Discover
تاریخ شفاهی بلوچستان

تاریخ شفاهی بلوچستان
Author: Aref Khodabandeh
Subscribed: 309Played: 25,736Subscribe
Share
Description
با درود و احترام
در پروژه مستقل تاریخ شفاهی بلوچستان، قصد داریم روایت هایی از زیست مردمی که در جغرافیای بلوچستان سکونت داشته اند، از زبان خود آنها ارائه دهیم تا هم این تجربیات را ثبت و حفظ کرده باشیم، هم ارتباط و درک نسل جدید از نسل قبل بیشتر شود و هم از آنها برای ادامه مسیر زندگی آزاد تر و با کیفیت تر بهره ببریم. شاید هم در این میان، معنا و دیدی متفاوت از زندگی یافتیم که به مردم دنیا هدیه کنیم.
عارف خدابنده
مهر ماه ۱۴۰۲
در پروژه مستقل تاریخ شفاهی بلوچستان، قصد داریم روایت هایی از زیست مردمی که در جغرافیای بلوچستان سکونت داشته اند، از زبان خود آنها ارائه دهیم تا هم این تجربیات را ثبت و حفظ کرده باشیم، هم ارتباط و درک نسل جدید از نسل قبل بیشتر شود و هم از آنها برای ادامه مسیر زندگی آزاد تر و با کیفیت تر بهره ببریم. شاید هم در این میان، معنا و دیدی متفاوت از زندگی یافتیم که به مردم دنیا هدیه کنیم.
عارف خدابنده
مهر ماه ۱۴۰۲
68 Episodes
Reverse
مصاحبه کننده : محمد صدیق دهواریتاریخ : مرداد ماه ۱۴۰۳زمان : ۳۹ دقیقهزبان گفتگو : بلوچیویرایش : عارف خدابندهدر ادامه مجموعه گفتوگوهای «تاریخ شفاهی بلوچستان»، در مردادماه ۱۴۰۳ پای صحبت حاجی تاجمحمد گلدرزهی، از فرهنگیان باسابقه شهرستان سراوان، نشستیم تا خاطرات دوران تحصیل و سالهای خدمت ایشان در آموزش و پرورش و مدارس این شهرستان را ثبت و روایت کنیم.گرچه این گفتوگو کوتاه بود و در زمانی انجام شد که ایشان از کسالت جسمی رنج میبردند، اما همین روایت مختصر نیز بازتابدهنده تلاشها و مجاهدتهای نسلی از انسانهای فرهیخته است؛ نسلی که هم در مکتب علما و استادان دینی پرورش یافتهاند و هم آموزههای اخلاقی و انسانی را در جامعه و کلاسهای درس ترویج کردهاند.حاجی تاجمحمد گلدرزهی در این گفتوگو از دوران تحصیل، نخستین معلمان خود، محلهای خدمت و چگونگی فعالیتش در عرصه آموزش سخن میگوید و بخشی از خاطرات نظام آموزشی سراوان در دهههای گذشته را بازگو میکند.این گفتوگو به زبان بلوچی انجام شده است. با توجه به اهمیت حفظ و ماندگاری زبان بلوچی و تنوع ارزشمند لهجهها و گویشهای آن، تلاش شده است روایتها به زبان اصلی راوی ثبت و منتشر شوند تا علاوه بر ثبت خاطرات، بخشی از میراث زبانی و فرهنگی بلوچستان نیز برای نسلهای آینده حفظ گردد.متن از محمد صدیق دهواریدر وب سایتhttps://orhb.ir/?p=2031در یوتیوبhttps://www.youtube.com/playlist?list=PL2jKVRth7HXXYsIiWBverPmX6kY6Pmg5kدر اسپاتیفایhttps://open.spotify.com/show/6wIY4LTguExSy3GGUhzSTb
مصاحبه کننده : محمد صدیق دهواریتاریخ : مرداد ماه ۱۴۰۳زمان : یک ساعت و ۴ دقیقهزبان گفتگو : فارسیویرایش : عارف خدابندهجور استاد به ز مهر پدر محمدامیر براهویی نوخط، فرزند برفیخان متولد ۱۳۲۸ و متولد زابل است. او در جوانی از طریق سپاه دانش جذب آموزش و پرورش شد و در چابهار به تدریس پرداخت. در ادامه در سال ۱۳۵۳ برای تحصیل به دانشگاه تربیتمدرس تهران رفته و با پایان دوران دانشگاه مجددا به چابهار برمیگردد.او از تیره یاگیزهی و از نوادگان سردار ابراهیمخان براهویی است. در خانوادهای از دو قوم بلوچ و زابلی زاده شده و برخلاف اکثر همنسلان خود با گذر از ساختار سنتی رخت فرهنگی به تن کرده است. با فرزند یک روحانی اهل تشیع از خانواده حسینی طباطبایی در زابل ازدواج کرده و چهار فرزند دارد.امیر براهویی به عنوان معلم تا سال ۱۳۸۰ مشغول به کار بوده است. وی در آخرین سالهای خدمت در دبیرستانهای رزمندگان و باهنر به تدریس پرداخته است. ایشان نزدیک به بیست سال از دوران خدمت خود را در مدارس مختلف زاهدان به عنوان دبیر زیست مشغول بوده و نسلی از جوانان زاهدانی از شاگردان وی به شمار می آیند.او از سال ۱۳۹۳ و پس از سکته مغزی به آلزایمر مبتلا شده و این گفتگو در شرایطی با او انجام میشود که به لحاظ ذهنی در شرایط مناسبی قرار ندارد. با این حال او در طول گفتگو به بیان خاطراتی از دوران نوجوانی و ابتدای جوانی خود میپردازد. اشتباهات در ذکر اسامی و یا عدم دقت کافی در گفتگو ناشی از سالها بیماری اوست.معلمان در دهههای پیشین از شرایط معیشتی مناسبی برخوردار نبودند. با اینحال عمدتا به معلمی به عنوان تنها شغل نگاه میکردند و از این روست که هنوز نوستالژی برخی معلمان دهههای ۶۰ و ۷۰ شمسی در خاطر کودکان دهههای ۵۰ و ۶۰ مانده است.او در طول گفتگو با اشاره به حکایتی از گلستان سعدی به شعر "جور استاد به ز مهر پدر" اشاره میکند. هنوز نیز بسیاری از دانشآموزان دههها پیش از او به نیکی یاد میکنند و رابطهای دوستانه با وی دارند. شاید اگر بتوان به یک ویژگی مشخص در امیر براهویی اشاره نمود، همین که در کنار معلمی برای بسیاری از دانشآموزان خود نقش پدری نیز ایفا نموده است. شاید اگر مجالی بود و چنین گفتگویی یک دهه پیش صورت میگرفت خاطرات ارزشمندی از تاریخ و هویت زاهدان بازگو میشد. این موضوع به ما یادآوری میکند باید فرصتها را برای مستندسازی خاطرات جمعی مردم بیشتر مغتنم شمرد.متن از محمد صدیق دهواری
مصاحبه کننده : محمد صدیق دهواریتاریخ : شهریور ماه ۱۴۰۳زمان : یک ساعت و ۰۱ دقیقهزبان گفتگو : بلوچیویرایش : عارف خدابندهمولوی سید عنایتالله هاشمی، فرزند سید حبیبالله، متولد سال ۱۳۲۸ هجری شمسی در روستای زنگیان است. آموزشهای ابتدایی، مکتب قرآن و سیپاره را نزد پدر بزرگوارشان و صاحبملا پیرمحمد فراگرفت؛ عالمی معمر و از بزرگان دینی منطقه که شاگردان بسیاری را در مدرسه زنگیان پرورش داده است.همچنین در نزد مولوی عبدالعزیز ساداتی عالم برجسته نیکمردی از سلاله پاک و مطهر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، عالم ربانی و زاهد وارسته، مدیر و استاد برجسته دارالعلوم زنگیان و از پرچمداران بیداری دینی و اصلاح اجتماعی در بلوچستان تحصیل کرد.ایشان در سال ۱۳۴۲ برای تحصیل علوم اسلامی عازم شبهقاره هند شد. مسیر تحصیل او از پنجگور، کویته و سپس کراچی آغاز شد و در مدارس متعددی چون مظهرالعلوم کده، بنوربتاون، دارالخیر صدیقه بکرنپودی، جامعه مدینه لاهور و فاروقیه فیصل کالونی ادامه یافت. وی نزد استادانی همچون مولانا کوثر اعظمی، مولانا اسفندیارخان و دیگران تلمذ کرد و با علمایی چون مولوی مصلحالدین اطهریان، مولوی سید عبدالصمد ساداتی و مولوی عبدالروؤف جنگیزهی همدوره بود.دوره حدیث را ابتدا در کراچی و سپس با مشورت مولوی یارمحمدمحمد بارکزهی، به دلیل ناسازگاری با شرایط اقلیمی، در مدرسه مفتاحالعلوم سند به پایان رساند و از همانجا فارغالتحصیل شد. پس از بازگشت به وطن، به مدت شش سال در روستای زنگیان، پس از نماز فجر، به تفسیر قرآن کریم پرداخت که این فعالیتها بهدلیل بیماری متوقف شد.از جمله آثار ایشان میتوان به ترجمه کتاب «شهادت شهید کربلا» اثر مولانا ابوالکلام آزاد، عترت الرسول، وصایای غوث اعظم شیخ عبدالقادر گیلانی (چاپشده در چند نوبت)، معاشرت اسلامی و جلوه نور درباره فضائل ماه مبارک رمضان اشاره کرد. وی همچنین اشعاری در مدح حضرت علی رضیاللهعنه سروده است.مولوی سید عنایتالله هاشمی هماکنون امام جمعه روستای پرهکنت سراوان است. در این گفتوگو،که شیخ انور دهواری و ملک محمد شیخ زاده نیز حضور داشتند، پای روایتهای مولوی سید عنایتالله هاشمی مینشینیم؛ عالمی برخاسته از زنگیان سراوان که مسیر علمآموزی خود را از مکتبخانههای محلی تا مدارس دینی شبهقاره هند پیموده است. او از سالهای تحصیل در کراچی، سند و لاهور میگوید و از نقش خاندانهای دینی، بهویژه خاندان ساداتی، در هدایت مذهبی و اجتماعی مردم سراوان سخن به میان میآوردمتن از محمد صدیق دهواریدر وب سایت تاریخ شفاهی بلوچستان در یوتیوبدر اسپاتیفای
مصاحبه کننده : عارف خدابندهتاریخ : آبان ماه ۱۴۰۴زمان : یک ساعت و ۲۶ دقیقهزبان گفتگو : بلوچیدر این گفتگو خانم بهرامی از خانواده و دوران کودکی خودشان، آداب و رسوم و مراسمات، شرایط تحصیل، تاسیس مدارس غیر انتفاعی نوآوران، چالش های زنان در جامعه سراوان ، مسئولیت ها و ورود به عرصه شورای شهر و بیان برخی مشکلات و شفاف کردن طرح های شهرداری می پردازند. وب سایت تاریخ شفاهی بلوچستانhttps://orhb.ir
مصاحبه کننده : محمد صدیق دهواریتاریخ : مهر ماه ۱۴۰۳زمان : یک ساعت و ۴۳ دقیقهزبان گفتگو : بلوچیویرایش : عارف خدابندهدکتر محمد اریش از چهرههای علمی برجسته و از پزشکان پیشگام سیستان و بلوچستان است که نام او در عرصه چشمپزشکی ایران و جهان با افتخار یاد میشود. ایشان زادهی سال ۱۳۳۴ در خانوادهای اهل علم و طریقت چشم به جهان گشود. دوران کودکی و تحصیلات ابتدایی خود را در کویت گذراند و سپس برای تحصیلات عالیه به دانشگاه کراچی پاکستان رفت. در ادامه، تحصیلات تکمیلی خود را در دانشگاه کمبریج لندن ادامه داد و سپس موفق به اخذ مدرک فوقتخصصی در رشتهی نوراُفتالمولوژی و گلوکوم از دانشگاه سلطنتی جراحان ادینبرو و دانشگاه سلطنتی جراحان و پزشکان ایرلند گردیدپدرش از پیروان طریقت قادریه بود؛ هنگامیکه محمد جوان تصمیم به تحصیل در رشته پزشکی گرفت، پدرش برای مشورت و اطمینان خاطر، رهسپار بغداد شد و در آرامگاه شیخ عبدالقادر گیَلانی با یکی از پیران طریقت قادریه دیدار و مشورت کرد. که با پاسخ مثبت و موافقت مسیر پزشکی را ادامه داددکتر اریش.در گردهمایی جهانی گلوکوم در انگلستان، روشی نوین برای جراحی بیماران گلوکوم ارائه کرد که با نام «ایران» به ثبت رسیده است. این دستاورد، افتخاری جهانی برای پزشکی ایران و بلوچستان به شمار میآید. پیش از این نیز دکتر اریش در همایشها و کنگرههای علمی بینالمللی متعدد شرکت کرده و مقالات متعددی در زمینه چشمپزشکی و علوم بینایی ارائه داده است.پس از سالها زندگی و پژوهش در محیطهای علمی خارج از کشور، دکتر اریش خدمت در بلوچستان را بر اقامت درخارج ترجیح داد. و به زاهدان بازگشت و با همت و فروتنی، از پیشگامان خدمات درمانی نوین در استان شد. در دانشگاه علوم پزشکی زاهدان به عنوان دانشیار چشم، در کنار آموزش، پژوهش و داوری پایاننامههای تخصصی، به درمان بیماران نیز میپردازد. همچنین، معاون آموزشی بیمارستان تخصصی الزهرا(س) زاهدان و بازرس انجمن چشمپزشکی استان سیستان و بلوچستان در کارنامه اجرائی دارد.تاکنون بیش از صدها عمل جراحی چشم از جمله آبمروارید، ناخنک، مجرای اشکی، لازِک، لیزیک، پیآرکی، و درمان آبسیاه (گلوکوم) را انجام داده و در بسیاری از موارد با روشهای ابتکاری و کمتهاجمی (بدون بخیه) بیماران را درمان کرده است.با وجود سالها تحصیل و کار در بیرون از مرزهای ایران، دکتر اریش هویت فرهنگی و زبان مادری بلوچی را با افتخار حفظ کرده است. او در کنار زبان فارسی، با مردم و بیمارانش به زبان بلوچی سخن میگوید و پیوند خود را با زادگاه پدریاش، کیشکور، همچنان زنده نگه داشته است.در چهاردهمین جشنواره چشمپزشکی ایران، او به عنوان پزشک موفق کشور برگزیده شد؛ و از دید جامعه پزشکی ایران، نمونهای از پزشکانی است که «دانش جهانی را در خدمت مردم خویش» قرار دادهاند.در این گفتگو از تولد و تحصیلات خود در کویت و کراچی و لندن و سوابق خانوادگی، حمله صدام به کویت و بازگشت به وطن سخن می گوید.متن از : محمد صدیق دهواریوب سایت تاریخ شفاهی بلوچستاندر یوتیوبدر اسپاتیفای










