Discoverرضا براهنی | با صدای خودش
رضا براهنی | با صدای خودش

رضا براهنی | با صدای خودش

Author: شهروز کبیری

Subscribed: 311Played: 11,844
Share

Description

اینجا شعرهای دکتر رضا براهنی را با صدای خودش خواهیم شنید.

این پادکست بخشی از پادکست «شعر با صدای شاعر» است. جایی که در آن شعرهای معاصر با صدای شاعر منتشر می‌شود.

برای دانلود شعرها به کانال تلگرام ما مراجعه کنید: t.me/schahrouzk


برای تبلیغات صوتی و اسپانسرینگ پادکست‌های فارسی، به شنوتو مراجعه کنید.

Hosted on SHENOTO

39 Episodes
Reverse
▨ نام شعر: مختاری▨ شاعر: رضا براهنی▨ با صدای: رضا براهنی▨ پالایش و تنظیم: شهرور کبیریـــــــــــــــــچشم‌هایت را که ببندند مختاری مختاری مختاریباغ­‌هایت را که ببندند مختاری مختاری مختاریاین کویر زن آن کویر مرد این کویر کودک آن کویر آهواین کویر طاووس آن کویر کفترهمه می‌گویند مختاری مختاری مختاریهای هایا هایا هایا ها هاهای هایا مختاری مختاری مختاریمرد می‌گوید ما این‌جوری هستیم این‌جوری این‌جوریمرد می‌گوید دریا را ما خالی می‌خواهیم خالی خالی خالیمرد می‌گوید دریا را بی ماهی می‌خواهیمجنگل را بی چلچله بی کفتر بی آهو می‌خواهیمو خشن می‌گوید یک یک می گوید می‌خواهیم می‌خواهیمو تماشا را بی طاووساما های هایا هایا هایا ها ها های هایا مختاری مختاری مختاریباد می­‌آید دریا می­‌آید ماهی­ ها می­‌آیند رؤیاها می‌آیند اما اما امااشک­ ها می­‌آیند چشم‌های عاشق­‌ها می‌آیند و زنی می‌گوید اما اما اماآب می­‌آید بابا می­‌آید مادر می­‌آیدو نفس می­‌آید و صدا می‌آید عشق می­‌آیدزن زن زن زن زن آن فتنه‌ی زیبا می‌آیدهای هایا هایا هایا ها ها های هایا مختاری مختاری مختاریداغ می‌خواند سینه، داغ می‌خواند زانو، داغ می‌خواند خواهر، داغ می‌خواند مادرو کفن‌ها و پرچم‌ها و دکان­‌ها و خیابان­‌ها و دهان­‌ها و دندان­‌هاهرچه هرچا و هرکه هرجا و حتی خود قاتل­‌ها خود آمر‌ها خود عامل­‌هاحتی خود او که آن بالاست، بالای بالای بالای بالای بالای ما می گویدهای هایا هایا ها یا ها ها های هایا هایا هایا مختاری مختاری مختاریممد مختاری ممد مختاری ممد مختاری مختاری مختاری مختاری”▨رضا براهنیHosted on SHENOTO
▨ نام شعر: نیامد▨ شاعر: رضا براهنی▨ با صدای: رضا براهنی▨ پالایش و تنظیم: شهرور کبیریـــــــــــــــــنیامددویدم از پیِ دیوانه‌ای که گیسوانِ بلوطش را به سِحرِ گرمِ مرمرِ لُمبرهایش می ریختکه آفتاب بیایدنیامدبه روی کاغذ و دیوار و سنگ و خاک نوشتم که تا نوشته بخوانندکه آفتاب بیایدنیامدچو گرگ زوزه کشیدم، چو پوزه در شکمِ روزگارِ خویش دویدم، دریدمشبانه روز دریدم، دریدمکه آفتاب بیایدنیامدچه عهدِ شومِ غریبی! زمانه صاحبِ سگ؛ من سگشچو راندم از درِ خانه ز پشت بامِ وفاداری درون خانه پریدم که آفتاب بیایدنیامدکشیده‌ها به رُخانم زدم به خلوتِ پستوچو آمدم به خیاباندو گونه را چُنان گدازه‌ی پولاد سوی خلق گرفتم که آفتاب بیایدنیامداگرچه هق هقم از خواب، خوابِ تلخ برآشفت خوابِ خسته و شیرین بچه‌های جهان راولی گریستن نتوانستمنه پیشِ دوست نه در حضور غریبه نه کنجِ خلوتِ خود گریستن نتوانستمکه آفتاب بیایدنیامد.▨رضا براهنیHosted on SHENOTO
▨ نام شعر: ستایش (دست‌هایی شبیه بوسه)▨ شاعر: رضا براهنی▨ با صدای: رضا براهنی▨ پالایش و تنظیم: شهروزـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــصدای کف زدنت کبک‌های کیهانی را برای من که زمینی هستم بیدار می‌کنندمنی که دست ندارم چگونه کف بزنم؟ولی شکفته بادا لبان من که نیمه‌ماهِ نیم‌رخانِ تو را شبانه می‌بوسندفدای تو دو چشم من که چشم‌های تو را خواب دیده‌اند‌ببینمت تو کجایی که چهره‌ات باغی است که از هزار پنجره‌ی نور می‌وزد هر صبحو شانه‌های تو آنجا چه ابرهای سپیدی که بر بلندی آنها چه تاج چهره چه خورشیدی!منی که دست ندارم چگونه کف بزنم؟منی که دست ندارم چگونه کف بزنم؟به من بگو که کجا می‌روی پس از آن وقت‌ها که رویاها تعطیل می‌شوندو ما به گریه روی می‌آریم و، گریه به رو، کجا؟و سایه پشت سرت چیست در شب این که شعر من است که از پشت پای تو می‌آیدچه دست‌هایی داری   شبیه بوسه!و خاک از تو که لبریز می‌شود ببین چه جلگه‌ای آنجا که شانه می‌خورد از بوسه‌ها و نسیمکدام دست نیی چون تو را زده قَطشبیه بوسهچه انگشت های سرسبزی دارینروبه من بگو به من بگو که کجا می‌روی پس از آن وقت‌ها که رویاها تعطیل می‌شوند وَ ما به گریه روی می‌آریم و، گریه به رو، کجا؟بمان!منی که دست ندارم چگونه کف بزنم؟▨دوم آبان ۱۳۷۰ - تهراناز کتاب خطاب به پروانه ها، صفحه ۵۰Hosted on SHENOTO
▨ نام شعر: زلال▨ شاعر: رضا براهنی▨ با صدای: شاعر▨ پالایش و تنظیم: شهروزــــــــــــــــــــــــچنان زلال شودآن کسی که تو را یک بارفقط یک بار نگاه کندکه هیچ‌گاه کسی جز تو را نبیند از پس آنحتی اگر هزار بار هزاران هزار چهره را نگاه کندیتیمِ زیبایی خواهد بود این جهان اگر آدم‌هایشبدون رؤیتِ توچشم گشوده باشندچگونه جهان به غربتِ ابدیدوباره عادت خواهد کرداگر تو را نبیندHosted on SHENOTO
▨ نام شعر: رضا براهنی - یئمه‌لی گؤزلریوی آچ {چشم‌های خوردنی‌ات را باز کن}▨ شاعر: رضا براهنی▨ با صدای: رضا براهنی▨ پالایش و تنظیم: شهروزــــــــــــــتذکر: ترجمه‌ی فارسی شعر در انتها آمده است.ــــــــــــــیئمهلی گؤزلَرووی آچ گؤزلیمآچ او یئمهلی گؤزلَروویباغریما باسیم چییینلریویاو آغ گولدَن آغراخ چییین لریویدِنه دِنه دِنه گینهاو دئمهلی سؤزلریویسَنه بَلهشیم بیردن بیره یار یاواش یاواشاؤلوم سَنی دیریلیم سنیاؤلو دیریلیم سنیهویوخ قالیم سَنیهویوخ، هویوخ،هویوخلوغون دیبینه قَدَریِمهلی گؤزلرووی آچ گؤزَلیم آچ او گوزلَرووی هیییآباالم هیییآباالمممآغ یومورتا بویالی دیرناخالرسورمه َ نی پیکاسو چَکمیش، اَیاغی رودَن بِج)ر(تمیششاقال سَنی گؤتورموش گؤتورموش هییی او گؤیلَره هییینَنه سی گؤزَل، اؤزوده گؤزل، باالسیدا اولسا باالدا بیر گؤزل هییییاوتور دیزیم اوستونده قوی اوتورسون گؤزَللیک بو قارا دونیایهبیر اُد کیمی یاندیر یاندیر یاندیر اورهییمی قوی اؤلوم هییی هییییسونرا آچیم گؤزومی گؤروم دونیا تازاالنیب، قارانلیخ گئدیب، تازالیخ گَلیب، آزادلیخ گلیب، سَنی آلیب قوجاغینا گئدیرگئدیر اوبیری یئرلرهیئللَنه یئللَنه اوبیری یئرلرهباخ ایندی یئرده او یئللَنن تئللره تئللره هیییی آباالم هییی آباالمممقوخمالی بیر گؤزَلسیناؤتورون مَنی دیهجاغام، دِئمهلییَHosted on SHENOTO
loading
Comments