دو قرن امتگرایی و سلطهطلبی یونانیان در مصاف با ایرانیان
Description
یونانیها بزرگترین دردسر برای امپراتوری عظیم هخامنشی بودند. یک بار در حد فاصل سالهای 492 تا 479 قبل از میلاد در برابر لشگرکشیهای داریوش بزرگ و خشایارشا مقاومت کردند، و بار دیگر حدود 150 سال بعد به رهبری اسکندر کبیر سلسلۀ هخامنشی را از میان بردند. پیروزی بر ایران در جنگهای آغازین، دو تاثیر مهم بر یونانیان بر جای گذاشت. اولا یونانیان را (که ذیل حکومتهای محلی متعدد میزیستند)، به یک هویتِ مشترکِ یونانی خودآگاه کرد، و دوگانۀ تاریخسازِ یونانی/بربر را پدید آورد. ثانیا به دولتشهرهای قدرتمند (خصوصا آتن) مجال داد که طرحهای بلندپروازانه برای استثمار دیگر دولتشهرها را پی بگیرند. نتیجه آن بود که یونانیان طی نزدیک به دو قرن مابین دو امر در نوسان بودند: (1) اهتمام به هویت مشترک یونانی و تشکیل جبههای واحد برای نبرد با ایران؛ (2) جنگهای خانمانسوز داخلی برای تسلط کامل بر یونان و شکست دولتشهرهای رقیب.
این فضای پرآشوب سیاسی صاحبان اندیشه و قلم در یونان را به واکنش واداشت. در این طولانیترین قسمت از پادکست عدم، پس از ارائۀ پارهای مقدمات، به دیدگاههای ده شخصیت برجستۀ باستانی در باب امتگرایی و سلطهطلبی یونانی میپردازم. این شخصیتها عبارت هستند از هرُدُت (مورخ)، آیسخولس (تراژدینویس)، ائوریپیدس (تراژدینویس)، آریستُفانس (کمدینویس)، توسیدید (مورخ)، افلاطون (فیلسوف)، آنتیفُن (سوفیست)، بقراط (طبیب)، ارسطو (فیلسوف)، و ایسُکْراتس (خطیب).
حمایت از عدم




















دست مریزاد. جایی که در مورد ائوریپیدس صحبت میکردین که آیا به اعتقادات یونانیها طعنه میزده یا نه یاد یک صحنه از فیلم ای ایران افتادم.یه دانش آموز که مشکل تکلم داره میخونه: ای ایلان ای ملز پل گهل.