جوانا به نقطهای میرسد که کاملاً بر زندگی و سرنوشت خود تسلط دارد. او درمییابد آزادی واقعی با شجاعت، خودآگاهی و پایبندی به ارزشها و خواستههای شخصی به دست میآید. روابط و موقعیتهای پیرامونش را با دیدی نقادانه مینگرد و دیگر اسیر توقعات جامعه یا دیگران نیست. با این بینش تازه، مسیر زندگی خود را بر اساس انتخابهای آگاهانه میسازد و هرگونه محدودیت و کلیشهای را پشت سر میگذارد. این فصل نماد بلوغ کامل شخصیت او و پایان نمادین مسیر مبارزه با سنتها و فشارهای اجتماعی است، جایی که زن بودن نه محدودیت،
جوانا به نقطهای میرسد که کاملاً بر زندگی و سرنوشت خود تسلط دارد. او درمییابد آزادی واقعی با شجاعت، خودآگاهی و پایبندی به ارزشها و خواستههای شخصی به دست میآید. روابط و موقعیتهای پیرامونش را با دیدی نقادانه مینگرد و دیگر اسیر توقعات جامعه یا دیگران نیست. با این بینش تازه، مسیر زندگی خود را بر اساس انتخابهای آگاهانه میسازد و هرگونه محدودیت و کلیشهای را پشت سر میگذارد. این فصل نماد بلوغ کامل شخصیت او و پایان نمادین مسیر مبارزه با سنتها و فشارهای اجتماعی است، جایی که زن بودن نه محدودیت،