DiscoverAdion l آدیون
Adion l آدیون

Adion l آدیون

Author: Navida

Subscribed: 159Played: 2,825
Share

Description

درست اومدی، اینجا همون فضای امن ذهن توئه
بدون رنگ ، بدون محدودیت ، بدون هیچ قانونی
تو این دنیای شلوغ و پر از استرس، گاهی نیاز هست همه چیو رها کنی
اینجا همونجاس که همه چیو رها میکنی
.....................................................................................................
آهنگساز تیتراژ : نویدا
نویسنده و گوینده : نویدا
.....................................................................................................
(برای تجربه بهتر با هدفون گوش کنید)
"هر ماه دو اپیزود، یک هفته در میان پنج‌شنبه‌ها منتشر می‌شه."


11 Episodes
Reverse
وقتی بعضی‌ها می‌روند آن‌هایی که می‌مانند، فقط زنده نمی‌مانند… بارِ حافظه را هم به دوش می‌کشند.در «نقطه‌ی دهم» وارد ذهنِ کسی می‌شویم که از یک خیابانِ خون‌گرفته برگشته، اما مطمئن نیست واقعاً برگشته باشد.این اپیزود درباره‌ی همان لحظه‌ی سنگین است: شرمِ زنده ماندن، خستگیِ بعد از شوک، و نقطه‌ای که غم آرام‌آرام جایش را به چیزی سردتر و خطرناک‌تر می‌دهد…اینجا سوگواری متوقف می‌شود. و ایستادن، شکل تازه‌ای از جنگیدن می‌شود.🎧 با هدفون گوش کنید برای تجربه‌ی کامل فضاسازی صوتی.هشدار:کامل گوش کنید وگرنه در سیاهی گم و معلق میشوید!
این اپیزود، نه یک پایان، بلکه عبوری‌ست از دل تاریکی…از خاموشی خانه‌ها، از زخم‌هایی که فریاد نشدن، از سایه‌هایی که هنوز حرکت می‌کنن.در «نقطه‌ی نهم»، از جنگ گفتیم — اما نه جنگ گلوله، بلکه جنگی برای بیدار موندن.از نسلی که در سکوت پوسید، اما حالا با صدا راه می‌ره.این صدا، فانوس ماست در شب‌هایی که کسی دنبال نور نیست…و شاید همین صدا، دلی رو از تنهایی بیرون بیاره.در این اپیزود، فضانوردِ تنها هم دوباره نامه‌ای نوشته.نامه‌ای از بالای زمین، از دل خلأ، از جایی که هنوز امید زنده‌ست. گوش کن، اگر هنوز توی دل تاریکی دنبال یه روزنه‌ای…
گاهی آدم خسته‌تر از اونه که بتونه حتی آرزو کنه. نه قهره، نه ناامیده، فقط دیگه انتظاری نداره.این قسمت، صدای اون روزهایی‌ـه که نمی‌دونیم دقیقاً چی می‌خوایم، فقط می‌دونیم دیگه توان قوی بودن نداریم.از پرواز در خواب، تا بیداری‌های سرد، از اتاق شیشه‌ای ذهن، تا مکالمه‌ی ساکت با خود…این قسمت برای اوناییه که هنوز موندن، با اینکه هزار بار ته دلشون خواستن برن.برای تویی که خسته‌ای، اما هنوز صدایی هست که گوش می‌دی…و همین یعنی یه چیزی تو دلت هنوز زنده‌ست.......................................................اینستاگرام آدیون :instagram.com/Adion.podcast
در این قسمت از «آدیون»، رد پای ترس را دنبال می‌کنیم؛ ترسی که از کودکی تا امروز با ما آمده، در پله‌های خاموش، در گوشه‌ی اتاق، در چشمان بسته و خیال باز… نامه‌ای از دل تاریکی، از یک فضانورد گمشده در کهکشانی سرد؛ خط به خط، واژه به واژه، برای زمینی که شاید دیگر خانه نیست. اگر شب‌هایی بوده که با قلبی لرزان از خواب پریدی، اگر روزهایی بوده که سایه‌ات را هم نمی‌شناختی… این اپیزود صدای توست......................................................اینستاگرام آدیون :instagram.com/Adion.podcast
در نقطه‌ی ششم از آدیون، به تماشای خود در آینه‌ای می‌نشینم که دیگر بازتاب آشنایی ندارد. از خستگی‌های بی‌نام، از امیدهایی که تنها برای فراموشی تجویز می‌شوند، و از بازیِ بی‌پایانی می‌گویم که نه آغازش با ما بود و نه پایانش. این نامه، صدایی‌ست از درونِ خاموشی، برای آنان که بیش از پاسخ، درک را می‌جویند..........................................................اینستاگرام آدیون :instagram.com/Adion.podcast
در این نقطه، از مرز باریک میان تعادل و سقوط حرف می‌زنیم از لحظه‌ای که آدمی، عقلش را کنار می‌گذارد نه از روی ناتوانی، بلکه شاید از سر آزادی. داستانی است از درون، از نبرد با خود، از آشنایی با سایه‌ای که هر شب در آینه پیداست. جنون، همیشه آن‌چیزی نیست که از آن می‌ترسیم… گاهی، پناه ماست.......................................................بخش اول جنون از نگاه فلاسفه+بخش دوم مرز هنر و جنون+بخش سوم نامه ی فضانورد+بخش چهارم بازگشت+ .......................اینستاگرام آدیون :instagram.com/Adion.podcast
گاهی فقط دلت می‌خواد بری... نه به جایی خاص، فقط دور شی از همه‌چی. از خودت، از خاطرات، از نگه داشتن‌هایی که دیگه توانش نیست. یه سنگ، یه باغ، یه خواب... و ما، همیشه بین خواستن و رها کردن، بین درخشش و خاموشی، بین نگرانی و آرامش. این قسمت، دعوتیه به یه مکث کوتاه، یه فکرِ بی‌نتیجه، یه سفر درونی…......................................................+بخش اول نویدا+بخش دوم پدر و وراث+ بخش سوم نامه ی فضانورد+ بخش چهارم نویدا......................................................اینستاگرام آدیون :instagram.com/Adion.podcast
نقطه ی سوم ، نقطه ضعف ماست نقطه ای از گذشته چرا همیشه گذشته قشنگ‌تر از چیزی که بوده به نظر میاد؟ چرا گاهی حسرت چیزایی رو می‌خوریم که وقتی داشتیم، حتی بهشون فکر نمی‌کردیم؟......................................................+بخش اول نویدا+بخش دوم پیرمردی در مترو+ بخش سوم نامه ی فضانورد+ بخش چهارم نویدا......................................................اینستاگرام آدیون :instagram.com/Adion.podcast
گاهی که به گذشته نگاه می‌کنی، انگار با آدمی رو‌به‌رو می‌شی که می‌شناسی ولی درکش نمی‌کنی. انگار نسخه‌های متفاوتی از تو، توی لحظه‌های مختلف زندگی وجود داشتن—با فکرهای مختلف، احساس‌های متفاوت، تصمیم‌هایی که حالا برات عجیب به نظر می‌رسن.اما کدومشون واقعی‌ترن؟ آیا چیزی به اسم «خودِ واقعی» وجود داره، یا تو مدام در حال تغییر و بازنویسی هستی؟این اپیزود، سفریه به میان نسخه‌های تو. ......................................................+بخش اول نویدا+بخش دوم مواجهه با نسخه ها ( کافه)+ بخش سوم نامه ی فضانورد+ بخش چهارم تصور......................................................اینستاگرام آدیون :instagram.com/Adion.podcast
نقطه ی اول : نقطه ی رهایی"اینجا جاییه که می‌تونی برای لحظه‌ای از همه‌چیز رها بشی، نه دنبال موفقیت باشی، نه درگیر گذشته. فقط باشی... مثل معلق شدن توی آسمون. ✨"......................................................+ بخش اول نویدا+ بخش دوم نامه ی فضانورد+ بخش سوم تصور......................................................اینستاگرام آدیون :instagram.com/Adion.podcast
اینجا نقطه ی صفر، نقطه ی شروعجایی که باید شروع کنی همه چیوهیچ ایده ای تو ذهنت رو تنها نذارایده ها همیشه تو سرت فریز نمیمونناز ذهن تو به ذهن دیگری منتقل میشندنیا نیاز به آپدیت داره ............................................................................................................اینستاگرام آدیون :instagram.com/Adion.podcast
Comments (72)

M.Mosavi

این بخش رو باید قاب کرد : ( دود پیش درآمد آسمانیست که روزی دوباره آبی خواهد شد ) 👌

Jun 29th
Reply (1)

Roksana asadi

فوق العاده بود 😍😍

Jun 29th
Reply

Sara asli

به شدت دلنشین 🥲 لطفا زودتر فصل دوم

Jun 29th
Reply

Mona Rasta

چقدر تو این روزای سخت این پادکست خوبه .

Jun 25th
Reply

Sara asli

چقدر خوب بود

May 28th
Reply

Neda niko

راستش بعد از شنیدن این اپیزود، یه حس عجیب دارم. نه اینکه جواب همه چیو پیدا کرده باشم ، ولی یه چیزی تو دلم آروم شد . انگار فهمیدم بعضی ترس ها فقط وقتی کمرنگ میشن که بهشون نگاه کنی، نه اینکه ازشون فرار کنی . مرسی‌که با حرفات یه دریچه باز کردی رو چیزایی که همیشه ته ذهنم خاک میخوردن .

May 25th
Reply

keyone oji

جزو بهترین پادکست های مونولوگه به نظرم ،, عالی بود 👌👌

May 11th
Reply

Tina،Moshref

چقدر اون صدای گرفته و مریضیه راوی با محتوا هماهنگ بوددد 🥲

May 11th
Reply

korba bahram

نمیدونم این اپیزود و شنیدم یا توش زندگی کردم یه جوری بود که انگار یه نفر تو ذهن من راه میرفت صدامو میشنید فکرامو ضبط میکرد حس جنون اینطوری دقیق و بی رحمانه فقط از کسی برمیاد که خودشم یه جورایی لمسش کرده باشه من خودم نقاشم سالهاست با افسردگی دست و پنجه نرم میکنم و راستش مدتی بود هیچ چیزی نتونسته بود منو تحریک کنه که دوباره به چیزی بکشم ولی وسط این اپیزود یه لحظه حس کردم لازمه این حال رو تصویر کنم چون حیفه تو ذهنم بمونه و فقط من ببینمش.

May 6th
Reply (3)

Ali Dornegar

واقعاً اپیزود پنجم آدیون یعنی «جنون» از نظر فنی یک سر و گردن بالاتر از اپیزودای قبلی بود. صداها، فضا افکتها.... همه چیز دقیق و حساب شده کنار هم چیده شده بودن مخصوصاً اون بازی با سکوتها و صداهای پس زمینه که حس سردرگمی و درگیری ذهنی شخصیت رو عالی منتقل میکرد. مونولوگ ها به شدت خوب نوشته شده هم عمیق هم شاعرانه ولی در عین حال واقعی . اجرا هم خیلی کنترل شده بود یعنی لحن طوری بود که نه بیش از حد نمایشی باشه نه خشک و بی احساس.

May 6th
Reply

Mona Rasta

چقدر شبیه من بود این جنون !

May 6th
Reply

Raha Mokri

چقدر دوسش داشتم

Apr 12th
Reply

Moji Kormani

پدر رفت و چیزایی رو هم که بدست اورده بود رو با خودش برد :)

Apr 10th
Reply

M.Mosavi

هر قسمت یه شکله , فکر میکردم قسمتای اول فقط قراره ریلکس کنیم و مدیتیشن کنیم ، این قسمت یاد مادرم افتادم و پاچیدم 🙂اون شبی که دیگه ماه طلوع نکرد :)

Apr 10th
Reply

Roksana asadi

خیلی دوس داشتم این نقطه رو 🙂

Apr 10th
Reply

Roksana asadi

چقدر اون قسمت پیرمرده رو دوسداشتم 🥲👌👌👌

Apr 10th
Reply

Mona Rasta

هر جمله اش انگار یه آیینه بود آدم خودشو توش میدید ... شاید واقعا دلتنگ گذشته نیستیم ،دلتنگ خودمونیم ، همون که هنوز یه سری چیزا ر‌و از دست نداده بود ، تلنگر خوبی بود 🙂

Mar 30th
Reply (2)

Tina،Moshref

یه جایی بین این متن , بین حرفای پیرمرد , بین اون بچه و بادکنش ، یه چیزی تو دلم تکون خورد ، شاید ما هم یه روزی بفهمیم که دلتنگ گذشته نیستیم ، دلتنگ اون آدمی هستیم که تو گذشته بودیم ، سنگین بود ولی لازم ، ممنون که اینو گفتی ,,,

Mar 30th
Reply (3)

Miss Purple

چقدر اون قسمتش که با خودش تو کافه روبرو شد جذاب بود , خیلی قشنگ بود 👌👌

Mar 23rd
Reply (1)

M.Mosavi

خیلی این موضوع مطرح شده ، در مورد نسخه های متعدد انسان در جهان موازی، اما هنوز نمیشه به طور قطع بهش استناد کرد ، در کل اپیزود شنیدنی بود .

Mar 23rd
Reply (2)
loading