگوشه شون مواجه شدن و میشن ولی هیچ وقت بغض نذاشت حرفی به زبان بیارن و صداشون رو کسی نشنید.

این داستان‌ پدرهایی که فکر میکردن مثل کوه میمونن برای بچه های نازنین شون ولی الان خودشون کمر خم کردن.

این داشتان پرستارها و دکترهایی که دارن شبانه روزی برای بهبودی بچه های کوچولو مبتلا به سرطان تلاش میکنن.


امیدوارم با شنیدن این پادکست حالشون رو درک کنید و کنارشون باشین، قدر سلامتی خودتون و فرزندان دلبندتون رو بدونید و لحظه لحظه شکرگزار خداوند بخشنده ی نهمت سلامتی باشین.

اگر شنیدن صدا و داستان من به دلتون نشست، خوشحال میشم که برام کامنت بزارین و در انتشار و معرفی پادکست من رو همراهی کنید.


مرضیه علی محمدی



برای تبلیغات صوتی و اسپانسرینگ پادکست‌های فارسی، به شنوتو مراجعه کنید.

Hosted on SHENOTO

29 Episodes
Reverse
این سری حرف خاصی برای گفتن در کپشن ندارم، بهتره خودتون بشنوید...تاریخ انتشار: چهاردهم مهرماه 1405  از اینکه همچنان در معرفی این پادکست همراهی می کنید و برام کامنت میزارین، سپاسگزارم ممنون که من رو می شنویدمرضیه علی محمدیHosted on SHENOTO
یک سال شد از آخرین باری که نوشتم و از آخرین باری که ضبط کردم.در این یک سال چه ها که نشد در من، در مردمان م و در وطن...باز دنیا غافلگیرم کرد خیلی بیشتر از قبل. تاریخ انتشار: هفدهم مردادماه 1405  از اینکه همچنان در معرفی این پادکست همراهی می کنید و برام کامنت میزارین، سپاسگزارم ممنون که من رو می شنویدمرضیه علی محمدیHosted on SHENOTO
حدود 11 ماه از ضبط این اپیزود میگذره. زمانی که فکر میکردم دوباره کنترل زندگی رو به دست گرفتم. زمانی که همه چی خوب خوب بود، ورق برگشت، جوری که توان دوباره ایستادن رو از دست دادم.ساعت ها، روزها و ماه ها گذشت تا بتونم پشت لپ تاپ م بشینم و اپیزودی رو که برای پایان پادکستم در نظر گرفته بودم رو آپلود کنم. در قسمت بعدی روایت خواهم کرد که این چندماه که از من خبری نبود چه هاگذشت."انتخاب عکس اپیزود، حال اکنون منه نه حال روز ضبط"تاریخ انتشار: بیست و ششم خردادماه 1405  از اینکه همچنان در معرفی این پادکست همراهی می کنید و برام کامنت میزارین، سپاسگزارم ممنون که من رو می شنویدمرضیه علی محمدیHosted on SHENOTO
زمستون گذشت و بهارون گذشتعطش رد شد و عطر بارون گذشتنه غم موندنی بود و نه سرخوشی جه شیرین، چه تلخ، سخت و آسون گذشتروزها گذراست، اگر باور داشته باشیم هیچ روزی موندگار نیست، سخت ترین و تلخ ترین روزها نیز آسونتر می گذرن و چه خوب که می گذرن، قطعا حکمتی در گذر کردنشون هست، چون ما کم صبر و کم طاقت یم.تاریخ انتشار: یکم مهرماه 1404  از اینکه همچنان در معرفی این پادکست همراهی می کنید و برام کامنت میزارین، سپاسگزارم ممنون که من رو می شنویدمرضیه علی محمدیHosted on SHENOTO
صلح در لبخند یزدانی و پاک کودکان معنی ژرف نگاه پر امید مادر است صلح در تصویر فردای جهان آرزو نقش هر یک جلوه را در زندگی روشنگر است خنده های کودکان در نگاه مادران جلوه آینده را آینه دار دیگرست " صلح اگر باشد جهان ما جهان آرزوست" باورم نمیشه که اتفاق افتاد. این اپیزود رو اوایل امسال نوشتم و دو روز از قبل از شروع جنگ ضبطش کردم که ادیتش به خاطر همین موضوع عقب افتاد. صبحی که متوجه شدم پیش بینی م به واقعیت تبدیل شده، تپش قلب گرفتم، بدنم می لزرید و در شوک فرو رفتم.... شوک جنگ و عواقب خانمان سوزش....جنگ هیچ وقت نباید شروع بشه چون پایانش هیچ وقت معلوم نیست.همون ساعتهای اول فقط به بچه های درگیر سرطان در محک و بیمارستان علی اصغر فکر میکردم، اشک می ریختم، نکنه درمانشون به تعویق بیفته، نکنه با کمبود دارو مواجه بشن، نکنه ترس و اضطراب خودشون، خانواده شون و پرستارها رو از پا در بیاره، نکنه .... نکنه...نکنه... ( من و جانیار پارسال همین موقع توی بیمارستان بودیم...)تاریخ انتشار: شانزدهم تیرماه 1404  از اینکه همچنان در معرفی این پادکست همراهی می کنید و برام کامنت میزارین، سپاسگزارم ممنون که من رو می شنویدمرضیه علی محمدیHosted on SHENOTO
loading
Comments