ساکورا: پرونده ای برای سوگ
Update: 2025-10-21
98
Description
در این اپیزود به واژه ساکورا توجه می کنیم که زیبایی ناپایدار و گذراست و کتاب خاطرات سوگواری رولان بارت رو ورق می زنیم
این اپیزود به مساله ای می پردازد که تجربه مشترک همه ماست و برای رویارویی با آن اغلب آموزش ندیده و بی دفاعیم.
من یلدا علایی نویسنده و راوی رادیو واژه از همراهی شما قدردانی می کنم
با تشکر از پریسا پور طاهریان برای ادیت
و مهدیه کلانتری برای تولید محتوای بصری پادکست
محتوای بصری رو در اینستاگرام رادیو واژه می تونید دنبال کنید
In Channel























فوق العاده بود.یاد امای عزیز گرامی.
👌🏻👌🏻👌🏻
درود و سپاس بی پایان برای حس خوب و خلق آگاهی ...
یلدا جانم در زمانی دارم این بخش از پادکست گوش می دهم که دو روز پیش مادرم پر کشیدم رفت و من شانزده سال در غربت در ارزو دیدنش بغل کردنش و بو کردنش بودم ولی او رفت و من در حسرت دیدنش در این پاییز سرد تنها ماندم …چقدر صدات و حرفات به دل سوگوارم نشست💚🌱🌾😔
سال گذشته، یکی از عزیزانم رو به شکل ناگهانی از دست دادم. مثل خواهرم بود. خودخواسته به زندگیش پایان داد. کلمه به کلمه و جمله به جمله این اپیزود رو با تمام وجودم درک کردم! مرسی یلدای عزیزم. یاد اما گرامی 💔💔 همیشه تو قلب ما زنده است.
عزیزکم اینو برای تو مینویسم که هیچوقت نمیخونی؛ “من به چشم های بی قرار تو قول می دهم: ریشه های ما به آب شاخه های ما به آفتاب می رسد ما دوباره سبز می شویم!” غم توی صدات رو شنیدم و بار سنگینی که تنها به دوش میکشی رو با تکتک کلمههات لمس کردم، برات صبر و شادی ارزو میکنم یلدای عزیزم…امید دارم به فردای بهتر.
عالی هستید و شنیدنی
خیلی عالی بود... به همه توصیه میکنم
❤️🩹❤️🩹❤️🩹
یلدای نازم برای غمت و احساست قلبم بازه🫂متأسفم این اتفاق رو تجربه کردی💔 از تک به تک جملههایی که گفتی لذت بردم درسته موضوع سوگه اما حجم و بزرگی و پذیرش سوگ رو به زیبایی هر چه تمامتر بازگو کردی❤️ ما فراموش نمیکنیم فقط خالیِ درون ما آرام میگیرد این جمله به جونم نشست❤️ مرسی واسه زحمتی که میکشی با جان و دل هر اپیزود رو گوش میدم💋
جرات کردم در خاطراتم را کمی باز کنم به یاد کوچولوی مظلومم افتادم سه روز مانده بود به سال نو از دستش دادم همدم کوچولویم ۶سال کنارم بود هنوز جرات ندارم در خاطراتم را کامل باز کنم از فکر کردن به خاطراتش میترسم یلدا جانم کلمه به کلمه این اپیزود را با جان و دلم درک میکنم و حس میکنم فرشته های مظلوممان تا ابد هستند
ما فراموش نمی کنیم بلکه چیزی خالی در ما آرامش می گیرد...
سوگ مارا به فردی جدید تبدیل خواهد کرد ...
قصد دارم از دردم چونان تنها شعله ای که مرا به تو وصل میکند نگه داری کنم🖤🎧🩹🌧️💔
«از دل سوگ گذشتم، نه برای فراموشی، بلکه برای ادامه دادن با نوری در دل؛ نامش امید. ادامه میدهم... برای زیستن، برای ماندن؛ برای قدم زدن روی برگهای پاییزی، برای دیدن برف روی بام، برای غرق شدن در عطر شکوفههای گیلاس.»
💔💔💔
برای قلبهای سوختهمان کاش مرهمی بود 💔💔💔
به یا داشته باش که او در آغوش پر مهر و ملاحظه تو یلدای تکرار نشدنی به زیباترین شکل زیست عزیز جانم🫂
تو شبیه فیلسوفی، شده ای که غم او را به عمق زندگی برده است 😔😔😔
چقدر خوب که از سوگت نوشتی و گفتی❤️