170 - خ ط ب - درخواست ازدواج! خطبۀ نورانی! فَما خَطْبُكُمْ أَيُّهَا الْمُرْسَلُونَ! فَما خَطْبُكَ يا سامِرِيُّ!
Description
درخواست ازدواج! خطبۀ نورانی! فَما خَطْبُكُمْ أَيُّهَا الْمُرْسَلُونَ! فَما خَطْبُكَ يا سامِرِيُّ!
Bluetooth Pairing Request!
Luminous Pairing Request!
«خطب» در معنای ممدوح، یکی از هزار واژۀ مترادف «نور الولایة»،
و در معنای مذموم، یکی از هزار واژۀ مترادف «حسد» است.
در فرهنگ لغات عربی مینویسند:
«خِطْبَةُ النساء: خواستگاری از زنها»
«خَطَبْتُ المرأة»
«الخِطْبَة: تقاضاى ازدواج از زن»
خطوبة: «engagement»
برای جاری شدن محرمیت بین دختر و پسری که قصد ازدواج دارند، خطبهای خوانده میشود که به آن خطبه عقد گفته میشود. بعد از خواندن این خطبه، دختر و پسر به هم محرم میشوند.
این خطبه و پیوند ازدواج، امری مقدس است.
الخطب، النّور الولایة!
علم به عمل، پیشنهاد ازدواج میده!
رساندن علم، با صاحبان نور است!
و عمل به علم آشکار شده، با اهل نور میباشد!
امام على عليه السلام:
العِلمُ مَقرونٌ بِالعَمَلِ، فمَن عَلِمَ عَمِلَ،
و العِلمُ يَهتِفُ بِالعَمَلِ، فإن أجابَهُ و إلاّ ارتَحَلَ عَنهُ.
علم و عمل همدوشند. پس هر كه بداند عمل كند؛
علم، عمل را صدا مىزند، اگر پاسخش داد، مىماند و گر نه از پيش او مىرود.
نور علم ازت میخواد که بهش عمل کنی! چه کار مهمی! به این میگن خطبه!
نور میخواد، جفتش بشی!
نور میخواد باهاش «pair» بشی!
«امر الله» یه جور درخواست «pair» شدن شبیه بلوتوث است!
میتونی اکسپت کنی! میتونی کنسل کنی!
اختیار با توست!
«خِطْبَةُ النساء: و هي من الرجل و الِاخْتِطَابُ من المرأة.»
[زوج صاحبان نور و اهل نور]
[زوج معلّم و شاگرد]
«خَطَبَ المرأةَ إلى القوم: إذا تكلم أن يتزوج منهم، فهو خَاطِبٌ.»
«وَ لا جُناحَ عَلَيْكُمْ فِيما عَرَّضْتُمْ بِهِ مِنْ خِطْبَةِ النِّساءِ»
«الحضور و التكلّم في قبال فرد أو أفراد»
+ «منادی نور!»
«الْخَطْبُ سببُ الأمْرِ.»
تقولُ: ما خَطْبُكَ؟ أي: ما أَمْرُكَ؟
«الْخُطْبَةُ و الْخِطْبَةُ: الْخُطْبَةُ تختصّ بالموعظة، و الْخِطْبَةُ بطلب المرأة،
خُطْبَة: اندرز گفتن، و خِطْبَة خواستگارى كردن و نامزد خواستن براى همسرى است.»
+ «فضا»
+ «قنن»
+ «صمد»
با هم «مَچ» شدن!
«matchmaking»
مَچ، همان همخوانی داشتن و جور بودن و بهم آمدن و همان اجاست شدن است! «حصی – adjust»
+ «جفت»: «pair»: لنگۀ هم!
+ «ملاقات»
+ «هزار واژه»
+ «ولی – نزدیک»: «خَطَبَ وِدَّهُ: با او دوستى كرد، به وى نزديك شد.»
+ «بداء: استارت»
صاحبان نور، مخاطبین خود را مورد خطاب قرار میدهند!
خطبۀ نورانی!
+ «ندای نورانی!»
صاحبان نور در هر زمان، علوم نورانی را ظاهر و آشکار و ذبح و اخراج میکنند
و مخاطبین خود را فرا میخوانند و مورد خطاب قرار میدهند!
«فراخوان همگانی»
«الحضور و التكلّم في قبال فرد أو أفراد»
و نطفههای علمی آل محمد ع را در اختیار مخاطبین قرار میدهد، کانه آنها را مورد خطاب قرار میدهد!
«خَاطِبٌ» نام زیبای صاحبان نور و آیات محکم موید اندیشه آنهاست!
معلّم و مخاطبین او!
انگاری این نور علم، در دل شرایط عرضۀ آیات، از مخاطب خود خواستگاری میکند! «خَطَبْتُ المرأة»، «خَطَبَ المرأةَ إلى القوم: إذا تكلم أن يتزوج منهم» که آیا حاضرید به ازدواج انوار نورانی علمی آل محمد ع در آیید «دلو»؟!
اهل یقین فورا میگن بله حاضریم!
اما اهل شک و حسد میگن: میریم آتش بچینیم!
این درخواست و فراخوان صاحبان نور در لحظۀ عرضۀ آیات و امتحان زندگی،
میشه خطبه و ندای ابراهیم ع!
+ «ندی»
«خَاطَبَهُ: (مُخَاطَبَةً) و (خِطَاباً) و هُوَ الْكَلَامُ بَيْنَ مُتَكَلِّمٍ و سَامِعٍ»:
این کلام در ملکوت قلوب بین صاحبان نور و اهل نور یقین (بین معلم و مخاطبینش) با زبان آنلاین اهل بهشت رد و بدل میشود و فقط خودشان میگویند و میشنوند و کسی متوجه این تلهپاتی و کانکشن قلبی نمیشود!
خطبه یعنی کلام، یعنی قبض و بسط نور قلب، یعنی معرفة الامام بالنورانیة!
خطبه یعنی جنبش سایه «فیء» و تمثال نورانی معلم در ملکوت قلب اهل یقین.
خطبه یعنی اُرینتاسیون و فهمیدن أوامر و نواهی ولی خدا!
خطبه یعنی فهمیدن قبض و بسط قلوب!
خطبه یعنی تایید یا رد کردن اون فکری که تصمیم داری عملیش کنی!
امام علی علیه السلام:
عَرَفْتُ اللَّهَ سُبْحَانَهُ بِفَسْخِ الْعَزَائِمِ وَ حَلِّ الْعُقُودِ وَ نَقْضِ الْهِمَم.
خدا را با به هم خوردن تصميمها و فسخ پيمانها و نقض ارادهها شناختم.
+ «قبض و بسط»
خطبه یعنی معرفت الله!
خطبه یعنی معرفة الامام بالنورانیة!
خطبه یعنی یه چیز فوق العاده مهم و بزرگ و عظیم!
خطبه یعنی وقتی که بله میگی و دیگه چشم از نورت برنمیداری!
عین شکرای نور خودت باید باشی!
عروب باید باشی!
عشق از گیاه عشقه (پیچک) گرفته شده، یعنی دور نور پیچیدن «طواف»، و از او جدا نشدن!
پیچک حتی اگه خشک هم بشه، دور تنۀ درخت خودش میماند (برگ زردی که زیر سایه همین درخت می افتد!)
خطبه یعنی هزار اسم!
یعنی اسامی نام برده شده در دعای جوشن کبیر!
یعنی آرامش!
وقتی اسم نور روی اهل یقین قرار میگیره، دیگه خیال این اهل یقین راحت میشه و کسی نمیتونه بیاد و اونو مورد خطاب قرار بده!
خطبه، چه واژۀ زیبایی است!
کتاب لغت مقاییس اللغه در بیان معنی این واژه بعد از مفهوم کلام مینویسد:
«و أمّا الأصل الآخَر فاختلافُ لونَين.
قال الفرَّاء: الخَطْبَاء: الأتان التى لها خَطٌّ أسودُ على مَتْنِها، خطوط سیاه و سفید گوره خر، و الحمار الذكر أخْطَبُ. و الأخطَب: طائر؛ و لعله يختلِف عليه لونان.»
این «اختلافُ لونَين» اشاره به همون قبض و بسط قلبی داره که چیز بسیار مهمی است و انگاری همان کلام الله فعل منه است. افعاله تفهیم است.
پس خطب در اصل یک معنا بیشتر ندارد و آن هم این است:
الخطب، النّور الولایة!
«خطب» نام زیبای صاحبان نور و آیات محکم موید اندیشه آنهاست که اهل یقین در دل شرایط اینگونه مخاطب کلام نورانی آل محمد ع قرار میگیرند.
«الخِطْبَة: تقاضاى ازدواج از زن»
«خَطَبَ المرأةَ»، «خواستگاری»
+ «فیء – قبض و بسط»: ...