اپیزود شماره بیست و هشتم - رختکن بازندهها - بازنده: هستی مهدویفر
Description
«گوشهایم. صدای حرف زدن دستهایش. شکوفههای گیلاس در باد است.» این هایکو را در اینستاگرام دیدم و برای دوستانم بلند بلند خواندم و بلند بلند خندیدیم که، هایکو چه شکل عجیب و ساده و پیچیده بیان احساس آدمیزاد است. من هایکو نمیفهمم اما اینبار حس کردم این جملات کوتاه دلم را پر کرد. دستها حرف میزنند، مثل دست «کودا ها» برای پدر مادرهایشان، مثل دستهای جیمی هنریکس، مثل دستهای او که پر از کلمات نگفته بود و گوشهایم که پر از شکوفههای گیلاس است.
-
بازنده: هستی مهدویفر
-
اپیزود بیست و هشتم رختکن بازندهها هماکنون در کستباکس و تمامی پلتفرمهای پادکست
-
کول، اسپانسر این اپیزود رختکن بازندهها
@Coolbysunich
-
طراح و میزبان : بهزاد عمرانی
تهیه کننده: سیاوش صفاریانپور
باحضور کارشناس باخت تاریخی، جهانیار قربانی
مدیر تبلیغات و امور بینالملل: خانم مژدگانی
طراح نشانه : خورشید آزادی
قطعات موسیقی پخش شده در این اپیزود به ترتیب:
1- Carmen - Votre toast, je peux vous le rendre - Bizet
2- Kalinka Malinka - Ivan Rebroff
3- Italian Concerto in F Major, BWV - Johann Sebastian Bach
4- L'elisir D'amore: "Una Furtiva Lagrima" - Luciano Pavarotti,
5- The Tale of Viktor Navorski - John Williams
6- Those Were The Days - Mary Hopkin
7- Chaplin Nonesense Song - Vagabond Opera
8- Mama! Gey, Gey! - Boris Rubaschin
9- We shall Overcome- Joan Baez
10- O mio babbino caro - Maria Callas
Hosted by Simplecast, an AdsWizz company. See pcm.adswizz.com for information about our collection and use of personal data for advertising.
























یجایی بهزاد میگه: وقتی خیلی خوشحالم حس میکنم یچیزی درست نیست، وقتی ناراحتم بازم حس میکنم یجای کار میلنگه، فقط وقتایی که بلاتکلیم حس میکنم همه چیز درسته. همه چیز واقعیه. این خیلی درست و واقعی بود. گاهی فکر میکنم منم همینطور.
سلام بازنده بودن یک حسه یا تجربه؟ یک جورایی هممون توی احوالات امروز یک جایی فکر کردیم من چقدر باختم
عجب جمله ای گفت هستی…میدونم بازم باخت های بیشتری تو راه دارم…امیدوارم حالت خوب باشه همیشه.لایقشی🤍
خیلی دردناک بود هستی جان. اما شما یک برنده ای که از این شرایط بیرون اومدی و اینقدر قوی هستی. شما تمام شرایطی که هیچ اختیاری درش نداشتی رو پشت سر گذاشتی و زندگیت رو با قدرت و استعداد خودت ساختی و این یعنی برنده. امیدوارم روزهای شاد و آرام پیش روت باشه. بهت افتخار میکنیم
متاسفانه اورژانس اجتماعی هم دخالتی نمیکنه من یبار تماس گرفتم بخاطر دعوای همسایه طوری بود که صدای کتک زدن خانم بوضوح مشخص بود و دوتا دختر کوچیک هم داشتن تماس گرفتم گفتن خودشون باید کمک بخوان😑
به به ❤️ هستی نازنین
انتخاب موزيك ها رو دوست داشتم بجا و هماهنگ👏🏽
انتخاب موزيك ها رو دوست داشتم بجا و هماهنگ👏🏽
اقا این یارو بهزاد چرا اینقد بد میخنده خندش خیلی فیکه تو ذوق ادممیزنه اه اه اه😖😣😩😫
صحبت های مهمان برنامه واقعا دردناک بود این تجربه ای که داشتن اونم تو اون سن کم و خانواده ای که همراهیش نکردن همه چیز دوچندان میکنه کاش با این خاطرات بتونه کنار بیاد و روی آرامش ببینه ؛ و مورد بعدی اینکه میزبان ها با صحبت هاشون حس گرمی و صمیمیت فضا رو بیشتر کردن هم برای من شنونده و هم برای مهمون برنامه شون
چقدر آوردن شربت سنکجبین تو نقطه حساس مهمه، آفرین به این یادآوری بهزاد🥂
سیاوش صفاریان پور عزیز 👌با توضیحات عالی نجومی 🤍
چندتا اپیزود اخر به اندازه قبلیا خوب نیست و نمیدونم چرا. آقای صفاریان پور مثل همیشه نیست، بهزاد هم و مژدگانی هم بدون سناریو شده بودنش
اپیزودهای رختکن یجاهایی میرسه به نقطه اوجش. جاییکه تو هم همراه با مهمون صدات میلرزه.
از لحظه اول اپیزود (از اون لحظه معرفی اسپانسر) حس میکنی یه مشت روانی نشستن دارن اپیزود ضبط میکنن 😁 فقط یه سوال: منم روانیم که عاشق این اپیزود شدم؟؟؟ 😎
رنج رنج رنج ، اندوه اندوه اندوه ... و خدایی که کمک میکنه ... خدا تو رو به کول خودش میکشه و تو رو با خودش میبره ... و اشکها رو پاک میکنی و ادامه میدی ... و در حالی که اشکهات رو پاک کردی میبینی که رنجهای تو عظیمند ولی همدردهای تو هم هستند ... کم هم نیستند ... آدمها اینجوری به هم کمک میکنند.
لحظاتی که سوار اتوبوس بودی رو من هم تجربه کردم ، اینکه چرا زمان نمی ایستد و چرا آدمها میتونن بی خیال زندگی کنند در حالی که من حجم عظیمی از غم رو به دل حمل میکنم. خیلی رنجباره و آدم دیگه آدم قبلی نمیشه ... حجم اندوه خرد کننده است ولی آدم باز ادامه میده ... چون آدم اینجوری ساخته شده ... غم انگیزه ولی هست ...
تولدت مبارک دختر قوی💙💙💙
ایالت کانکتیکات ؟؟؟؟ جدیده؟؟؟؟
چرا اینجوری میگی بهزاد هستم