قسمت 49
Update: 2025-07-26
218
Description
آنچه در این قسمت میشنویم:
- آیا زیور به کمک گلمحمد می شتابد
- ننه بلقیس به نظاره نبرد فرزندانش می نشیند
مطابق با صفحات 2409 تا 2467 نسخه چاپی انتشارات فرهنگ معاصر
تهیه متن این قسمت: مهسا شاهسون
لینک حامی باش:
https://hamibash.com/kelidarpodcast
لینک تلگرام : https://t.me/kelidarstory
لینک اینستاگرام: https://www.instagram.com/p/CGxbld7AFaQ/?igsh=ZDE1MWVjZGVmZQ==
In Channel
























زیور دلها😢😢
درآهنگ شام آخر داریوش میشنویم:چه جنگ نابرابری!چه دستی و چه خنجری!چه قصه محقری!چه اول و چه آخری! چقدر گریه کردم من.چقدر عصبانیم از گل محمد،آخه مرد حسابی توو دنیایی که همون مردمی که براشون به اینجا رسیدی تنهات گذاشتن،دیوانه ای انقدر ادامه دادی که به اینجا برسه!! آخه مرد تأمین نمیخوای و اهل ذلت نیستی دمتم گرم ولی فرار میکردی مرد. «فرار»شاید کلمه قشنگی نباشه اما تصمیم عاقلانه ایست برای نجات جان. قبل اینکه کار به اینجا بکشه دست زن و بچه میگرفتی و میرفتی در گوشه ای میزیستی برای کسی بمیر که برات تب کنه
پدرم اسمشون گل محمد بود و کرد بودن وتوی این ۷ سال اپیزود ها از دستشون دادم چقدر من بااین اپیزود گریه کردم فقط خدا میدونه چقدر زیبا بود ممنون
زیور ، تایلانگ ، هشت پا ، جوکر و... شخصیت هایی که دیر درکشون کردیم
عجب سناریوی کربلایی طوری شده
لحظه کشته شدن بیگ محمد همان لحظه کشته شدن حمید رضا رهنورد بود و چه عجیب تاریخ تکرار میشود......
تلخ تلخ مثل زهر مار جنگ نا برابر نامردان و چه دلیر مردانی که زندگی و مرگ رو زیبا توصیف کردند و چه صادقانه به اشتباهشان اعتراف کردند و برای جبرانش چه شهامتی بخرج دادند و تن به خفت و تامین ندادند فرار هم نکردند چون دیدند که مردم پشتشون نبودند چقدر حرف و درس و تجربه توی اپیزودهای آخر هستش هم از رژیم هم از جناحی که ستار فهمید بیهوده درش فعالیت داشت هم از ترس امثال من مردم هم از شجاعت مادر و همسر های گل محمد حتی از دادماد خان عمو درعجب ولذتم از زبردستی نویسنده و تجربه تاریخی و روانشناسی انتقالشون 🌱
با تک تک کلمات دو اپیزود آخر میشه خون گریه کرد به حال ننه گل ممو
عالی و عالی و عالی خیلی ممنون بابت زحماتی ک بابت این پادکست کشیدین🌹
گل محمد ها 😭😭😭😭😭
بسیار عالی اجرا کردید موفق باشید
چه قدر دلم برای زیور سوخت زنی. که عاشق مردش رو تا آخرین لحظه ددر قللبش داشت
چه پایان ناراحت کننده ای. دلم گرفت تاریخ پر است از این پایان های ناراحت کننده و دلگیر
چه ناراحت کننده خوندی
آخی عزیزم خیلی ناراحت گل محمد شدم بلقیس چقد. غصه خورده از مارال یا بچه گل محمد خبری نیست قطعا به زندگیشون ادامه دادن کاش میشد فهمید از شما راوی هم کمال تشکر دارم مممنون
مرسی آقای امیدی فر عزیز خیلی خیلی خوشحالم ک کلیدر رو با صدای شما گوش دادم و خیلی خوشحال تر ک ارزش انتظار کشیدن رو داشت
یه کم این داستان ادمو یاد داستان عاشورا میندازه🤔
خیلی ناراحتم که داره تمام میشه
غمگین ترین قسمت رمان مرگ بیگ محمده اونجایی که خان عمو میگه:چشمهایم...آخخخخخ💔
سلام . خیلی حیف که این داستان تموم میشه . لطفا داستان جدیدی را شروع کنید . نحوه خوانش کتاب بوسیله شما بسیار دلنشین و قابل لمس هست