Discoverپادکست داستانی ترپند /TarPandسیزدهم) این امام زاده ایه که باهم ساختیم
سیزدهم) این امام زاده ایه که باهم ساختیم

سیزدهم) این امام زاده ایه که باهم ساختیم

Update: 2020-10-1773
Share

Description

این قسمت ترپند به ریشه ضرب‌المثل " این امام زاده ایه که باهم ساختیم " می‌پردازه و داستان پشتش رو روایت میکنه،  در پایان هم به هشتمین ویژگی ضرب المثل‌ها که خاصیت "تکیه بر تجربه" ضرب المثل هست .میپردازیم 


ترپند رو در شبکه‌های مجازی با آیدی زیر دنبال کنید


 Tarpandpodcast


 برای حمایت مالی میتونید از لینک زیر استفاده کنید


Https://hamibash.com/tarpand



---

Send in a voice message: https://anchor.fm/tarpand/message
Comments (37)

Farhad Rad

چه جالب

Oct 8th
Reply

Mrs_Mohebzadeh

من که از شنیدن هر اپیزود کلی لذت😍 می برم .👌

Sep 19th
Reply (1)

shahzad

عالی بود سپاس ،موفق باشید

Aug 17th
Reply

zahra arab

جالب بود ممنون⚘⚘

Jul 27th
Reply

fariba cheraghi

با همه بله با ما هم بله؟

Jul 15th
Reply

s j

من چند وقتيه با اين پادكست اشنا شدم و عصر ها دور هم با خانواده ميشينيم و با هم چند قسمتش رو گوش ميكنيم. ممنون از شما

Jun 24th
Reply

Parvaneh Heidaryan

عالی یکی از دیگری بهتر رر

Apr 27th
Reply (1)

Orpheus

این که‌ گفتی نباید اینهمه امامزاده وجود داشته باشه یعنی چی ؟

Mar 23rd
Reply (3)

vahid

آخرش باید میگفتید این ماجرا همچنان ادامه دارد

Nov 5th
Reply (1)

Reza Irany

احسنت زیبا بود

Nov 4th
Reply (1)

Morvarid

چقدر به جا بود! ممنون 🌹

Nov 1st
Reply (3)

sara

همه پادکست هاتون گوش دادم عالی بود واقعا خیلی خیلی ممنون که اینقد به ادبیات مون اهمیت میدین🍁🍂 خواهش میکنم بازم ادامه بدین

Oct 23rd
Reply (1)

دکترجون

قصه سیادت من از زبان ننه جون 👇👇👇👇👇👇👇 بچه که بودم مرا توی مدرسه سید قاسم صدا میکردند و همیشه برایم سوال بود که چرا بچه های دیگر را مثلا آسید جمشید 🤤🤤سید کاوه یا 😞😞سید کوروش صدا نمی کنند؟ یک روز از نن جون سوال کردم که چرا اسم من با بقیه بچه ها فرق دارد؟ ننه جوون گفت که او قربون اون نوم متبرکت بشم😚😚 تو از اولاد پیغمبر هستی و با بقیه فرق داری!!!! گفتم چطوری ؟؟؟ گفت خدا بیامرز پدر بزرگت از پدربزرگش و اونم از پدر پدر پدر. پدر پدر پدر بزرگش نقل میکرد.............. . .. خانواده ما۱۴۰۰ سال پیش در یزد زندگی می‌کردند اسم دختر خانواده آناهیتا یا کوروش دخت یا چیزی شبیه این بود. یک روز یک سپاه عرب با اسب هایشان و با خدمه و حشم و نیزه و زره و شمشیر به یزد می آیند برای تبلیغ و گسترش اسلام😭😭😭 خانواده ما آیین زرتشت داشتند و در یزد به کار و تجارت و زندگی و کشاورزی خود مشغول بودند. آناهیتا چشمش به اشعث بن قیس ابوجعففر می‌افتد.جوانی سیه چرده پشمالو با ناخن های بلند .و پلشت که با برادرانش خیلی فرق داشت . یک دل نه صد دل عاشق اشعث بن قیس ابوجعفر میشود. در آن زمان ها مرسوم نبوده که دختر ها عاشق بشوند این مادر مادر مادر مادر بزرگ تو این عشق را در سینه پنهان می کند ولی نمی تواند آن را فراموش کند بالاخره آن را با مادرش سامانتا در میان می‌گذارد مادرش می گوید دلبندم اینها سرباز هستند و موقتی اینجا آمده اند یک ماه دو ماه یا شش ماه دیگر می روند🚶🏃🤸🏃🚶🏃 در ثانی این ها عرب هستند و یک قوم دیگر با فرهنگ ما یکی نیستند و خیلی فرق دارند اینها هر کدام چندین زن و کنیز دارند و اصلا برای خانواده و فرهنگ ما ایرانی ها قابل تحمل نیست ولی آناهیتا پایش را توی یک کفش می کند که مرغ یک پا دارد من یک دل نه صد دل عاشق همین اشعث شده ام.🔥💖🔥💖🔥 درد سرتان ندهم ننه جون و ننه بزرگ و عمه خانوم و خاله زری شورای مشورتی تشکیل می دهند که چگونه این مسئله را با پدر خانواده سامان اول مطرح کنند القصه دختر است دیگر و راه خود را پیدا میکند کشور اشغال شده بوده و اینها هم سپاه مهاجم 🌚🌚🌚🌚🌚 یک جوری به اشعث شکسته پکسته حالی می کنند که ما می خواهیم دخترمان را به کنیزی به تو بدهیم و هم از ثواب اخروی بهره ببریم و هم شما اولاد پیر و پیغمبر و امام هستی ما را در آن دنیا شفاعت کنی.. و در این دنیا جان مان محفوظ بماند⁦🗡️⁩⁦🗡️⁩⁦🗡️⁩⁦🗡️⁩⁦🗡️⁩ اشعث که تا آن زمان همچنین دخترکان زیبا و سفید و ترگل ور گلی ندیده بود به روی خود نمی آورد 🤗🤗🤗🤗🤗ولی قند توی دلش آب می شود.اما شرایط می گذارد که شما باید به آیین ما در آیی. و توی تاریخ هم بنویسی با آغوش اسلام را بپذیری برای اینکه آیندگان پشت سر ما حرف نزنند ما به زور شمشیر به سرزمین شما آمدیم 🤔🤔🤔🤔🤔 آناهیتا با آغوش خیلی خیلی باز اسلام را با جان و دل می پذیرد. اشعث به خانواده خود در عربستان خبر میدهد پدرش قیس بن جعفر مخالفت می کند که اینها عجم هستند و زبان نفهم و خون آنها به خون ما نمیخورد ما نمی‌توانیم با یک غیر عرب وصلت کنیم👪⁦👩‍❤️‍👩⁩👪⁦👩‍❤️‍👩⁩ ولی اشعث اصرار می کند و پدر تسلیم ... و آنها با چند شترو جهاز و بار و بندیل به یزد می آیند برای خواستگاری آناهیتا خانم🌞🌞🌞...... ننه جون گفت....... خلاصه بگویم که پسر جان تو از اولاد امامان و ائمه هستی و باید یک سر و گردن از دیگران خود را بالاتر بدانی. مردم از تو توقع و انتظار بیشتری دارند ما الان داریم از مردم عادی خمس جمع می‌کنیم اگر اینها ارادت شان به ولایت کم شود دیگر به ما پول نمی‌دهند خیلی حواست جمع باشد. این شال سیادت سیدی را از خودت هیچ وقت دور نکنی خانواده اشعث می آیندو آناهیتا را رسماً خواستگاری می کنند و طلا می دهند و جشن می گیرند و مهمانی می گیرند و مجلس بر پا میکنند. چون این بزرگوار چندین زن و کنیز دیگر هم داشته از قبیله خودشان و آن زن ها عرب بوده اند برای اینکه بچه ها با هم قاطی نشوند بچه هایی که از این بانو آناهیتا به دنیا می آیند چون مادرشان غیر عرب بوده و ایرانی یک سید به نام اول اسم آنها اضافه می ‌کند 🤤🤤🤤 که با بچه های هم خون خودشان قاطی نشود حالا شجره نامه تو شده است سید قاسم فرزند سید محمد فرزند سید جواد فرزند سید غنی فرزند سید ابوبکر فرزند سید باقر فرزند سید عباس فرزند سید حسین و همینطور بگیر برو آخر تا برسی به نوادگان امام اصلی و قبل آن به پیغمبر پیامبر خودش داماد ابوبکر بوده و امام علی دختر عمر را گرفته و عثمان لقب ذوالنورین دارد به واسطه داشتن دو دختر پیامبر در نکاح خودش 😩😬😬😬 این داستان مادر بزرگ را که شنیدم یک بادی به غبغب انداختم و از فردا توی مدرسه سینه جلو می انداختم و هرکس مرا آسید قاسم صدا نمی کرد جوابش را نمی دادم. بعدها که بزرگتر شدم و کتاب تاریخ را خواندم و به اخبار تلویزیون گوش دادم و تاریخ طبری را خواندم دیدم که روایت ننه جون از نکاح آن مادر بزرگ مرحوم آناهیتا خانوم با آن اولاد گرامی امام و پیغمبر اینقدر هم رمانتیک نبوده است.... بخصوص وقتی که رفتار این برادران داعشی را در سوریه و عراق در تلویزیون دیدم دختران ایزدی را به ۵۰۰ دلار می فروشند.و مردان را گردن می زنند و الله و اکبر می گویند. در کتاب خواندم سپاه اسلام در هر شهری وارد می شدند مردان را می کشتند پسران جوان را به غلامی می‌بردند و دخترکان جوان را برای فروش به بازارهای بغداد انتقال می دادند. زنان حامله را شکم می دریدند طلاها و فرش ها و جواهرات را با خود می بردند و به دستور عمر تمام کتابخانه های ایران را آتش زدند پدر آناهیتا هم شاید یکی از آن مالباختگان بوده باشد و نقشه ژنتیکی من هم شاید چند ژن سیاه در تاریخ خانه اقبال خود از اشعث بن قیس ابوجعفربه یادگار داشته باشم. حالا دیگر از داشتن جدی به نام اشعث بن قیس ابوجعفر احساس افتخار نمی کنم. و اگر ننه جون اجازه دهد اسمم را از قاسم به بابک تغییر می دهم هر چند حاجی خیلی خوشش نمی آید.😩😩😩😩😩😩😩😩😩😚😚😚

Oct 21st
Reply

دکترجون

🧠🧠 خردگرایی🧠🧠🧠 من یک مکتب فکری پیدا کرده‌ام که فکر می کنم در ۵۸ سالگی مکتب خوبی باشد برای اینکه دوستان و همکاران بدانند که من چگونه میاندیشم  من آن را واضح و عریان اعلام می کنم. لطفاً مکتب مرا نقد کنید خردگرایی چیست؟ ساده ترین تعریف خردگرایی (Rationalism) پذیرش اصالت خرد برای کسب شناخت (معرفت) است. خردگرایی معمولا در مقابل دین خویی یعنی پذیرش ایمان (ایمان چیست؟)، وحی و مفاهیم دینی یا عرفانی بعنوان منابع کسب معرفت و دانش مطرح میشود. خردگرایی یک نظام فکری است، یعنی چگونه اندیشیدن را به انسان می آموزد. خردگرایی همچنین در قیاس با تجربه گرایی (Empiricism) مطرح میشود که مفهوم آن پذیرش تجربه بعنوان مهمترین منبع کسب معرفت است، هرچند تجربه گرایی و خردگرایی قابل جمع شدن با یکدیگر هستند، بدین مفهوم که یک شخص میتواند هم تجربه گرا باشد هم خردگرا. پذیرفتن خردگرایی برابر است با عدم پذیرش حقایق بصورت مطلق. فرد خردگرا همواره احتمال خطا را در اندیشه اش میدهد و خود را بطور صد در صد متعلق به یک مکتب فکری نمیداند بلکه عاقلانه ترین و منطقی ترین مکاتب فکری را در زمان خودش انتخاب میکند و نسبت به افکارش تفکر انتقادی (Critical Thinking) دارد، یعنی با موشکافی با مسائل روبرو میشود و از توجیه و فرار از تناقضات و خطاهای اندیشه اش دوری می جوید. فرد خردگرا درستی و راستی مفاهیم را تنها با استناد به قوه عقلانیت میسنجد و تنها مفاهیمی را میپذیرد که از فیلتر خرد با موفقیت خارج شوند. فرد خردگرا هیچ مفهوم غیر عقلایی را بعنوان حقیقت قبول نخواهد کرد. خردگرا حتی به خود خردگرایی نیز با دیده خردگرایی مینگرد یعنی درصورتی که طرز تفکر و نظام فکری عاقلانه تری از خردگرایی دریابد خردگرایی را نیز کنار خواهد گذاشت و به آن نظام فکری خواهد پیوست. خردگرایان همان روش علمی رسیدن به حقایق را که مبتنی بر اصول دقیق خردمندانه است و در آن تعصبی وجود ندارد در حوضه تفکرات خود استفاده میکنند. انسان خردگرا لزوماً انسانی بیخدا نیست، یک دین دار نیز درصورتیکه مفاهیم سازگار با خرد را قبول کند و مفاهیم ناسازگار با خرد خویش را رد کند خردگرا است، اما چنین شخصی هرگز نمیتواند مسلمان باشد. برخی از اسلامگرایان ادعا میکنند که آنها نیز خردگرا هستند زیرا ابتدا اصول دین را با خرد خویش قبول میکنند و بعد دین را دنبال میکنند. گذشته از اینکه این حرف آنها در تناقض با مسئله ارتداد است، حتی اگر اینکار نیز توسط اسلامگرایان واقعا انجام گردد، نمیتوان آنها را خردگرا نامید زیرا خردگرا در هر زمان خردگرا است، نه تنها در پذیرش اصول، در نقطه مقابل اسلامگرا ادعا میکند که در بررسی اصول دینش خردگرایانه عمل میکند و بعد از آن دینخویی «پذیرش مفاهیم دینی مبتنی بر ایمان (ایمان چیست؟)» را پیش میگیرد. خردگرایی مفهوم جدیدی نیست، در  تمام نقاط دنیا و در تمام طول تاریخ میتوان خردگرایانی را یافت، یا حداقل افرادی را یافت که خردگرایانه عمل کرده اند، مثلا منقول است که پیامبر اسلام در مقابل ابوجهل (نام اصلی وی ابوحکیمه «پدر دانش» بوده است و پیامبر او را با نام گذاری «پدر نادانی» خواند) ادعای به معراج کردن کرد. ابوجهل به او گفت که یک پای خود را بلند کن و او اینکار را کرد. ابوجهل به او گفت حال پای دیگر خود را بلند کن و پیامبر نتوانست هردو پایش را بلند کند. ابوجهل به او گفت حال که تو نمیتوانی دو پایت را بلند کنی چگونه میتوانی به معراج رفته باشی؟ این برخورد ابوجهل یک برخورد خردگرایانه بود و در نقطه مقابل برخورد افرادی مانند علی بن ابی طالب که حرفهای محمد را بدون نقد و بررسی هضم میکرد و حاضر بود برای محمد آدم بکشد و حتی در راهش کشته شود برخوردی کاملا دین خویانه و ضد خردگرایی. همچنین برخورد شیطان با خداوند در اسطوره های سامی از همین قرار است، شیطان استدلال میکند و میگوید من برای چه باید به انسان سجده کنم؟ من از انسان برتر هستم و انسان موجودی پست است، در حالی  فرشته ها  همگی گوسفندوار به فرمان الله عمل کردند. تنها ماهی های مرده هستند که با مسیر آب حرکت میکنند. تفاوت اصلی میان دین خویان و خردگرایان در این است که دین خویان بدون چون و چرا و تفکر انتقادی و موشکافانه مفاهیم دینیشان را قبول میکنند، مثلاً اگر در اسلام گفته شده است که یک مرد حق ازدواج با 4 زن را دارد، آنها این حرف را گوسفندوار قبول میکنند و پرسش نمیکنند که چرا 4 و نه 5؟ فرق میان داشتن 4 زن و 5 زن چیست که ما باید آنرا قبول کنیم. اما خردگرا برخوردی نقادانه با چنین مسائلی دارد. شایسته است در باب خردگرایی از برترد راسل منطق دان بزرگ تاریخ بعد از ارسطو نام برد و جمله ای که او گفته است را جمله ای که خردگرایی را در خود خلاصه کرده است دانست. برترد راسل گفته است، «من حاضر نیستم برای عقایدم کشته شوم، زیرا ممکن است عقاید من اشتباه باشند«، این با ظن نگاه کردن به مسائل و خردمندانه عمل کردن شیوه خردگرایان است و در مقابل دین خویان وجود دارند که به مفاهیم دینی خود یقین دارند و بر اساس آنها آدم میکشند و خود را میکشند. حال آنکه تفکرات دینی هزاران بار بی پایه و اساس تر و اسطوره ای تر و نابخردانه تر از تفکرات خردگرایان است. برای اطلاع از تعاریف و دیدگاه های سایر صاحب نظران در مورد خردگرایی نوشتارهای زیر را بخوانید. معرفت شناسي و خردگراييخردگرایی چیست و خردگرا چه کسی است دکتر روشنگر،خرد چيست وخردگرايی کدام است؟ از استوار غلام دانایی به دیگران هم بگویید

Oct 21st
Reply

Elaheyeghazal Torang

موفق باشید

Oct 20th
Reply (1)

Taraneh

خسته نباشید بی نظیرین ❤️ یه سوالی دارم گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی میشه داستانشو بزارید و بگید کدوم بیکاری ز غوره حلوا ساخته؟

Oct 18th
Reply (3)

mohammadreza azizi

🙄

Oct 17th
Reply

Mohammad Ali Abbasian

خیلی با حال بود

Oct 17th
Reply (1)

UIO UIO

👌😍👍

Oct 17th
Reply

Mansoure Sadeghi

عالی بود. سپاس. ولی هنوز منتظر قسمت جدید مینی بوس نامه هستم.

Oct 17th
Reply (1)
00:00
00:00
x

0.5x

0.8x

1.0x

1.25x

1.5x

2.0x

3.0x

Sleep Timer

Off

End of Episode

5 Minutes

10 Minutes

15 Minutes

30 Minutes

45 Minutes

60 Minutes

120 Minutes

سیزدهم) این امام زاده ایه که باهم ساختیم

سیزدهم) این امام زاده ایه که باهم ساختیم

Tarpand