Discover
ابتدا به ساکن

8 Episodes
Reverse
"با خودش فکر کرد کاش یک نارنجک داشتم و کار این ساختمان را تمام می کردم و به جای دیگری می رفتم..."بخش هایی از داستان کابوس های کارلوس فوئنتس به قلم حسن بلاسمراوی: امیرحسین سیدآقاییپادکست ابتدا به ساکن
"اگه ده خودمون بود می رفتیم سر کوه غروبو تماشا می کردیم و بعدش میبردمش جیگرکی عمو صفر، تو این شهر درندشت چه غلطی بکنم؟ من فقط بلدم از ترمینال برم افسریه و از اونجا هم بیام پادگان..."بخش هایی از داستان کنترلی به قلم بیژن اعرابیراوی: امیرحسین سیدآقاییپادکست ابتدا به ساکن
"وقتی نیم ساعت بعد داشت تکه های گرم قارچ و پنیر را می فرستاد توی معده اش، موتور سواری که تصادف کرده بود در بیمارستان شهدای تجریش به کما رفت..."بخش هایی از داستان زمین نرم به قلم آیین نوروزیراوی: امیرحسین سیدآقاییپادکست ابتدا به ساکن
قطار سوت کشید و هلک و هلک راه افتاد. بنای رضاخانی داشت در زاویه پنجره گم می شد. مانده بودم که چرا تمام ذهنم مدام در آن نقطه از زمان دور می زند، شاید چون امروز حالم خیلی شبیه تاریخ معاصر شده. همانقدر خسته، همانقدر غمگین، همانقدر خراب..داستانی که می شنویم، داستان این تاریخ لعنتی از مجموعه داستان های کشویی دفتر نخست است. این کتاب توسط انتشارات نظام الملک به چاپ رسیده و در این اپیزود، متن نخستین چاپ از این کتاب مورد خوانش قرار گرفته شده است.راوی : امیرحسین سیدآقاییابتدا به ساکن
“یوزپلنگانی که با من دویده اند” کتابی حاوی ده داستان کوتاه از بیژن نجدی است. نام کتاب طبق مطلب مندرج در کتاب از وصیت شاعرانه او گرفته شده است. این کتاب تنها کتابی است که در زمان حیات بیژن نجدی از وی منتشر شد. بیژن نجدی نویسنده ای با ذوق ادبی است که داستان هایش در سبک های واقع گرایی و فراواقع گرایی است. وی از پیشگامان داستان نویسی پست مدرن در ایران به شمار می آید. نشانه های سبک واقعیت گرایی در بخش های مختلف برخی از این داستان ها از زندگی ملموس شخصیت ها و نشانه های سبک فراواقعیت گرایی در تعداد دیگری از داستان ها از هم ذات پنداری با اشیای بیجان است که به طور بارز به ذهن خواننده کتاب منعکس می شود. بیژن نجدی از ذوق شاعرانه خود در متن داستان ها بهره برده و استعاره ها و تشبیه های فراوانی در متن کتاب موجود است.در داستان اول، نقش کودک مرده که در ذهنیت مخاطب به پایان نسل اشاره دارد، به باور شخصیت های داستان مبنی بر عنصر تدوام نسل تغییر شکل می دهد .در داستان دوم، قاتل بودن مرتضی به مثابۀ پیش انگاشتی که قاتل مجرم و محکوم است، در باور ستوان و مخاطب مبنی بر مظلوم بودن قاتل در شرایطی خاص تغییر ایجاد می کند .در داستان سوم، دویدن اسب بسته شده به گاری به واسطۀ جابه جایی ضمیرها در متن، این باور را ایجاد می کند که انسان مانند اسب برای گذران زندگی و رسیدن به اهدافش می دود و از او بیگاری کشیده می شود.داستانی که می شنویم، داستان گیاهی در قرنطینه از کتاب یوزپلنگانی که با من دویده اند است. این کتاب توسط انتشارات مرکز به چاپ رسیده و در این اپیزود، متن چهل و دومین چاپ از این کتاب مورد خوانش قرار گرفته شده است.راوی: امیرحسین سیدآقائی








