Discover
مشهورترین کتاب های دنیا

مشهورترین کتاب های دنیا
Author: منصور صالحی پور
Subscribed: 158Played: 3,369Subscribe
Share
© منصور صالحی پور
Description
39 Episodes
Reverse
در پادکستِ امروز، به ضیافتِ یکی از درخشانترین آثارِ مارک تواین رفتهایم: «شاهزاده و گدا». داستانی که در آن، شکافِ عمیق میانِ کاخهای باشکوهِ وستمینستر و کوچههایِ تاریک و فقرزدهی «اوفال کورت» از میان میرود. ماجرایِ دو پسربچه که در یک روزِ سردِ زمستانی در سال ۱۵۴۷، جایشان را با هم عوض میکنند؛ یکی با لباسِ شاهزادگی، طعمِ گرسنگی و بیپناهی را میچشد، و دیگری با ردایِ سلطنتی، سردرگم میانِ آدابِ خشکِ دربار، به دنبالِ ذرهای انسانیت میگردد.مارک تواین در این داستان، نه تنها روایتی تاریخی، بلکه نقدی گزنده بر قضاوتِ انسانها بر اساسِ ظاهر و جایگاهشان دارد. همراه ما باشید تا در دلِ این جابهجاییِ سرنوشتساز، ببینیم چگونه «ادوارد» در مقامِ یک گدا، درسِ عدالت را از میانِ مردم میآموزد.🎧Hosted on SHENOTO
امروز میخواهیم با هم قدم به دنیای اثری بگذاریم که شاید کمتر کتابی در قرن بیستم توانسته باشد اینچنین بیواسطه با روحِ میلیونها انسان در سراسر جهان سخن بگوید. کتابی که نه فقط یک اثر ادبی، بلکه به قول بسیاری از منتقدان، «مرهمی برای جانهای جستجوگر» است: «پیامبر» اثر جبران خلیل جبران.جالب است بدانید که این کتاب، برخلافِ آنچه بسیاری تصور میکنند، نه در خاورمیانه، بلکه در سال ۱۹۲۳ میلادی در نیویورک و به زبان انگلیسی برای نخستین بار منتشر شد. جبران، این هنرمندِ لبنانیتبار، سالها در غربتِ آمریکا زیست و در آن فضای دور از زادگاهش، این حکمتنامهی جاویدان را خلق کرد.«پیامبر» از همان سالهای نخست انتشار، چنان موجی به پا کرد که به ده ها زبانِ زندهی دنیا ترجمه شد و نامش در لیست پرفروشترین کتابهای تاریخ قرار گرفت. ستایشگرانِ این کتاب، از فیلسوفان و اندیشمندان گرفته تا هنرمندانِ بزرگ، همگی بر یک نکته اتفاقنظر دارند: «پیامبر» کتابی است که زمان بر آن اثر نمیگذارد. زبانی که جبران در این کتاب به کار میبرد، زبانی شاعرانه، نمادین و سرشار از استعارههای طبیعت است که انگار از دهانِ کسی بیرون میآید که از هیاهوی جهان فاصله گرفته و به حقیقتِ نابِ هستی نگریسته است.در این کتاب، ما با شخصیتی به نام «المُصطَفیٰ» همراه میشویم. او پیامبری است که سالها در شهر «اورفلیس» زیسته و اکنون در آستانهی بازگشت به سرزمینِ مادریاش، مردمِ شهر گردِ او جمع میشوند تا از او دربارهی اساسیترین پرسشهای زندگی بپرسند: از عشق، از کار، از ازدواج، از فرزندان و از مرگ.سؤالهایی که شاید سؤالهای تکتکِ ما باشد.در این قسمت، میخواهیم این متنِ حکمتآموز را نه فقط به عنوانِ یک نوشتهی ادبی، بلکه به عنوانِ آیینهای برای بازنگری در زندگیمان مرور کنیم. پس اگر آمادهاید، بیایید با هم به صدایِ «المُصطَفیٰ» گوش بسپاریم؛ صدایی که دعوت میکند تا عمیقتر ببینیم، مهربانتر رفتار کنیم و در لحظههای کوتاه عمرمان، اثری نیک از خود بر جای بگذاریم.Hosted on SHENOTO
به پادکست «شنیدن کتاب، فهم بهتر» خوش آمدید. امروز میخواهیم با هم قدم به دنیای اثری بگذاریم که شاید کمتر کتابی در قرن بیستم توانسته باشد اینچنین بیواسطه با روحِ میلیونها انسان در سراسر جهان سخن بگوید. کتابی که نه فقط یک اثر ادبی، بلکه به قول بسیاری از منتقدان، «مرهمی برای جانهای جستجوگر» است: «پیامبر» اثر جبران خلیل جبران.جالب است بدانید که این کتاب، برخلافِ آنچه بسیاری تصور میکنند، نه در خاورمیانه، بلکه در سال ۱۹۲۳ میلادی در نیویورک و به زبان انگلیسی برای نخستین بار منتشر شد. جبران، این هنرمندِ لبنانیتبار، سالها در غربتِ آمریکا زیست و در آن فضای دور از زادگاهش، این حکمتنامهی جاویدان را خلق کرد.«پیامبر» از همان سالهای نخست انتشار، چنان موجی به پا کرد که به ده ها زبانِ زندهی دنیا ترجمه شد و نامش در لیست پرفروشترین کتابهای تاریخ قرار گرفت. ستایشگرانِ این کتاب، از فیلسوفان و اندیشمندان گرفته تا هنرمندانِ بزرگ، همگی بر یک نکته اتفاقنظر دارند: «پیامبر» کتابی است که زمان بر آن اثر نمیگذارد. زبانی که جبران در این کتاب به کار میبرد، زبانی شاعرانه، نمادین و سرشار از استعارههای طبیعت است که انگار از دهانِ کسی بیرون میآید که از هیاهوی جهان فاصله گرفته و به حقیقتِ نابِ هستی نگریسته است.در این کتاب، ما با شخصیتی به نام «المُصطَفیٰ» همراه میشویم. او پیامبری است که سالها در شهر «اورفلیس» زیسته و اکنون در آستانهی بازگشت به سرزمینِ مادریاش، مردمِ شهر گردِ او جمع میشوند تا از او دربارهی اساسیترین پرسشهای زندگی بپرسند: از عشق، از کار، از ازدواج، از فرزندان و از مرگ.سؤالهایی که شاید سؤالهای تکتکِ ما باشد.در این قسمت، میخواهیم این متنِ حکمتآموز را نه فقط به عنوانِ یک نوشتهی ادبی، بلکه به عنوانِ آیینهای برای بازنگری در زندگیمان مرور کنیم. پس اگر آمادهاید، بیایید با هم به صدایِ «المُصطَفیٰ» گوش بسپاریم؛ صدایی که دعوت میکند تا عمیقتر ببینیم، مهربانتر رفتار کنیم و در لحظههای کوتاه عمرمان، اثری نیک از خود بر جای بگذاریم.در کانال شنیدن کتاب فهم بهتر در اپلیکیشن اینا Hosted on SHENOTO
«شنیدید که ماهیگیرِ این قصه، برخلاف دیگران، قلابش را کج نکرد. او میدانست که با قلاب کج، شاید بتوان به صیدِ روزمره دست یافت، اما تنها با «قلاب راست» است که میتوان «پادشاهِ حقیقت» را صید کرد.بیایید کمی به این قلابها فکر کنیم؛ این قلابها، نمادِ همانچیزی هستند که ما در زندگی به دست میگیریم.آنهایی که قلابشان کج است، در واقع کژی را در درونِ خود جای دادهاند. آنها به دنبالِ ماهیهای کوچکاند؛ یعنی همان کامیابیهای زودگذر، همان نانِ امروز، و همان مصلحتهای آنی. قلابِ کج، نمادِ دغلکاری و میانبر زدن است؛ ابزاری که برای گرفتنِ ماهیهای ریز و بیارزش، مناسب است اما هرگز نمیتواند «حقیقت» را به چنگ آورد.اما قلابِ راست... قلابِ راست، نمادِ راستیِ فرد است. قلابی است که نه به هوایِ ماهیهای کوچک، بلکه به هوایِ صیدی بزرگتر در آب افتاده است. کسی که قلابش راست است، نمیتواند به صیدهای کج و معوجِ دنیا دلخوش کند. او صبر میکند، رنجِ تنهایی و نادانیِ مردم را به جان میخرد، و میداند که راستی، اگرچه در ابتدا "بیحاصلی" به نظر میرسد، اما تنها ابزاری است که میتواند پادشاهِ عالمِ وجود را، یا همان حقیقتِ مطلق را به چنگ آورد.دوستان من، بیایید از خودمان بپرسیم: ما با کدام قلاب در دریایِ زندگی صید میکنیم؟آیا سرگرمِ ماهیهای ریزِ دوروییم، یا قلابِ راستیِ ما، برای صیدی بزرگتر، به آب افتاده است؟یادتان باشد؛ قلابِ کج، شما را به ماهی میرساند، اما قلابِ راست، شما را به پادشاهی میرساند. پادشاهیِ آرامش، پادشاهیِ حقیقت و پادشاهیِ آزادی.»Hosted on SHENOTO
«حقیقت، تکهای از یک کلِ بیکران است؛ اما ما، با تکیه بر تکههایِ جداگانه، به جنگِ هم برخاستهایم.»در این اپیزود، با تحلیل حکایت «پادشاه جهود و نصرانیان» از مثنوی مولانا، به تبارِ تفرقه و ریشههایِ تعصب میپردازیم. سفری به درونِ مکرِ وزیر و خطایِ امیران؛ جایی که «درستِ محدود» میتواند دشمنِ «حقیقتِ مطلق» شود.مثنوی معنوی مولانا، دفتر اول گوینده: منصور صالحی پور نویسنده کتاب یک نور در هزار فرهنگ Hosted on SHENOTO








