DiscoverRadioBooomgardi / رادیو بومگردی
RadioBooomgardi / رادیو بومگردی

RadioBooomgardi / رادیو بومگردی

Author: Targol Anvarinezhad

Subscribed: 354Played: 6,018
Share

Description

سال ۹۸ بود که ایده نگارش تاریخچه تشکیل اقامتگاه ها رو با عمو اکبر رضوانیان مطرح کردم. عمو اکبر توی کاشان یه اقامتگاه بومگردی داره به اسم خونه نقلی. مثل همیشه عمو اکبر با رویی گشاده از ایده استقبال کرد. اما اتفاقات طوری شد که فرصت پرداختن بهش رو پیدا نکردم تا اینکه سال ۱۴۰۱ آرش نورآقایی توی مجله گیل گمش ویژه نامه ای برای اقامتگاه‌های بومگردی منتشر کرد. اونجا بود که فکر کردم با توجه به تجربه تیم گیل گمش، این کار رو به کمک نسیم محمدی سردبیر بخش فارسی مجله گیل گمش انجام بدم. تصمیم گرفتیم اگر بشه ایده رو در قالب یه پروپوزال برای راه‌اندازی یک سایت برای اقامتگاه‌های بومگردی و فعالیتهاشون و در کنارش ثبت تاریخچه شکل گیری به وزارت میراث فرهنگی پیشنهاد بدیم. که البته به نتیجه‌ای نرسید. هی کار عقب می‌افتاد و حس می‌کردم انجامش داره برام سخت‌تر میشه، در عین حال ممکنه آدم‌ها و تجربه‌هایی رو هم از دست بدیم که البته در این سالها سیدهاشم طباطبایی عزیز رو از دست دادیم. تا اینکه سال ۱۴۰۳ در بازگشت از سفر عید دوباره جاده طولانی به کمکمون اومد. این بار در جاده بی انتهای طبس به تهران، موضوع باز شد و محسن و سیما که همسفرمون بودن، برای همکاری اعلام آمادگی کردن. محسن به خاطر تجربه‌ای که توی صحبت با آدم‌های مختلف در پادکست کتابگرد داره،‌ پیشنهاد داد کار رو به شکل گفتگو پیش ببریم. که با توجه به تاخیر پیش آمده و استقبالی که از پادکست میشه، پیشنهاد جذابی به نظر میومد. تصمیم گرفتیم با کسانی که ایده پرداز یا راه‌اندازهای اولیه اقامتگاه‌های بومگردی بودن، درمورد گروه خوشه ساری بومی، روند تشکیل اقامتگاه‌های بومگردی و اتفاقاتی که تو این مسیر افتاده، صحبت کنیم.


podchaser-verify=K0ngAnBBOCtj6r0lBpEW


Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

13 Episodes
Reverse
محمد جلالی در روستایی میان اصفهان، ورزنه و نایین، کارش را در سکوت و به شکلی کاملاً خودجوش آغاز کرد. داستان محمد، شاید متفاوت‌ترین روایتی بود که در این گفتگوها شنیدیم. خانه تک‌تکو هم برای من با هر اقامتگاه دیگری فرق داشت. گوشه‌وکنار خانه با وسواس خاصی چیده و مرتب شده بود؛ طوری که حتی بدون گفتگو با محمد هم می‌شد فهمید چقدر برای کارش اهمیت قائل است.شاید آن حرف‌هایی که پیش‌تر درباره‌اش شنیده بودم، اینکه تنها مهمانانش گردشگران خارجی‌اند، حالا برایم معنای تازه‌ای پیدا می‌کرد. محمد مسیرش را به‌تدریج و با تکیه بر تجربه‌های شخصی، یادگیری و احترام به مهمان ساخته بود.با عوض شدن ترکیب گردشگران، او هم به سمت میزبانی از گردشگران کمپری رفت و فضایی فراهم کرد که من نمونه‌اش را در جای دیگری در ایران ندیده بودم. حالا با تغییر دوباره شرایط، به نظر می‌رسید برای پذیرفتن گروه تازه‌ای از گردشگران، باید راه دیگری پیش بگیرد و تجربه‌ای نو بسازد.-----------------------------طراح جلد: ریحانه کفایتیویرایش صدا: مسعود ملایی-----------------------------سایت رادیو بومگردیکانال تلگرام رادیو بومگردیآدرس اینستاگرام رادیو بومگردی-----------------------------ایمیل: [email protected] Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
مسیر توماج مقدس‌زاده از جایی شروع شد که به‌عنوان یک کارشناس میراث فرهنگی وارد روستای قهی شد. اونجا بود که ‏قلعه‌ای کنار یک روستای کوچک دل توماج رو میبره. مرمت این قلعه برای توماج فقط یک پروژه نبود‎.‎‏ این کار، آغاز مسیری ‏شد که بعدها به شکل‌گیری یک اقامتگاه انجامید؛ اقامتگاهی که قرار بود زندگی را به یک بنای تاریخی برگرداند، نه اینکه فقط ‏محلی برای خواب گردشگرها باشد‎.‎اما برای توماج، مسیر به اقامتگاه ختم نشد‎.‎‏ کم‌کم برایش روشن شد که آنچه دنبالش است، فراتر از اقامتگاه‌داری‌ست‎.‎‏ او ‏می‌خواست گردشگرها، عمیق‌تر در فضای هر جایی که می‌روند غرق شوند؛ تاریخ را لمس کنند، با لایه‌های پنهان مکان روبه‌رو ‏شوند و تجربه‌ای فراتر از اقامت داشته باشند‎.‎‏ برای همین از این مسیر جدا شد و ترجیح داده به سمت مرمت و احیای بناها ‏بره؛ جایی که بناها فقط دیوار و سقف نیستند، بلکه حافظه زنده یک مکان‌اند‎.‎-----------------------------طراح جلد: ریحانه کفایتیویرایش صدا: مسعود ملایی-----------------------------اینستاگرام افسانه احسانی-----------------------------سایت رادیو بومگردیکانال تلگرام رادیو بومگردیآدرس اینستاگرام رادیو بومگردی-----------------------------ایمیل: [email protected] Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
نیما آذری و افسانه احسانی اگرچه خودشان اقامتگاه بوم‌گردی نداشتند، اما از اولین همراهان شکل‌گیری اقامتگاه‌های بومگردی تو ایران هستند. داستان از پروژه حفاظت لاک پشت پوزه عقابی تو جزیره قشم شروع شد،‌ جایی که نیما و افسانه کارشان را با جوامع محلی آغاز کردند و تو کوره راهی قدم گذاشتن که امروز به مدد تمام تلاشگرانش،‌ شاهراهی بزرگ در مسیر گردشگری ایران شده. آن‌ها بدون داشتن اقامتگاه، سعی کردند همراه با زنان و مردان روستای شیب‌دراز و بعدها طبل، فضاهای اقامتی ساده‌ای برای مهمانان آماده کنند؛ فضاهایی که بعدها نام «اقامتگاه بوم‌گردی» را به خود گرفتند. راه اندازی موسسه آوای طبیعت پایدار و همکاری با برنامه «کمک‌های کوچک سازمان ملل ‏SGP‏» از یک سو، و تبدیل شدن جزیره قشم به اولین ژئو پارک ایران از سوی دیگه، راه را برای مشارکت مردم جزیره به ویژه زنان در حفاظت از میراث طبیعی، فرهنگی و زیستی این جزیره باز کرد. افسانه نقش مهمی در این مسیر داشت: از ترویج صنایع‌دستی و ایجاد معیشت پایدار با استفاده از آن به جای فشار بر منابع طبیعی، تا حمایت از زنانی که با سوزن‌دوزی‌های منحصر‌به‌فردشان توانستند محصولات تازه‌ای خلق کنند. شاید یکی از ماندگارترین کارهای او، حمایت از تولید عروسک‌های بومی و محلی باشد؛ عروسک‌هایی که تبدیل شدند به روایت‌گر فرهنگ‌ها، پوشش‌ها و داستان‌های ناگفته زنان و کودکان. این عروسک‌های محدود به جزیره نماندند و امروز در بسیاری روستاها و شهرها تولید می‌شوند. نیما اما، در تمام این سال‌ها بر آموزش پای فشرده و باور داشت راه توسعه پایدار از مسیر یادگیری مشترک مهمان و میزبان می‌گذرد. او اولین دوره آموزشی اقامتگاه‌های بومگردی را همراه با هیات موسس جامعه اقامتگاه‌های بومگردی تدوین کرد، دوره‌ای که هیچگاه برگزار نشد، اما سرآغاز دورهمی‌ها و نشست‌هایی شد که بعدها خود اقامتگاه‌ها برای یادگیری و تبادل تجربه شکل دادند. -----------------------------طراح جلد: ریحانه کفایتیویرایش صدا: مسعود ملایی-----------------------------اینستاگرام افسانه احسانی-----------------------------سایت رادیو بومگردیکانال تلگرام رادیو بومگردیآدرس اینستاگرام رادیو بومگردی-----------------------------ایمیل: [email protected] Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
سال ۹۲ بود که با سعید آشنا شدیم. هنوز تعداد اقامتگاه‌های بومگردی خیلی هم زیاد نبود، چه برسه به این که بشنوی یک نفر توی قم اقامتگاه داره. از اونجایی که این موضوع برامون جالب بود، خیلی زود تصمیم گرفتیم به سعید سر بزنیم. سعید توی خود شهر قم، یه شربت خونه داره به نام شربت خانه شادقلی خان، که اون موقع یه بخشیش روی زمین بود و یه بخشیش زیر زمین، توی یه آب انبار که دیگه خشک شده بود. برای همین سعید برداشته بود اون قسمت اصلی انبار آب رو تبدیل کرده بود به شربت خونه. توی بخش روباز هم غیر از دمنوش و چای و اینجور چیزا، یه فضای جالبی برای فروش صنایع دستی داشت. همونجا بود که ما رو با یکی از صنایع دستی‌های قم، یعنی خرمهره آشنا کرد. خرمهره شیشه‌های گرد و آبی‌رنگ به اندازه یک سکه تا یک نعلبکی هست که روش نقش و نگار داره و برای جلوگیری از چشم‌زخم استفاده می‌شده. غیر از اینا یه جایی هم برای عکاسی درست کرده بود. خلاصه که فضای متنوعی برپا بود. اینم بگم که سعید بسیار شوخ و خوشرو و خوش صحبت هست، و چون یک کمی تپلی هم هست، مسعود میگفت شادقلی بیشتر به خودت میاد!!! از این فضا که بگذریم، سعید توی روستای پاسنگان تو جاده قم – کاشان یک کاروانسرا رو مرمت کرده بود و اونجا بیشتر به تورهایی که بخصوص برای کویر یا دیدن ستاره‌ها میومدن اقامت میداد. بگذریم از این که به واسطه کج فهمی‌های برخی آدم‌ها از آماده سازی بناهای تاریخی برای اقامت و موضوعاتی مثل بهداشت و ... تغییرات نامناسبی هم توی کاروانسرا اتفاق افتاده بود، ولی چیزی نبود که بنا رو به هم زده باشه یا از لطف کار سعید کم کرده باشه. خلاصه حس این که توی یه کاروانسرای صفوی و زیر آسمان پرستاره شب رو صبح کنی، توی اون سال خیلی هیجان انگیز و تجربه نابی بود. -----------------------------طراح جلد: ریحانه کفایتیویرایش صدا: مسعود ملایی-----------------------------سایت رادیو بومگردیکانال تلگرام رادیو بومگردیآدرس اینستاگرام رادیو بومگردی-----------------------------ایمیل: [email protected] Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
شاید خیلی‌هاتون مازیار آل داوود رو بشناسین. مازیار توی دهه هفتاد از تهران به روستای پدریش گرمه، توی کویر مرکزی ایران در نزدیکی شهر خور و بیابانک کوچ کرد. میشه گفت تو اون سال‌ها رفتن از تهران اون هم به یه روستا بیشتر به دیوانگی شبیه بود. شاید خود مازیار هم نمی‌دونست این تصمیم و برگشت به روستای پدری و زندگی در خونه‌ای روستایی و اشتغال به مشاغل پدری مثل باغداری و شترداری می‌تونه سرآغاز چیزی بشه که امروز تبدیل به یه جریان در سراسر کشور شده. مازیار به گرمه بازگشت و پس از مدتی با احیای یک خانه قدیمی وقفی، آتشونی رو بنیان نهاد. آتشونی زمانی در کویر شعله گرفت که گردشگری در ایران به معنی رفتن به سواحل شمال یا بازدید از بناهای تاریخی بود و تعداد کسانی که در کویرهای ایران به گشت و گذار بروند اندک بود. اما خارجیان اقبال زیادی به کویرهای ایران داشتند، چه اینکه در سفرنامه‌های متعددی از اروپاییان هست که صحاری ایران را پیموده‌اند و از آبادی‌های آن به جذابیت یاد کرده‌اند. اما طول کشید تا این سلیقه در کشور جاری شود. صدای دست مازیار اکنون نه تنها در کویر که در تمام کشور چنان طنین انداخته که دیگر هیچ طبلی را یارای مقابله‌اش نیست. او خیلی پرحرف نیست، مگر اینکه حرف دلش را بپرسی و بر خلاف ظاهر درشت و لباس‌های پشمینه‌اش چنان قلبی مهربان و نازک دارد که باورت نمی‌شود. نگاه او اما فراتر از اقامت در گرمه و گشت در کویر است. او به مرور صنایع دستی مهجور روستا رو رونق داد و شعله آتشونی گرمه را به فرحزاد برد تا بارانداز گردشگران در میانه رملها شود. اکنون اگرچه در بی‌مهری شاید نخستین خانه بومگردی ایران، دیگر برپا نیست،‌ اما همونطور که خود مازیار میگه آتشونی آنجایی است که مازیار هست. آتشونی با نفس مازیار شعله دارد و نوای نفس زندگی که با آن جان گرفته در دوردست کویر به گوش می‌رسد. سلام، من ترگل هستم و این هشتمین قسمت رادیو بومگردی هست که تو آذر 1403 ضبط شده. تو رادیو بومگردی به کمک مسعود می‌خوایم از ایده شکل‌گیری اقامتگاه‌های بومگردی بگیم. با آدم‌هایی که این ایده رو پروروندن یا اجراییش کردن، صحبت می‌کنیم و شما را با حال و هوای پشت صحنه اقامتگاه‌ها آشنا می‌کنیم. مهمون مازیار تو این قسمت پادکست رادیو بومگردی هستیم. با مازیار درباره اینکه چطور زندگی شهری رو رها کرد و به روستای پدریش کوچ کرد و از دل این کوچ چطور اولین اقامتگاه بومگردی ایران متولد شد، صحبت می‌کنیم.-----------------------------طراح جلد: ریحانه کفایتیویرایش صدا: مسعود ملایی-----------------------------سایت آتشونیاینستاگرام آتشونی-----------------------------سایت رادیو بومگردیکانال تلگرام رادیو بومگردیآدرس اینستاگرام رادیو بومگردی-----------------------------ایمیل: [email protected] Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
loading
Comments