Discoverپادکست مدیتیشن فارسی دارما | Dharma Meditation Podcastبخش‌سوم: برقراری تعادل در توقعات
بخش‌سوم: برقراری تعادل در توقعات

بخش‌سوم: برقراری تعادل در توقعات

Update: 2020-10-3135
Share

Description

توقعات در حقیقت پیش‌فرض‌های ذهنی هستند که بر اثر تکرار یک رویداد در ذهنمان شکل گرفته و معمولا هرچیزی خلاف آن مارا پریشان می‌کند.

من توقع دارم هر روز صبح خورشید از سمت شرق طلوع کرده‌ و از غرب غروب کند، اگر خلاف این رخ دهد ترس سراسر وجودم را فرا می‌گیرد که احتمالا آخر الزمان شده است.

ولی توقعات ما از طبیعت ساده است، چیزی که بسیار پیچیده‌است و موضوع بخث ماست توقعات ما از سایر انسان‌ها و حتی از خودمان است.

اگر هم‌اکنون بخواهیم با کلمه‌ی «من توقع دارم» جمله بسازیم، هرکدام از ما می‌توانیم در یک ساعت بیش از هزار جمله سازی انجام دهیم.


من توقع دارم همسرم سالگرد ازدواجمان را بخاطر بسپرد.

من توقع دارم دوستم به من پول غرض بدهد.

من توقع دارم مادر پدرم مرا آزاد بگذارند تا خودم انتخاب کنم.

من توقع دارم فرزندم از من حرف شنوی داشته باشد.

من توقع دارم حمل‌ و نقل عمومی تمیز و خلوت باشد.

من توقع دارم مدیرم به من توجه کند و مرا تشویق کند.

من توقع دارم دولت امنیت و آرامش مرا تضمین کند.


تا به حال فکر کردید این توقعات از کجا آمده‌اند؟

بسیاری از این توقعات را خانواده، جامعه و شبکه‌های اجتماعی به ما عرضه‌ می‌کنند:

بجا بودن و نابجا بودن آن‌ها هم بسته به فرد، خانواده، جامعه، نظام ارزشی و نظام آموزشی متغیر است.

زمان و تغیرات تکنولوژی نیز عامل مهمی‌ در ایجاد توقعات ما هستند، 

علاوه بر اینها ما به زعم خودمان نیز به روش‌های متعدد توقعا سازی می‌کنیم، 

مثلا با خوبی کردن به دیگران نه تنها در آن‌ها توقعاتی ایجاد می‌کنیم، بلکه توقعی در خودمان نیز بوجود می‌آوریم که بحث پادکست امروز ماست.

ما مهربانی و کمک به دیگران را به شکل غریزی دوست داریم و سعی می‌کنیم این کار را ابتدا برای اطرفایانمان و سپس برای دیگرانی که حتی نمی‌شناسیمدانجام دهیم ولی برقراری تعادل بین ایجاد توقع و سیراب کردن این احساس کمی دشوار است

فرض‌کنید من برای تولد شما یک گوشی آیفون می‌خرم. با اینکار در ابتدا توقع در خودم ایجاد کردم که من هم برای تولدم چیزی درخور کادویی که دادم دریافت کنم 

اگر چند سال پیاپی ورژن‌های متنوع آیفون را با سه، چهار، پنج عدد دوربین‌ در پشت و جلو به شما هدیه کنم و به یکباره هدیه را به کتاب تغییر دهم، قطعا شما فکر می‌کنید اتفاقی افتاده که من دیگر شما را دوست ندارم یا خطایی از شما سرزده است.

شاید این مثال کمی بزرگنمایی شده بود ولی ما اینکار را به اشکال گوناگون در روابطمان با دیگران انجام می‌دهیم. به هدفی مثل جلب توجه، ابراز علاقه و غیره... به هم خوبی می‌کنیم و پس از بوجود آوردن توقع در خودمان و آن‌ها، به یکباره به دلایل گوناگون همچون عدم توانایی طرف مقابل در جبران محبت ما روند آن‌ را تغییر می‌دهیم.

ما گاه فراموش می‌کنیم که روابطمان بازی گردو-شکستم است، یک‌ قدم من، یک‌قدم تو. و‌وقتی این تعادل را به هم می‌زنیم به خود می‌آییم و می‌بینیم فقط گفته‌ایم گردو، گردو، گردو و فرد مقابل مدت‌هاست که سرجایش ایستاده و قدم از قدم برنداشته.

این موضوع ما را آشفته می‌کند و اگر نتوانیم بازی را به حالت تعادل برگردانیم یا کلا از بازی خارج می‌شویم یا از ابزار‌های دیگر مثل زور یا انکار بهره می‌گیریم.

ما به شکل غریزی ترجیحمان این است در صورت بروز مشکلاتی این چنینی، از چهار عمل ساده‌ی فرار، پنهان شدن، جنگ یا تسلیم شدن استفاده کنیم، 

این‌ها به شکلی در ‌ژنتیک ما جا خشک کرده‌اند که صحبت کردن و نشستن پای میز مزاکره به مراتب دشوار تر می‌نماید، چرا که هزاران هزار سال تنها از این روش‌ها استفاده کرده‌ایم.

 قهر کردن‌های ما نمودی از فرار، ماندن در تنهایی از ترس روابط نمودی از پنهان شدن، دعوا کردن‌ها فریاد‌هایمان بر سر هم نمودی از جنگ و کوتاه آمدن و سرخم کردن هایمان زیر بار حرف زور نمود تسلیم است.


لطفا چند نفس عمیق بکشید، جاتونو راحت کنید و چشمتونو ببندید.


ما موجودات آگاهی هستیم و بهترین روشی که می‌توانیم از این آگاهی بهرمند شویم استفاده از هنر مذاکره‌ است.

در وحله‌ی‌ اول باید به توقعاتمان از دیگران آگاه باشیم، ریشه‌ی هر توقع را پیدا کنیم و بدانیم خودمان عامل مهمی در بوجود آمدن این توقعات هستیم. 

به جای قهر، دعوا یا سکوت، راجع به توقعات باهم مذاکره کنیم و در آرامش راه حلی هایمان را به هم ارائه کنیم.

به خودمان قول بدهیم،

هرباری که از برآورده نشدن خواسته‌ای در وجودمان برآشفتیم، قبل از هر عملی به ریشه‌ی خواسته‌یمان خوب فکر کنیم و عامل توقع را در وجود خودمان بیابیم. سپس به جای استفاده از چهار عمل نام برده، آگاهانه سر میز مذاکره بنشینیم و گفتگو کنیم.


از اینکه افتخار همراهی شما را داریم ، با تمام وجود خوشحالیم

اسپانسر این اپیزود خود شما هستید که مارو به دیگران معرفی می کنید.



www.dharmapodcast.ir


www.instagram.com/dharmapodcast

Comments (11)

Arefe msv

میشه پادکستای بیشتری رو تولید کنیددد عالی هستینننن💚💚🧡🧡🧡🧡

Nov 24th
Reply (2)

mahsa z

خیلی خوب بود

Nov 9th
Reply (1)

Fatemeh P

دمتون گرم عالی⁦⁦💛⁦👌🏻⁩🌱

Nov 1st
Reply

siaaa gh

عالی مثل همیشه👍👌

Nov 1st
Reply

Aida Doroudian

عالی بود. ممنون از زحماتتون. خسته نباشید 🙏

Nov 1st
Reply (1)

fateme sheikh

میدونم دارم لوسش رو درمیارم ولی معتقدم اگر حس خوبم رو بیان کنم هم به شما انگیزه میدم و هم حس خوب خودم چندبرابر میشه من امروز صبح توقع داشتم مثل همیشه پرستار بچم بیاد و من برم سر کار، ولی نیومد و من مجبور شدم بمونم خونه و نمیدونم چرا با اینکه هیچ استرسی نداشتم حمله پنیک بهم دست داد..این پادکست متناسب با حال امروز منه و من عاشقتونمممممم❤️

Oct 31st
Reply (1)
00:00
00:00
x

0.5x

0.8x

1.0x

1.25x

1.5x

2.0x

3.0x

Sleep Timer

Off

End of Episode

5 Minutes

10 Minutes

15 Minutes

30 Minutes

45 Minutes

60 Minutes

120 Minutes

بخش‌سوم: برقراری تعادل در توقعات

بخش‌سوم: برقراری تعادل در توقعات