دیگرینامه؛ اپیزود شانزدهم: آن دیگری هرزه!
Description
پسر بد مر او را یکی همچو شیر/ که ساسان همی خواندی اردشیر
دگر دختری داشت نامش همای/ هنرمند و با دانش و نیکرای
همی خواندندی ورا چهرزاد/ ز گیتی به دیدار او بود شاد
پدر درپذیرفتش از نیکویی/ بران دین که خوانی همی پهلوی
همای دلافروز تابنده ماه/ چنان بد که آبستن آمد ز شاه
چو شش ماه شد پر ز تیمار شد/ چو بهمن چنان دید، بیمار شد
چو از درد شاه اندر آمد ز پای / بفرمود تا پیش او شد همای
بزرگان و نیکاختران را بخواند / به تخت گرانمایگان بر نشاند
چنین گفت کاین پاکتن چهرزاد / به گیتی فراوان نبودست شاد
سپردم بدو تاج و تخت بلند / همان لشکر و گنج با ارجمند
ولی عهد من او بود در جهان / همآنکس کزو زاید اندر نهان
اگر دختر آید برش گر پسر / ورا باشد این تاج و تخت پدر
همراهان گرامی دیگرینامه، اپیزود شانزدهم را با نام «آن دیگری هرزه» با نقل ابیاتی از شاهنامه آغاز کردیم که به ازدواج بهمن یا همان اردشیر با دخترش هما میپردازد. بهمن، علیرغم اینکه پسری به نام ساسان داشته که میتوانست جانشینش شود ، دخترش هما را به همسری برمیگزیند تا فرزند حاصل از این ازدواج، به جانشینیاش برسد.
هما با لقب چهرزاد، به تعبیر فردوسی دختری زیبارو و همینطور بادانش و نیکرای بود و به عقد پدرش درآمد چون «پدر درپذیرفتش از نیکویی» شش ماه پس از این وصلت، بهمن بیمار میشود و در بستر مرگ میافتد و وصیت میکند که دخترش هما، و هر آنکه از هما متولد شود، جانشینش باشد. ادامه داستان به این شکل است که بهمن میمیرد و هما به جانشینی پدر بر تخت مینشیند. اما فرزند پسری را که از او متولد میشود پنهان میکند تا بتواند تا انتهای عمرش، بهعنوان شهبانو حکومت کند. منابعی که داستانهای ملی را روایت میکنند میگویند که هما سی یا سیودو سال به خوبی و خوشی سلطنت کرد. آنچه در داستان هما برای ما جالب است و به آن در این اپیزود از دیگرینامه خواهیم پرداخت، اتهامات جنسیست که ما به دیگری میزنیم؛ اتهام هرزگی جنسی که به دیگریهای دینی میزنیم، تا چه حد در واقعیت ریشه دارد و تا چه حد در معنای دقیق کلمه، یک ناسزا و یا تهمت است؟
بدیهیست آیین پاکی که درجه حقیقتشناسی و حکمت و معرفت را به انتها رسانیده و تمام اوامر و تاکیداتش بر تنظیم و ترتیب امور عالم و صحت جسم و سلامتی روح و حفظ درجات انسانیت با نیکویی تمام بوده، هرگز کاری شنیع را تجویز ننموده است. یکی از مسائل مهم عالم، عمل ازدواج یعنی زناشوییست که در طریقه زرتشتی امر به «وِه»، یعنی اختیار کردن یک تن شده است و بهعبارتدیگر چنانکه زن نمیتواند بیش از یک شوهر داشته باشد، شوهر هم اجازه اختیار نمودن بیش از یک زن ندارد و طلاق، یعنی رها کردن جفت خود، هم در طریقه زرتشتی تجویز نشده است. درضمن اگر مردی یا زنی بدکار گردد، و بدکاری او به اندازهای باشد که بزرگان و قضات مذهبی، توصیه در مفارقت نمایند، سزاوار چنان است. ولی آن مفارقت باید اعلان عام گردد و ثبت دفاتر شود تا بهعلاوه عبرت سایرین، دیگر نشناخته ازدواجی بین فرزندان آن مرد که از جفت دیگر تولید مییابد و یا فرزندان خود آن اشخاص که محض مفارقت از شناسایی دور گردیدهاند، واقع نشود و سن ازدواج پسران را از پانزده سالگی و دختران را از سن چهارده به طریق آیینی مجاز فرموده است تا زودتر عنان اختیار بر سر توسن سرکش شهوانی زده از تجاوزات نفس اماره جلوگیری شود. و ثانیا در عقیده زرتشتیان اختیار جفت هرچه بیشتر بعد مسافت، در خون داشته باشد، باعث صحت آن وجود خواهد شد. ولی نه از خون قومی دیگر. یعنی ایرانی با ایرانی آن هم از اهل مذهب خود تا آلودگی خون و اختلاف عقیده حاصل نشود. نزدیکتر از دخترعمه برای پسرعمه و دخترخاله برای پسرخاله نکاح نمینمایند و نکاح مادر و خواهر و دختر و همه و خاله و اگر زن مرده باشد، مادرزن و حتی دایهای که شیر به طفلی از آن خانواده داده باشد و نکاح اولاد آن دایه یا کسی که شیر آن دایه خورده باشد و هکذا، ابدا تجویز نشده و از ابتدای پیدایش آیین پاک مزدیسنی تاکنون این عقیده پاک مرسوم و معمول بین زرتشتیان بوده و هست و کتب زرتشتی و عادات و رسوم هر عصر بین زرتشتیان گواه صادق این آیین پسندیده میباشد.
آنچه شنیدید از کتاب زرتشت پیامبری که باید از نو شناخت به قلم کیخسرو شاهرخ بود. کیخسرو شاهرخ را که از مهمترین چهرههای ایرانیان بهدین یا زرتشتیست، در اپیزودهای قبل به طرق مختلف معرفی کردیم.
با ما همراه باشید
صفحه اینستاگرام گفتوشنود:
http://Instagram.com/dialogue1402
کانال تلگرام گفتوشنود:
https://t.me/Dialogue1402
#دیگری #پادکست
ایول عالی . چقدر جالب بود خسته نباشید