دیگرینامه؛ اپیزود دوازدهم: مسیحیان شهر نصیبین
Description
همه مهتران نزد شاه آمدند
برهنهسر و بیکلاه آمدند
چو دینار پیشش فرو ریختند
بگسترده زر کهن بیختند
ببخشود شاپور و بنواختشان
به خوبی بر اندازه بنشاختشان
برانوش را گفت کز شهر روم
بیامد بسی مرد بیداد و شوم
به ایرانزمین آنچ بد شارستان
کنون گشت یکسر همه خارستان
عوض خواهم آن را که ویران شدست
کنام پلنگان و شیران شدست
برانوش گفتا چه باید بگوی
چو زنهار دادی، مبرتاب روی
چنین داد پاسخ گرانمایه شاه
چو خواهی که یکسر ببخشم گناه
ز دینار رومی به سالی سه بار
همی داد باید، هزاران هزار
دگر آنکه باشد نصیبین مرا
...
آنچه شنیدید از بخش تاریخی شاهنامه فردوسی بود؛ آنجا که حکیم ابوالقاسم فردوسی، سراینده حماسه ملی ایرانیان، ماجراهای دوران شاهنشاهی شاپور ساسانی را روایت میکند. مطابق با داستان، کسی به نام برانوش که از جانب رومیان سخن میگوید به شاپور پیشنهاد صلح میکند و شاپور ساسانی در ازای دریافت غرامت سنگین، از قرار هزاران هزار دینار رومی، و آن هم در سه نوبت در سال، صلح با رومیان را میپذیرد و البته شرط دیگر، ضمیمه شدن شهری به نام نصیبین به شاهنشاهی ایران است. اما ساکنان نصیبین مسیحی بودند و به استناد اینکه «دین کهن» نمیخواهیم و آیین زرتشت و اوستا را نمیپذیریم، به این بند از قرارداد صلح تسلیم نمیشوند.
مطابق با روایت فردوسی در شاهنامه، شاپور ناچار از لشکرکشی به این ناحیه میشود و بعد از کشتن بسیاری از مسیحیان و اسیر کردن مابقی مردم این شهر، نصیبین را ضمیمه خاک ایران میکند.
در اپیزود دوازدهم از مجموعه دیگرینامه که به آن نام «مسیحیان شهر نصیبین» دادهایم، مایلیم در مورد نوکیشان مسیحی این شهر باستانی در قرن چهارم میلادی با شما حرف بزنیم.
شنیدن ایناپیزود از مجموعه دیگرینامه را از دست ندهید.
صفحه اینستاگرام گفتوشنود:
http://Instagram.com/dialogue1402
کانال تلگرام گفتوشنود:
https://t.me/Dialogue1402