DiscoverAknoon | اکنون
Aknoon | اکنون

Aknoon | اکنون

Author: Aknoontalks

Subscribed: 172,920Played: 3,985,057
Share

Description

"نسخه کامل، بدون حذفیات و با شرح کامل"

اکنون...» یک برنامه گفت وگومحور و متفاوت است که با اجرای سروش صحت شما را به سفری به عمق تجربیات انسانی و جهان کتاب ها، فیلم ها، موسیقی ها و... می برد. این برنامه با دعوت از مهمانانی برجسته از دنیای هنر، ادبیات، فلسفه، شعر، علم، ورزش و... ، به لحظات تأثیرگذار زندگی می پردازد.
اینجا در "اکنون..." زندگی کمی دیروز، اندکی فردا و خیلی امروز است.

این پادکست برای هواداران این برنامه آپلود می گردد..

اکنون ادامه دارد..

برای حمایت از برنامه لطفا حتما اکنون را در فیلیمو تماشا کنید
https://www.filimo.com/m/149231

t.me/aknoon_talks
58 Episodes
Reverse
اکنون ادامه دارد..قسمت پنجاه و هشتممهمان: سعید حقیر با حضور: رشید کاکاوندمعرفی پادکستدارکساید https://castbox.fm/ch/6905602پادکست سعدی https://castbox.fm/vc/4898145کتاب و سایر انتشاراتسبکی تحمل ناپذیر یا بار هستی (میلان کوندرا، ۱۹۸۴ م)شخصیتها (شاعر، نویسنده، بازیگر، کارگردان، خواننده، موسیقدان ….)سعید حقیر (معمار، دکتری در رشته تاریخ و فلسفه هنر با گرایش معماری دوران مدرن از دانشگاه سوربن، دانشیار دانشکده معماری دانشکده تهران، زاده ۱۳۵۲ ه.خ)باب راس (نقاش، معلم هنر و مجری تلویزیون آمریکایی، ۱۹۹۵ - ۱۹۴۲ م)میلان کوندرا (نویسنده و شاعر اهل جمهوری چک، ۲۰۲۳ - ۱۹۲۹ م)آذر بیگدلی (شاعر و تذکره‌نویس برجسته سده دوازدهم هجری، ۱۱۶۰ - ۱۱۰۱ ه.خ)اشعار و جملات و عباراتدردا که فراق، ناتوان ساخت مرا در بستر ناتوانی انداخت مرا از ضعف، چنان شدم که بر بالینم صد بار اجل آمد و نشناخت مرا(شوقی ساوه ایی)مرا عجز و تو را بیداد دادند بهر کس آنچه باید داد دادندگران کردند گوش گل، پس آنگه به بلبل رخصت فریاد دادندسراغ حجله ی شیرین گرفتمنشانم تربت فرهاد دادندزدند آتش بجان پروانه را شبسحر خاکسترش بر باد دادند(آذر بیگدلی)گفتم: ای مه بی سبب یاری ز یاری بگذرد؟! زیر لب خندان گذشت و گفت: آری بگذرد!!آه از آن ساعت، که بر سرکشته ی بیداد را خلق گرد آیند و قاتل از کناری بگذرد(آذر بیگدلی)نخستین باده کاندر جام کردندز چشم مست ساقی وام کردندبه گیتی هر کجا درد دلی بود به هم کردند و عشقش نام کردند(عراقی)کنی تا چند آزارم که زاری‌های من بینی؟!به یاری کوش چون یاران، که یاری‌های من بینی!سپردم دل، چو روز اولم دیدی، سرت گردمبیا تا روز آخر جان‌سپاری‌های من بینیتو کز شوخی قرارت نیست بر مرکب، تماشا کنکه چون گرد از قفایت بی‌قراری‌های من بینی!نخستت بی‌وفا گفتند و، نشنیدم ز کس، اکنونبیا کز طعن مردم، شرمساری‌های من بینی(آذر بیگدلی)دانی که چه دیده ام شب هجرگر روز فراق دیده باشی!از جام رقیب، می ننوشیگر خون دلم چشیده باشیقاصد! نرسیده بر لبم جانای کاش باو رسیده باشی!ظلم است که، از قفس برانیشمرغی که پرش بریده باشی(آذر بیگدلی)گفتم به دلی نکرده یاری دل توآورده هزار دل به زاری دل توگفت: اینهمه را کرده دل من؟ گفتم:آری دل تو، دل تو، آری دل تو(آذر بیگدلی)گفتم: بیا، که آبی بر آتشم فشانیدردا که تا رسیدی، خاکم بباد دادی!ساقی کله شکسته، مطرب ترانه بستهما غافل و نشسته غم در کمین شادیای دل، ز بیم خویَش، گفتم: مرو بکویشدیدی ندیده رویش، از چشمش اوفتادیبودیم همزبانش، با ما نگفت حرفیرفتیم ز آستانش، از ما نکرد یادی!(آذر بیگدلی)خوش آنکه شبی با تو سخن گویم و گریم!تو بشنوی و خندی و من گویم و گریم!گر در چمنم، سوی قفس بینم و نالمور در قفسم، حرف چمن گویم و گریم!هر کس بغریبان، نظر مهر کند؛ منبی مهری یاران وطن گویم و گریم(آذر بیگدلی)تن ز آتش غم، چو عود می بین و مپرسآهم به لب کبود می بین و مپرسکس را خبر از درون آتشکده نیستاز روزنه هاش دود می بین و مپرس(آذر بیگدلی)غیر را خون دل از دیده روان است که توخون ما ریزی و، ما را غرض آن است که تونشوی شهره بعاشق کشی اندر همه شهرآری آیین مروت نه چنان است که توبی سبب رسم و ره جور و جفا گیری پیشور زنی بیگنهم تیغ، همان است که توکشته باشی ز ستم صید حرم تا دانیلیک بر طبع من این ظلم گران است که توبهر دلجویی غیرم کشی، اما چو کشیچشمم آن روز بهر سو نگران است که تواز پی نعش من آیی، ولی آن دم میدانکه کسان را همه این ورد زبان است که توقاتل آذری از من دگر از حیله مپرسکز نکویان که تو را کشت؟ عیان است که تو!(آذر بیگدلی)
اکنون ادامه دارد..قسمت پنجاه و هفتممهمان: عباس کاظمی با حضور: امیرحسین ماحوزیمعرفی پادکستدارکساید https://castbox.fm/ch/6905602فردوسی خوانیhttps://castbox.fm/vc/1451655کتاب و سایر انتشاراتامر روزمره در جامعه ی پسا انقلابی (عباس کاظمی)پرسه زنی و زندگی روزمره ی ایرانی (عباس کاظمی)دانشگاه از نردبان تا سایه بان (عباس کاظمی)سفر نظریه ها (عباس کاظمی)تغییر (دیمون سنتولا)درس هایی از جامعه شناسی پی یر بوردیو (پاتریس بون ویتز، جهانگیر جهان گیری، حسن پور سفیر)جامعه را ببینیم (یوران آرنه، حسن حسینی کلجاهی)تفریحات ایرانیان، مسکرات و مخدرات از صفویه تا قاجاریه (رودی مته، مانی صالحی علامه)شخصیتها (شاعر، نویسنده، بازیگر، کارگردان، خواننده، موسیقدان ….)عباس کاظمی (جامعه شناس ایرانی، زاده ۱۳۵۲ ه.خ)
اکنون ادامه دارد..قسمت پنجاه و ششممهمان: عبدالمحمود رضوانی با حضور: احسان عبدی پورمعرفی پادکستدارکساید https://castbox.fm/ch/6905602پادکست سعدی https://castbox.fm/vc/4898145شخصیتها (شاعر، نویسنده، بازیگر، کارگردان، خواننده، موسیقدان ….)عبدالمحمود رضوانی دهاقانی (مترجم، نویسنده، مدرس و استاد دانشگاه، دکترای زبان و ادبیات انگلیسی از دانشگاه علوم انسانی در آمریکا، زاده ۱۳۳۳ ه.خ)غیاث مدهون (به عربی: غیاث المدهون، شاعر فلسطینی / سوری / سوئدی، زاده ۱۹۷۹)اشعار و جملات و عباراتگفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویمچه بگویم که غم از دل برود چون تو بیاییشمع را باید از این خانه به در بردن و کشتنتا به همسایه نگوید که تو در خانهٔ مایی(سعدی)حُسنت به اتفاقِ ملاحت جهان گرفتآری، به اتفاق، جهان می‌توان گرفتافشایِ رازِ خلوتیان خواست کردشمع شُکرِ خدا، که سِرِ دلش در زبان گرفت(حافظ)پرده‌داری بر آستانه عشقمی‌کند عقل و گریه پرده‌دریچو خوری دانی ای پسر غم عشقتا غم هیچ در جهان نخوری(سعدی)ترسم که اشک در غمِ ما پرده‌در شودوین رازِ سر به مُهر به عالَم سَمَر شود(حافظ)چرا دامنْ آلوده را حد زنمچو در خود شناسم که تَر دامنم؟(سعدی)گرش ببینی و دست از ترنج بشناسیروا بود که ملامت کنی زلیخا را(سعدی)منی که نام شراب از کتاب می شستمزمانه کاتب دکان می فروشم کردکنون که کاتب دکان می فروش شدمفضای خلوت میخانه خرقه پوشم کرد(طالب آملی)سر خدا که عارف سالک به کس نگفتدر حیرتم که باده فروش از کجا شنید(حافظ)یکی پرسید از آن گم‌کرده‌فرزندکه ای روشن‌گُهر پیرِ خردمندز مصرش بویِ پیراهن شنیدیچرا در چاهِ کَنْعانش ندیدی؟!بگفت: احوالِ ما برقِ جهان استدمی پیدا و دیگر دم نهان استگهی بر طارَمِ اعلیٰ نشینیمگهی بر پشتِ پایِ خود نبینیماگر درویش در حالی بماندیسرِ دست از دو عالم برفشاندی(سعدی)ای سیر تو را نانِ جُوین خوش ننمایدمعشوقِ من است آن که به نزدیکِ تو زشت استحورانِ بهشتی را دوزخ بود اَعرافاز دوزخیان پرس که اَعراف بهشت استفرق است میانِ آن که یارش در برتا آن که دو چشمِ انتظارش بر در(سعدی)خفته خبر ندارد سر بر کنار جانان کاین شب دراز باشد بر چشم پاسبانان(سعدی)درازنای شب از چشم دردمندانپرس تو قدر آب چه دانی که بر لب جویی(سعدی)هر خم از جعد پریشان تو زندان دلی‌ست تا نگویی که اسیران کمندِ تو کمند(سعدی)تا دلِ هرزه‌گَردِ من، رفت به چینِ زلفِ او زان سفرِ درازِ خود، عزمِ وطن نمی‌کند(حافظ)گفتی: «ز خاک بیشترند اهل عشق من»از خاک بیشتر نه، که از خاک کمتریم(سعدی)سایرگازور (رختشور)حروف کَم صَلا (یک اصطلاح در حروف‌نگاری و خطاطی است که به حروف بدون نقطه یا علامت دیگر (حروف مهمله) اشاره دارد. در واقع، به حروفی گفته می‌شود که در آنها از نقطه یا علائم دیگر برای تشخیص و تمیز دادن آنها از حروف مشابه استفاده نشده است)
اکنون ادامه دارد..قسمت پنجاه و پنجممهمان: دراگو اشتامبوک با حضور: رشید کاکاوندمعرفی پادکستدارکساید https://castbox.fm/ch/6905602کتاب و سایر انتشاراتدماوند زخمی گل ها (دراگو اشتامبوک)می نویسم جنگل، بر می آید جنگل (گلچین شعر نو کروات، ابتهاج نوایی)و دیگر دریا نبود (دراگو اشتامبوک، محمد حاجی سید جوادی)دماوند از آن سوی دریا (دراگو اشتامبوک)شخصیتها (شاعر، نویسنده، بازیگر، کارگردان، خواننده، موسیقدان ….)دراگو اشتامبوک (پزشک، شاعر و سفیر کرواسی در تهران، زاده‌ی ۱۹۵۰ م)ریموند کارور ( نویسندهٔ داستان‌های کوتاه و شاعر امریکایی، ۱۹۸۸ - ۱۹۳۸ م)دوریس لسینگ (نویسندهٔ صوفی و فمینیست انگلیسی زاده کرمانشاه و برنده جایزه نوبل ادبیات ۲۰۰۷، ۲۰۱۳ - ۱۹۱۹ م)اثیر الدین اخسیکتی (از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری)اشعار و جملات و عباراتیاد میدار که از مات نمی آید یاد ای امید من و عهد تو سراسر همه باد نکنی یک طرف از قصه ٔمن هرگز گوش نزی ام یک نفس از غصه ٔ تو هرگز شادیاوری نیست که با خصم تو بردارم تیغ داوری نیست که از هجر تو بستانم داد تو نگفتی که وصالم برساند به خودت راستی نیک رسانید که چشمت مرسادگر غرض خون منست از سر، اینک سر و طشت ورنه این طشت سه سال است که از بام افتاد(اثیر اخسیکتی)شبگیر و تنها می‌روی ای شمع دل‌ها تا کجا دانم بر ما می‌روی اینک تو با ما تا کجا دیبای رخ پرداخته، زلفین مشکین آخته بر تبت و چین تاخته، زان مشک و دیبا تا کجا با ماه عنابی شفق، یا خط کافوری ورق عارض چو گل غرق عرق، ای سر و بالا تا کجابر چرخ چونی تا زمان، چرخ از عقب مه در عنان جان بر اثر هی‌هی‌زنان، کای جان جان‌ها تا کجا چهرت بهشت جان بود، مهرت به جان ارزان بود جانی و جان پنهان بود، ای جان پیدا تا کجا(اثیر اخسیکتی)کارم از عشق به جان است، چه تدبیر کنم؟ یار در پرده نهان است، چه تدبیر کنم؟ راز می‌پوشم، تا کس بنداند لیکن اشک و رخساره نشان است چه تدبیر کنم؟ وصل را صبر به کار است، صبوری را دل که نه این است و نه آنست چه تدبیر کنم؟ بر کران مانده‌ام از یاد تو، در اشک غمت در میان دل و جان است چه تدبیر کنم؟ زین کران دست به فریاد توان برد، ولیک پای غیرت به میان است چه تدبیر کنم؟ پاسبان همه کس دل بُود و دردِ من اوست بر رمه گرگ شبان است چه تدبیر کنم؟ یارگر سست رکاب است همش دریابم عمر گر سست عنان است چه تدبیر کنم؟(اثیر اخسیکتی)حاشا که ز دل، مهر تو آسان برود وان عشق گران خریده، ارزان برود ای از بر من نرفته، مهر تو مرا با شیر فرو شده ست، با جان برود(اثیر اخسیکتی)خاکم به سر، ز غصه به سر، خاک اگر کنم خاک وطن که رفت، چه خاکی به سر کنم؟ آوخ کلاه نیست وطن تا که از سرم برداشتند، فکر کلاهی دگر کنم مرد آن بود که این کلهش بر سر است و، من نامردم ار که بی کله، آنی بسر کنمعشقت نه سرسری است که از سر به در شودمهرت نه عارضیست که جای دگر کنمعشق تو در وجودم و مهر تو در دلمبا شیر اندرون شد و با جان به در کنم(میرزاده عشقی)صد پاره وجود را فرو بیخته‌اند تا مثل تو صورتی برانگیخته‌اند سبحان الله ز فرق سر تا پایت در قالب آرزوی من ریخته‌اند(اثیر اخسیکتی)دل، بر تو بدل نمی گزیند چه کنم جز با غم تو نمی‌نشیند چه کنم وین دیده که امروز تو را می‌بیند فردا که مبادا که نبیند، چه کنم(اثیر اخسیکتی)از جان که نداشت هیچ سودم، تو بهی در دل که فرو گذاشت زودم، تو بهی از دیده که نقش تو نمودم تو بهی دیدم همه را و آزمودم تو بهی(اثیر اخسیکتی)دردا که ز عمر مایه‌ی سود نماند یک دوست کزو دلی بیاسود نماند چون کیسه‌ی ایام بجستم در او یا نقد وفا نبود، یا بود نماند(اثیر اخسیکتی)دردا که فراق، ناتوان ساخت مرا در بستر ناتوانی انداخت مرا از ضعف، چنان شدم که بر بالینم صد بار اجل آمد و نشناخت مرا(شوقی ساوه ایی)سودای میان تهی، ز دل بیرون کناز ناز بکاه و بر نیاز افزون کن استاد تو عشق است، چو آنجا برسی او خود بزبان حال گوید، چون کن(اثیر اخسیکتی)گر مَردِ رهی، میانِ خون باید رفت وز پای فتاده، سرنگون باید رفت تو پای به ره در نِه و از هیچ مپرس خود راه بگویدت که چون باید رفت(عطار)ایزد دلکی مهر‌فزایت بدهاد زین به نظری به این گدایت بدهاد خوبی و خوشی و دلفریبی و جمال داری همه‌، جز وفا‌، خدایت بدهاد(اثیر اخسیکتی)
اکنون ادامه دارد..قسمت پنجاه و چهارممهمان: فرهاد توحیدی با حضور: امیرحسین ماحوزیمعرفی پادکستدارکساید https://castbox.fm/ch/6905602کتاب و سایر انتشاراتپیامبر (زین العابدین رهنما)بوف کور (صادق هدایت، ۱۳۱۵ ه.خ)نوشته های پراکنده (صادق هدایت)صبوری در سپهر لاجوردی (علی اصغر سعیدی)من ریاضیدانم - سرگذشت سیبرنتیک (نوربرت وینر)فن نمایشنامه نویسی (لاجوس اگری)فیلمنامه نویسی پیشرفته (لیندا سیگر)نقش هفتم زبان (لوران بینه، ابوالفضل الله دادی، نشر نو)زندگی روزمره در ایران مدرن (هاله لاجوردی، هاله لاجوردی، نشر ثالث)شخصیت (رابرت مک کی، مهدی فیاضی کیا، نشر نیماژ)سقوط اصفهان به روایت کروسینسکی (جواد طباطبایی، نشر نگاه معاصر) ایران در بحران زوال صفویه و سقوط اصفهان (رودی متی) ایران عصر صفوی (راجر سیوری، کامبیز عزیزی، نشر مرکز)ایران در عصر نادر (مایکل اکسورثی، امیر نیاکویی)شخصیتها (شاعر، نویسنده، بازیگر، کارگردان، خواننده، موسیقدان ….)فرهاد توحیدی (فیلم‌نامه‌نویس و مدرس ایرانی، زاده ۱۳۳۵ ه.خ)صادق هدایت (نویسنده، مترجم و روشنفکر ایرانی، ۱۳۳۰ - ۱۲۸۱ ه.ش)محمد گذرآبادی (نویسنده، مترجم، فیلمساز، کارگردان، مشاور فیلمنامه فیلمنامه‌نویس و مدرس ایرانی، زاده ۱۳۵۴ ه.خ)هوشنگ گلمکانی (منتقد ایرانی، زاده ۱۳۳۳ ه.خ)مسعود مهرابی (روزنامه‌نگار، نویسنده، منتقد، مورخ و کاریکاتوریست ایرانی، ۱۳۹۹ - ۱۳۳۳ ه.خ)عباس کیارستمی (فیلم ساز و عکاس ایرانی، ۱۳۹۵ - ۱۳۱۹ ه.ش)سیمین بهبهانی (معلم، نویسنده، شاعر و غزل‌سرای معاصر ایرانی و از اعضای کانون نویسندگان ایران بود، ۱۳۹۳ - ۱۳۰۶ ه.خ)عمران صلاحی (شاعر، نویسنده، مترجم و طنزپرداز ایرانی، ۱۳۸۵ - ۱۳۲۵ ه.خ)فیلم، سریال، تئاتر ، نمایشنامه و فستیوال…فروشنده (اصغر فرهادی، ۱۳۹۴)دایی‌جان ناپلئون (مجموعه تلویزیونی، ناصر تقوایی، ۱۳۵۵)تراست (دنی بویل، ۲۰۱۸)اشعار و جملات و عباراتعقاب جور گشاده ست بال بر همه شهر کمان گوشه نشینی و تیر آهی نیست(حافظ)
اکنون ادامه دارد..قسمت پنجاه و سوممهمان: پرویز پرستوییمعرفی پادکستدارکساید https://castbox.fm/ch/6905602کتاب و سایر انتشاراتطهران قدیم (جعفر شهری، انتشارات معین)شخصیتها (شاعر، نویسنده، بازیگر، کارگردان، خواننده، موسیقدان ….)پرویز پرستویی (بازیگر اهل ایران، او با دریافت چهار سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد از جشنوارهٔ فیلم فجر، در بین بازیگران ایرانی رکورددار است، زاده ۱۳۳۴ ه.خ)عزت الله انتظامی (بازیگر و کارگردان تئاتر، سینما و تلویزیون، ۱۳۹۷ -۱۳۰۳ ه.ش)پرویز فنی‌زاده (بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون ایرانی، ۱۳۵۸ - ۱۳۱۶ ه.خ)فیلم، سریال، تئاتر ، نمایشنامه و فستیوال…بید مجنون (مجید مجیدی، ۱۳۸۳)روبان قرمز (ابراهیم حاتمی‌کیا ، ۱۳۷۷ ه.خ)لیلی با من است (کمال تبریزی، ۱۳۷۴ ه.خ)مومیایی ۳ (محمدرضا هنرمند، ۱۳۷۸ ه.خ)بی همه چیز (محسن قرایی، ۱۳۹۹ ه.خ)خانه قمر خانم (مجموعهٔ تلویزیونی، ۱۳۴۸ الی ۱۳۵۰ ه.خ)بادیگارد (ابراهیم حاتمی‌کیا ،۱۳۹۴ ه.خ)قاتل اهلی (مسعود کیمیایی، ۱۳۹۵ ه.خ)خرس (خسرو معصومی، ۱۳۹۰ ه.خ)گاو خونی (بهروز افخمی، ۱۳۸۳ ه.خ)دیوانه‌ای از قفس پرید (احمدرضا معتمدی، ۱۳۸۱ ه.خ)خاک سرخ (ابراهیم حاتمی‌کیا، ۱۳۸۰ ه.خ)ریکاردو (امین امینی، ۱۳۴۷ ه.خ)پاپیون (فرانکلین جی. شافنر، ۱۹۷۳ م)آدم‌برفی (داوود میرباقری، ۱۳۷۳ ه.خ)
اکنون ادامه دارد..قسمت پنجاه و دوم از فصل اولمهمان:احسان عبدی پورمعرفی پادکستدارکساید https://castbox.fm/ch/6905602کتاب و سایر انتشاراتکشف هند (جواهر نعل نهرو،‌ ترجمه محمود تفضلی)شخصیتها (شاعر، نویسنده، بازیگر، کارگردان، خواننده، موسیقدان ….)حزین لاهیجی (شاعر، عارف و دانشمند ایرانی، ۱۱۸۰ - ۱۱۰۳ ه.ق)مهاتما گاندی (حقوق‌دان سوسیالیست، استعمارستیز چپ‌گرا و اخلاق‌شناس سیاسی اهل هند، ۱۹۴۸ - ۱۸۶۹ م)فیلم، سریال، تئاتر ، نمایشنامه و فستیوال…ظرف ناهار (لانچ باکس، ریتش باترا، ۲۰۱۳)اشعار و جملات و عباراتدر بنارس سر هر کوچه چراغی ابدی روشن بودمردمان را دیدمشهرها را دیدمدشت ها را ، کوه ها را دیدمآب را دیدم، خاک را دیدمنور و ظلمت را دیدمو گیاهان را در نور، و گیاهان را در ظلمت دیدمجانور را در نور ، جانور را در ظلمت دیدمو بشر را در نور ، و بشر را در ظلمت دیدم(سهراب سپهری)=============ای وای بر اسیری، کز یاد رفته باشد در دام مانده باشد، صیاد رفته باشد(حزین لاهیجی)=============آواز تیشه امشب از بیستون نیامد شاید به خواب شیرین فرهاد رفته باشد(منتسب به حزین لاهیجی)سایرسامسارا (در آیین بودایی و هندوئیسم چرخه بی‌آغاز تولد مکرر و مردن دوباره و وجود دنیوی در جهانی است که در آن زندگی می‌کنیم. چیزی که تا آنجا که ممکن است باید از آن گریخت. که شخص بودا با آن مخالف بود ولی بعدها در شاخه ای از این آئین که از هندوئیسم تاثیر پذیرفته بود و عملکرد آنرا تحت عنوان کارما و چرخه زندگی را با نام تناسخ پذیرفتند، نقطهٔ مقابل سامسارا یا دنیایی که ما اکنون در آن زندگی می‌کنیم، نیروانا است که هدف کردار بودایی رسیدن به نیرواناست)=============ناماسته (یا نمسکار در هند و نپال به معنی خوشامدگویی و سلام کردن است. ناماسته علاوه بر معنی متداول آن مفهومی مذهبی نیز دارد که عبارت است از «من به آن ذره خدایی که در توست تکریم می‌کنم)
اکنون ادامه دارد..قسمت پنجاه و یکم از فصل اولمهمان: آذرخش مکریبا حضور: رشید کاکاوند معرفی پادکستدارکساید https://castbox.fm/ch/6905602کتاب و سایر انتشاراتچیزی به نام تنبلی وجود ندارد (دون پرایس، ناهید سپهرپور، نشر مون)وقتی هیچ چیز کافی نیست ( جنیفر برهنی والاس، سحر رمضانی یاهوئی، کتاب خوانا)کتاب انعطاف پذیری هیجانی (سوزان دیوید، سوما فتحی، انتشارات میلکان)کتاب امید (خورخه ماریو برگولیو پاپ فرانسیس، ترجمه محمود قلی پور، انتشارات هرمس)شخصیتها (شاعر، نویسنده، بازیگر، کارگردان، خواننده، موسیقدان ….)دکتر آذرخش مکری(روان پزشک)زهرا نعمتی (،عضو تیم‌ملی تیراندازی با کمان بانوان معلول ایران، برنده مدال طلا و برنز پارالمپیک لندن ۲۰۱۲، مدال طلا پارا المپیک ریو ۲۰۱۶، مدال طلا پاراالمپیک ریو ۲۰۲۰،جایزه ورزشکار برتر پارالمپیک لندن، مدال طلا بازی های آسیایی گوانژو ۲۰۱۰، طلا مسابقات ۲۰۱۱ ایتالیا، طلا مسابقات ۲۰۱۲ چک، طلا مسابقات ۲۰۱۳ تایلند، طلا مسابقات ۲۰۱۵ تایلند، نقره مسابقات ۲۰۲۱ چک، طلا مسابقات آسیایی ۲۰۱۴ اینچئون، نقره بازی های پارا آسیایی ۲۰۱۸ جاکارتا، زاده ۱۳۶۴ ه.خ) سید جلال الدین عضد یزدی (معروف به جلال عضد و متخلص به «جلال» شاعر سدهٔ هشتم هجری)اشعار و جملات و عباراتنگارا! با هواداران ز بیزاری چه می‌گویی چو زلفت با گرفتاران چه سر داری، چه می‌گویی مرا گفتی به دشواری بده جان در فراق من سخن گفتی و جان دادم به دشواری چه می‌گوییاگر چشم ترا گویم که بیمارم دلم گوید حکایت پیش بیماران ز بیماری چه می‌گوییطبیبم گفت سنبل بو، که درد دل شود ساکن الا ای طرّه جانان! تو عطّاری چه می‌گوییدلا! هر لحظه می‌گویی که ترک یار می‌گیرمزهی یارا چه می‌گویم زهی یاری چه می‌گوییمرا گفتا که من صد ره ز تو بی‌خودترم زین مِیمرا هشیار خواندی هیچ پنداری چه می‌گویی؟(عضد یزدی)===========کس نیست که تا بر وطن خود گریدبر حال تباه مردم بد گرید دی بر سر مرده‌ای دوصد شیون بودامروز یکی نیست که بر صد گرید(کمال اصفهانی)===========آیم که رُخت بینم و دیدن نگذاری آواز خوشت نیز شنیدن نگذاریاز من طمع صبر چنان است که ماهی از آب برآری و طپیدن نگذاریبگذار که از باغ تو یک میوه بچینم گردد تلف آن میوه که چیدن نگذاریآه از دل آن مرغ که در قید تو افتد هم کشتن او بِهْ که پریدن نگذاریخلقی چو جلال آمده تا روی بیند آن چهره بود حیف که دیدن نگذاری(عضد یزدی)===========اینک من و این باغ به گلگشت روانیم تجریش و تماشاگه ِ پل، گو همه دربند(اخوان ثالث)==========قدرت چو نیست، مردن از زندگیست خوشتر صد بار سر بریده، بهتر ز پر بریده(کلیم)==========ز اندازه بیرون تشنه‌ام ساقی بیار آن آب را اول مرا سیراب کن وآنگه بده اصحاب را«سعدی! چو جورش می‌بری نزدیک او دیگر مرو» ای بی‌بصر! من می‌روم؟ او می‌کشد قلاب را(سعدی)===========دردی از هجر تو دیدم، که ندیدم هرگز و آنچه این بار کشیدم، نکشیدم هرگزکامم این بود که در پای تو میرم روزی مُردم از حسرت و این کام ندیدم هرگز بهر تو بس که شنیدم سخن ناخوش خلق وز تو روزی سخن خوش نشنیدم هرگزباغبانا! مکن از گوشه باغم بیرون که من از باغ تو یک میوه نچیدم هرگزمنم آن بلبل عاشق که چو مرغ خانه بر درت ماندم و جایی نپریدم هرگزجان شیرین ز فراقت به لب آمد چو جلال کز می وصل تو جامی نچشیدم هرگز(عضد یزدی)==========ای دوست! جهان دمی ست و آن دم هیچ است بر عمر مبند دل، که آن هم هیچ است گر تو دهن و میان جانان بینی معلوم تو گردد که دو عالم هیچ است(عضد یزدی)==========زد شمع جهان بر دل من دی ناری در سوز و گداز از آن شدم دیناری گفتا: که به بی دلی شدی دیناری گفتم که شدم بیدل و بی دین آری(عضد یزدی)==========بتا بستان زمستان می زمستان بتابستان زمستان می تو مستان!
اکنون ادامه دارد..قسمت پنجاهم از فصل اولمهمان: صادق حسن نیلبا حضور: رشید کاکاوند معرفی پادکستدارکساید https://castbox.fm/ch/6905602شخصیتها (شاعر، نویسنده، بازیگر، کارگردان، خواننده، موسیقدان ….)صادق حسن نیا (دکترای بیوشیمی بالینی، دانشیار دانشکده علوم زیستی)اشعار و جملات و عباراتحرمت پیر مغان بر همه کس واجب استسرزده داخل مشو میکده حمام نیست(شفیعای شیرازی)————با زبان شمع می گویند در محفل سخن هرچه میپرسی جوابش را به ابرو می دهد زآتش می گشت چشم کافرش دلخواه ترهمچو بادامی که بحر تقویت بود می دهند(شفیعای شیرازی)————از لطف توام آنچه ضرور است مهیاست آن چیز که امروز ندارم فرداست(شفیعای شیرازی)———-باشند خواجه ها همه بد خو و تنگ دل چون تمبر هندی اند، ترش رو و سنگ دل(شفیعای شیرازی)———شب که یادن مجلس افروز دل بی تاب بوداز هجوم گریه طوق گردنم گرداب بود شب به خوابم می نمایدآنچه پیش آید به روز بی غمی در ملک غفلت هم اثر نایاب بود (شفیعای شیرازی)———— اظهار عجز پیش ستم پیشگان خطاست اشک کباب موجب طغیان آتش اشت(شفیعای شیرازی)————بهر فردا رزق امشب را چه میداری نگاههر چه شد امروز پیدا روز دیگر قحط نیست گر اثر مرد از جفای عشق جانان را چه غمداغ بر دل، پای بر گل، دست بر سر قحط نیست(شفیعای شیرازی)————در مشورت سرآمد هر قوم را طلب از زیر دست چاره مجو، عقل در سر است دل را نگاه دار که اینجاست جای عشق در صف، مقام پادشاهان قلب لشکر استدارند بسکه خلق به صاحب زر اعتقادهرکس که مالک دو درم شد ابوذر است(شفیعای شیرازی)————— خموشی پرده داری می کند عیب سخن گو راکه الکن را زبان هرگز به ناگفتن نمی گیرد(شفیعای شیرازی)—————در گنه باشد مکافات فقیران بیشترمفلس از صاحب درم ماند به زندان بیشتررفته اند از یاد چرخ پیر ارباب سخنمی شود در انتهای عمر نسیان بیشتر(شفیعای شیرازی)————میهمان گرچه عزیز است ولی همچو نفسخفه می سازد اگر آید و بیرون نرود
اکنون ادامه دارد..قسمت چهل و نهم از فصل اولمهمان: فرهاد نیلیبا حضور: امیرحسین ماحوزی معرفی پادکستدارکساید https://castbox.fm/ch/6905602کتاب و سایر انتشاراتسرگذشت انسان خاستگاه های ثروت و نابرابری (ادد گلر، علیرضا شفیعی نسب، ترجمان)ساختار دگرگونی در تاریخ اقتصادی (داگلاس نورث، غلام‌رضا آزاد ارمكی، نشر نی)ابر تهدیدها (نوریل روبینی، وحید موسوی داور، انتشارات دکسا)انقلاب با شکوه (گلاریس سوییشر، مهدی حقیقت خواه، نشر ققنوس)انقلاب صنعتی (جیمز آ کوریک، مهدی حقیقت خواه، نشر ققنوس)شخصیتها (شاعر، نویسنده، بازیگر، کارگردان، خواننده، موسیقدان ….)فرهاد نیلی (اقتصاددان، مدرس دانشگاه و سیاستمدار ایرانی، زاده ۱۳۴۱ ه.خ)آدام اسمیت ( فیلسوف اخلاق‌گرای اسکاتلندی در دوران روشنگری اسکاتلند، از او به عنوان پیش‌گام در اقتصاد سیاسی و «پدر علم اقتصاد مدرن» یاد می‌شود، ۱۷۹۰ - ۱۷۲۳ م)اشعار و جملات و عباراتهمه چیز را همگان دانند و همگان هنوز از مادر نزاده اند(بزرگمهر)===========می‌نیندیشیم آخر ما بهوش کین خلل در گندمست از مکر موش موش تا انبارِ ما حفره زدست وز فنش انبار ما ویران شدستاوّل ای جان دفع شَرِّ موش کن وانگهان در جمع گندم جوش کنبشنو از اخبار آن صدر الصّدور لا صَلوةَ تَمَّ اِلّا بِالحُضور گر نه موشی دزد در انبار ماست!گندم اعمالِ چل ساله کجاست؟(مولوی)===========به راحت نفسی، رنج پایدار مجوی شب شراب نیرزد به بامداد خمار به اوّل همه کاری تأمل اولی‌تر بکنوگرنه پشیمان شوی به آخر کار(سعدی)
اکنون ادامه دارد..قسمت چهل و هشتم از فصل اولمهمان: امید قبادیبا حضور: رشید کاکاوند معرفی پادکستدارکساید https://castbox.fm/ch/6905602کتاب و سایر انتشارات۸۵ تکنیک (شیوه‌های اصولی و نوین رویارویی با خانواده‌های افراد مرگ مغزی، دکتر امید قبادی، دکتر کتایون نجفی زاده، نشر اندیشه سرا)شخصیتها (شاعر، نویسنده، بازیگر، کارگردان، خواننده، موسیقدان ….)دکتر امید قبادی (نایب رئیس انجمن اهدای عضو ایرانیان، مدرس بین المللی روش های اصولی رویارویی با افراد مرگ مغزی، زاده ۱۳۴۳ ه.خ)دکتر کتایون نجفی زاده (فوق تخصص بیماری های ریوی و مدیر عامل انجمن اهدای عضو ایرانیان، برنده جایزه بانوی برتر جهان در فعالیت اهدا عضو و پیوند اعضا در سال ۲۰۲۴)عسل بدیعی (بازیگر ایرانی، ۱۳۹۲ - ۱۳۵۶ ه.خ)میرزا رضی الدین آرتیمانی (متخلص به رضی، از شاعران و عارفان مشهور دوران صفویه، ۱۰۳۷ - ۹۷۸ ه.ق)فیلم، سریال، تئاتر ، نمایشنامه و فستیوال…بودن یا نبودن (کیانوش عیاری، ۱۳۷۷)سایر*در صورت علاقه به داشتن کارت اهدای عضو عدد ۷ رو یه شماره ۳۴۳۲ پیامک کنید *اشعار و جملات و عباراتزندگی درک همین اکنون است زندگی شوق رسیدن به همان فردایی است که نخواهد آمد تو نه در دیروزی، و نه در فردایی ظرف امروز، پر از بودن توست شاید این خنده که امروز، دریغش کردی آخرین فرصت همراهی با، امید است(سهراب سپهری)==================درین بوستانم نه هایی نه هویی درین گلستانم نه رنگی نه بویی چه کردم چه گفتم چه دیدی که هرگزنیایی نپرسی نخواهی نجویی دویدیم چون آب بر روی عالم ندیدیم در هیچ آب رو‌یی نکردیم هرگز کسی را سلامی رسیدیم هرجا، کشیدیم هویی چه شوری است در سر رضی را ندانم که پیوسته دارد به خود گفتگویی(رضی)================دست شوقی با گریبان آشنا می‌خواستیم جامهٔ جان در غم عشقی فنا می‌خواستیم دیده گریان، سینه سوزان، دل تپان، جان مضطرب شکر للّه یافتیم آنچ از خدا می‌خواستیممعتکف بوده است در جان آنکه جان جویاش بود هم‌نشین بودست با ما آنکه ما می‌خواستیم(رضی)===============همه دردم همه داغم همه عشقم همه سوزم همه در هم گذرد هر مه و سال و شب و روزم وصل و هجرم شده یکسان همه از دولت عشقت چه بخندم چه بگریم چه بسازم چه بسوزم گفتنی نیست که گویم ز فراقت به چه حالم حیف و صد حیف که دور از تو ندانی به چه روزم دست و پایم طپش دل همه از کار فکنده چشم بر جلوهٔ دیدار نیفتاده هنوزم غصهٔ‌ بی‌غمیم داغ کند ور نه بگویم داغ بی‌دردیم از پا فکند ور نه بسوزم رضیم، جملهٔ آفاق فروزان ز چراغم همچو مه، چشم به دریوزهٔ خورشید ندوزم(رضی)================آنجا که وصف آن قد و بالا نوشته‌ایم اقرار عجز خویش همانجا نوشته‌ایم حاصل، دمی زیاد تو غافل نبوده‌ایم یا گفته‌ایم حرف غمت یا نوشته‌ایم از سوز اشتیاق نیارم که دم زنم کاتش گرفته دست و قلم تا نوشته‌آیمشد پشت و روی نامه سیه با وجود آن از صد هزار حرف یکی نانوشته‌ایم(رضی)================الهی به مستان میخانه‌ات به عقل آفرینان دیوانه‌اتبه نور دل صبح خیزان عشق ز شادی به انده گریزان عشق به رندان سر مست آگاه دل که هرگز نرفتند جز راه دلبه انده‌پرستان بی پا و سر به شادی فروشان بی شور و شرکه خاکم گل از آب انگور کن سرا پای من آتش طور کنخدا را به جان خراباتیان کزین تهمت هستیم وارهان به میخانهٔ وحدتم راه ده دل زنده و جان آگاه ده که از کثرت خلق تنگ آمدم به هر جا شدم سر به سنگ آمدم بیا ساقیا می بگردش در آر که دلگیرم از گردش روزگار مئی ده که چون ریزیش در سبو بر ‌آرد سبو از دل آواز هو از آن می که در دل چو منزل کند بدن را فروزان‌تر از دل کند از آن می که گر عکسش افتد به باغ کند غنچه را گوهر شبچراغ از آن می که گر شب ببیند به خواب چو روز از دلش سر زند آفتاب از آن می که گر عکسش افتد به جان توانی به جان دید حق را عیانبیا تا سری در سر خم کنیم من و تو، تو و من، همه گم کنیمپریشان دماغیم، ساقی کجاست شراب ز شب مانده باقی کجاست(رضی)================مرا گویی که چونی؟ چونم ای دوست جگر پر درد و دل پر خونم ای دوست حدیث عاشقی بر من رها کنتو لیلی شو،که من مجنونم ای دوست بفریادم ز تو، هر روز، فریاد از این فریاد روز افزونم ای دوستشنیدم عاشقان را می نوازی مگر من زان میان بیرونم ای دوست؟ تو گفتی: گر بیفتی گیرمت دست از این افتاده تر کاکنونم ای دوست؟ غزلهای نظامی بر تو خواندم نگیرد در تو هیچ افسونم ای دوست(نظامی)
اکنون ادامه دارد..قسمت چهل و هفتم از فصل اولمهمان: امیر خادمبا حضور: احسان عبدی پور معرفی پادکستدارکساید https://castbox.fm/ch/6905602کتاب و سایر انتشاراتبازگشت به رام الله (مرید برغوثی، هاجر زمانی، انتشارات کتابستان معرفت)فرانکشتاین در بغداد (احمد سعداوی، امل نهبانی، انتشارات نیماژ)صلحی که همه صلح ها را بر باد داد ( دیوید فرامکین، حسن افشار، انتشارات ماهی)ایران بین دو انقلاب (یرواند آبراهامیان، احمد گل محمدی، نشر نی) قبله عالم (عباس امانت، حسن کامشاد، انتشارات کارنامه) ایران برآمدن رضاخان (سیروس غنی، حسن کامشاد، انتشارات نیلوفر)ایدئولوژی نهضت مشروطیت ایران (فریدون آدمیت، انتشارات گستره)تاریخ بیداری ایرانیان (ناظم الاسلام کرمانی، انتشارات امیرکبیر)شخصیتها (شاعر، نویسنده، بازیگر، کارگردان، خواننده، موسیقدان ….)امیر خادم (کارشناس ارشد ادبیات انگلیسی، دکترای ادبیات تطبیقی از دانشگاه آلبرتا، استاد دانشگاه، پادکستر)علی بندری (پادکستر)جلال خالقی مطلق ( ادیب، زبان‌شناس، ایران‌شناس و شاهنامه‌پژوه ایرانی، زاده ۱۳۱۶ ه.خ)احسان یارشاطر (نویسنده و تاریخ‌نگار ایرانی، بنیان‌گذار و سرویراستار دانشنامهٔ ایرانیکا، بنیان‌گذار مرکز مطالعات ایران‌شناسی و استاد بازنشستهٔ مطالعات ایرانی در دانشگاه کلمبیا، ۱۳۹۷ - ۱۲۹۹ ه.خ)پادکست فردوسی خوانیماجرای مشروطهچنل بیبی پلاس
اکنون ادامه دارد..قسمت چهل و ششم از فصل اولمهمان: مجتبی شکوری معرفی پادکستدارکساید https://castbox.fm/ch/6905602کتاب و سایر انتشاراتپایان ناخرسندی؟ (تاد مک گوان، امیرعلی محمدی، نازنین شهبازی، نشر ققنوس)یا این یا آن (کییِر کگارد، صالح نجفی، نشر مرکز)کتاب قهرمان هزار چهره (جوزف کمبل، شادی خسرو پناه، انتشارات گل آفتاب)تو، آن هستی (جوزف کمبل، مینا غرویان، انتشارات دوستان)شخصیتها (شاعر، نویسنده، بازیگر، کارگردان، خواننده، موسیقدان ….)مجتبی شکوری (لیسانس مهندسی مکانیک از دانشگاه صنعتی شریف و دکترای علوم سیاسی از دانشگاه تهران، زاده ۱۳۶۶ ه.خ)هانری کربن (فیلسوف، ایران‌شناس و اسلام‌شناس فرانسوی، ۱۹۷۸ - ۱۹۰۳ م)فرانسیس بیکن (فیلسوف، سیاستمدار، دانشمند، حقوق‌دان و نویسنده انگلیسی، ۱۶۲۶ - ۱۶۱۷ م)سورن کییِرکگارد (نویسنده، الهی دان، شاعر و فیلسوف دانمارکی،‌ از وی به‌عنوان پدر اگزیستانسیالیسم یاد می‌شود، ۱۸۵۵ - ۱۸۱۳ م)جوزف کمبل (اسطوره‌شناس آمریکایی، ۱۹۸۷ - ۱۹۰۴ م)فیلم، سریال، تئاتر ، نمایشنامه و فستیوال…مری و مکس (آدام اِلیوت، ۲۰۰۹)جهان با من برقص (سروش صحت، ۱۳۹۷)صبحانه با زرافه‌ها (سروش صحت، ۱۴۰۲)سایرکینتسوگی (اتصال با طلا، هنری ژاپنی است که در آن قطعات شکسته سفال و کوزه را با ماده‌ای شامل پودر طلا به هم چسبانده و تعمیر می‌کنند، فلسفه کینتسوگی می‌تواند به عنوان نمایشی از فلسفهٔ ژاپنی وابی-سابی ،عدم کمال، پذیرا شدن کاستی، به حساب آید)زروان (زَروان یا زُروان به معنی زمان و نام یکی از ایزدان آئین مزدیسناست)اشعار و جملات و عباراتاز کران تا به کران، لشکر ظُلم است ولی از اَزَل تا به اَبَد، فرصتِ درویشان است(حافظ)----------هر لحظه که تسلیمم در کارگه تقدیرآرام تر از آهو بی باک تر از شیرم هر لحظه که می کوشم در کار کنم تدبیر رنج از پی رنج آید زنجیر پی زنجیر(معین کرمانشاهی)----------دو چیز طَیرهٔ عقل است، دم فرو بستن به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشی (سعدی)----------قطره را تا که به دریا جایى‏ست‏ پیش صاحبنظران دریایى‏ست‏ ور ز دریا به کنار آید زود شود آن قطره ناچیز که بود قطره دریاست اگر با دریاست‏ ورنه او قطره و دریا دریاست‏(فخر الدین مزارعی)
اکنون ادامه دارد..قسمت چهل و پنجم از فصل اولمهمان: فرامرز پارسیبا حضور : امیرحسین ماحوزیمعرفی پادکستدارکساید https://castbox.fm/ch/6905602کتاب و سایر انتشاراتعبور از صحاری ایران (آلفونس گابریل، فرامرز نجد سمیعی)شخصیتها (شاعر، نویسنده، بازیگر، کارگردان، خواننده، موسیقدان ….)فرامرز پارسی (فوق لیسانس معماری و شهرسازی ـ دانشگاه علم و صنعت ایران، معمار، مرمتگر، مدرس دانشگاه، زاده ۱۳۴۲ ه.خ)آلفونس گابریل (جغرافی‌دان، محقق و سفرنامه‌نویس اتریشی، ۱۹۷۶ - ۱۸۹۴ م)فیلم، سریال، تئاتر ، نمایشنامه و فستیوال…علت مرگ نامعلوم (علی زرنگار، ۱۴۰۳ ه.خ)سایرامپرسیونیسم (جنبش هنری گروه بزرگی از نگارگران آزاداندیش و نوآور فرانسه بود که در دهه‌های۱۸۶۰ و ۱۹۰۰ به سرعت در کشورهای غربی دیگر پدید آمد و ظهور کرد و خیلی زود جهانگیر شد. در این شیوه هنرمند تلاش دارد با کمک ضربات پیاپی و شکستهٔ قلم‌مو و به کار بردن لخته‌رنگ‌های تجزیه شده و تابناک که ارتعاش تشعشعات نور خورشید را در ذهن تداعی می‌کند، دریافت و برداشت مستقیم خود را از دیده‌های زودگذر به‌شکلی رؤیاگونه به تصویر کشد. در روش دریافتگری، اصول مکتبی طراحی دقیق، سایه‌روشن‌کاری، ژرفانمایی فنی و ترکیب‌بندی متعادل و معماری‌گونه رعایت نمی‌شود.)اشعار و جملات و عباراتآری، آری، زندگی زیباست زندگی آتشگهی دیرینه پابرجاست گر بیفروزیش رقص شعله اش در هر کران پیداست ورنه، خاموش است و خاموشی گناه ماست(سیاوش کسرایی)————کار عالم عبرت است و حسرتست حیرت اندر حیرت اندر حیرتست هر زمان این راه بی‌پایان تر است خلق هر ساعت درو حیران تر است هیچ دانی راه رو چون دید راه هرکه افزون رفت افزون دید راه(عطار)————غرض نقشی ست کز ما باز ماند که هستی را نمی بینم بقایی مگر صاحبدلی روزی به رحمت کند در حق مسکینان دعایی(سعدی)————در بیانِ این سه، کَم جُنبان لبت از ذَهاب و از ذَهَب، وَز مَذهبت کین سه را خصمست بسیار و عدو در کمینت ایستد چون داند او ور بگویی با یکی دو الوداع کل سر جاوز الاثنین شاع(مولوی)
اکنون ادامه دارد..قسمت چهل و چهارم از فصل اولمهمان: حسن معجونی با حضور: رشید کاکاوندمعرفی پادکستدارکساید https://castbox.fm/ch/6905602کتاب و سایر انتشاراتدایی وانیا (آنتون چخوف، هوشنگ پیر نظر، نشر قطره)مرغ دریایی (آنتون چخوف، کامران فانی، نشر قطره)سه خواهر (آنتون چخوف، سعید حمیدیان کامران فانی، نشر قطره)باغ آلبالو (آنتون چخوف، سیمین دانشور، نشر قطره)پیرمرد و دریا(ارنست همینگوی، ترجمه احمد کسایی پور، نشر هرمس)مرد بالشی (مارتین مک دونا، امیر امجد)ستوان آینیشمور (مارتین مک دونا، زهرا جواهری)غرب غم زده ( مارتین مک دونا، بهرنگ رجبی)مامورین اعدام ( مارتین مک دونا، بهرنگ رجبی)شخصیتها (شاعر، نویسنده، بازیگر، کارگردان، خواننده، موسیقدان ….)حسن معجونی (بازیگر و کارگردان تئاتر ایرانی، زاده ۱۳۴۷ ه.خ)محمد طالب آملی (از شاعران بزرگ پارسی و طبری سرا سدهٔ یازدهم قمری است. او در ریاضیات، اخترشناسی، حکمت و عرفان دستی قوی داشته یکی از تواناترین شاعران سبک هندی است، ۱۰۳۶ - ۹۹۴ ه.ق)فیلم، سریال، تئاتر ، نمایشنامه و فستیوال…راننده تاکسی (مارتین اسکورسیزی، ۱۹۷۶ م)موسیقی ( آلبوم، جشنواره ها ، موسیقی فیلم و ... )آینه (فرهاد مهراد، اردلان سرفراز، حسن شماعی زاده، تنظیم منوچهر اسلامی، ۱۳۵۰ ه.خ)اشعار و جملات و عباراتوقتِ ضرورت چو نَمانَد گریز دست بگیرَد سَرِ شَمشیرِ تیز(سعدی)————-۱آن طفل یتیمم که ز بس بی‌کسم، از باد دریوزه کنم جنبش گهواره خود را۲از ضعف به هر جا که نشستیم، وطن شد وز گریه به هر سو که گذشتیم، چمن شد جان دگرم بخش، که آن جان که تو دادی چندان ز غمت خاک به سر ریخت که تن شد پیراهنی از تار وفا دوخته بودم چون تاب جفای تو نیاورد، کفن شدهر سنگ که بر سینه زدم، نقش تو بگرفتآن هم صنمی بهر پرستیدن من شد عشاق تو هر یک به نوایی ز تو خوشنود گر شد ستمی بر سر کوی تو، به من شد از حسرت لعل تو ز خون مژه طالب چندان یمنی ریخت که گجرات، یمن شد۳در غربت مرگ بیم تنهایی نیستیاران عزیز آن طرف بیش‌ترند۴من کیستم آخر ز کجا می‌آیم کآشفته چو طره صبا می‌آیم مانا که به خواب دیده باشم خود را خوش در نظر خود آشنا می‌آیم۵مرگ جان می‌دهد از حسرت افسردنِ ما گور لب می‌مکد از چاشنی مردنِ ماهر نفس میکند از دیده ما جذب سرشکخاک گویی شده افیونی خون خوردن ما۶نارسا بختم وگرنه همتم کوتاه نیستاوج عنقا گیرم از بال مگش باشد مرامن چراغم کشتنم را حاجت شمشیر نیست میتوان افشاند دامان که بس باشد مرا ۷هوشمندی جگر آسایی و جان فرسایی استبر جنون زن که در او چاشنی رسوایی است به عبارات حکیمانه دل از دست مدهزان که چون قول کنی محض دکان آرایی است۸ما حذر از برق چشم زخم نداریم خرمن ما را تمام دانه سپند است تلخ تر از زهر چیست چاشنی صبرتلخ تر از هر دو نوش داروی پند است(طالب آملی)-----------------آهوی کوهی در دشت چگونه دودااو ندارد یار بی یار چگونه بودا(ابوحفص سغدی)
اکنون ادامه دارد..قسمت چهل و سوم از فصل اولمهمان: امیر نصریبا حضور: امیرحسین ماحوزیمعرفی پادکستدارکساید https://castbox.fm/ch/6905602کتاب و سایر انتشاراتحیوان قصه گو (جاناتان گاتشال، عباس مخبر، نشر مرکز)نقاش مرده ها (امیر نصری، نشر چشمه)بوف کور (صادق هدایت، ۱۳۱۵ ه.خ)میان ساعت و بستر (امیر نصری، نشر چشمه)آسیا در برابر غرب (داریوش شایگان) بیچارگان (فیودور داستایفسکی، ۱۸۴۶ م)یادداشت‌های زیرزمینی (فیودور داستایفسکی، ۱۸۶۴ م)جنایت و مکافات (فیودور داستایفسکی، ۱۸۶۶ م)ابله (فیودور داستایفسکی، ۱۸۶۹ م)جن زدگان ( یا شیاطین، فیودور داستایفسکی، ۱۸۷۳ م)برادران کارامازوف (فیودور داستایفسکی، ۱۸۷۹ م) آخرین روزهای یک محکوم به اعدام (ویکتور هوگو، ۱۸۲۹ م)پوست در برابر پوست (امیر نصری، نشر چشمه)در آغاز رنج بود (امیر نصری، نشر چشمه)اتاق زجر (امیر نصری، نشر چشمه)تصویر و کلمه (امیر نصری، نشر چشمه)گذر از تاریخ هنر به علم تصویر (امیر نصری، پژوهشکده هنر)حکمت شمایل های مسیحی (امیر نصری، نشر چشمه)شخصیتها (شاعر، نویسنده، بازیگر، کارگردان، خواننده، موسیقدان ….)امير نصري (دكتري فلسفه‌ی هنر، نویسنده و پژوهشگر، دانشيار فلسفه‌ی هنر دانشگاه علامه طباطبايي و استاد مدعو دانشگاه ، زاده ١٣٥٨ ه.خ)اتو واربورگ ( زیست‌شناس آلمانی برنده جایزه نوبل فیزیولوژی و پزشکی در سال ۱۹۳۱ به خاطر کشف مکانیسم آنزیم، ۱۹۷۰ - ۱۸۸۳ م)محمدرضا شفیعی کدکنی (استاد ممتاز دانشگاه تهران، ادیب، نویسنده، پژوهشگر و شاعر ایرانی، زاده ۱۳۱۸ ه.ش)ابوالحسن شیرازی (سیاستمدار و دیپلمات ایرانی بود که دو بار به‌عنوان وزیر امور خارجه خدمت کرد؛ نخست از ۱۸۲۴ تا ۱۸۳۴ میلادی، و بار دیگر از ۱۸۳۸ تا هنگام مرگش در ۱۸۴۵ ، ۱۸۴۵ - ۱۷۷۶ م)فیودور داستایفسکی (نویسنده ی روسی، ۱۸۲۱ - ۱۸۸۱ م)فرانتس کافکا (نویسنده یهودی چکی-اتریشی آلمانی‌زبان، ۱۹۲۴ - ۱۸۸۳ م)توماس مان (نویسنده آلمانی، برنده نوبل ادبیات در سال ۱۹۲۹، ۱۹۵۵ - ۱۸۷۵ م)ساموئل بکت (نمایشنامه‌نویس، رمان‌نویس و شاعر اهل ایرلند، ۱۹۸۹ - ۱۹۰۶ م)مارسل پروست (نویسنده و مقاله‌نویس فرانسوی، ۱۹۲۲ - ۱۸۷۱ م)فیلم، سریال، تئاتر ، نمایشنامه و فستیوال…پرواز برفراز آشیانهٔ فاخته (که در ایران به نام دیوانه از قفس پرید معروف است، میلوش فورمن، ۱۹۷۵ م)آگراندیسمان (میکل‌آنجلو آنتونیونی، ۱۹۶۶ م)سایرمونا لیزا (که به لبخند ژوکوند هم معروف است، نام یکی از پرآوازه‌ترین تابلوهای نقاشی لئوناردو داوینچی هنرمند مشهور ایتالیایی است که با رنگ روغن بر روی صفحه چوب سپیدار نقاشی شده است)کیچ (واژه‌ای آلمانی به معنی پر زرق و برق، چشم پرکن، آبکی و پرطمطراق است. این واژه به آثار هنری گفته می‌شود که در مقیاس انبوه تولید می‌شوند و تقلید ناموفقی از استانداردهای زیباشناسی فرهنگ نخبه هستند)اشعار و جملات و عباراتدر خَمِ زلف تو آن خالِ سیه دانی چیست؟ نقطهٔ دوده که در حلقه جیم افتادست(حافظ)------------------چشم خود بستم ! که دیگر چشم مست اش ننگرمناگهان دل داد زد؛. دیوانه. من می بینم اششهریار------------------دو سر انگشت بر دو چشم نه هیچ بینی از جهان انصاف ده گر نبینی این جهان معدوم نیست عیب جز ز انگشت نفس شوم نیستمولوی------------------ما از فرط دیدن، گاهی نمیبینیم!------------------ما نمانیم و عکسمان ماندکار دنیا همیشه برعکس است------------------جان پذیران چه بی‌نوا چه به برگهمه در کشتی‌اند و ساحل مرگ
اکنون ادامه دارد..قسمت چهل و دوم از فصل اولمهمان: هوشنگ مرادی کرمانی با حضور: رشید کاکاوندمعرفی پادکستدارکساید https://castbox.fm/ch/6905602کتاب و سایر انتشاراتقصه‌های مجید (هوشنگ مرادی کرمانی، انتشارات معین)نشستن واژه در قصه (هوشنگ مرادی‌کرمانی، حسین نیر، فرهنگستان زبان و ادب فارسی)گوشواره (فیلم نامه، (هوشنگ مرادی‌کرمانی)نوشته های پراکنده (صادق هدایت)کوچه (احمد شاملو)شوهر آهو خانم(علی محمد افغانی، ۱۳۴۰)بچه‌های قالیباف خانه (هوشنگ مرادی کرمانی، انتشارات معین)مشت بر پوست (هوشنگ مرادی کرمانی، انتشارات معین)مهمان مامان (هوشنگ مرادی کرمانی، نشر نی)مربای شیرین (هوشنگ مرادی کرمانی، انتشارات معین)نه تر و نه خشک (هوشنگ مرادی کرمانی، انتشارات معین)پلو خورش (هوشنگ مرادی کرمانی، انتشارات معین)کتاب شما که غریبه نیستید (هوشنگ مرادی کرمانی، انتشارات معین)پاریس جشن بیکران (ارنست همینگوی)شخصیتها (شاعر، نویسنده، بازیگر، کارگردان، خواننده، موسیقدان ….)هوشنگ مرادی کرمانی (نویسنده، داستان‌نویس و فیلمنامه نویس ایرانی، نویسنده مجموعه داستان های قصه های مجید، زاده ۱۲۳ ه.خ)صادق چوبک (نویسندهٔ ایرانی، ۱۳۷۷ - ۱۲۹۵ ه.خ)اسماعیل تاج الدین باخرزی (شاعر فارسی‌زبان قرن ششم هجری از باخرز نیشابور)خاقانی(شاعر ایرانی، ۵۹۵ - ۵۲۰ ه.ق)فیلم، سریال، تئاتر ، نمایشنامه و فستیوال…قصه‌های مجید (تهیه‌کنندگی، کارگردانی و نویسندگی کیومرث پوراحمد بر پایهٔ کتابی به همین نام از هوشنگ مرادی کرمانی، ۱۳۶۹ ه.خ)مهمان مامان (داریوش مهرجویی، ۱۳۸۲ ه.خ)مربای شیرین (مرضیه برومند، ۱۳۸۰ ه.خ)سایرجایزه هانس کریستیان آندرسن (که گاه جایزه نوبل کوچک هم خوانده می‌شود، جایزه‌ای است بین‌المللی که هر دو سال یک بار از طرف دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان به مؤلفان در زمینه ی ادبیات کودک تعلق می‌گیرد)اشعار و جملات و عباراتامشب به قصه ی دل من گوش می کنی فردا مرا چو قصه فراموش می کنی(هوشنگ ابتهاج)————————تو به من خنديدي و نمي دانستي من به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدم باغبان از پي من تند دويد سيب را دست تو ديد غضب آلود به من كرد نگاه سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك و تو رفتي و هنوز، سالهاست كه در گوش من آرام آرام خش خش گام تو تكرار كنان مي دهد آزارم و من انديشه كنان غرق در اين پندارم كه چرا باغچه كوچك ما سيب نداشت(حمید مصدق)———————ﻟﺐ ﺑﻮم اوﻣﺪی رخ ﺗﺎزه ﻛﺮدی ﻗﺪت را ﺑﺎ ﻗﺪم اﻧﺪازه ﻛﺮدی ﺗﻮ ﻛﻪ ﭘﻮﺷﻴﺪه ای رﺧﺖ ﻋﺮوﺳﻰ مکش سرمه ﻛﻪ داﻏﻢ ﺗﺎزه ﻛﺮدی(شعر محلی)———————ستاره آسمون میشمارم امشوبه بالینم میا بیمارم امشو به بالینم میا ای یار شیرینتموم دشمنا بیدارن امشو—————دو چشمان گلم جفت ستاره دکان سرمه را کرده اجاره اگر یک شب بخواب من بیایه خدا بخشد به من عمر دوباره—————در عشق تو خون خوردن و غم، سود نداشتدر صبر گریختیم هم سود نداشتهر حیله که آدمی تواند کردن من با تو بکردم ای صنم سود نداشت(باخرزی)—————جان گر ز غمت چو ابر بهمن گریدوز رنج به صد هزار شیون گریدکو دشمن من تا به من اندر نگردپس بنشیند به درد و بر من گرید(باخرزی)—————نزدیک من ای راحت جانم که توییتو آمده ایی و من بر آنم که توییآخر بر من سوخته ی ساخته دلچندان بنشین که من بدانم که تویی(باخرزی)—————چاکر چو همه نقش خیال تو نگاشتاین فرغت دردناک را چشم نداشتآسوده بدم با تو فلک نپسندید خوش بود مرا با تو زمانه نگذاشت(باخرزی)—————ترسم که اشک در غمِ ما پرده‌در شود وین رازِ سر به مُهر به عالَم سَمَر شود(حافظ)——————در این بازار اگر سودی‌ست، با درویش خرسند است خدایا منعَمم گردان به درویشی و خرسندی(حافظ)—————ای تهی‌دست رفته در بازار ترسمت پُر نیاوری دستار(سعدی)—————لاله‌رخا! سمن‌برا! سروِ روان کیستی؟ سنگ‌دلا! ستم‌گرا! آفتِ جانِ کیستی؟ تیرقدی، کمان‌کِشی، زُهره‌رُخی و مه‌وشی جانْت فدا که بس خوشی، جان و جهانِ کیستی؟ از گُل سرخ رسته‌ای، نرگس دسته بسته‌ای نرخِ شکر شکسته‌ای، پسته‌دهانِ کیستی؟ ای تو به دلبری سَمَر، شیفتهٔ رُخَت قَمَر بسته به کوه بر کمر، موی‌میانِ کیستی؟ دام‌نهاده می‌روی، مست ز باده می‌روی مشت‌گشاده می‌روی، سخت‌کمانِ کیستی؟ شهد و شکر، لبانِ تو، جمله جهان، از آنِ تو در عجبم به جانِ تو، تا خود از آنِ کیستی؟——————در مسلخ عشق جز نکو را نکشند لاغر صفتان زشت خو را نکشند گر عاشق صادقی ز کشتن مگریز مردار بود هر آنکه او را نکشند—————مهر تو برون آستان اندازم خاک از ستمت بر آسمان اندازم بشکافم سینه و برون آرم دل تا مهر تو در پیش سگان اندازم
اکنون ادامه دارد..قسمت چهل و یکم از فصل اولمهمان: مهری بهفر با حضور: امیرحسین ماحوزیمعرفی پادکستدارکساید https://castbox.fm/ch/6905602کتاب و سایر انتشاراتشاهنامه (اثر ابوالقاسم فردوسی حماسه‌ای منظوم، بر حسب دست‌نوشته‌های موجود دربرگیرندۀ نزدیک به ۵۰٬۰۰۰ تا ۶۱٬۰۰۰ بیت و یکی از بزرگ‌ترین و برجسته‌ترین سروده‌های حماسی جهان، ۳۸۸ ه.خ)شاهنامهٔ فردوسی: تصحیح انتقادی و شرح یکایک ابیات (مهری بهفر، نشر نو)آنا کارنینا(لئو تولستوی، ۱۸۷۸ م)نشریه رود (نشریه‌ای است مختص معرفی کتاب، شامل معرفی جدیدترین کتاب‌های منتشرشده، نه‌چندان جدیدها و کتاب‌های همیشه خواندنی و ماندنی که روزی بالاخره باید خواندشان، صاحب امتیاز و مدیر مسوول مهری بهفر)شخصیتها (شاعر، نویسنده، بازیگر، کارگردان، خواننده، موسیقدان ….)مهری بهفر (نویسنده، پژوهشگر و مدرس ادبیات فارسی است که مقالات متعددی در زمینه‌های شعر کلاسیک، شعر و داستان معاصر و تاریخ شفاهی زنان ایران منتشر کرده است. او تصحیح انتقادی و شرح ابیات شاهنامه فردوسی را در پنج دفتر منتشر کرده و سردبیر نشریه تخصصی معرفی کتاب «رود» است. همچنین، ویرایش کتاب «شاهنامه در دو بازخوانی، شاهرخ مسکوب» نیز از کارهای اوست)ابوالقاسم فردوسی (شاعر حماسه‌سرای ایرانی و سرایندهٔ شاهنامه، حماسهٔ ملی ایران، بزرگ‌ترین چکامه‌سرای پارسی‌گو، حکیم سخن و حکیم توس، ۴۰۳–۳۱۹ ه‍.خ)فیلم، سریال، تئاتر ، نمایشنامه و فستیوال…مسافران (بهرام بیضایی، ۱۳۷۰ ه.خ)موسیقی ( آلبوم، جشنواره ها ، موسیقی فیلم و ... )آداجیو (آلبینونی، نام یکی از قطعه‌های معروف باروک است که توسط توماسو آلبینونی برای سازهای زهی، ویولن سولو و ارگ نوشته شده‌است. این اثر اولین بار توسط رمو جیازوتو در سال ۱۹۵۸ منتشر شد)اشعار و جملات و عباراتنوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی سنگ‌دل این زودتر می‌خواستی حالا چرا.آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می‌کند در شگفتم من نمی‌پاشد ز هم دنیا چرا(شهریار)—————ستم نامهٔ عزل شاهان بود چو درد دل بیگناهان بود(فردوسی)—————چنین شهریاری و بخشنده‌ای به گیتی ز شاهان درخشنده‌ای نکرد اندرین داستانها نگاه ز بدگوی و بخت بد آمد گناه(فردوسی)—————برفت شوکت محمود و در زمانه نماند جز این فسانه که نشناخت قدر فردوسی(جامی)————
اکنون ادامه دارد..قسمت چهلم از فصل اولمهمان: شهرداد روحانی با حضور: یاسین حجازیمعرفی پادکستدارکساید https://castbox.fm/ch/6905602شخصیتها (شاعر، نویسنده، بازیگر، کارگردان، خواننده، موسیقدان ….)شهرداد روحانی (موسیقیدان، آهنگساز، رهبر ارکستر ایرانی است. وی در تابستان ۱۳۹۵ به عنوان رهبر ارکستر سمفونیک تهران انتخاب شد و در خرداد ۱۳۹۹ از آن سمت کناره‌گیری کرد، زاده ۱۳۳۳ ه.خ)انوشیروان روحانی ( آهنگساز، نوازندهٔ پیانو، ارگ و آکاردئون اهل ایران، زاده ۱۳۱۸ ه.خ)اردشیر روحانی (نوازنده و آهنگساز اهل ایران، زاده ۱۳۲۵ ه.خ)مرتضی حنانه (موسیقی‌دان و آهنگساز ایرانی، ۱۳۶۸ - ۱۳۰۱ ه.خ)شهبال شب‌پره ( خواننده، آهنگساز، ترانه سرا و نوازندهٔ ایرانی، زاده ۱۳۱۹ ه.خ)فرهاد مهراد (خواننده، آهنگساز و نوازندهٔ اهل ایران، ۱۳۸۱ - ۱۳۲۲ ه.خ)یانیس کریسومالیس (معروف به یانی، موسیقی‌دان، پیانیست، نوازندهٔ کیبورد و آهنگساز مشهور اهل یونان و ساکن ایالات متحده آمریکا، زاده ۱۹۵۴ م)فیلیپ گلس ( آهنگ‌ساز آمریکایی،زاده ۱۹۳۷ م)آرتور روبینشتاین (نوازنده پیانو لهستانی–آمریکایی، ۱۹۸۲ - ۱۸۸۷ م)محمود خیامی (از کارآفرینان و عمده‌ترین صاحبان صنایع خودروسازی در ایران بود. برادر بزرگتر وی احمد خیامی از بنیان‌گذاران و شریک وی در ایران ناسیونال بود، ۱۳۹۸ - ۱۳۰۸ ه.خ)پیوتر ایلیچ چایکوفسکی (از آهنگسازان سرشناس روسی، ۱۸۹۳ - ۱۸۴۰ م)سرگئی راخمانینف (نوازندهٔ پیانو و آهنگساز روس، ۱۹۴۳ - ۱۸۷۳ م)جان لنون (خواننده، ترانه‌سرا و نوازنده انگلیسی، ۱۹۸۰ - ۱۹۴۰ م)دمیتری شوستاکوویچ ( آهنگساز روس دورهٔ شوروی، ۱۹۷۵ - ۱۹۰۶ م)موسیقی ( آلبوم، جشنواره ها ، موسیقی فیلم و ... )بلک کتس (به معنی گربه های سیاه، اولین گروه موسیقی پاپ ایرانی است که در سال ۱۳۴۰ توسط شهبال شب‌پره بنیاد نهاده شد. آندرانیک، شهرداد روحانی، ناصر چشم‌آذر، فرهاد مهراد، شهرام شب‌پره، حسن شماعی‌زاده، ابی، که پایه‌های اصلی بلک کتس را گذاشتند. همراهی حسن شماعی‌زاده (ساکسیفون)، هامو (گیتار)، شهرام شب‌پره (گیتار)، منوچهر اسلامی (ترومپت) و فرهاد مهراد (خواننده و نوازندهٔ گیتار و پیانو) در کافه کوچینی در تهران راه‌اندازی شد)آهنگ ملی تولد (اثری از انوشیروان و شهرداد روحانی)پیتر و گرگ (اثر سرگی پروکفیف، رهبر ارکسر شهرداد روحانی، راوی داستان ژرژ پتروسی)چهار فصل (مجموعه‌ای متشکل از ۴ کنسرتو ویولن اثر آنتونیو ویوالدی است. این مجموعه که در سال ۱۷۱۸−۱۷۲۰ ساخته شد و در ۱۷۲۵ منتشر شد، شناخته شده‌ترین اثر ویوالدی و همچنین در زمره مردم پسندترین قطعات دوره باروک است)نهان مکن (نام یک آلبوم موسیقی اثر علیرضا عصار)سوئیت سمفونی (مجموعه‌ای از قطعه‌های به‌هم‌پیوسته و مرتبط از موسیقی سازی یا ارکسترال است)سوئیت سمفونی خلیج فارس ( آلبوم موسیقی سمفونیك در تكریم ارزش و عظمت خلیج فارس، شهرداد روحانی)سوئیت سمفونیک شهرزاد ( آثر نیکولای ریمسکی کورساکف، ۱۸۸۸ م)پرستش بهار ( یک بالهٔ روس و کنسرت ارکسترال مدرن، ایگور استراوینسکی، ۱۹۱۳ م)مکان هاکافه کوچینی (رستوران دانسینگ کوچینی ازکافه-رستوران‌های پرآوازهٔ تهران در دههٔ چهل است که در خیابان فلسطین (کاخ) تقاطع بلوار کشاورز (الیزابت) دایر شد. بانیِ کوچینی، ویدا قهرمانی از بازیگران پیشکسوت سینمای ایران بود)سایرارکسر سنفونی (بدان معناست که در آن از تمام گروه‌های سازی استفاده شده و تقریباً تمامی سازهای موسیقی کلاسیک غربی در آن وجود دارد)
اکنون ادامه دارد..قسمت سی و نهم از فصل اولمهمان: گروس عبدالملکیانبا حضور: نیما قربانیمعرفی پادکستدارکساید https://castbox.fm/ch/6905602کتاب و سایر انتشاراتهیچ چیز مثل مرگ تازه نیست (گروس عبدالملکیان، نشر چشمه)سه گانه خاورمیانه، جنگ، عشق، تنهایی (گروس عبدالملکیان)حفره ها (گروس عبدالملکیان)گزیده ی اشعار (گروس عبدالملکیان، انتشارات مروارید)رنگ های رفته ی دنیا و گزیده ایی از پرنده پنهان (گروس عبدالملکیان، نشر چشمه)پذیرفتن (گروس عبدالملکیان، نشر چشمه)سطر ها در تاریکی جا عوض می کنند (گروس عبدالملکیان، نشر مروارید)خرده های تاریکی (گروس عبدالملکیان)مرگ در آند ( ماریو بارگاس یوسا) شخصیتها (شاعر، نویسنده، بازیگر، کارگردان، خواننده، موسیقدان ….)گروس عبدالملکیان (شاعر معاصر ایرانی، زاده ۱۳۵۹ ه.خ)ماریو بارگاس یوسا ( داستان‌نویس، مقاله‌نویس، سیاستمدار و روزنامه‌نگار اهل پرو، برنده جایزه نوبل ادبیات، ۲۰۲۵ - ۱۹۳۶ م)نیما قربانی (روان‌شناس ایرانی، استاد گروه روان‌شناسی بالینی دانشگاه تهران و عضو هیئت علمی مدرسه جدید روانپزشکی واشنگتن، زاده ۱۳۴۶ ه.ش)اشعار و جملات و عباراتچون نور، كه از مهر جدا هست و جدا نيست عالم همه آياتِ خدا هست و خدا نيست(عبرت نایینی)——————گفتم: «ای دل! پدری کن، نه که این وصف خداست؟» گفت: «این هست، ولی جان پدر! هیچ مگو»(مولوی)—————-من از بینوایی نِیَم رویْ زرد غمِ بینوایان، رُخَم زرد کرد(سعدی)—————ای آن که به اقبالِ تو در عالم نیست گیرم که غمت نیست، غم ما هم نیست؟(سعدی)—————
loading
Comments (4426)

khashayar kim

چرا آقای عبدی رو‌دعوت میکنین، آیا مجبورین

Jan 11th
Reply

Wewill

جناب آقای ابراهیم افشار گرامی، واقعا از شما سپاسگزارم برای سالها نوشتن تون، جستجوهاتون، و مهمتر از همه، حضور ارزشمند تون در برنامه ی شریف اکنون.... و سپاس از سروش صحت بزرگوار بخاطر ساخت برنامه های اینچنینی و دعوت از عزیزانی چون آقای افشار.

Jan 8th
Reply

Wewill

راستی، کاش از زندگی رضا چاچا‌ که هم ماساژور بود و هم یک زمانی بوقچی بود، هم بنویسید. اواخر عمرش، در قبرستان اهواز، ( بهشت آباد) گدایی می کرد.😭 مجید که بازیکن تیم ملی و تیم پاس بود، هر وقت می امد اهواز، حتما به سراغ رضا چاچا‌ می رفت. می آوردش خونه ی اقوامش، بهش احترام می گذاشت. بهش کمک می کرد. هنوز هم به خیلی ها کمک می کنه. اما به کسی چیزی نمی گه.

Jan 8th
Reply

Wewill

شوت های مجید از پاره آجر قوی تره😭😭😭 هنوز هم همونطوره‌. مجید هنوز زنده است. لطفا ازش یاد کنید.

Jan 8th
Reply

mahtab m

جناب کاکاوند، شما خودتون افسانه زمان ما هستید و حتما آیندگان ما از شما افسانه وار یاد خواهند کرد و البته بدون نیاز به اغراق چون شما هرروز دری از ادبیات و فرهنگ رو به روی میلیونها ایرانی باز میکنید، دیگه میخواهید چه کنید از این افسانه وارتر؟!

Jan 8th
Reply

Wewill

سروش جان، وقتی از داییم یاد کردی، خیلی بغض کردم. چون جامعه ی ورزش، تاریخ و فرهنگ ایران، دایی مجید من رو فراموش کرده. او هنوز زنده است و ای کاش کسی از ایشون سراغی می گرفت. نه بخاطر اینکه دایی من هست، این رو میگم. بلکه بخاطر اینکه تاریخ ایران نباید افرادی مثل دایی مجید من رو فراموش کنند. اون هم در شرایطی که هنوز دارند نفس می کشند. مملکت شون رو ترک نکردند. در طول دوران جنگ تحمیلی، در جبهه ۸ سال جنگیدند، برای ورزش فوتبال ایران تلاش کردند و افتخار آفرینی کردند. لطفا بزرگان مون رو فراموش نکنیم. ممنون

Jan 8th
Reply

Hosein Ghaderi

من فکر کنم اکنون تموم شه و ماحوزی همچنان مشغول شیر و نخجیر باشه. بله شاید شما بتونه روزی دوساعت راجع به یه بیت حرف بزنی ولی قرار نیست انقدر کشش بدی برادر. امیر خادم هم شاهنامه رو تموم کرد بیست قسمت ماجرای مشروطه هم پخش کرده و ماحوزی هنوز به حکایت کنیزک و خاتون که مورد علاقه من هست نرسیده.

Jan 8th
Reply

k.r

کجا خود شکر این نعمت گذارم.....که زور مردم آزاری ندارم🫶🏻🌹 خیلی زیبا بود

Jan 8th
Reply

zahra baktash

جناب آقای کاکا وند ؛ چه تفاسیر نابی از شعر فارسی داشتند .

Jan 8th
Reply

zahra baktash

آقای ایرج طهماسب .هنرمندی با سواد و فرهیخته .با حضورش خاطره ها برام تداعی شد

Jan 8th
Reply

reyhaneh ahmadi

نمی دونن چرا حرف های آقای پرستویی به دل نمی شینه.انگار داره فیلم بازی می‌کنه.آخه حتی اگه یک سال هم صبح تا شب چشم ها تو ببندی بازهم نمیتونی حس و حال یک نابینا رو درک کنی.چون تو مطمئنی باز هم میتونی ببینی

Jan 7th
Reply

Shiva Nezami

چه انسان دانا وخردمندی واقعا لذت بردم .

Jan 6th
Reply

Azar Nokhostin

درود چقد آقای حقیر بی مدعا و پر مایه هستن. سپاس. سروش جان قید « خیلی» را ،کمتر استفاده کنید....☃️

Jan 6th
Reply

mehraban

من هرموقع اوکی نیستم این اپیزود گوش میدم حالم خوب میشه

Jan 5th
Reply

Farhad

تقدیم به دکتر کاکاوند از راه گوش باده خوری کس ندیده است حرف تو را که می شنوم مست میشوم

Jan 5th
Reply

Farhad

درود و ارادت خدمت زحمتکشان برنامه اکنون و مردمان سرزمینم. در ابتدای شروع این قسمت وقتی چند دقیقه ای گذشت شهودم گفت که این مهمان برنامه با سلیقه من همخوانی نداره و قسمت ها رو رد کردم تا برسم به قسمت جذاب دکتر عزیز کاکاوند ، همین ابتدا که سخنانی ابتدایی رو فرمودند که مردم توجه نظر دارند در خصوص ادبیات و فرهنگ زیرا خودم اندکی علاقه دارم باعث شد صحبت های استاد من و به وجد بیار و احساسی که در من شکل گرفت باعث شد من رفتاری این چنینی ( نوشتن پیام ) رو بروز بدم . دکتر عزیز کاکاوند شما برای من ثمر بخشید

Jan 5th
Reply

bahareh moattari

سرکار شروع کردم به گوش دادن اونقدر سنگین بود و گریه کردم که نتونستم تا انتها گوش کنم و گذاشتم برای یه تایم دیگه

Jan 5th
Reply

reza nazemi

بسیار عالی واقعا کاش میشد یه معلم مثل آقای رضوانی داشتیم و سعدی رو اینطوری یاد می‌گرفتیم بسی لذت بردم 🌹🙏

Jan 4th
Reply

Ahmad Alaei

آقای صحت عزیز و دوست داشتنی. لطفا وقتی جناب کاکاوند در حال خواندن ابیات از شاعران گمنام هستند لطفا کمتر‌ مثال بزنید که فرصت شنیدن اشعار برگزیده از بین نرود.

Jan 3rd
Reply

Pari

چقدر دلنشين بود، واقعا ممنونم از تيم خوب اكنون براى دعوت از چنين ميهمان هايى

Jan 3rd
Reply